Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770310-41510S1

Date of Document: 1998-05-31

حاكميت تفكرمردسالارانه مهمترين مساله زنان است گفت وگو با فائزه هاشمي صاحب امتياز ومدير مسئول انتشار روزنامه زن زمينه اي فراهم مي آورد تا زنان مسايل و مشكلات خود رابازگو كنند. از طرف ديگر نيز اطلاعات كارشناسانه و راهكارهاي عملي را به آنان ارائه خواهيم موضوعات نمود اجتماعي، سياسي، فرهنگي و ورزشي كشورهاي مختلف جهان از برنامه هاي ديگر اين روزنامه خواهد بود اشاره: هر چند مسايل زنان پيش از اين به طور متمركز در مجلات تخصصي زنان وبه صورت پراكنده در ديگر نشريات كشور به چاپ مي رسيد، اما باز هم به دليل تعدد و تنوع مسايل زنان، نياز به نشريه اي كه بتواند مشكلات زنان را از يك طرف و از طرف ديگر پيشرفت آنان را در عرصه هاي مختلف بازگو نمايد، احساس مي شد. اميد است كه انتشار روزنامه زن بتواند پاسخگوي اين نيازباشد... خبر انتشار گرفتن روزنامه زن فرصت مغتنمي بود كه گفت وگويي هر چند كوتاه با صاحب امتياز و مدير مسئول اين روزنامه فائزه هاشمي نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي پيرامون مسايل و مشكلات زنان كشورمان داشته باشيم كه حاصل آن تقديم شما خوانندگان مي شود. ضمن تبريك به مناسبت پيوستن روزنامه زن به خانواده مطبوعات بفرماييد، كشور، انگيزه و هدف از انتشار اين نشريه چه بوده؟ است از آنجايي كه مسايل زنان طي چند دهه اخير بيش از گذشته در تمام جهان مطرح شده، پس نياز است، ما هم همگام با اين روند حركت پس كنيم باتوجه به آنكه يكي از رسالت هاي مطبوعات آگاهي دادن به مردم و ارتقاي سطح بينش جامعه است، انتشار نشريه خاص بانوان بيش از پيش ضروري به نظر مي رسيد. در حال حاضر در مطبوعات كشور كمتر شاهد بيان و انعكاس مشكلات و معضلات زنان يا برعكس عملكردهاي مثبت و توانمندي هاي آنان بوده و هستيم. مسايلي كه تاكنون در مورد زنان مطرح شده، تنها بخشي از واقعيات است. به دلايل فوق و با توجه به سوابق كاري خود احساس مي كردم كه خلا بزرگي در مطبوعات كشور در ارتباط با مسايل زنان وجود دارد و انگيزه من از انتشار روزنامه زن پر كردن خلا موجود است. اهدافي كه قصد داريم در اين نشريه دنبال كنيم، بيان فعاليت ها و عملكردهاي زنان در ابعاد مختلف در زمينه مسايل حقوقي، سياسي، اجتماعي، فرهنگي و... است. در اين روزنامه از طرفي زمينه اي فراهم مي شود تا زنان مسايل و مشكلات خودرا بازگو كنند. ازطرف ديگر ما نيز اطلاعات كارشناسانه و راهكارهاي عملي را به آنان ارايه خواهيم نمود. موضوعات اجتماعي، سياسي، فرهنگي و ورزشي كشورهاي مختلف جهان از برنامه هاي ديگر اين روزنامه خواهد بود. آيا در اين روزنامه تنها به مسايل زنان پرداخته؟ مي شود مسايل زنان وجه غالب اين روزنامه است. اما ما در كنار پرداختن به مسايل زنان مانند ساير روزنامه ها به موضوعات مربوط به ايران و به جهان، بهترين وجه ممكن خواهيم پرداخت. تذكر اين نكته هم ضروري است كه روزنامه زن بر خلاف تصور عموم يك روزنامه زنانه نيست; لازم است مردان هم آن را مطالعه كنند تا آگاهي شان نسبت به مسايل و مشكلات زنان افزايش يابد. چون اكثر تصميم گيرندگان ما در جامعه مرد هستند; بنابراين آگاهي از مسايل زنان مطمئنا در تصميم گيري هايشان تاثيرگذار خواهد بود. مسايل زنان تاكنون در مجلات تخصصي زنان به طور متمركز و در ديگر نشريات به طور پراكنده مطرح بوده است. تصور مي كنيد در اين نشريات تاكنون به چه مباحثي كمتر اعتنا شده است كه روزنامه زن مي خواهد اين خلا را؟ پركند ما تعداد محدودي مجله داريم كه به مسايل زنان مي پردازند و اين سير باروند پيشرفتي كه زنان كشورمان در عرصه هاي گوناگون آغاز كرده اند، چندان هماهنگ نيست. نمي خواهم بگويم، اين نشريات خلاهايي دارند كه مامي خواهيم آن را پر كنيم; اما به دليل آنكه نشريات مذكور عمدتا هفته نامه و ماهنامه هستند، كمتر مجال آن را دارند تا به مسايل زنان بپردازند. پس نياز است كه در كنار نشريات موجود، نشريه اي منتشر شود كه مسايل زنان را به طور روزانه مطرح كند. به نظر شما مهم ترين مسايل زنان ما در حال حاضر؟ چيست من مساله اي را كه خاص زنان جامعه ما باشد، نمي بينم. مسايلي كه زنان درحال حاضربا آن مواجه هستند، تنها اختصاص به جامعه ما ندارد و زنان سايركشورها هم با آن روبه رو هستند. نمي گويم اساسا مشكلي وجود ندارد، اما واقعيت آن است كه مهم ترين مساله زنان، مربوط به طرز تفكر مردسالارانه اي است كه قرن ها بر ذهنيت مردم دنيا حكومت مي كند. وقتي هنوز هم طرز تفكرهايي مانند اينكه مرد بايد هم در خانه و هم در خارج خانه رئيس باشد، دستور بدهد و زن هم تابع او باشد، وجود دارد، بديهي است در چنين فضايي به زن بها داده نمي شود. اشاره به تسلط فرهنگ مردسالارانه كرديد، به نظر شما چه عواملي به اين طرز تفكر دامن؟ مي زند ديدگاه هاي مردسالارانه تنها مربوط به مردان در جامعه نيست. متاسفانه زنان در خانواده و در نقش مادر با تبعيض قايل شدن بين فرزند دختر و پسر، بار مسئوليت و انجام امور خانه را تنها بر دوش دختران قرار مي دهند و پسرها را حتي در مواردي، از انجام وظايف مربوط به خود معاف مي كنند. تحقيرهايي كه در خانواده نسبت به فرزند دختر اعمال مي شود، روحيه مشاركت و تقسيم كار را در خانواده از ميان برده و به تبعيضات و نابرابري ميان زن و مرد دامن مي زند. گفتيد، مساله اي كه خاص زنان جامعه ما باشد، نمي بينيد، بفرماييد، مسايلي كه عموم زنان با آن روبه رو هستند، چيست و چگونه مي توان به حل آن كمك؟ كرد مسايلي كه زنان به طور عام با آن روبه رو هستند، مربوط به نداشتن جايگاه مناسب در موقعيت هاي كليدي - چه در بخش تصميم گيري و چه دربخش اجرايي - و نابرابري حقوقي آنان با مردهاست. وقتي كه زنان در پست هاي مديريتي قرار گيرند، مي توانند، درباره مسايل زنان جامعه تصميم گيري كنند. اما وقتي كه در اين جايگاه ها قرار نمي گيرند، نه تنها نمي توانند مشكلات را مطرح سازند و به دنبال راهكارهايي براي حل آن بلكه باشند، در نهايت هم تصميم گيري در مورد امور مربوط به خود را بر عهده مردان مي نهند كه در مواقعي همين عامل سبب بروز مشكلاتي مثلا مي شود در بيشترمواقع قانون كامل است; اما به دليل آنكه مجريان قانون مرد هستند، قانون در موقع اجرا دچار اشكال مي شود. (به دليل همان حاكم بودن طرز تفكرمردسالارانه ) پس زماني كه زنان در موقعيت قانونگذاري و مهمتر از آن اجراي قانون حضوري فعال داشته باشند، اين مسايل تا حد زيادي حل خواهد شد. براي نمونه با احياي دادگاه خانواده و وجود مشاوران قضايي زن در سيستم اين دادگاه ها، زماني كه قاضي مرد ملزم مي شود، قبل از انشاي حكم نظر مشاور قضايي زن را هم لحاظ كند، از بسياري نارسايي ها كه در سيستم فعلي قضايي وجود جلوگيري دارد، خواهد شد. همان طور كه يادآور شديد تبعيض ها و نابرابري هاي حقوقي زنان و مردان، يكي ديگر از مسايل زنان است. اين نابرابري ها را بيشتر در كدام عرصه ها مي بينيدو چگونه مي توانيم چنين طرز تلقي هاي غلطي را در جامعه تغيير؟ دهيم به غير از محيط خانواده كه قبلا به آن اشاره شد، برخي از اين تبعيض ها مربوط به محيطهاي شغلي زنان است. بسياري از خانم ها از اين مساله گله دارندكه چرا در محيطهاي شغلي، انتخاب و انتصابها نه براساس لياقت و شايستگي كه بر اساس جنسيت صورت مي گيرد. باز هم يادآور مي شوم كه تبعيضات شغلي خاص جامعه ما نيست. در اكثركشورهاي جهان مردان از امتيازهاي تحصيلي، شغلي، درامدي و... مناسبتري نسبت به زنان برخوردارند. اين طرز تفكر نيز ناشي از بينش هاي غلط و عقايد قالبي است كه باز هم ريشه در فرهنگ دارد. براي تغيير چنين نگرش هايي، نيازمند توسعه فرهنگي هستيم. اين امر مرهون تلاش خود خانم ها در عرصه هاي گوناگون علمي، فرهنگي، اجتماعي، سياسي، اقتصادي و... است. از جمله موارد ديگر تغيير فرهنگ مي توان به آموزش - مستقيم وغيرمستقيم - به افراد جامعه اشاره آموزش كرد در نهايت سبب ارتقاي سطح فرهنگ عمومي و تغييرباورهاي غلط خواهد شد. در اين صورت حرف اول را توانمندي و قابليت ها خواهد زد و گزينش براساس همين معيار - و نه جنسيت - صورت خواهد پذيرفت. انتشار روزنامه زن نيز در راستاي اين اهداف خواهد همان بود گونه كه قبلا اشاره شد، توسط افراد مجرب و كارشناس، راهكارهاي عملي با توجه به شرايط جامعه ارايه خواهد شد. از صحبتهاي شما اين طور استنباط مي شود كه مشاركت زنان در كشور ما در عرصه هاي مختلف فعال نيست، آيا حضور بي سابقه زنان در انتخابات اخير را نشانگر تقويت روحيه مشاركت سياسي زنان كشور؟ نمي دانيد مشاركت سياسي تنها به معناي راي دادن نيست. در جايي مي توانيم مشاركت سياسي زنان را فعال بدانيم كه آنان در جايگاه هاي سياسي كشور حضور يابند. پس از انقلاب زنان در عرصه هاي علمي پيشرفت هاي چشمگيري داشته اند. اما شاهديم كه در پست هاي بالا و مسئوليت هاي كليدي مثلا در دانشگاه ها، معاونت ها و.. كمتر حضور دارند. به عبارتي بيشتر در زمينه هاي غيرسياسي زنان مشغول به فعاليت هستند و حضورشان در مقاطع حساس مانند سياست گذاري و تصميم گيري ها كمرنگ تر است. به طوري كه در حال حاضر در كابينه تنها يك خانم مشغول به كار مي باشد. فرموديد كه احراز پست هاي مهم و كليدي توسط زنان در جامعه ما بسيار كم است. دليل اين امر را چه؟ مي دانيد چون هنوز باوري كه بايد در اذهان جامعه مبني بر توانمندي زنان شكل كاملا گيرد، بوجود نيامده و حضور زنان چندان جدي تلقي نشده است. اين امر تا چه حد بستگي به خود زنان؟ دارد به نظر من بيشتر از آنكه جامعه را مقصر بدانيم، بايد خود زنان را در اين امر مسئول بدانيم. وقتي زنان خود را از صحنه اجتماع دور مي كنند و در مسايل اجتماعي كمتر مشاركت مي كنند، طبيعتا توانايي هاي خود را محدود كرده اند. اين در حالي است كه گسترش توانمندي نياز به پرورش دارد. زنان بايد تا جايي كه مي توانند، دانش و معرفت بياموزند و در صحنه هاي اجتماع حضوري فعال داشته باشند. در اين صورت از حقوق خويش مطلع شده ودر برابر جريان هايي كه منجر به تضييع حقوقشان مي شود، ايستادگي خواهند كرد. از طرف ديگر با نشان دادن قابليت ها و توانمندي هاي خود با افكار غلط حاكم بر جامعه مبارزه كرده و با مشاركت در امور مختلف در تصميم گيري ها و سياست گذاري ها خود را سهيم مي نمايند. براي برخي، بهادادن به مسايل زنان، مساله فمينيسم غربي را تداعي مي كند. بفرماييد چگونه مي توان ميان اين دو مقوله تفكيك قايل؟ شد فمينيسم به معناي دفاع از حقوق زنان است. اما مفهوم اين واژه براي عده اي به غلط و به مفهوم زن سالاري - در مقابل مرد سالاري - تعبير شده است. براي برخي ديگر هم فمينيسم به معناي بي بندوباري زنان غربي است. من طي مطالعاتي كه در مورد اين مكتب داشته ام، معناي اين واژه را چنين نيافتم. بايد بگويم اگر هم از اين واژه تعبير غلطي شده است، ما در جامعه اسلامي خود به دنبال تسلط زنان بر مردان يا خداي ناكرده آزادي هاي بي حد و حصر نيستيم. ما مي گوييم مشاركت و برابري زنان. البته منظور از برابري، تساوي در مسايل حقوقي و اجتماعي است كه ارتباطي با مساله جنسيت ندارد. در مجموع ما به دنبال اين هستيم كه به بخشي از حقوق اجتماعي زنان كه تاكنون كمتر مورد اعتنا قرار گرفته است، بيشتر بپردازيم. به دنبال اين نيستيم كه با عنوان زن بودن امتياز ويژه اي را به دست آوريم; بلكه مي خواهيم به خاطرزن بودن مان از حقوق حقه خود محروم نشويم. اخيرا در نشريات در جريان حوادثي چون كودك آزاري و همسرآزاري و... بوده ايم. حوادثي كه عمدتا كودكان و زنان را درمعرض خطرات جاني قرارداده و همچنان نيز مي دهد. براي رفع مشكلات فوق چه اقداماتي تاكنون در مجلس انجام شده ؟ است اين حوادث را ناشي از كمبود قانون نمي دانم. بلكه به دليل اجرا نشدن قانون شاهد چنين حوادثي هستيم. وقتي قاضي بدون بررسي صلاحيت پدر، صرفابه دليل مرد بودن و شوهر بودن به وي اختيارات تام مي دهد، چنين رخدادهايي چندان هم غيرمنتظره نيست. اين قبيل اتفاقات از يك طرف برمي گردد به همان طرز تفكرهاي مردسالارانه كه قبلا به بر آن اشاره شد. همان بينش و ذهنيتي كه موقع انشاي حكم قاضي نيز تاثيرگذار است. ازطرف ديگر مربوط مي شود به نظارت نكردن بر نحوه اجراي قانون. اشاره به نظارت نكردن بر نحوه اجراي قانون داشتيد. چرا نظارت بر نحوه اجراي قانون صورت نمي گيرد و اصولا متولي اين امر؟ كيست يكي از وظايف مجلس، نظارت بر نحوه اجراي قانون است. حتي كميسيون اصل 88 و 90 نيز اختصاص به رسيدگي به تخلفات اداري و ارگان هاي مختلف را دارد. وظيفه اين كميسيون پي گيري گزارش هايي است كه در مورد تخلفات اجرايي به اين كميسيون مي رسد. در حال حاضر شاهديم كه مجلس عمدتابه قانونگذاري بيشتر تكيه و تاكيد دارد تا بر نظارت بر نحوه اجراي قانون. دليل اين امر هم مربوط به جمعيت زياد كشور از يك سو و از سوي ديگر اشتغالات نمايندگان مجلس است. براي مثال يك نماينده فرصت كافي پيدا نمي كند تا با مراجعه به دادگاه ها و ساير ارگان ها بر نحوه اجراي قانون نظارت داشته باشد. وجود سازمان هاي غيردولتي زنان كه در زمينه مسايل تخصصي مختلف كار نيز مي كنند، مي تواند بازوي موثري باشد. همچنين كارشناسان مي توانند با راهنمايي هاي خود و ارايه راهكارهاي كارشناسانه ما را در حل مشكلات ياري رسانند. گفت وگو از: بنفشه پورناجي