Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770306-41467S4

Date of Document: 1998-05-27

منكر تلاش كاركنان زحمتكش و دلسوز سيما نيستيم اما...! سياستگذاري سيما در نحوه تصويب طرح ها و گزينش برنامه به گونه اي است كه آنچه نبايد باشد مشخص است، اما آنچه بايد باشد روشن نيست! نويسنده نامه در ابتدا نوشته است: در صورتي كه درد نويسنده اين سطور را دردي مشترك بين همه يا گروهي ازشهروندان ايران اسلامي تشخيص داديد، به صورت نامه اي سرگشاده به مسوولين سيماي جمهوري اسلامي ايران، درآن نشريه درج فرماييد. البته اين نامه اشاره اي به موضع گيري يكجانبه صداوسيما در مسائل خبري و سياسي ندارد و تنها برنامه هاي سرگرم كننده تلويزيون را مخاطب قرار داده است. در آغاز اين را بايد بگويم، كه هيچكس منكر تلاش هاي كاركنان زحمتكش و دلسوز سيما نيست، در ميان مسوولان سيمانيز چهره هاي بسيار دوست داشتني، علاقمند به كار و دلسوزبراي مملكت فراوانند. و لذا اين نامه، ناديده گرفتن زحمات و تلاش هاي ايشان از نيست سوي ديگر، در ميان برنامه هاي تلويزيون، برنامه هاي مفيد، ارزنده و تعالي بخش كم نيستند. در عين حال كار منتقد علاوه بر ديدن بيان قوت ها، ضعف ها و نارسايي ها نيز هست. پس اگر به پاره اي نقايص اشاره مي كنيم. نكات مثبت را نيز در نظر داريم. - 1 تلويزيون يك رسانه يك وسيله اطلاع رساني مانند است هر رسانه گروهي ديگر، با اين تفاوت، كه اگر نشريات با نوشته، و راديو با گفتار، به امر اطلاع رساني مي پردازند، تلويزيون عمدتا بر تصوير تكيه دارد. تلويزيون وسيله اي است كه از طريق تصاوير، اطلاعات و آگاهي ها را به مخاطبانش منتقل مي كند. اين همه تاكيد، از آن روست، كه گويا هنوز كه هنوز است، براي برخي از مسوولان سيما جا نيفتاده است، كه سيما جاي پخش برنامه هاي راديويي نيست. و چه بسا كه پخش بسياري از برنامه هاي سيما، از راديو، مفيدتر و جذابتر خواهد بود. پخش اخبار بدون تصاوير كافي، ميزگردهاي طولاني، سخنراني ها و... عموما برنامه هاي راديويي هستند. - 2 افراد جامعه را از ديدگاه ها و جنبه هاي گوناگون مي توان طبقه بندي نمود، مثلا: زنان، مردان، دختران، پسران، جوانان، عوام، روشنفكران، ورزشكاران، هنرمندان و... و طبعا برنامه ريزي به تلويزيون، نحوي كه در عين حفظ اصول و ارزش هاي اعتقادي و در فرهنگي، تامين خواسته ها، برآوردن انتظارات و جلب رضايت گروه هاي گوناگون نيز موفق باشد، كاري بس دشوار و پيچيده است. براي رفع اين اشكال در كشورهاي پيشرفته، با افزايش تعداد شبكه ها و تهيه برنامه هاي متنوع متناسب با سليقه هاي گوناگون، مي كوشند تا به مرز مطلوب نزديك شوند. متاسفانه در كشور ما افزايش تعداد شبكه ها و ساعات پخش موجبگرديد، تا برنامه هاي تكرار در تكراري را دوباره از شبكه هاي ديگر، و گاه دوبار در شبانه روز مشاهده كنيم. و لذانفهميديم صرف هزينه هاي سرسام آور براي افزايش شبكه هاي تلويزيوني، به چه منظوري صورت گرفت، در صورتي كه قبلي هاهم با كمبود برنامه مواجه بودند. - 3 بعضي ها مي گويند ما تلويزيون را سال به سال روشن نمي كنيم. خوش به حالشان! حتما دلشان به سرگرمي هاي ديگري خوش ما است كه به دليل گراني و تورم، سال به سال مهماني هم نمي رويم و تمام عمرمان در محل كار و خانه سپري مي شود، مجبوريم به همين تلويزيون دلخوش باشيم. بعضي ها كه دو يا سه شيفت كار مي كنند، در بازگشت به خانه، و براي ايجاد تنوع و رفع خستگي اگر پيچ تلويزيون را بازنكنند، چه؟ كنند بندگان خدا، خيلي هاشان راضي تر از راضي هستند. و به مصداق آش كشك خاله، خورده يا نخورده، در قبض آب و برق، كه منظور مي گردد. در مصاحبه ها هم گل از گلشان وا مي شود، كه بله! برنامه ها چنين و چنان است و.. و اين قلندري نژاد ايراني است، كه حالا كه بايد خورد، چرا با روي گشاده؟ نخوريم و لذا نبايد براي برخي ها سوء تفاهم شود، كه برنامه ها واقعا رضايتبخش هستند. - 4 اصولا رسالت و وظيفه تلويزيون؟ چيست اين جانب ابتدا سعي كردم، از لابلاي قانون اساسي وآيين نامه صدا و سيما و منابع ديگر، رسالت تلويزيون رادر جمهوري اسلامي ايران كشف كنم. اما يك باره جرقه اي در ذهنم درخشيد، و متوجه شدم، حضرت امام راحل ( ره ) و مقام معظم رهبري در دو رهنمود، به زيباترين وجهي رسالت سيما را بيان فرموده اند: حضرت امام (ره ) تلويزيون را به دانشگاه همانند و فرمودند، مقام معظم رهبري بروجود طنز در برنامه هاي سيما تاكيد داشتند. در اين دو رهنمود رسالت تلويزيون را مي توان اين گونه برداشت كرد: الف - بالا بردن سطح آگاهي و دانش همگاني افراد جامعه در زمينه هاي گوناگون. ب - توليد و نمايش برنامه هاي سرگرم كننده و در عين حال آموزنده. ناگفته پيداست، اگر سيماي جمهوري اسلامي ايران در راستاي تحقق اين دو هدف حركت كند، در انجام وظيفه و رسالت خود، توفيق داشته است. و با همين دو معيار مي توان، هر برنامه اي را كه از تلويزيون پخش مي شود سنجيد. نكته اي كه در هر دورهنمود كاملا تاكيد آشكاراست در امر آموزش است. وآموزش ابعاد و جنبه هاي گوناگون دارد. آموزش مستقيم آموزش غيرمستقيم. آموزش از راه وادار كردن مخاطب به تفكر و... و بخصوص در جامعه هايي مثل ما كه ميانگين مطالعه در پايين ترين حد ممكن است برحساسيت نقش راديو و بويژه تلويزيون مي افزايد. و از آنجا كه بخش مهمي از برنامه هاي علمي تلويزيون، بالاتر از سطح آگاهي عموم است، اين نقص رابايد از طريق سريال ها و فيلمهاي داستاني جبران نمود. و حالاسئوالي كه مطرح مي شود اين است: منصفانه و بدون تعصب بسياري از سريال هاي سيما چه؟ مي آموزند اكثرا نه تنهاحرف تازه اي ندارند، گاه بدآموزي هايي را نيز به همراه مي آورند. نقش زنان در بسياري از سريال هاي سيما، كمرنگ ودر مسايل خاله زنكي، آشپزخانه، بگومگوهاي بي منطق و... خلاصه مي شود. سريال هاي خارجي به استثناي معدودي اكثرا تم پليسي دارند، كه نه تنها آموزشي در برندارند، گاه با ابتذال و بدآموزي نيز همراه هستند. و اين همه موجب مي شود تا در يك نتيجه گيري كلي و اجمالي چنين نتيجه گيري شود: اولا سياست گذاري سيما در نحوه تصويب طرح ها و گزينش برنامه به گونه اي است، كه آنچه نبايد باشد، مشخص است، اما آنچه بايد باشد، روشن نيست. ثانيا اين سياست موجب گرديده است تا تهيه كنندگان به دنبال سوژه هاي معمولي پيش پاافتاده و بقول خودشان خانوادگي بروند. زيرا كه نسبت به مسايل سياسي، فلسفي اعتقادي، و امثال آن به اصطلاح خودشان حساس اند. نتيجه رواج نوعي شارلاتانيسم در ساخت برنامه ها و بي آب و رنگ از كاردر آمدن آن هاست. لذا آنچه براي دوطرف باقي مي ماند، حسابسود و زيان مادي و سوء استفاده هايي است، كه در عمل مشاهده مي شود. روشن تر بگويم، الان سريال سازي فرمول دارد، كه چگونه با خرج كم، موضوع خنثي، سريال طولاني تر ساخته شود، و سودبيشتري نصيب حضرات شود. و اين دردناكترين وضعي است، كه مي تواند براي فرهنگ و هنر يك كشور پيش بيايد. سريال سازي كار هركسي نيست. در تاريخ تلويزيون ايران، چند سريال؟ موفق ديده ايم و ساخته چه كساني؟ بوده اند ثالثا و نتيجتا در حال حاضر، به استثناي برنامه هاي مستند علمي و غيرعلمي، سري برنامه هاي نقد هنري و سياسي تصويري و.. برنامه هاي هنري سيما از محدوده مسايل معمول و پيش پاافتاده فراتر نمي روند، و مخاطب را به تامل و تفكر وا نمي دارند. و لذا سيما از رسالت و وظيفه اساسي و حساس خود دور مي افتد. در مورد سودگرايي در سيما، كافي است، منصفانه و صادقانه وبدور از تعصب فيلم دوساعتي محمدرسول الله ( ص ) را باسريال هاي امام علي ( ع ) و تنهاترين سردار ( ع ) مقايسه كنيم. ازبرخي جنبه هاي هنرمندانه بويژه بازيگري در سريال امام علي ( ع ) كه بگذريم، داده هاي دوساعته فيلم مزبور را از تاريخ و زندگي پيامبر (ص ) با داده هاي اين دو سريال و مخصوصاتنهاترين سردار مقايسه سريال كنيم اخير، كه همان معدودنكات مثبت امام علي (ع ) را هم ندارد. و آن جنبه ها كه برشمردم، سود طلبي، كش دادن ماجرا و وقت گذراني، كاملادر آن مشهود است. و نشان مي دهد كه چرا سريال، با آن همه هزينه و وقت و نيرو استحكام يك فيلم دوساعته را ندارند. مسلما زحمات و خون دل خوردن هاي هنرمندان سريال ها و گروه كارگرداني و غيره از نظر دور نيست. حرف سر بازده ونتيجه سياست گذاري هاي سيماست. - 5 و اما درد بزرگ ديگر كه نوعي اهانت به مخاطبين و تحقير ايشان است. گذشته از نمايش فيلمهاي سينمايي اكثرا پليسي و بي محتوا، بعد از قرني هم كه قرار است فيلمي با ارزش، از كارگردان بزرگي را نشان دهند، پيش مي آيد كه ازفيلمي سه ساعتي فقط هشتاد دقيقه اش را نشان مي دهند، يا ازفيلمي دوساعتي نصف آن را مي برند، همان كاري كه با بقيه فيلم ها و سريال ها مي كنند. و غافلند كه بين فورد، هاكز زينه مان، با فلان كارگردان گمنام بلغاري تفاوت است. و كسي مجاز به بريدن حتي يك دقيقه از فيلم ايشان نيست. دراين جا اعتراض ما به بريدن و مثله كردن فيلم ها اعتراض نيست، به نمايش اين فيلم هاست. چه اصراري در نمايش اين فيلم ها و زجر و عذاب و جنگ اعصاب تماشاگر؟ هست و اين اهانت به تماشاگر و تحقير اوست. كسي هست كه اين مطلبرا ؟ بفهمد آقايان تو را به خدا نمايش ندهيد! و اين گونه موجب شكنجه و آزار مخاطبان خود نشويد. امضاء محفوظ