Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770309-41488S1

Date of Document: 1998-05-30

مميزي كتاب، بايدها و نبايدها يك موضوع، هفت ديدگاه گفت وگو با ناشران و نويسندگان درباره مميزي و سياستهاي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در اين زمينه سرآغاز; ناشري در مورد نحوه گرفتن مجوز چاپ براي يكي ازكتابهايش در دوره سابق ارشاد، مي گويد: وقتي نتوانستم فرد بررسي كننده را در مورد ايرادهايي كه به كتابم مي گرفت، قانع كنم و ازاصرار كردن نتيجه اي نگرفتم، به نوعي صحبت را به جبهه و خاطراتم از جنگ كشاندم. نتيجه اين شد كه وي تحت تاثير خاطرات من، از تمام عيبهايي كه تا آن لحظه براي كتاب در نظرگرفته بود، چشم پوشي كرد و جواز چاپ را صادر اگر كرد چه احترامي كه بررسي كننده كتاب، در اين مورد خاص به رزمنده بودن ناشر گذاشته، خود جاي خوشحالي و سپاسگزاري دارد، ولي در بسياري موارد ديگر، گرفتن جواز چاپ، تحت تاثير مسايل و روابط خارج شخصي، از ضابطه، سليقه اي و قايم به شخص بوده است و اعتراض بسياري از ناشران در مورد صلاحيت هاي مختلف اين افراد را به دنبال داشته است. در حال حاضر مسئله مميزي كتاب از مباحث جدي در بين نويسندگان، مترجمان، ناشران و مسئولين وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي است و ضرورت يا عدم ضرورت مميزي كتاب در كنار مسايل مالي، پايين بودن فرهنگ كتابخواني و عدم حمايت عمومي مسئولان، در دستور كار دست اندركاران امر نشر قرار دارد. برپايي نمايشگاه بين المللي كتاب تهران، فرصتي شد تا نظر هفت تن از ناشران و نويسندگان را در مورد مسايل مميزي كتاب، درقالب صفحه يك موضوع، هفت ديدگاه اين هفته جويا شويم. هايده تولايي، مدير انتشارات آتيه بحث مميزي يكي از مهمترين مسايل در امر نشر كتابدر ايران است. متاسفانه نبودن هيچگونه قانوني كه بتوان براساس آن نسبت به محتواي كتابها اظهار نظر كرد، كار را بيشتر وابسته به سليقه افراد بررسي كننده كرده است و به همين علت، اين عارضه باعث بي اعتمادي عده زيادي از خوانندگان كتاب و يكي از عوامل اصلي كاهش فروش كتاب به ويژه در چند سال گذشته بوده است. طبيعي است وقتي براي خواننده كتاب اين ذهنيت پيش بيايد كه متن كتاب حتما دچار تحريف و دست خوردگي شده است، نسبت به مطالعه و خريد كتاب بي علاقه مي شود. بنابراين، يكي از راههاي كاهش بحران اقتصادي در امر نشر كتاب، ايجاد ضوابط و چهارچوبهاي قانوني است كه با اين وسيله، اعتماد مردم جلب شده و رونقي كه اكنون در فضاي مطبوعات پيدا شده، براي كتاب نيز ايجاد شود. در سالهاي گذشته، امر مميزي كتاب به شكلي در آمده بود كه حتي استفاده از كلماتي نظيركمدلخت نيز از نظر بررسي كنندگان، خلاف محسوب مي شد. خوشبختانه با تحولات فرهنگي گسترده در يك سال اخير، نگرش مسئولان به امر نشر واقع گرايانه تر شده من است اميدوارم كه با تدوين قانوني متناسب با شرايط فرهنگي جامعه ايران، تكليف نشر كتاب روشن شده و ناشر با امنيت كامل بتواند متناسب با توان خود، نسبت به نشر كتاب اقدام كند و سرنوشت سرمايه گذاري وي منوط به سليقه افراد نشود. بحث ديگري كه شايد مهم باشد اين است كه وجود يك قانون رسمي طبيعتا بايد مبتني برعدم مميزي يا مميزي پس از انتشار باشد. زيرا اساسا مميزي در حال حاضر ناشر را مسلوبالاختيار و بدون مسئوليت قلمداد مي كند. در حالي كه هر صاحب اثري بايد مسئوليت نشر كتاب خود را بپذيرد و وجود قانونمندي در امر نشر، مي تواند در صورت تخلف ناشر، وي را برابر قاضي قرارداده و از بحرانهايي كه ممكن است همواره فضاي نشر را دربر گيرد، جلوگيري كند. دكتر فريده خلعت بري، نويسنده و مدير انتشارات شباويز پيش از آنكه بگوييم مميزي كتاب خوب است يا بد، بايد است يا نبايد، به جاست يا نابجا، سزاست يا ناسزا و شايد است يانشايد، بهتر است معنا و مفهوم آن را تعريف كنيم و كاربردش را به بررسي بنشينيم. مميزي كتاب، به معناي اعمال نظر و سليقه شخصي نيست، مقتضاي روز را مد نظر قراردادن و فرداها را ناديده گرفتن حربه اي نيست، براي در هم كوبيدن و از سرراه برداشتن مخالفان و رقيبان نيست و مهم تر از همه، هم معناي واژه منفور و مغضوب سانسور نيست. آنچه موجب شده بود اهل قلم، چه نويسنده، چه شاعر، چه چه مترجم، گردآورنده و حتي ناشر با شنيدن واژه مميزي وحشت زده شوندبخاطر آن بود كه مميزي به معناي مثله كردن بود و شير بي يال و دم و اشكم ساختن، بازي با واژگان بود و خلاقيت جواناني كم تجربه زدودن و اسير احساسات تند، فرمان حذف كردن و عوض كردن مي دادند و به ازاي چند كتاب مشروط، كتابهاي به مراتب بيشتري را هم غيرمجاز اعلام مي داشتند و با قطعه كاغذي بدون امضاء و بدون تاريخ، بي آنكه دليلي آورده شود، خط بطلان بر زحمات شبانه روزي پديد آورندگان كتاب مي كشيدند. بحث و گفتگو بي نتيجه بود، زيراكه منطقي بر تصميم اخذ شده، حكومت نمي كرد تا با آن مقابله شود. گوشها براي شنيدن حرف حق و دفاع بجا، باز نبودند و چشمها به امتيازها و زيباييهاي كتابها بربسته هيچ بودند زباني به دفاع گشوده نمي شد و هيچ دستي براي بازداشتن به حركت در به تدريج نمي آمد قلمها از نوشتن بازماندند، كتابها از محتوا تهي شدند واهل قلم گوشه عزلت گزيدند، كتابخوانها هم جايگزيني براي نتيجه كتابيافتند اين شد كه امروز تيراژ هزار نسخه اي نيز با مشكل فروش روبه روست و انبارنشين شده است. حفظ هويت فرهنگي، اولويت نخست هر جامعه اي است. هويت فرهنگي ما هم، ريشه در دين ما، تاريخ ما، سنتهاي ما و باورهاي ما دارد. براي آنكه خود باختگي فرهنگي، تيشه به ريشه استقلال و تماميت ما نزند، بايد از همه امكانات مان بهره برگيريم. در اين جاست كه مميزي به معناي درست آن، ابزاري مفيد تواند بودو چون سدي استوار، هجوم امواج تهاجمي ديگر فرهنگها را بي اثرخواهد كرد. هيچ كس نمي تواند مدعي شود كه همواره گامهايي كه برمي دارد، در حفظ مصالح شخصي خود وي نيز بهترين است، چه رسدبه زماني كه منافع ملي و فرهنگي جامعه مطرح مميزي باشد به عنوان نظر دوم گرفتن است و به معني مشورت خواستن از دوست آگاه تر. اگر بپذيريم كه همگي ما، چه نويسنده، چه ناشر و چه مميز هدفي جز اعتلاي فرهنگ كشور و رسيدن به اوج نبايد داشته باشيم، بنابر اين، مميزي را هم داوطلبانه و آگاهانه بايد خواستار شويم تا مبادا از چشم ما پنهان مانده اي، تنديس ستايش سزاي ما را خراش اندازد. احمد سميعي، نويسنده از من سوال مي كنيد كه آيا در كشور ما بايستي مميزي كتاب باشديا؟ نه در پاسخ خواهم گفت: هم آري و هم نه. خواهيد گفت: اين كه جواب نشد، آري و نه چه معنايي؟ دارد! بايستي توضيح بدهم: بين مميزي و سانسور اختلاف فاحشي هست. معمولا موقعي كه مي گويند مميزي آنچه صورت عمل به خود مي گيرد، سانسور است. از اين رو من عقيده دارم، اگر تنها صرف عنوان كردن لغات باشد مي گوييم نه، ولي اگر حقيقتا هدف مميزي باشد مي گويم دوستي آري برايم نقل مي كرد، در رژيم گذشته، در جلسه اي كه در حضور نخست وزير تشكيل شده بود، يكي از حضار شديدا به مسئله مميزي كه در آن روزها سانسور بود، اعتراض كرد و دليلي را هم كه ارايه داد، جلوگيري از انتشار كتابرستم التواريخ بود. نخست وزير كتاب را نديده بود، به اين مناسبت در حضور جمع، از وي كه استاد دانشگاه و جامعه شناس بود، درخواست كرد شخصا نمايندگي او را به عهده بگيرد، و با مراجعه به وزارت فرهنگ و هنر آن ايام، نسبت به تهيه و تنظيم آئين نامه اي براي نشر كتاب اقدام كند و قول داد شخصا در اجراي آن كوشا باشد. همين دوست برايم حكايت مي كرد، آيين نامه نوشته شد و به تصويب پس رسيد از چندي در جلسه ديگري بازهم در حضور نخست وزير همان شخص تهيه كننده آيين نامه، به شدت با آزادي نشر به مخالفت برخاست و اين بار دليل آورد، بعضي از آثاري كه به عنوان شعر نو، چاپ و منتشر مي شود، موجب فساد در جامعه شده، چون اين قبيل آثار موجب انحراف جوانان مي گردد. آن روز نخست وزير در پاسخ به آن استاد دانشگاه گفت: ملاحظه كرديد آيين نامه شما چه نتايجي را به بار آورد! اين يك خاطره بود، ولي واقعيت اين است كه در هر مقوله اي بي بندوباري موجب فساد مي شود، و بايستي از آن جلوگيري كرد. متاسفانه در شرايط حال حاضر هم، ما مي بينيم كه با مميزي وزارت ارشاد، كتابهايي منتشر مي شود كه، اگر نگوييم موجب فساد اخلاق مي شود، مي توان گفت: مضاري خواهد داشت! براي مثال آيا به واقع انتشار خاطرات پروين غفاري در جمهوري اسلامي كار عقلايي بود. در حالي كه شخصا شاهد هستم كه خاطرات افراد ديگري كه مي تواند روشنگر وقايع تاريخي باشد، مدتهاست براي اجازه انتشار معطل مانده است. در اينجا بايد پرسيد؟ چرا به نظر من، اين يكي از دلايل عدم اقبال مردم به خريد كتاب است. زيرا اين تصور وجود دارد كه، آنچه نشر مي شود يك سويه است و كمتر حقايق در آثار چاپ شده مدنظر است. پس كتابي خريداري مي كنيم كه براي كسب علم و اطلاع نباشد و تنها هدف سرگرم شدن باشد! امير مهدي مراد حاصل، نويسنده و مدير انتشارات پيام نور مسئله مميزي كتاب سالهاست كه مورد بررسي و ارزيابي محافل فرهنگي قرار گرفته است. ولي با توجه به اينكه هنوز قوانين و معيارهاي مشخص و مدوني تدوين نشده است، جاي بحث و گفتگو دارد. مسئله مميزي كتاب مخصوصا براي قشر نوجوان وجوان از آن درجه از اهميت برخوردار است كه اگر سالهاافراد متخصص روي اين امر كار كنند، ارزش آن را زيرا خواهدداشت كتاب جزء فرهنگ ماندني جامعه خواهد بود. به نظر من هيچ فرد دل سوخته فرهنگي، مايل به اين امرنخواهد بود كه مميزي كتاب برداشته شود. بلكه حرف بر سرشيوه و نحوه اين مميزي است. نقد كتاب يعني جدا كردن سره از ناسره و بايد قبل از چاپ كتاب صورت بگيرد. زيرا كودك و نوجوان تا از نظر فكري به آن مرحله از رشد و پختگي لازم نرسند، نبايد غذايي مسموم فكري به آنها ما خورانيد در جمهوري اسلامي زندگي مي كنيم و طبعا به توصيه هاي اسلام درباره غذاي روح توجه خاصي خواهيم داشت. اگر كتابي بدون مميزي به دست چاپ سپرده شود و آسيبهاي عاطفي، رواني و اخلاقي به كودكان و نوجوانان ما واردآمد، چه كسي پاسخگو خواهد؟ بود اگر كودكي با مطالعه يك كتاب، هراس زده و مغموم شود، يانوجوان يا جواني احساسات جنسي اش تحريك شود و به صورت زودرس برانگيخته شود، ما كارفرهنگي كرده ايم!؟ درست است كه تنها كتاب و ادبيات و فرهنگ نوشتاري نيست كه مي تواند نسل نو و ناپخته و كم تجربه را به كج رفتاري بكشاند، بلكه همه عوامل مختلف خانوادگي، اجتماعي و... موثر است اما كتاب به خاطر آنكه مي ماند و هميشه مي توانددر دسترس باشد، از حساسيت خاصي برخوردار است. گله اي كه بيشتر ناشران و نويسندگان در اين چند سال گذشته نسبت به مميزي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي داشته اند، بر سرناهماهنگي ها و تناقض هايي است كه در عملكرد مميزهاي ارشاد ديده اند و اين امر نشان مي داد كه روح قانونمندي، بر اين جريان حاكم نيست. اما متاسفانه گروهي مي خواهند با ترويج افكار روشنفكري صرف، بدون پشتوانه هاي مذهبي و معنوي، حركتي باز و بدون سانسور منطقي را بر نشر كتاب حاكم كنند. به نظر من، مميزي كتاب بايد باجريانها و حركتهاي اسلامي در سطح جامعه هماهنگ باشد. كاراصلي مميزي آن زماني رسالت واقعي خود را پيدا مي كند كه ضدارزشها به صورت ارزش جلوه پيدا نكنند. بيژن محمدي، مدير انتشارات تيرنظر به اينكه در مورد وضعيت مميزي وزارت فرهنگ و ارشاداسلامي عقايد زيادي بيان شده است، من نيز در اينجا وظيفه خود مي دانم كه صحبت كوتاهي در اين مورد ابراز كنم. همسر من فريده مهدوي دامغاني، تنها خانم مترجم چهارزبانه ايران است و بيش از شصت عنوان كتاب در طول ده سال اخيرترجمه و منتشر كرده است. اكثر كتابهاي ايشان، اعم از كتابي كه بنده به عنوان ناشر ايشان منتشر كرده ام، و يا كتابهايي كه ناشران ديگر به چاپ رسانده اند، از شهرت ومحبوبيت خاصي برخوردارند و من معتقدم در هر سرزمين بويژه درميهن عزيزمان، كه با آرمانهاي مقدس انقلاب اسلامي مزين شده است، هر مترجم با ميزان آگاهي و دانشي كه اندوخته يقينا است، از ضريب هوشي نسبتا بالايي بايد برخوردار باشد تابتواند كتابي را از زباني ديگر ترجمه كند. يك مترجم متعهد ومقيد به شئونات ارزشمند اسلامي، يقينا مي داند كه چگونه و چطور مطالب هر كتاب را بنا به ضوابط موجود دروزارت ارشاد ترجمه كند و ديگر نيازي به مميزي نيز نباشدو هيچ مترجم لايقي كه قلم را وسيله اشاعه فرهنگ و هنر و ادبقرار داده است، هرگز مايل نيست كتابي ترجمه كند كه نوجوانان و جوانان اين مملكت با ورق زدن صفحات آن، دستخوش افكار انحراف آميز شوند. هيچ مترجمي كه علاقه مند به كارش باشد، مايل نيست كه كتابي غيرمجاز اعلام شود و يقينامترجمان به قدر كافي از شعور بالايي برخوردار هستند تابدانند چه مطالبي براي ارزشهاي مذهبي، سياسي و معنوي ميهن عزيزمان مخاطره آميز و حتي ناشايست هستند تا نيازي به نظر نهايي بررسي كننده محترم نباشد. وضعيت مميزي صرفازماني خوب است كه قانونمندي حاكم باشد و بررسي كننده بنا به ضوابط خاص، اظهار نظر نهايي خود را اعلام بدارد. محمدرضا محمدرحيم نيا، مدير انتشارات خانه آفتابمن فكر مي كنم مميزي كتاب مشكلات فراواني را براي وزارت ارشاد و گروه كثيري از ناشران به همراه دارد از جمله اينكه، صرف مقدار زيادي از بودجه كشور كه به فرهنگ اين جامعه اختصاص دارد و مي تواند به جاي خود براي توسعه فرهنگي به نوعي ديگر به مصرف برسد. اتلاف وقت ناشر و مسئولان ارشاد نيز، از نتايج وجود مميزي به شكل موجود است كه ازاين وقت، مي توان براي بهبود كمي و كيفي كتاب سود برد. همچنين، به هر شكلي كه به موضوع مميزي بنگريم، به اين نتيجه مي رسيم كه اعمال نظرهاي مشخص باعث رد و يا قبول كتاب شده است. بايد توجه داشت هر بررسي كننده كتاب يامميز، نكاتي را از ديدگاه خود مهم مي داند و به آن اشاره داردو اين مطلب را به وضوح در دوره هاي مختلف ديده ايم. در هردوره جديدي از نظام، مميزان طبق سياستهاي جديد تعويض ويا تغيير رويه داده اند و از اين رو، ناشر را در بلاتكليفي قرارداده اند. كتابي را كه در چند سال پيش ناشري به چاپ رسانده و از نظر جامعه و فرهنگ كشور بلامشكل بوده، دردوره بعد با مخالفت از سوي اداره مميزي روبه رو مي شود. بعداز گذشت اين دوره هم، افراد ديگري بر سر كار مي آيند ونگاهي ديگر به همان كتاب مي اندازند و باز هم ناشرسردرگم مي ماند. از طرفي، وقتي زمان، هزينه، نيرو و امكانات صرف مميزي شود، وزارت ارشاد از خط اصلي فعاليت خود كه ساختن زيربناي اصلي فرهنگ جامعه است، به ناچار دورمي ماند، من معتقدم وظيفه چنين وزارتخانه اي، همان طور كه ازعنوانش هويداست برنامه ريزيهاي مختلف جهت رشد اين يعني مقوله، كتاب است. آنچه كه در اذهان شكل گرفته و بدون آنكه قصد اتهام زدن به فرد خاصي وجود داشته باشد، اين است كه برخي از افراد مميز كتاب به هر حال با برخي از ناشران ارتباط كاري دارند و اين امر در تصميم گيري ها و اعلام نظرهايشان مي تواند موثر باشدو اگر احتمال اين موضوع را يك درصد تخمين بزنيم، باز هم جاي اعتراض را باز مي گذارد. من فكر مي كنم چاپ كتاب چه به صورت فعلي و يا به شكل قانونمند همانند مطبوعات، ادامه مي يابد و اگر خلافي صورت گيرد، ناشر، محكوم در محكمه قضايي است ولي در شكل فعلي يعني با وجود مميزي كتاب، ناشر با قوت قلب بيشتري به محكمه مي رود، چرا كه از وزارت فرهنگ و ارشاد مجوز اسلامي، چاپ در دست دارد و شايسته است چنين خود وزارتخانه اي، را از حيطه اتهام برهاند. اگر باز هم همين رويه باقي بماند، جاي گله هاي بسياري مي ماند، از جمله اينكه چراافراد بررسي كننده كتاب، از تعدادي افراد خاص تشكيل شده است و چرا اين افراد جايشان را با ديگران عوض مگر؟ نمي كنند يك فكر در جامعه جايگاه دارد و چرا كمتر از ناشران به عنوان افراد صاحبنظر و يا افرادي كه با تجربه زياد خودمي توانند راهگشاي مشكلات بررسي و چاپ كتاب باشند، استفاده مي شود. محمدرضا جاسبي، مدير انتشارات پيام آزادي اگر با يك ديد عميق به موضوع مميزي كتاب توجه كنيم، متوجه مي شويم كسي كه بعد از تحقيق و بررسي پيرامون مبحثي، كتاب رامي نويسد، دوست دارد آن را چاپ كند و در منظر اهل كتابقرار دهد. اين حق طبيعي هر فرد است و حتي بايد نويسندگان ومحققان را تشويق كرد، همانطور كه در جمهوري اسلامي ايران نيزاين عمل شايسته انجام مي شود و هر سال به نام مراسم انتخابكتاب سال، كتابهايي معرفي شده و جايزه مي گيرند. نبايدفراموش كرد همانطور كه نويسنده به عنوان فردي از افراد جامعه صاحب حق است، خوانندگان فراوان يك كتاب نيز، حق بيشتري ازيك نويسنده دارند. حال سوال اين است كه اگر كتابي نوشته و چاپ شود كه براي افراد جامعه مضر باشد، چه كسي بايد جلوي آن رابگيرد كه حق افراد جامعه و مخصوصا جوانان مورد تهديد قرارنگيرد. پس بايد كتابها مميزي شوند و كتابهاي خوب را از بد جدا. همه مي دانند كه در همه جاي دنيا، اين امر، طبيعي است ونمي گذارند كتابهايي كه مخل جامعه باشد، چاپ و نشر يابند. سال گذشته در هفته كتاب وقتي خدمت مقام معظم رهبري رسيديم، ايشان با ديد باز و گسترده خود در مورد مميزي كتاب تاكيد داشتند و طي بياناتشان فرمودند كه افرادعالم به مسائل، براي جلب رضاي خدا، اين كار را انجام دهند. من فكر مي كنم نويسندگان و ناشراني كه خير جامعه را مي خواهند و كتابهاي مفيد مي نويسند مشكلي با اداره كتابو مميزي آن ندارند، و بيشتر كساني مشكل دارند كه كتابهايي مسئله دار مي نويسند و چاپ مي كنند. گفت وگوها از: محرم حيدري