Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770307-41481S3

Date of Document: 1998-05-28

تاثير مراكز علمي اسلامي بر دانشگاههاي اروپا مراكز علمي در تمدن اسلامي بخش پاياني در مورد نقش دانشگاههاي اسلامي در تحول و ترقي دانشگاههاي اروپا و تاثيراتي كه در زمينه هاي گوناگون بر آنها گذاشته است، بايد گفت بي ترديد دانشگاههاي اروپا در بسياري از مسائل دانشگاهي، نظير سبك معماري، دوره هاي تحصيلات و روش تعليم دانشجويان، برنامه هاي تدريس، كتابهاي مورد بحث و بسياري موارد ديگر، از مراكز علمي جهان اسلام اقتباس و استفاده كرده اند ( ) 45 كه به طور اختصاربه جلوه هايي از آن موارد اشاره مي كنيم. - 1 دانشگاههاي اروپا در بدوتاسيس هم از لحاظ هدف و هم از لحاظ برنامه تدريس ازدانشگاههاي اسلامي پيروي كردند، به گفته مورخين غربي يكي از هدفهاي اصلي دانشگاههاي اروپا به ويژه دانشگاه پاريس و دانشگاههاي ايتاليا مانند بولونيا و پالرمو، احياي مطالعات ديني و رونق بخشيدن به مسائل مذهبي بود. الهيات ازجمله دروس مهم و باارزشي بود كه در آن دانشگاهها تدريس مي شد، عده اي از شخصيتهاي برجسته و معروف اروپا چون آبلار، آلبرت كبير، توماس آكوئيناس، راجر بيكن و غيره از فارغ التحصيلان يا استادان اين دانشگاهها به حساب مي آمدند. تفكر حاكم بر آن دانشگاهها تفكر ديني بود. همه چيز با محك دين سنجيده مي شد. حتي فلسفه و علم نيز در خدمت دين بود. بنابه اعتقاد وين لوي ( ) 46 اروپائيان اين سبك را از نظاميه بغداد اقتباس كرده و در دانشگاههاي خود رايج كردند، چونكه هدف عمده موسس نظاميه (خواجه نظام الملك ) نيز همان آموزش مسائل مذهبي و گسترش و بسط احكام ديني بوده است و براي اين كار از بزرگترين استادزمان خود يعني غزالي كه سخت پاي بند احكام شريعت بود وافكار ضدفلسفي داشت استفاده كرد. ( ) 47 - 2 دانشگاههاي اروپا در سيستم برنامه هاي درسي خود نيز از شيوه دانشگاههاي اسلامي استفاده كردند، دروسي كه در دانشگاههاي اروپا تدريس مي شد، شامل هفت موضوع يا علم بود كه به دو قسمت ثلاثي ( ) 48 رباعي ( ) 49 تقسيم مي شد. ( ) 50 جان برنال در كنارعلم در تاريخ خودمي نويسد: سه عامل نخستين كه عادي تلقي مي شدند عبارت بودنداز صرف و نحو، معاني و منطق بيان. هدف، تدريس آنها اين بود كه طلبه به نحوي مدركاسخن بگويد و بنويسد البته طبعا به زبان لاتين سپس نوبت به علوم اربعه يعني هندسه، حساب، نجوم، موسيقي مي رسيد. تنها بعد از اكتساب اين مقدمات بود كه طلبه استحقاق تحصيل فلسفه الهيات را پيدامي كرد. جالب اينجاست كه موضوعات مقدماتي نه تنها مادي -خاكي بلكه علمي نيز بودند. ازاين لحاظ دانشگاههاي مسيحي ازالگوي اسلامي دنباله روي مي كردند. ( ) 51 - 3 كتابهاي درسي دانشگاههاي اروپا چه در قرون وسطي و چه مدتهاي مديدي بعداز آن، ازميان ترجمه لاتيني كتابهاي اسلامي از قرن دوازدهم ميلادي شروع شده بود انتخاب مي شد، اين كتابها كه يا تاليف خود دانشمند اسلامي و يا ترجمه اي از زبان يوناني و ايراني هندي بود، مبناي اصلي دروس دانشگاهي را تشكيل مي دادند. دكتر گوستاو لوبون در اين باره مي نويسد: تمام دانشكده ها ودانشگاههاي اروپا تا پانصد الي ششصد سال به همين ترجمه ها دائرو مدار علوم ما تابع علوم مسلمين بوده است و در بعضي رشته هاي علوم مثل طب مي توان گفت كه تا زمان ما ( ) 52 هم جاري مانده است چه در فرانسه مصنفات بوعلي سينا تا آخر قرن گذشته باقي بوده شروحي بر آنهانوشته مي شد. ( ) 53 گوستاو لوبون در جايي ديگرمي نويسد: تا قرن پانزدهم قولي را كه ماخوذ از مصنفين عرب نبود مستند نمي شمردند، رژرباكن ( ) 54 لئونارددوپيز ( ) 55 آرنود ( ) 56 ويلاف ( ) 57 رايمون لولي ( ) 58 سن توماس ( ) 59 آلبرت كبير ( ) 60 و آلفونس دهم ( ) 61 تمام آنها يا شاگرد علماي عرب بودند و يا ناقل اقوال آنها. ( ) 62 سرازير شدن سيل عظيم تاليفات و ترجمه هاي دانشمندان اسلامي به اروپا از يك سو، و تنوع آن كتب به نسبت موضوعات خاص و رشته هاي مختلف از سوي ديگر، تحول بزرگي در رشدافكار دانشجويان آن سرزمين ودگرگوني نظام آموزش دانشگاهها ايجاد كرده بود. البته نقش خود مسيحيان اروپا در اين تحول بزرگ بسيار چشمگير بود، زيرا علاوه بر دانشجويان، پادشاهان و سلاطين نيز در امر تعليم وتدريس علوم اسلامي اهتمام زيادي به خرج مي دادند. به عنوان مثال در سال م 1473 لوئي يازدهم دستور داد كه در درس فلسفه بايد مصنفات ابن رشد وارسطو تدريس شود. ( ) 63 و يافردريك دوم ( 11941250 م ) كه خود از عالمان و دانشمندان بزرگ به حساب مي آمد، دانشگاه ناپل را اساسا به قصد معرفي علم و حكمت مسلمين به مردم اروپا تاسيس كرد. ( ) 64 همچنين آلفونس دانا ( - 1250 81 م ) به كمك يكي از دانشمندان بزرگ قرن سيزدهم ميلادي به نام ابوبكر رقوطي، دانشگاهي ساخت كه در آن وي به مسلمين ومسيحيان و يهوديان علوم گوناگوني را تعليم مي داد. ( ) 65 - 4 همگام با نفوذ آثار و افكار انديشه مندان اسلامي بسياري از آداب و رسوم، و الفاظ جاري در دانشگاههاي شرقي نيز در مراكز علمي اروپا نفوذ كرد، چنانكه صاحبكتاب مدارس نظاميه و تاثيرات علمي و اجتماعي آن مي نويسد: آنچه را كه ما پس از تاسيس دانشگاههاي جديد درنيم قرن اخير به عنوان اقتباس از غرب در استعمال عناوين دانشگاهي مرادف با استاديار، دانشيار، استفاده استاد، مي كنيم، در حقيقت همان اصول و ضوابطي است كه دانشگاههاي اروپايي از نظاير معمول در مدارس نظاميه و مستنصريه در استعمال القاب، معيد، نائب، ومدرس استفاده كرده اند و حتي لباس سياه (جبه ) ازروش معمول در نظاميه ها اقتباس شده است. ( ) 66 اين ارتباط آن چنان وسيع بود كه حتي آداب يادداشت برداشتن و دادن گواهينامه به دانشجو را نيز از دانشگاههاي اسلامي اخذ كردند( ) 67 بعضي از كتابهايي كه در اين زمينه نوشته شده و از طريق ترجمه به دست غربيان رسيده عبارتند از: ادب الاملاء و الاستملاء از عبدالكريم سمعاني كه به زبان آلماني ترجمه شده و كتابالاجازه في فنون التدريس عندالاسلام كه به زبان فرانسه ترجمه شده بود. ( ) 68 علاوه بر آن به عقيده بعضي از محققين الفاظ مرسوم در دانشگاههاي اروپا مانند Reading قرائت، IIearing سماع، Licence اجازه و حتي لفظ Baccalarius بحق الروايه، از الفاظ معمول در دانشگاههاي اسلامي مصر و شام و اندلس اقتباس شده است. ( ) 69 خانم زيگريد هونكه در تاييد اين مطلب مي نويسد: حق مولف يا جواز تدريس - (docendi Licentia) كه از سنت اعراب بود با برقراري تشكيلات مدارس عالي در اروپا همين رسم به دانشگاههاي اروپا راه يافت. ( ) 70 - 5 علاوه بر موارد بالا دانشگاههاي اروپا در سبك معماري و اسلوب ساختمان سازي خود نيز از دانشگاههاي اسلامي اسپانيا و ممالك شرقي به ويژه از دانشگاه الازهر برده اند، مثلا، ساختمان كالج دانشگاه كمبريج صحن آن عمارت از دانشگاه الازهر و سردر بزرگ آن، اقتباس شده است. - 6 تقسيم بندي دانشجويان به دسته هاي مختلف كه ازابتكارات دانشگاه الازهر بود و ذكر آن گذشت، دردانشگاههاي اروپا نيز شد مثلا در عهد سلطنت لوئي نهم (م 12261270 سن ) شعبه فنون دانشگاه پاريس برحسبمليت دانشجويان واساتيد آن به چهار قسمت تقسيم كردند: قسمت فرانسه، انگليسيها، نرمانيها، بيكارديهاو نيز هركدام از شعبه ها تحت رياست يك مدير اداره مي شد. حاصل كلام اينكه، تاثيرات دانشگاه اسلامي، برنامه دروس مدارس اروپا را رونق بخشيد، عشق به تحقيق و تتبع را به طور عميقي در نهاد آنها زنده كرد، درگسترش شگفت آميز دانشگاههاي اروپا در قرون دوازدهم وسيزدهم ميلادي موثر واقع شد. آگاهي جوانان را با مطرح كردن انديشه بالا برد و بالاخره ديد مردم اروپا را نسبت به جهان اسلام و علوم آن دگرگون كرد. - يادداشتها: Levy Ruben- - 46 م. م. شريف منابع فرهنگ اسلامي Triviumص 51 - Quadrivium - - 49 محمدعلي فروغي سير حكمت در اروپا ج 1 ص 87 - 50 جان برنال علم در تاريخ ترجمه اسدپورپيرانفر ج 228 1 ص - 51 منظور زمان حيات گوستاو لوبون است كه در قرن 19 و 20 مي زيست - 52 گوستاو لوبون تمدن اسلام و عرب ص 735 Bacon Roger - Pise de Leonard - Arnoud - Villeneuve - Lully Raymond -Thomas Saint -Grond le Albert -X Alphose - 61 گوستاو لوبون تمدن اسلام و عرب 735 62 ص - پيشين ص 735 736 63 و- م. م. شريف تاريخ فلسفه در اسلام ج 3 531 64 ص -ميراث اسلام مقاله آلفرد گيوم 239 65 ص - نورالله كسائي مدارس نظاميه و تاثيرات علمي و اجتماعي آن 276 66 ص - محمدرضا حكيمي دانش مسلمين ( تهران دفتر نشر فرهنگ اسلامي ) 1368 چاپ ششم 360 67 ص - پيشين 360 68 ص - عبدالحسين زرين كوب كارنامه اسلام 45 69 ص - زيگريد هونكه فرهنگ اسلام در اروپا ج 2 296 70 ص - محمد رشاد جنگهاي صليبي ج 2 ص 12- 71 همان كتاب ص 12 هنري لوكاس تاريخ تمدن ج 1 ص 539