Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770309-41493S1

Date of Document: 1998-05-30

آن آبهاي زلال و دامنه هاي سبز; دورند، دور... راهكارهايي براي حفظ مراتع عشايري (واپسين بخش ) اشاره: در فرازهاي نخستين اين نوشتار خوانديم كه اقتضانات زمانه سرنوشت معيشت كوچ نشيني را با ابهام روبه رو كرده است. گروهي (و از آن جمله متوليان امور عشايري در ايران ) اعتقاد دارند ديگر دوره كوچ نشيني گذشته است، و وقت آن رسيده كه كوچ نشينان به يكجانشيني رو اما بياورند گروهي ديگر، و اغلب هواداران محيطزيست، مي گويند كوچ نشيني شيوه اي هوشمندانه براي بهره برداري از منابع طبيعي پراكنده است، و با برنامه ريزي هاي فراگير و درازمدت مي توان زمينه تداوم كوچ را فراهم واپسين كرد بخش اين گزارش، كه دراآن به راهكارهايي ديگر براي بهبود شرايط زندگي كوچ نشينان ايران اشاره است، درپي از نظر خوانندگان محترم مي گذرد. كمبود سرمايه براي سرمايه گذاري طرح هاي بزرگ، از جمله ديگر مشكلات فراروي كوچ نشيني ايران است. طرح هاي بزرگي نظير كشتارگاه هاي دام، سيلوهاي ذخيره علوفه، انبارهاي علوفه، مراكز تبديل فراورده هاي دامي و غيره نيازمند سرمايه گذاري هنگفت است و اين مهم از عهده عشاير به تنهايي برنمي آيد، هم به دليل ضعف بيمه مالي وهم ضعف علوم كاربردي، لذا جا دارد منابع دولتي ويا بخش خصوصي با نظارت دولت در مناطق عشايري اقدام به سرمايه گذاري كنند. - 8 كمبود سرمايه مطمئن براي تامين ضروريات سال: تنها منبع سرمايه اي عشايرتعداد دام موجود است كه از درامد آن امرار معاش مي كنند و هر گاه به دلايلي مجبور به استفاده از سرمايه اوليه خود يعني دام موجود شوند قدرت اقتصادي آنهاتضعيف ودر مواقع بحراني نابود مي شوند. لذا اين قشر بايد تحت حمايت ويژه قرارگرفته و در مواقع ضروري از لحاظ بنيه مالي مورد حمايت قرار گيرند تا مجبور به فروش نابه هنگام و خارج از فصل دام خود نشوند. - 9 نابودي ايل راه هاي عشايري: در گذشته مسيرهاي كوچ مشخص بوده و دامداران بدون درگيري با روستائيان مسير و يا استفاده از راههاي غيرايلي به كوچ مي پرداختند اما امروزه به دليل توسعه كشت و ايجاد راه هاي ارتباطي بين شهري اغب ايل راه ها تخريب يا تبديل به جاده آسفالته گرديده اند و اين امر موجب بروز تصادفات و وقوع درگيري هاي ايلي مي شود. جا دارد مبادي ذيربط نسبت به تعيين ايل راه هاي عشايري اقدام و ضمن تفكيك جاده هاي عشايري از جاده هاي اصلي مانع ايجاد خسارات شود. - 10 كمبود وسيله حمل و نقل در منطقه عشايري: دام عشاير جهت كوچ از منطقه اي به منطقه ديگر مسافت بسيار طولاني را طي در مي كند گذشته با توجه به وجود مراتع غني در طول مسير و اطراق در منزلگاه هاي متعدد زمان كوچ طولاني بوده و دام مسافت كمي را در طول يك روز طي مي كرد اما امروزه مسافت بلند در منطقه ييلاقي و قشلاقي با سرعت زيادي جهت رسيدن به چراگاه ها طي مي شود كه در اين راه پيمايي افت انرژي بسيار بالاست و علوفه اي كه در منزلگاه قبل مورد مصرف دام قرار گرفته تا صرف توليد پروتئين شود صرف تامين انرژي راهپيمائي تا منزلگاه بعد مي شود. لذا ضرورت دارد نسبت به تامين وسيله حمل و نقل دام اين دو منطقه ييلاقي و قشلاقي اقدام تا در موعد مناسب با صرف انرژي كمتري دام به مرتع مورد نظر دست يابد. - 11 كمبود مراكز ذخيره علوفه: تغييرات آب و هوايي گاه سبب مي شود مناطقي باخشكسالي يا سيل گرفتگي مواجه شوند و در اين هنگام ضرورت تعليف دستي دام بيش از پيش است اما در مسيرايل راه هاي عشايري انبارهاي ذخيره علوفه كمتر بنا شده و يا چنانچه وجود دارد مورد بهره برداري واقعي قرار نمي گيرد كه در اين راستا لزوم توسعه و تجهيز اين مراكز ضروري مي نمايد تا دامدار عشايري در مواقع لزوم نسبت به تامين علوفه دامي مورد نياز مجبور به خريد گران آن نبوده و در صورت عدم توان فشار مضاعفي بر مرتع وارد نسازد. - 12 گراني علوفه دامي: تامين علوفه مورد نياز دام عشايري به طور عمده از مراتع حاصل مي شود و در صورت نياز به علوفه غيرمرتعي اين نياز بسيار گران تمام مي شودو در مواقع بحراني دامدار مجبور به فروش خارج از فصل دام براي تامين اين قسمت از نياز علوفه اي دام خود است. در اين خصوص تعيين مراكز تامين علوفه ارزان قيمت جهت ارائه علوفه موردنياز دام لازم و ضروري به نظر مي رسد تا دامدار ضمن حفظ دام خود فشار كمتري جهت جايگزيني دام فروخته شده بر مرتع وارد سازد. - 13 كمبودمراكز مناسب فروش محصولات دامي: مناطق عشايري به طور عمده صعبالعبور بوده و فاقد امكانات مناسب حمل توليدات به بازارهاي مناسب فروش هستند، لذا دلالان و واسطه ها با رخنه به اين مناطق محصول توليدي را با نازلترين قيمت از دامداران خريداري و در ازاي محصول مايحتاج ضروري آنها را با بالاترين قيمت تامين مي كنند. در اين باره مي بايست مراكز خريد و فروش توليدات و مايحتاج ضروري عشاير تعيين شود و به فروشگاه هاي محدود اتحاديه عشايري ايران اكتفا نكرد. - 14 كمبود آب سالم در سطح مراتع: نابودي پوشش گياهي مناطق سبب كاهش آبچشمه سارهاي دائمي و فصلي شده است و كمبود آب سالم و توزيع نامتعادل آن درمراتع موجب تجمع بيش از حد دام در حاشيه منابع آب موجود و در نتيجه انهدام مراتع آن منطقه مي شود ضرورت دارد براي تامين آب شرب دام و دامداران نسبت به حفر چاه و توزيع متعادل آب درسطح مرتع اقدام كرد چون آب قسمت اعظم وزن بدن دام را تشكيل داده و كمبود آب موجب كاهش وزن و بروز تلفات مي شود. - 15 عدم وجود جايگاه بهداشتي دام: با توجه به سيار بودن عشاير و عدم توان سرمايه گذاري در طرحهاي بزرگ دام عشاير در مدت حضور در مناطق ييلاقي و قشلاقي ازجايگاه مناسب و بهداشتي برخوردار نبوده و اين نبود جايگاه بهداشتي سبب افت توليد و آلوده سازي مراتع مي شود. پس ضرورت دارد با تقويت بنيه مالي عشاير آنان را تشويق به سرمايه گذاري در ايجاد جايگاه بهداشتي دام كرد. - 16 مشكلات ارائه خدمات دامپزشكي در مناطق عشايري: خدمات دامپزشكي داراي نظام خاصي بوده و گاه كنترل يك بيماري در كانون مشخص مستلزم تكرار مراقبت هاي دامپزشكي است و اين امر با توجه به شيوه كوچ روي مشكل مي نمايد و يا انجام بعضي واكسيناسيون هادوره اي بوده و در منطقه اي انجام مي پذيرد، اما با خروج دام از منطقه اوليه از كنترل دامپزشكي خارج مي شود و اين معضل حل نخواهد شد مگر همانند گذشته اكيپ هاي دامپزشكي عشايري فعال و پست هاي دامپزشكي در مناطق عشايري گسترش يابند. - 17 فقر بهداشتي در مناطق عشايري: غيربهداشتي بودن مناطق مسكوني، زندگي مشترك انسان و دام، عدم دسترسي به مراكز بهداشتي، كمبود مواد غذايي و غيره سبب شده عشاير از فقر بهداشتي رنج برند و در اين خصوص سالانه تعداد كثيري از جمعيت مولد عشايري بدليل ابتلاء به بيماري هاي رايج از بين مي روند. توسعه مراكز بهداشتي وتامين داروي مورد نياز مراكز موجود مي تواند سهم عمده اي در بهداشتي بودن زندگي عشايري ايفاء نمايد تا جامعه اي سالم و مولد قادر به ارائه خدمات باشند. - 18 كمبود سوخت: در گذشته به دليل وجود جنگل هاي انبوه سوخت مورد نياز عشايراز جنگلها تامين اما مي شد امروزه جنگلها روبه نابودي گذاشته و در بعضي مناطق كاملا نابود شده اند و عشاير جهت تامين سوخت مورد نياز اقدام به قطع درختان يا ريشه كني بوته هاي مرتعي مي كنند و اين امر زمينه نابودي مراتع و فرسايش خاك را فراهم لذا مي كند تامين سوخت فسيلي در مناطق عشايري يك ضرورت انكارناپذير است. - 19 عدم تناسب بعضي تسهيلات ارائه شده با فرهنگ عشاير منطقه: در گذشته بهايي به رفاه عشاير داده نشده و حفظ آنهاتنها جنبه سودجوئي و مقايسه اي يا لذت بردن ديگر جوامع بود، در دهه هاي اخير در مناطق عشايري تسهيلاتي ايجاد شد و زمينه دگرگوني شيوه زندگي عشاير منطقه فراهم شد اما در بعضي زمينه ها تسهيلات بدون مطالعه اجتماعي صورت پذيرفت و نه تنها موجب تقويت اين قشر مولد نشد بلكه بر سرعت مهاجرت آنان به شهرها افزوده و يا بعضي تسهيلات بلااستفاده در مناطق باقيمانده است و فرهنگ استفاده از آن تاكنون به منطقه نرفته است. لذا ضرورت دارد جهت ايجاد تسهيلات در مناطق عشايري مطالعات وسيع اجتماعي صورت پذيرد تا ضمن حفظ اين جامعه نسبت به تقويت سرمايه هاي آنان همت گماشت. - 20 فقر فرهنگي در مناطق عشايري: بي سوادي همواره در بين عشاير ايران يك معضل بوده است و نظام هاي گذشته سعي بر حفظ اين شيوه داشته اند واين امر در تاريخ پادشاهان ايران آشكار است و همواره اقشار جامعه ايراني خصوصا عشاير از مراكز فرهنگي دور نگه داشته شده اند و از شكوفايي استعدادهاي آنان جلوگيري كرده اند تا مناطق عشايري از توسعه يافتگي بازمانده و عشاير نياز خود را نشناسند و در استفاده از امكانات موجود با مشكل مواجه باشند. پس ضرورت دارد مدارس عشايري تقويت شود و همگام با ارائه خدمات فرهنگ بهره برداري در بين عشاير ترويج شود. موارد مذكور تنها دريچه اي گشوده شده بر مشكلات مراتع و مرتعداري عشاير ايران است و بررسي اين مشكلات نيازمند مطالعات جامع و دقيق است. شيوه بهره برداري فعلي از مراتع وضعيت اسفباري را به دنبال خواهد داشت و در صورتي كه برنامه ريزان مراتع عشايري اقدام قاطعي نكنند، به زودي شاهد از رونق افتادن دامداري و رواج حاشيه نشيني و تشكيل شهرهاي عشايري خواهيم بود. آنگونه كه تاكنون نيز صورت پذيرفته و دهكرد چهارمحال و بختياري كه روزگاري از دهات محل داد و ستد عشاير بختياري بوده امروز مركز استان بزرگي شده است. علي رضا خواجه