Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770305-41451S1

Date of Document: 1998-05-26

مطبوعات در جامعه امروز ما به بهانه دومين سمينار بررسي مسايل مطبوعات ايران آقاي خاتمي يكي از نقشهاي مهمي كه در اين چند مدت داشتند اين است كه سلامت بيان جامعه را تقويت مي كنند و يك چنين جامعه اي در آينده عقده اي نخواهد داشت كه حرفش را با تندي و شورش بزند اشاره: نقش مطبوعات در جامعه مدني عنوان بخش نخست ميزگردي بود با حضور رجبعلي مزروعي (رئيس انجمن صنفي روزنامه نگاران ) مراد ثقفي (سردبير نشريه گفت وگو ) و حميدرضاجلايي پور (صاحب امتياز و مدير مسئول نشريه جامعه ) كه در آن به بحث درباره تعاريف جامعه مدني و نقش مطبوعات در چنين جامعه اي و همچنين مشكلات مطبوعات كشورمان پرداخت. ادامه اين مباحث را پي مي گيريم. o آقاي تقفي تعريف شما از آزادي مطبوعات؟ چيست و اينكه نظارت حكومت در مطبوعات چگونه بايد؟ باشد ثقفي: پاسخ به اين سئوال كمي مشكل است. آزادي مطبوعات بهرحال ناظر بر تعداد زيادي از آزاديهاست. آزادي مطبوعات مجموعه اي از آزاديهارا در برمي گيرد كه براي عده اي شناخته شده است و عده اي كه در واقع براي بازگو كردن آراء و عقايد وحتي فعاليتشان محمل مطبوعات را انتخاب كرده اند. عمومادر چند حوزه به آزادي مطبوعات پرداخته مي شود. يكي بعنوان بازگو كننده آزاديهاي فردي يعني افراد آزادند كه نظرات وعقايد و آراء خودشان را بگويند و اين كار را به واسطه مطبوعات انجام مي دهند و مطبوعات بايد آزاد باشند كه اين را بازگوكنند. ديگري آزاديهايي است كه ناظر برآزاديهاي جمعي ما هستند يعني مي گويند ما آزاد هستيم و حق داريم كه مطلع بشويم. در واقع مجموعه آزاديها را در اين دو حوزه به بحث مي گذارند كه در واقع هركدام بحث خيلي وسيعي است وحدود و ثغور خودش را هم داراست. اما در مورد سئوال دوم وآن اينكه چه بايد كرد كه اين آزادي قابل دسترسي؟ باشد من فكر مي كنم اينكه ما در يك جامعه اي، در بسياري از حوزه هامان از آزادي هاي لازم برخوردار نباشيم و فكر كنيم كه در يك چنين جامعه اي ما مطبوعات آزاد خواهيم داشت، اين امكان ندارد. ما تا زماني كه در واقع شكل و شيوه سامان دهي سياسي مان براساس شكل و شيوه مدرن نباشد، تا زماني كه شهروند بودن ما مسلم نباشد و تا زماني كه حقوق شهرونديمان برساير حقوق پيشي نداشته باشد و به آن احترام گذاشته نشود مانمي توانيم مطبوعات چندان آزادي هم داشته باشيم. تازماني كه مااحزابي نداشته باشيم كه قبول فعاليت سياسي را بكنندمطبوعاتي هم نخواهيم داشت كه بتوانند آزادانه تفسير بكنندو هم بتواند بحثهاي انتقادي خودشان را بازگو كنند. مزروعي: راجع به آزادي مطبوعات يك نكته اي كه گفته نشده را خدمتتان بايد بگويم كه خيلي هم مهم است; ما در آزادي مطبوعات شكل ديگري هم داريم، كه اسمش را بايد گذاشت موانعي كه در فرهنگ سياسي ما هست. اين فرهنگ اصلا در ابتدا كاري به دولت ندارد. يعني اينكه ما يك فرهنگ سياسي داريم كه بعضي وقتها در برابر كار مطبوعاتي آزاد يا مطبوعات آزاد اين فعال مي شود. به اين معنا كه نويسنده اي كه دارد خبر را تنظيم مي كند و تحليلگر سياسي كه خبر را تحليل مي كند ناخودآگاه يك چيزي (كه همان فرهنگ سياسي باشد ) به او مي گويد كه اينكار را نكن و خطرناك است. يعني آن فرهنگ سياسي به نوعي القاء وحشت مي كند و اين اتفاق واقعا مي افتد. كسي تحليلي انجام داده و اين تحليل روشن است و خبري را كه با آن مواجه شده كاملا روشن است و هيچ مانعي هم براي ارائه درست آن به لحاظ اصولي و حقوقي ظاهرا وجود ندارد. ولي ترجيح مي دهد كه از كنار آن بگذرد. اين مسئله در واقع يك مسئله فرهنگي اين كشور است كه در ضمير ناخودآگاه جامعه ما بوده و در اينگونه موارد عمل مي كند. حال اينكه چه گونه مي توان از بين بردش. به نظر من دو بخش نقش مهمي در اين زمينه دارند. كه يكي خود دولت است كه اين فضا را بايد به نوعي به هم بزند و جسارت بدهد كه در اين زمينه واقعا بايد از آقاي خاتمي تشكر كرد. يعني آقاي خاتمي يكي از نقشهاي مهمي كه دراين چند مدت داشتند اين است كه سلاست بيان جامعه را تقويت مي كنند و يك چنين جامعه اي در آينده عقده اي نخواهد داشت كه حرفش را با تندي و شورش بزند. و اين تقويت باعث مي شود لهجه وبيان ايراني سليس مي شود و اين خيلي نكته مهمي است و آن فرهنگ سياسي كه ناخودآگاه به نويسنده القاء بازدارنده اي دارد را به ضمير ناخودآگاه مي برند و اجازه فعاليت به آن داده نمي شود. ديگري خود نهادهاي مدني هستند مثل مطبوعات كه اينها واقعا وظيفه سختي دارند. كه بعضي اوقات آزادي مطبوعات واقعا اينطور نيست كه كار راحتي باشد. يعني داشتن مطبوعات مدني كار سختي است و آموزش مي خواهد كه خود اين مطبوعات آزاد مدني عمل كند. يعني آنطور هم نيست كه هر چيزي را هركسي از راه رسيد بگويد كه اين تعبير بسيار ساده و غير اجتماعي از آزادي است. لذا به نظر من بايد فرهنگ سياسي را كه ناخودآگاه عمل مي كند را پايين ببريم و كاري كنيم كه خودنهادهاي مدني هم مدني عمل كنند. از جمله مطبوعات. جلايي پور: من نكته اي را مي خواستم بگويم و اينكه آزادي مطبوعات يك آرمان است و براي دستيابي به اين آرمان بايد به بستر اجتماعيش هم توجه داشته باشيم. براي اينكه اگر بستر اجتماعي تحقق اين آرمان آماده نباشد بعضي مواقع نتيجه عكس مي گيريم. اگر تاريخ مطبوعات ما را ملاحظه كنيم ما دوراني را داريم كه اين دوران اوج فعاليت هاي مطبوعاتي بوده مثل سالهاي 1320 تا 1332 و همچنين اوايل انقلاب كه تقريبا آزادي بدون حد و حصري وجود داشت كه هركسي هرچه كه مي خواست مي نوشت، اما اين آزادي دو ويژگي داشته، يكي اينكه مصادف بوده با ضعف دولت يعني ضعف دولت باعث شده بود كه آزادي به اين شكل تبلور پيدا كند و دومين ويژگي هم وجود هرج و مرج بوده يعني هيچ قاعده و قانوني بر مطبوعات حاكم نبوده. سال 32 را ما در تاريخ مي خوانيم اما در مورد دوران انقلاب خودمان به چشم شاهد بوديم كه مطبوعات هيچ حريمي را رعايت نمي كردند و نتيجه اش هم اين شد كه در نهايت آن فضا بسته شد. اين است كه آزادي اجتماعي و آزادي مطبوعات كه بعنوان يك آرمان امروزه مطرح است و همه ما از آن دفاع مي كنيم دقيقا بايد با بستر اجتماعي جامعه تناسب داشته باشد و خود آزادي هم يك امر نسبي است كه در شرايطي كه ما پيش مي رويم مي توانيم مراحل بهتري از اين آزادي را تجربه كنيم. به نظر من ما در اين شرايط اگر بتوانيم بر اين امر تاكيد كنيم كه آزادي مطبوعاتي كه در چارچوب قانون هست بايد اجرا شود. همانطور كه مي دانيد در قانون اساسي ما آزادي هاي مدني در حد اعلاء آن پذيرفته شده. اما مشكلي كه ما داشتيم اين بوده كه به دليل شرايطي كه در جامعه وجود داشته هيچ وقت براي درخواست اين آزادي ها حركت نكرديم. مثلا ما اصل برگزاري دادگاههاي مطبوعاتي با حضور هيات منصفه را و داريم اين اصلي است كه در دوران مشروطه هم بوده و چندين بار هم براي اجراي آن قانون نوشته شده ولي از زمان مشروطه تا سال 1370 اين قانون اصلا اجرا نشده بود. در سال 1370 جناب آقاي خاتمي كه وزير ارشاد بودند مصر شدند كه اين اصل را اجرا كنند و توانستند اين اصل را پس از حدود 100 سال كه از طرحش گذشته بود به اجرا بگذارند. و ما الان مي بينيم كه (در پنج شش سال اخير ) اين دادگاه با حضور هيات منصفه تشكيل مي شود. دادگاههاي مطبوعاتي به جرم هاي مطبوعاتي رسيدگي مي كنند و در واقع مي شود گفت كه يك حاشيه امنيتي قطعي براي كارهاي مطبوعاتي ايجاد شده. ضمن اينكه رفتار مطبوعات را هم قانونمند كرده و حداكثر در كنار دادگاههاي مطبوعاتي دادگاههاي سياسي هم با حضور هيات منصفه هست كه متاسفانه هنوز اين اصل اجرا نشده كه به نظر مي رسد كه اگر ما بخواهيم آزاديهاي اجتماعي و مدني را بيش از اين تجربه كنيم و مخصوصا شاهد شكل گيري احزابو نهادهاي مدني باشيم طبيعي است كه بايد تاكيد كنيم و درخواست كنيم كه آن هم اجرا شود و حتي كساني كه تخلف سياسي دارند در دادگاههاي سياسي با حضور هيات منصفه محاكمه شوند. اينرا من مي خواهم در مجموع خلاصه كنم كه بايد ما آزاديها را با بستري اجتماعي كه الان در آن حضور داريم بسنجيم نه اينكه با آزاديهاي آرماني كه ممكن است حتي در يك شرايطي قابل تحقق باشد. اما دقت كنيم نبايد عجول باشيم تا كل دستاوردهاي بدست آمده را هم از ما بگيرند. وضعيت موجود در مطبوعات را آيا مطابق باخواسته هاي فعلي جامعه ارزيابي مي كنيد يا نه ووضعيت طرح موارد نظري مطبوعات را چگونه پيش بيني؟ مي كنيد جلايي پور: اولا در مورد قانون مطبوعات بايدگفت اين قانون يك عيب اساسي دارد و آن اينكه در تفسير را خيلي باز گذاشته يعني در بسياري از مسائل گفته مي شود كه بحث آزاد است مگر مخل مباني اسلام باشد و هميشه اينكه چه چيزي مخل مباني است جاي بحث دارد. ما هم اين بحث را در سه يا چهار سال پيش هم مطرح كرديم اما امروز شايد بهترين وقت براي مطرح كردن اين بحث بين ارباب جرايد مي باشد چون در همين روزها قانوني در مجلس برده شده و آن قانون اين هست كه استفاده ابزاري از تصوير زن ممنوع اعلام شده. و اين سوال امروزه براي بسياري ازدوستان پيش آمده كه استفاده ابزاري يعني؟ چه اين بحثي كه سر اين لايحه قانوني امروزه ما داريم وچه خوب مي شود كه با آقاي مزروعي اين بحث را دردرون انجمن صنفي دامن بزنيم فكر مي كنم ما را به جايي برساند كه شايد يك قانون مطبوعاتي بنويسيم كه كمتر تفسيرپذير باشد و در نتيجه دست كساني كه بخواهند از اين قوانين احيانا سوءاستفاده هايي بكنند براي بستن نشريه اي يا احتمالا تحقير نشريه اي بسته بشود. قانون بايد اين ويژگي را داشته باشد كه تفسير نداشته باشد و حتي المقدور تمام مصاديق آن قانون عمومي هم بازگو شود كه اين در حوزه موارد قانون مطبوعات ما گنجانده شود.