Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770312-41526S1

Date of Document: 1998-06-02

اختلال درصورت، بحران درسيرت بررسي مشكلات رواني - اجتماعي نيازمندان به جراحي هاي ترميمي و پلاستيك . سرويس اجتماعي: بيماري و مشكلات و مسائل اجتماعي - رواني از جمله موضوعات مهمي است كه هم اكنون گروه قابل توجهي از صاحبنظران مسائل رفاه اجتماعي را به خود جلب كرده است. در كشور ما اين شاخه تحقيقاتي چندان مورد توجه قرار نگرفته است. مطلبي كه در پي آمده است چكيده اي است از تحقيق دكتر حامد كبيري پيرامون آثار رواني - اجتماعي ضايعات و نقايص فيزيكي. همبستگي بسيار نزديكي بين جراحي هاي ترميمي وزيبايي از يك سو و روانپزشكي و روانشناسي وجوددارد. بنابراين شناخت مسائل رواني و اجتماعي متقاضيان جراحي هاي زيبايي و ترميمي بسيار مهم است. شايد جراحي ترميمي را بتوان جزئي از درمان مسائل رواني در آن دسته از افرادي دانست كه مشكلاتشان در اصل ناشي از نقايص فيزيكي مادرزادي يا اكتسابي است. امروزه دخالتهاي جراحي جهت بهبود بد شكليهاي بيماران توسط تيمهاي پزشكي متشكل از متخصصين جراحي، روانشناسان، روانپزشكان، متخصصين علوم اجتماعي و پرستاران دوره ديده جهت مراقبت از اينگونه بيماران صورت مي گيرد. مطالعات متعدد نشان داده كه جذابيت فيزيكي اثرقابل توجهي روي ميزان اعتماد به نفس و ديگر معيارهاي سلامت رواني دارد. مثلا در سال 1985 در پي تحقيقي در مورد كودكان داراي نقايص فك و صورت دريافته اند كه اين بيماران داراي مشكلاتي در زمينه درك از اضطراب خود، و اختلالات رفتاري در خانه و مدرسه هستند. و يا نتايج يك تحقيق ديگر در مورد اين افراد وجود دوره هايي از پريشان حالي و بحرانهايي در رابطه با ظاهرشان و احساس كلافگي، نااميدي و ناتواني در آنها را نشان داد. مطالعات انجام شده در مورد قربانيان حوادث سوختگي نشان مي دهد كه اثرات رواني درازمدت اين حوادث و مشكلات ايجاد شده در آنها شيوعي بين 30 تا 50 درصد دارد. جامعه مورد مطالعه در اين تحقيق 100 موردمراجعه كننده به درمانگاههاي جراحي ترميمي دانشگاه علوم پزشكي تهران (درمانگاههاي موجود در بيمارستان هاي رازي و امام خميني ) بودند. اكثريت مراجعين را طبقه متوسط و پايين تشكيل داده، افراد داراي مشاغل آزاد و كسبه درصد كمي از مراجعين به درمانگاههاي بيمارستانهاي دانشگاهي را تشكيل مي دهند. درصد قابل توجهي از مراجعين ميزان تاثير ضايعه بر ظاهر خود رازياد ذكر مي كردند كه اكثريت آنها را زنان تشكيل مي دادند كه اين امر با توجه به خصوصيات جسمي - روحي زنان و انتظار سنتي جوامع از جنس مونث براي داشتن ظاهر مقبول، قابل توجه مي باشد. در اكثريت مراجعين احساس ناخشنودي از حضور در مجامع مشاهده شد. به طوري %كه 59 مراجعين به گونه اي از احساس نارضايتي و كراهت از حضور در مجامع مختلف شكايت داشتند. در ميزان قابل توجهي از مراجعين اين محدوديت به قدري زياد بود كه حتي از حضور در جمع خانواده خود نيز احساس كراهت و شرم داشتند. و اين امر اهميت برطرف شدن نقايص نيازمند جراحي ترميمي در رابطه با سلامت رواني و بهبود كاركرد اجتماعي افراد را نشان %مي هداز 270 مراجعين از كاهش موقعيت اجتماعيشان به واسطه ضايعات ايجاد شده شكايت داشتند كه از اين بين %حدود 40 آنها عدم توانايي حضور در مجامعي كه حضور فعال داشته اند را ذكر مي كردند كه اين امر مي تواند ايجادكننده آسيبهاي رواني جدي در افراد بوده و سلامت رواني آنان را به مخاطره افكند. % از 5 مراجعين بواسطه ضايعه ايجادشده هيچگونه موقعيت قابل قبول اجتماعي را براي خود قائل نبودند. % از 30 مراجعين جهت جبران مشكلات اجتماعي ايجاد شده راهكارهايي را به خدمت گرفته بودند از %كه 60 اين بين را پنهان كردن مشكل شامل مي شد. اين استراتژي كه شايعترين استراتژي بكار گرفته شده جهت پيشگيري از عيان شدن ناتوانيهاي كاركردي، ظاهري و رفتاري است مي تواند بخاطر تاثير شديد اين ضايعات بر سلامت روان افراد بوده و شيوع بسيار كم انتخاب راهكارهاي مناسب از جمله تقويت ديگر تواناييهاي فرد جهت جبران نقص موجود تاييدكننده اين مدعا مي تواند باشد. % از 94 مراجعين حداقل يك مشكل روحي - رواني جديدناشي از مشكل ايجاد شده را ذكر نمودند كه نشان دهنده تاثيرات متعدد و مهم رواني - اجتماعي ضايعات ناشي از جراحات نيازمند جراحي ترميمي است. % از 56 مراجعين به درمانگاهها تغييراتي را در خلق وخو گزارش نمودند كه شاهدي ديگر بر تاثيرات بدشكليهاي ظاهري يا مشكلات كاركردي بر روان بيماران مي باشد. در بررسي رابطه بين متغيرهاي نحوه ابتلاء مختلف، باجنس رابطه معني داري داشت و همچنين سانحه شغلي كه از علل شايع مراجعه به كلينيكهاي كشورهاي صنعتي مي باشد در اين مطالعه %تنها 1 ازعلل مراجعه را تشكيل داد. % /81 1از مراجعين كه مشكل ظاهري خود را زياد توصيف مي كردند زنان %بودند/91 70از افرادي كه از عدم توانايي احراز شغل مورد نظر ابرازنگراني مي كردند افراد مجرد بودند با توجه به اينكه احراز شغل مورد نظر كه مانند ازدواج ازمهمترين متغيرهاي تعيين كننده رتبه امنيت اجتماعي، فكري، اقتصادي و حتي رواني و بيان كننده بسياري از جنبه هاي شخصيتي افراد مي باشد رابطه كاملا معني دار آن با وضعيت تاهل بسيار جالب توجه است. % از 75 افرادي كه بيشترين محدوديت اجتماعي مورد تصور (احساس كراهت و شرم از خانواده خود )را ذكر نمودند /44 4%و افرادي كه از حضور در محل كار احساس كراهت و شرم نمودند زنان خانه داربودند. اين امر بيانگر آن است كه برطرف شدن مشكلات ظاهري و كاركردي نقش مهمي در بازيافت نيروهاي فعال جامعه و ازبين برنده سدهاي موجودبر سر راه حضور افراد در جامعه است. تمامي افراد مبتلا به ضايعات ظاهري شديد و زياد را افراد داراي تحصيلات پائين تر ازديپلم تشكيل مي دادند. % /78 6از افرادي كه به خاطر ضايعه ايجاد شده خود را گناهكار دانسته احساس پشيماني مي نمودند قرباني ضايعه واضح ظاهري بودند، درحالي كه در بين افرادي كه نقص ظاهري واضحي نداشته اند /7 5خود %تنها را ملامت نموده اند /92 5%و آنها هيچ گونه احساس پشيماني و گناه ناشي از ضايعه درخود ننموده اند. از آنجايي كه اين احساس از معيارهاي مهم اختلال بعدازتروما بوده و اين اختلال ازخطرناكترين مشكلات روحي - رواني ناشي از خصوصا صدمات، ظاهري در افراد مي باشد، اين يافته ها تاكيدديگري بر نقش كليدي جراحان ترميمي در بازيافت سلامت روحي - رواني فرد و بازگرداندن وي به يك زندگي سالم و لذت بخش بوده و ازطرف ديگر عدم ارتباط اين احساس با شدت ضايعه علاوه بر تائيديافته هاي مطالعات قبلي غيرقابل پيش بيني بودن نوع و ميزان مشكلات روحي - رواني ناشي از صدمات مختلف بخصوص صدمات ظاهري را اثبات مي نمايد. % /76 9از افرادي كه به خاطر مشكل مذكور گوشه گيري و انزوا را (كه از معيارهاي اصلي تشخيص افسردگي اساسي است ) ذكر نموده اند قربانيان نوعي صدمه بر ظاهر تشكيل دادند. درحالي كه /7 5%تنها از افراد بدون مشكل ظاهري واضح و گوشه گير و منزوي گرديده اند. در گروه بدون ضايعه ظاهري نيز ذكري % /92 5از وجود مشكل مزبور ننموده اند. مبتلايان به نقص ظاهري به خاطر تبعات ناشي از ضايعه ايجاد شده هيچ گونه موقعيت قابل قبول اجتماعي براي خود قائل نبوده اند، درعوض هيچ يك از افرادي كه به واسطه ضايعه، نقص ظاهري پيدا ننموده اند چنين مشكلي را ذكر نكرده اند. تمايل به خودكشي نيز تنها در افراد داراي نقص ظاهري ايجاد گرديده و هيچ يك از افرادي كه دچار صدمه ظاهري نگرديده اند ذكري از ايجاد تمايل به خودكشي پس از صدمات ايجاد شده ننموده اند و تمامي آنها تمايل به خودكشي را انكار نموده اند. % از 75 افرادي كه به گفته خود پس از ضايعه مزبور توانايي حضور در مجامعي را كه حضور فعال داشته اند را از دست داده اند مبتلا به نوعي مشكل كاركردي بوده اند /98 6%و افرادي كه هيچ گونه نقص كاركردي نداشته اند مشكلي را هم در اين ارتباط ذكرننموده اند اين امر اهميت رفع نقايص كاركردي را به عنوان يكي از قسمتهاي مهم توانبخشي افرادآسيبديده جهت بازگشتشان به جامعه نشان مي دهد. نتيجه گيري كلي: اين مطالعه براي اولين بار در ايران انجام گرديده و از مطالعات كم نظير در نوع خود با توجه به روش انتخاب نمونه و تكنولوژي در متون پزشكي مي باشد به صريح ترين شكل و با واضح ترين دلايل اثبات ديگري بر وجود، اهميت و عمق مشكلات رواني - اجتماعي مبتلايان به ضايعات ظاهري و كاركردي نيازمنددرمانهاي جراحي ترميمي اين مي باشد مطالعه نه تنهادلايل محكمي بر شيوع بسياري از معيارهاي افسردگي و استرس بعد از تروما به عنوان شايع ترين مشكلات روحي رواني بيماران قرباني ضايعات ظاهري وكاركردي ارائه مي نمايد بلكه شواهد مبرهني را براي نشان دادن عمق مشكلات اجتماعي اين دردمندان مطرح مي سازد. شايد بيماران نيازمند جراحي ترميمي را بتوان از نيازمندترين دردمندان در بين كليه مراجعين به متخصصين رشته هاي مختلف پزشكي محسوب نمود چرا كه با توجه به يافته هاي اين مطالعه و ساير مطالعات انجام شده اينان نه تنها بايد زجر ناشي از اختلالات كاركردي احتمالي را تحمل نمايند بلكه دردي به مراتب جانكاهتر و غيرقابل تحمل تر كه هماناعوارض اجتماعي و روحي ناشي از اين ضايعات مي باشد دامنگير آنان است. شيوع 94 درصدي مشكلات روحي رواني ايجادشده پس از ضايعه شيوع سه معيار مهم اختلالات استرس بعد از تروما (خوابهاي مكرر در مورد اتفاق منجر به ضايعه و خودضايعه، اختلال خواب، سعي در فراموش كردن اتفاق منجر به ضايعه و يا خود ضايعه ) وجود يكي از انواع اختلالات خلق وخو در اكثريت بيماران، ارتباط وجود ضايعه ظاهري با احساس گناه و پشيماني ناشي از بروز ضايعه و همچنين ارتباط آن با گوشه گيري و انزواي ايجاد شده در بيماران و از همه مهمتر با تمايل به خودكشي در مراجعين تنها گوشه اي از يافته هاي تثبيت كننده اين تاثيرات روحي - رواني هستند. در رابطه با مشكلات اجتماعي پديد آمده نيز با وجود گستردگي دامنه متغيرهاي تعيين كننده موقعيت و مشكلات اجتماعي افراد بنظر مي رسد نتايج حاصل از اين تحقيق دلايل مطمئني جهت روشن نمودن اهميت گرفتاريهاي اجتماعي اين دسته از بيماران و لزوم اهميت دادن بدانها را ارائه دهند از جمله زياد توصيف نمودن ميزان تاثير اين مشكلات بر ظاهر بيماران توسط اكثريت قريب به اتفاق آنها، احساس شرم و كراهت نسبت به حضور در مجامع ازسوي 60 درصد آنها نگراني از عدم توانايي ازدواج و احراز شغل مورد نظر توسط اكثريت قريب به اتفاق افراد مجرد شركت كننده درتحقيق و شيوع پنهان كردن مشكل بعنوان يك راهكار براي جبران مشكلات اجتماعي درمبتلايان و بسياري ديگر نتايجي از اين قبيل. با توجه به ارتباط معني دار وجود ضايعات ظاهري با بسياري از مولفه هاي نشاندهنده مشكلات رواني و اجتماعي در افراد شركت كننده در تحقيق و عدم ارتباط ضايعات كاركردي با بسياري از اين مولفه ها و همينطور ارتباط جنس با اين مشكلات - بخصوص مشكلات اجتماعي - بار ديگر اهميت ظاهر و مقبوليت آن در كاركردهاي رواني افراد، خصوصا جنس مونث اثبات گرديده و ارزش برطرف شدن نقايص نيازمند جراحي ترميمي در رابطه با سلامت رواني و بهبود كاركرد اجتماعي افراد عيانتر مي گردد. پيشنهادات: - 1 از آنجايي كه بايد وجود اختلالات رواني - اجتماعي را در اكثريت مبتلايان به نقايص نيازمند جراحي ترميمي باور نمود استفاده از متخصصين سلامت رواني (روانشناسان و روانپزشكان ) و مددكاران اجتماعي در تيمهاي درماني اين بيماران غير قابل اجتناب به نظر نمي رسد. - 2 از آنجايي كه شيوع مشكلات رواني -اجتماعي در مبتلايان به نقايص عمده ظاهري و كاركردي بسيار بالا است، جراحي آنان بدون رفع مشكلات روحي - رواني - اجتماعي اشان در مواردي نه تنها كمك كننده نبوده بلكه بر عمق مشكلاتشان مي افزايد، لزوم استفاده از خدمات مشاوره اي روانشناسان و روانپزشكان و مددكاران اجتماعي قبل از اقدام به انجام هرگونه مداخله جراحي جهت نيل به نتايج مطلوب ضروري به نظر مي رسد. - 3 از آنجايي كه اين مطالعه با توجه به محدوديتهاي زماني و مكاني بعنوان يك شروع، يك ارزيابي كلي از وضعيت رواني واجتماعي مبتلايان به نقايص نيازمند جراحي ترميمي را در نظر داشته و بي شك قادر به تعيين وجود ميزان شيوع تمامي انواع اختلالات رواني - اجتماعي اين بيماران نبوده است و با توجه به اهميت درمان اين اختلالات كه گاه بيش از عمل جراحي جهت بهبود كاركرد فردي - اجتماعي آنان موثر مي باشد مطالعات توصيفي كاملتر ومطالعات تحليلي مربوطه با استفاده ازامكانات گسترده تر مي تواند سرآغازبازگشايي دروازه هاي جديدي جهت شناخت روحيات و مشكلات اين به واقع نيازمندان را گشوده و افقهاي بديعي را جهت درمان آنان روشن نمايند. در حال حاضر با توجه به گسترش مراكزتخصصي، درمان نقايص نيازمند به جراحي ترميمي بواسطه ازدياد متخصصين اين امر ودر دسترس قرار گرفتن تدريجي امكانات جراحي هاي چند مرحله اي و پرهزينه ترميمي در شهرستانها، مبتلايان به نقايص كاركردي و ظاهري اميد بيشتري به بهبود يافته و خوشبختانه روياهاي بسياري از اين نيازمندان مبني بر امكان برطرف شدن نقايص ظاهري و كاركرديشان روز به روز به تحقق نزديكتر مي گردد. ناگفته پيداست كه با توجه به پيشرفت بسيار سريع علوم خصوصا علوم پزشكي ورشته جراحي نااميدي از درمان نقايص ظاهري و كاركردي، منطقي به نظر مي رسد. گرچه بسياري از اعمال جراحي ترميمي بواسطه زمانبري زياد و چند مرحله اي بودن و ظرايف و دقايق بسيار مستلزم هزينه و امكانات فراوان مي باشند و گاهي امكانات انجام آنها در كشور وجود نداشته و يا ندارد اما هر روز كه مي گذرد شاهد امكان پذير گرديدن تعداد بيشتري از اين اعمال جراحي در داخل كشور و عمومي تر شدن خدمات رساني در اين رشته مي باشيم. به كليه عزيزاني كه خود را نيازمند اين سرويسها مي بينند توصيه مي گردد كه به مراكز درماني دانشگاهي در محل سكونتشان مراجعه نموده و از وجود مراكز درماني جراحي ترميمي در منطقه خودشان اطلاع حاصل نمايند و در صورت نبود امكان اين سرويس دهي در محل مزبور از نزديكترين مركز اين نوع خدمات اطلاعات لازم را بدست آورند. ضمنا همانگونه كه در نتايج تحقيق حاضرعنوان گرديد بروز مشكلات روحي - رواني بواسطه نقايص ظاهري و كاركردي امري مسلم و شايع مي باشد. لذا مراجعه به پزشكان متخصص بيماري هاي اعصاب و روان جهت تشخيص و درمان اين مشكلات نه تنها امري بي مورد و غير ضروري نمي باشد بلكه جزئي ثابت و بسيار مهم در فرايند درمان نقايص ظاهري و كاركردي مي باشد چرا كه همانطور كه ذكر گرديد گاهي درمان جراحي يك نقص ظاهري يا كاركردي بدون زمينه سازي رواني لازم به بدتر شدن وضعيت سلامت رواني فرد منجر شده و هدف اصلي علم طب كه همانا بهبود كيفيت زندگي و احوال افراد مي باشد را برآورده نمي سازد. ديگر اينكه از راهكارهاي منطقي و كارساز جهت مبارزه با مشكلات روحي - رواني ناشي از بدشكلي ها و يا نقايص كاركردي تقويت ديگر تواناييها و سعي در ارايه آنها در جامعه است. مبادا عزيزاني كه بواسطه نقايص مادرزادي يا حوادث دچار مشكلاتي در ظاهر فيزيكي يا تواناييهاي كاركردي گرديده اند مسير ياس و نااميدي را در پيش گرفته و با افكار تلخ و ويران كننده اي چون مطرود و منزوي كردن خود در جامعه و تصور عدم امكان پيشرفت در رده هاي اجتماعي مختلف اوقات گرانبهاي زندگي خويش را بي جهت با تلخ كامي و غم قرين سازند. دكتر حامد كبيري