Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770307-41474S2

Date of Document: 1998-05-28

وسواس نداشته باشيد هر كسي از درخانه وارد مي شد فوري مي آمد جلوي در كه نكندوسيله اي كه از بيرون خريداري كرده است بدون اذن او روي زمين خانه گذاشته شود. گوشي تلفن همواره با يك پوشش خاص استتار شده بود كه خداي نكرده يكي بدون آن و مستقيما دست به گوشي نزند. اگر آبي روي فرش ريخته مي شد ديگر با وجودآن فرش احساس راحتي نمي كرد. در سرمايه گذاري هاي مادي و عاطفي بسيار خسيس بود مثلا به ندرت ازكسي تمجيد مي كرد و يا حتي به كسي هديه اي هر چند كوچك مي داد. هر نوع رابطه او با ديگران براساس يك سلسله قواعد و مقررات خشك و جدي از پيش تعيين شده استوار بود. اشتغالات ذهني او دائم قوانين و مقررات دست و پاگير، جزئيات بي ثمر، بخشنامه ها و دستورات قالبي كه مانع او مي شد كه ديدگاهي وسيع و انعطاف پذير داشته باشد، بود مثلا اگر فهرستي از مطالبي را كه بايد در طول روز انجام مي داد گم مي كرد وقت بسياري را صرف پيدا كردن آن مي كرد در حالي كه با كمي فكر به آساني مي توانست همان مطالب را به يادآوردو به مرحله اجرا بگذارد. معمولا براي انجام كارها، ازنظر زماني جدولبندي سازمان يافته اي نداشت و حتي بعضي ازفعاليتهاي مهم را در ساعات آخرو حتي آخرين لحظات انجام مي داد. همواره در اين فكر بود كه آيا ديگران مهمتر ياكم اهميت تر از او هستند. او به هيچ وجه براي دستورات ديگران اهميتي قائل نبود اما اصرار داشت كه ديگران حتما از او تبعيت كنند به همين علت همه را مي رنجاند اما از آن آگاه نمي شد. احساس بي تصميمي به علت ترس از اشتباه كردن غالبا او را افسرده مي كرد. او بسيار غمگين، پنددهنده، مقرراتي، ملامت كننده و جدي به نظر مي رسيد. هنگامي كه نمي توانست حرف خود را به كرسي بنشاند بسيار خشمگين مي شد. اگر بندرت دعوت دوستان و بستگان نزديك خود را قبول مي كرد حتمابشقاب و ليوان مخصوصش را با خود مي برد ودر ميهمانيهاي كمي رسمي تر و بقول معروف رودربايستي دار بسيار به او سخت مي گذشت چون مجبور بود ازوسائل صاحبخانه استفاده كند و كم كم مجبور مي شد كه ديگر اين پيشنهادها را نيز نپذيرد و وقتي او در ميهمانيهاي ديگران و برعكس ديگران درميهمانيهاي او معذب مي شدند رفت و آمد فاميلي قطع مي شد و روابطش با افراد ديگر به حداقل مي رسيد و خود را در حصار وسواس اسير و زنداني مي كرد. بطوري كه تمام اين ذهنيات آزاردهنده وجودش را مي گرفت. آن زمان بود كه حتي همسر و فرزندانش نيز از دست او عاجز شدندومتوجه شدند كه قضيه ديگر بالا گرفته است و بايد به فكر حل جدي مشكلش بپردازند. اينها تقريبا كمي از خلق و خوي يك آدم وسواسي بود. خوب نظر شما؟ چيست آيا تا بحال به چنين افرادي؟ برخورده ايد فكر مي كنيد چه عامل يا عواملي باعث بوجود آمدن وسواس در افرادمختلف؟ مي شود تميزي و نظافت و شستشو را تا چه حد در برنامه روزانه منزل بايد قرار؟ داد و بالاخره اينكه وسواس چيست كه در فرد ظاهر مي شود و روح و جسم او و اطرافيانش را؟ مي آزارد وسواس يك فكر يا عقيده يا احساس مزاحم و تكرار شونده كه از شدت كافي براي ايجاد ناراحتي براي فرد برخوردار است. افكار واعمال وسواسي وقتگير هستند و دربرنامه معمول شخص، عملكرد شغلي، فعاليتهاي اجتماعي معمول يا روابط ايجاد اختلال مي كند. شخص مبتلا به وسواس ممكن است داراي فكر وسواسي يا عمل وسواسي و يا هر دو را تواما داشته شد. برخلاف فكر وسواسي كه يك رخداد رواني است عمل وسواسي يك رفتار است. يك رفتارآگاهانه، ميزان شده، تكراري نظير شمارش، امتحان يا اجتناب. هر چند عمل وسواس ممكن است به منظور كاستن از اضطراب مربوط به وسواس صورت گيرد ولي هميشه اينطور نيست. عمل وسواسي نه تنهاممكن است اضطراب فرد را نكاهد بلكه موجب تشديد آن نيز گردد. در حالت بروز اين افكار و اعمال، شخص به پوچي و غيرمنطقي بودن آنها واقف است وميل شديدي براي مقاومت در برابر افكارش احساس مي كند. معهذا تقريبا نيمي از افراد مبتلا مقاومت اندكي در مقابل اعمال خود نشان مي دهند. تقريبا 80 درصد بيماران عمل وسواسي خود را غيرمنطقي و احمقانه مي شمارند. معمولا دست هاي ترك خورده اين افراد كه ناشي از شستشوي فراوان است آنان را به سوي مطب پزشكان مي كشاند و در مواردي ديگر ضايعات لثه ناشي از تميزكردن افراطي دندانها گزارش شده است. ازنظر همه گير بودن اين بيماري بايد گفت: شيوع وسواس امروزه در طول عمر تقريبا 2 /2درصد 4الي است و شيوع سالانه آن /0 7حدود درصد مي باشد اختلال اكثرا در نوجواني يا اوان جواني ( 24 18 تا سالگي ) شروع مي شود. در كودكي نيز ممكن است ظاهر گردد. مرد و زن را به يكسان تحت تاثير قرار مي دهد. شيوع بيماري وسواس در بين افراد طلاق گرفته يا داده يا جدا شده، بيكار يا اعضاي گروههاي اجتماعي - اقتصادي پايين بالاتر است. حتي در كشورهاي اروپايي و امريكايي شيوع آن در بين سياه پوستان اندكي بالاتر از سفيدپوستان است. عوامل عوامل مختلفي مي تواند در مبتلاشدن به وسواس حائز اهميت باشد. يكي از اين عوامل عوامل زيست شناختي است. كه در اين زمينه دو توضيح در گزارش و پژوهشهاي انجام شده قابل بررسي است. اول اينكه برخي از پژوهش ها حاكي از شباهت هايي بين اختلال وسواس و اختلال افسردگي است. و دوم اينكه: از نظر داده هاي پزشكي پژوهشها حاكي است كه كورتكس و هسته هاي قاعده اي و نواحي سيستم ليمبيك مكان احتمالي آسيبديده براي ظاهر شدن اين بيماري هستند. از عوامل ديگر بروز اين نوع رفتارهاي كليشه اي ومزاحم توارث است كه مطالعات ژنتيكي در زمينه وسواس به علت نادر بودن آن محدود بوده ولي است به نظر مي رسد كه حداقل در مواردي اين بيماري اختلال اساسي ارثي است. ميزان بروز آن در بستگان درجه اول فرد 3 تا 7 درصد است. يبشتر روانشناسان معتقدند كه وسواس يك مكانيسم دفاعي است كه در بعضي مواقع شخص را ازعواطف و تنش هاي اضطراب انگيز حفظ مي كند. يكي از خصوصيات بارز افراد مبتلا به وسواس ميزان اشتغال ذهني آنها با پرخاشگري و نظافت است. خلاصه اينكه علت رواني اين اعمال و رفتار همه ريشه در آشفتگي رشد و نمو روحي - رواني طبيعي فرد در دوران كودكي او دارد. سعي كنيم از افكار مزاحم دورشويم! بعضي افراد از بيكاري واحتمالا زياد فكر كردن به خودو سلامتي خود و نگراني از حال و روز عزيزان و اطرافيانشان دچار اين حالات مي شوند. پس بهتر است اين افراد تنوعي در برنامه روزانه شان ايجاد كنند. مثلا يكروزشان را چنين تنظيم كنند: صبح خود را با برنامه هايي چون پياده روي و ورزش عمومي درپاركها پر كنند يا اگركتابخواني را ترجيح مي دهند رفتن به كتابخانه ها پيشنهاد مناسبي براي پر كردن اوقات فراغتشان است. در غيراين صورت مي توان كارهاي دستي و هنرهاي زينتي مثل گلذوزي، خياطي و... ديگر هنرهايي از اين قبيل را ياد گرفت و در صورت امكان آنها را انجام داد. براي مردان نيز كارهاي تخصصي تر و هنري تري چون نجاري، باغباني وكشاورزي بسيار موثر واقع مي شود تا ساعاتي از خود غافل شوند. البته لازم به ذكر است كه اين نوع اشتغالات بيشتر براي افرادي مناسب است كه در مراحل اوليه ابتلاء به اين نوع اختلالند ولي براي افرادي كه به صورت بيماري با اين اختلال روبرويند حتما اقدامات وسيع تري چون مراجعه به متخصص همراه با پركردن اوقات با برنامه هاي مذكور بسيار موثر خواهد بود. ليلا خليلي منابع - 1 روانپزشكي كابلان سادوك -ترجمه پورافكاري - 2 آسيبشناسي رواني دكتر سعيدشاملو