Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770305-41452S1

Date of Document: 1998-05-26

فرهنگنامه، يك منبع معتبر براي نوجوانان ايراني است ف: فرهنگ، فرهنگ نويسي، فرهنگنامه.. بخش پاياني گفتگو با دو تن از دست اندركاران تاليف فرهنگنامه كودكان ونوجوانان سرآغاز; ديروز، همزمان با ايام برپايي يازدهمين نمايشگاه بين المللي كتاب تهران، گفتگوي همشهري با خانم ها: دكتر نوش آفرين انصاري و توران ميرهادي را آغاز كرديم. در اين گفتگو، خبرنگار ما، با طرح مسايل مختلف بر آن بوده است تا كاستي ها و برجستگي هاي موجود بر سر راه تاليف فرهنگنامه كودكان و نوجوانان را به عنوان يك اثر علمي ارزشمند، با دست اندركاران تدوين اين فرهنگنامه به بحث و جدل منطقي سوق دهد. امروز، بخش پاياني اين گفتگو را با هم مي خوانيم: من از اين ديدگاه نگفتم. فرض مي كنيم كه اينجا افرادي هستند كه اساسا نمي خواهنديك ديدگاه را قرباني يك ديدگاه ديگر بكنند. اما اجبارعلم آن است به هر حال ديدگاهي مطرح شما مي شود نمي توانيد در اطلاع رساني علمي به مرحله اي برسيد كه بگوييد در اين مرحله، علم و دانش هيچ ديدگاهي ندارد، و همه ديدگاهها با هم و تا اينجا و در اين مورد متفق هستند. اين كار البته با كار فرهنگنامه هم تناقض دارد، چون در فرهنگنامه مي خواهيم انگيزش ايجاد كنيم. مثالي مي زنم. در مورد نظامي، بعضي او را شاعري طراز اول در ميان 87 شاعر بزرگ زبان فارسي مي دانند و بعضي ها هم او را در رتبه بعد از شاعران بزرگ طبقه بندي مي كنند و او را جزو شاعران درجه اول نمي دانند. با چنين مشكلي البته اگر موضوعي بود كه ابعاد مهمتري هم داشت، چه بايد؟ كرد دكتر نوش آفرين انصاري: فكر مي كنم تلاش بر اين است كه ما مرتب به خودمان گوشزد كنيم كه از قضاوت پرهيز كن! ... ببخشيد. اگر توصيف هم بكنيد، باز هم قضاوت كرده ايد. اگر شما حافظ را توصيف كنيدباز هم بر مبناي يك ديدگاه رايج يا نارايج او را قضاوت كرده ايد. توران ميرهادي: اين يك بحث دائمي در ميان ما است. ما در هدفي كه براي فرهنگنامه نوشته ايم، چهار شرط گذاشته ايم كه براي ما، الان يك ديدگاه شده اند. مي توانيم بگوييم كه ما ديدگاه خاص نداريم، و قضاوت خاص هم اما نمي كنيم در عين حال، بدون ديدگاه نيستيم. ديدگاه اول ما اين است كه مااز ايران به دنيا نگاه و مي كنيم، نه از جايي ديگر. خود اين مساله در شرايطي كه دچار كمبوداساسي منابع ايراني هستيم، تمام منابع خارجي را زيرذره بين مي برد. مثلا خاور دور، خاور نزديك و خاور ميانه. اصطلاحاتي هستند كه معلول نگاه از جاهاي ديگر شرط هستند دوم آن است كه خواست ما آن است كه يك منبع موثق و معتبر ايجاد كنيم. بنابر اين تلاش مي كنيم درصد درستي مطالب يك مقاله از 80 بالاتر باشد200 درصد را براي كمبود منابع گذاشته ايم. ما شك كردن را ياد گرفته ايم. و به نويسندگانمان ياد سومين داده ايم مساله، مردمي بودن مقالات است. ما به نويسندگان مقالات تاريخي اصرار كرده ايم كه از بالاي قلعه به قضايا نگاه نكنند، بلكه از پايين نگاه كنند. اين كه مردم چگونه زندگي مي كرده اند، مهم بوده است. وقايع تاريخي مهم اما هستند، اصل نيستند. اصل مردم هستند. آخرين شرط ما هم آن است كه حرف بايد علمي ديدگاه باشد بايد علمي باشد، كه البته در هر علمي ديدگاه علمي شكل خاصي دارد. مجموع اين شرايط، باعث مي شود كه مقاله بانك ما، بانكداري اسلامي شود، چون از اينجا به دنيا نگاه مي كنيم. با چنين نگرشي، نگراني وجودنخواهداشت كه بچه ها به لحاظ ديدگاهها و اطلاعات بين المللي، محدود؟ شوند مثلا همين ؟ بانك .توران ميرهادي: . نه. به آن طرف قضيه هم مي پردازيم. مسائل مختلف اجتماعي و علمي لازم و ملزوم يكديگرند. وقتي در فرانسه جريان دايره المعارف نويسي آغاز مي شود، نشان دهنده تحول و تغيير تفكردر لايه هايي از اجتماع است كه مي خواهند جور ديگري به دنيا نگاه كنند. بينش علمي در دانشگاههاي ما وضع مناسبي ندارد. كار شما هم در خلا نمي تواند انجام شود. سوال من اين است كه از اين ديدگاه كار شما يك استثناء است يا واقعا اعتقاد داريد دگرگوني هايي پيدا و پنهان در لايه هاي مختلف اجتماع و ازجمله دراقشار مرتبط با علم آغاز شده است وفرهنگنامه نماد اين تحول؟ است . دكتر نوش آفرين انصاري: .همه چيز در جامعه پديد مي آيد و هيچ پديده اي جداي از جامعه نمي تواند حركت من كند فكر مي كنم نهادهاي علمي، همان طور كه از غرب وارد شدند، به صورت خشك و غيرمنعطفي در دوره هاي قاجار و پهلوي باقي ماندند و آنچه متحول شده است، مردم هستند، كه اين قالبها ديگر براي آنها مناسب نيست. فرهنگنامه هم يك استثناء نيست. يك جريان كتاب مرجع و دايره المعارف نويسي آغاز شده است كه فرهنگنامه ما هم، يك جزء از آن است. كار دايره المعارف تشيع، دايره المعارف بزرگ اسلامي و دانشنامه جهان اسلام درحقيقت چراغ هايي را به ما نشان مي دهد كه خارج از محيط دانشگاه و جريان هاي رسمي صورت مي گيرد. گهگاه مي شنويم كه مي گويند چرا مثلا اين سه دايره المعارف با هم ادغام نمي شوند، كه من معتقدم كه بسيار عالي است كه اينها در تنوع خود در اين تلاش بمانند. همين جستجو در منابع، همين شك، همين تنظيم زبان و به كار گرفتن علاقه ها و سليقه ها، جرياني را ايجاد كرده است كه بسيار ارزشمند است. واقعا چه سود كه ما مكررا بگوئيم در مدارس و دانشگاههاي ما تحقيق خوب صورت نمي گيرد. اگر اين كارها در گوشه و كنار انجام نشود، ما چه چيزي براي عرضه در مجامع بين المللي داريم. آنچه مسلم است دايره المعارف ترجمه شدني نيست. خيلي ها وقتي دايره المعارف آكسفورد يا غيره را مي بينند، به فكر ترجمه آن مي افتند و به چند مترجم هم مراجعه مي كنند، اما در عمل مي بينند كه دايره المعارف چيزي است كه بايد همين جا توليد وتدوين شود. بنابراين بحث اين است كه جريان علمي از اين طرف آغاز شده و كم كم در ميان مراكز و نهادهاي رسمي حقانيتش محرز مي شود. خانم ميرهادي، شما جايي گفته ايد كه اگر دنبال تغيير نظام آموزشي هستيم، بايد به فرهنگنامه اهميت بدهيم. ارتباط اين دو مقوله را بيشتر توضيح بدهيد. توران ميرهادي: . ما بريده جرايد را در زمينه آموزش و پرورش به طور منظم مطالعه مي كنيم و تقريبا از دوره وزارت آقاي نجفي اين ماجرادائم شنيده مي شود كه نظام آموزش و پرورش ما، بايدبرمبناي پژوهش باشد و روش هاي تدريس بايد تغيير كند و شاهدتلاش هايي هم در اين زمينه هستيم. مثلا در دوره ابتدايي كتابهاي علوم و رياضي تغيير كرده اند و كتابهاي زبان فارسي هم تغييراتي در جهت خلاق كردن فكر بچه ها، كرده اند. همين تغيير را كمابيش در دوره راهنمايي مي بينيم، و درواقع تغيير نظام دبيرستاني به نظام واحدي هم در جهت چنين نگرشي بايد بوده باشد كه نيست. چراكه به جاي آن كه در هر واحددرسي اصول اوليه داده شود و بچه ها براي يافتن بقيه مطلب دنبال تحقيق بروند، كتابها حجيم وزمان كوتاه شده است. اين تلاش ها را وزارت آموزش و پرورش كرده است، اما هنوز هم حفظ درس ها و نمره امتحاني ملاك است و الان عملا به اين نتيجه رسيده اند كه اينها تعيين كننده نيست و با اين روش ها، بچه هاي مردم خلاق نمي شوند، و بايد روش هاي تدريس تغيير كند. خوب، روش هاي تدريس چگونه بايد تغيير كند. بچه ها بايد براي جمع آوري اطلاعات به كجابروند. الان ما شاهد هستيم كه به محض آن كه به بچه ها كارهاي تحقيقاتي كوچك داده مي شود، آنها كه با فرهنگنامه آشنا هستند، مي روند سراغ آن. معلماني هم كه دسترسي دارند، براي حل مشكلات خود به آن مراجعه مي كنند. در كل فرهنگنامه به عنوان يك ابزار براي مطالعه و درك مطالب پذيرفته شده است. ولي به هرحال بايداستفاده وسيع تر شود. با اين ترتيب كه شما مي فرماييد، آيا خود فرهنگنامه كاركرد ضد پژوهشي؟ ندارد يعني بچه ها به جاي تحقيق، مستقيم مي آيندو پاسخ را از فرهنگنامه به قول معروف رونويسي؟ مي كنند . توران ميرهادي: مي توان از يك وسيله خوب، بد استفاده كرد. اما به هرحال باعث ضرر استفاده كننده مي شود. اما در كنار معلم، فعال كردن كتابخانه مدرسه بسيار مهم است. جدي گرفتن كتابخانه هاي مدارس و تعليم كتابداران مدارس بسيار بسيار مهم است. قراردادن ساعت مطالعه در ميان ساعت هاي درس و بردن كتاب سر كلاس درس، از حركت هاي مهمي است كه بايد انجام شود و اگر كمبود جا براي كتابخانه مدرسه مطرح شود، به نظر من يك بهانه است براي كسي كه اهميت كتابخانه را به عنوان قلب مدرسه درك نكرده است. ولي صرف وجود كتابخانه همه مشكل را حل نخواهد كرد، اگر ارتباطي بين دانش آموز ومدرسه ايجاد؟ نشود . دكتر نوش آفرين انصاري: . نياز در بچه ها وجود دارد و آنها عاشق دانستن هستند، به نظر من كتاب هاي درسي بايد بچه ها را به منابع ديگر راهنمايي كنند. مثل همه جاي دنيا كه در پايان هر درسي در كتاب درسي فهرستي از كتابهاي كمكي را مي نويسد، ما هم بايد همين كار را كنيم. ترتيب روز آمد شدن اطلاعات فرهنگنامه چگونه؟ است جلدهاي تكميلي خواهيد داشت يا ويراسته هاي جديد از هر؟ جلد .توران ميرهادي: . دقيقا تصميم نگرفته ايم، تاكنون بحث هاي زيادي داشته ايم. اما فكر مي كنم طريقه جلدهاي تكميلي بهتر باشد، چون باعث مي شودكسي كه جلدهايي را قبلا خريده، آنها برايش غيرقابل استفاده نشوند. ما براي شكل ارائه فرهنگنامه هم خيلي تلاش كرديم، و حتي يك شركت تك محصولي براي چاپ آن تاسيس كرديم. مسئولان اين شركت خيلي اصرار كردند كه در چاپ هاي جديد، مقالات جديد مثلا آلمان جديد بيايد، اما در جلسات ما اين كار تصويبنشد، به همان دليل كه گفتم. چقدر نيروي انساني متخصص؟ داريد .توران ميرهادي: . در حال حاضر اينجا 25 گروه تخصصي فعاليت مي كنند. اين 25 گروه بين 4 تا 9 عضو دارند. گروه 12 ويرايش اول داريم بعد گروههاي ويرايش دوم و ويرايش نهايي و بعد مشاوران كه جمعا حدود 200 نيروي تخصصي فعال مي شود به اضافه 7060 بچه! كه درصد 95 كل نيروي علمي ما (ازميان نفر ) 200 داوطلبانه كار مي كنند و اين شگفتي كار است! از اين كه وقت خود را در اختيار ما گذاشتيد، سپاسگزاريم. گفتگو از: حميدرضا اسلامي