Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770311-41519S1

Date of Document: 1998-06-01

يادداشت يك كارشناس محيط زيست درباره گزارش چابهار: حق اما آن درخت ها باشماست بائوباب نيستند عنوان مقايسه چابهار حال و بيست سال پيش: درياي كوچك مرده بائوبابها است، خشكيده اند و.. چاپ شده، اشتباهي جدي رخ داده است. لطفا به جمله زير كه عينا از مقاله استخراج شده است، توجه شود: يكي از جذابيت هاي منطقه تماشاي درخت هاي زيباي بائوباب يا انجير معابد بود كه مرا با فضاي داستان لطيف شازده كوچولوي سنت اگزوپري پيوند مي داد، درختي كه ريشه هاي هوايي زيبا و عجيب خود را در فضا گسترده بود. درخت بائوباب كه متاسفانه در عنوان مقاله هم باحروف درشت به چاپ رسيده است، اصولا در ايران وجود ندارد. درخت بائوباب با نام digitataعلمي Adansonia بومي آفريقاي مركزي بوده و فاقد ريشه هوايي است. در مقاله از انجير معابد نيز ياد شده است كه البته به هيچ وجه با درخت بائوباب نبايد اشتباه گرفته شود. انجير معابد religiosaيا Ficus داراي شاخه هاي بلندي است كه به هنگام رسيدن و تماس گرفتن باخاك، ريشه دوانيده و به تدريج شاخه و سپس تنه جديدي را به وجود مي آورند. بنابراين آنچه كه در ظاهر ممكن است به صورت ريشه هوايي جلوه كند، همان تنه هاي جديد و يا درختان جوان هستند كه پيرامون تنه اصلي يااوليه تجمع يافته اند. در عين حال بايد يادآور شد كه در جنوب كشور عموما گونه اول يا bengalensis Ficus است كه داراي گستره وسيع مي باشد. در جنوب ايران مهم ترين گونه هاي درختي كه تشكيل ريشه هوايي مي دهند، دو گونه خاص جنگل هاي حرا يا مانگرو مي باشند; يكي حرا يا marina Avicennia و ديگري چندل يا mucronata Rhizophora. بنابراين اولا درخت بائوباب و انجير معابد را نبايد با يكديگر يكسان دانست و ثانيا طي بيست سال گذشته بعيد به نظر مي رسد كه نويسنده محترم در منطقه چابهار با درختان بائوباب مواجه شده باشد. البته جاي قدرداني است كه نويسنده محترم هنوز دل به نجات محيطزيست ايران و به ويژه طبيعت آن بسته است. به همين سبب آرزو دارم، قلمشان، همچون قلم بنده و اميدهاي بنده، نخشكد. كامبيز بهرام سلطاني