Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770305-41449S1

Date of Document: 1998-05-26

تصاوير زندگي در جنگ گفتگو باابوطالب امام عكاس جنگ به بهانه سالروز فتح خرمشهر عكاسي زمان جنگ الزامامحدود به خط مقدم جبهه و درگيري هاي نظاميان نمي شود كوروش امام (با نام حرفه اي ابوطالب امام ) از جمله عكاساني است كه مهمترين بخش فعاليت هنري اش به زمان جنگ تحميلي مربوط مي شود. او كه از ده سالگي كار عكاسي را در كنار پدر آغاز كرد، در ايام جواني به عنوان عكاس آزاد به مناطق جنگي سفر كرد حاصل آن سال هاي پرتنش ثبت لحظات درخشاني از زندگي در دل جنگ است، اما بيماري ناشي ازحمل دوربين هاي سنگين عكاسي در آن سال ها منجربه ازبين رفتن بخشي ازنخاعش و بروز مشكلات بسياري درراه رفتن وي شد، تا جايي كه از آن پس تنها بااستفاده از عصا قادربه حركت است. با همه اينها اوهنوز به طور جدي كار مورد علاقه اش عكاسي را دنبال مي كند. به بهانه سالروز آزادسازي خرمشهر گفتگويي با وي انجام شده است كه در پي مي آيد. ابوطالب امام درباره چگونگي آشنايي اش با عكاسي مي گويد: پدرم هم عكاسي مي كردولي نه به عنوان حرفه بلكه دلمشغولي اش بود وخيلي علاقه مند بود كه من هم عكاسي عكاسي كنم را به شكل جدي از سال زماني 62 كه در جبهه براي سازمان تبليغات كار مي كردم شروع در كردم آن زمان به عنوان عكاس آزادبراي نشريات كار مي كردم و درسال 64 دو دوره به عنوان طراح نمايشگاه به لبنان رفتم ودر وقت هاي اضافي كه داشتم عكاسي مي كردم كه حاصل اين سفرنمايشگاهي انفرادي در موزه هنرهاي معاصر با عنوان نگاهي به لبنان بود. وي در مورد عكاسي جنگ اظهار مي دارد: عكاسي جنگ را بايد به دو مقطع زماني، دوران جنگ ودوران پس از جنگ تقسيم كنيم. كه عكاسي زمان جنگ الزامامحدود به خط مقدم جبهه ودرگيري هاي نظاميان نمي شود، بلكه دادن تصاويري زنده و واقعي ازشهرهاي مرزي كه به طور مستقيم جنگ را لمس مي كردند و مردمي كه زير حملات هوايي در جنوب و غربكشور و به واقع در كنار جنگ به زندگي مشغول بودند بخش قابل توجهي از عكاسي زمان جنگ راشامل مي شود. عكاسي دوران پس ازجنگ مي تواند موضوعات مختلفي رادر خود جاي دهد. به طور مثال ماپس از پايان جنگ و با آغازدوران بازسازي مي توانستيم عكس هاي بسيار خوبي از اوضاع مناطقي كه در زمان جنگ از آنها عكس گرفته بوديم تهيه كنيم. يا زندگي مردمي كه در آن شهرها مانده بودند و يا به صورت جنگ زده و مهاجر ساكن شهرهاي بزرگ كشور بودند، آنها چه؟ مي كردند و يا عكاسي از گروه هاي تجسس مفقودالاثرها و يا خنثي سازي ميادين مين. اما عملا كمتر عكسي از اين دوران دراختيار داريم و شاهد اين مدعا آن است كه وقتي ستاد بازسازي تصميم گرفت كتابي چاپ كند با كمبودو يا درواقع نبود عكس مواجه شد. به ناچار يكسري عكاس را براي گرفتن عكس به مناطق جنگي فرستادند. اما نه عكاساني كه زمان جنگ حضوري مستمر و حرفه اي داشتند، بلكه افرادي كاملا جديدكه با محيط بيگانه بودند! درواقع ما در زمان جنگ چندنوع عكاس داشتيم. دسته اي عكاسان مطبوعات عده اي بودند، ديگر عكاسان خبرگزاري و عده اي نيز عكاس خودجوش بودند يعني هر لشگر و گرداني يك عكاس براي خودش مثلا پيدامي كرد يك عكاس بسيجي پيدا چرا مي كرد كه آن زمان امكانات عكاسي بسيار ارزان و در دسترس بود. حتي بعدها اين عكاسان به دانشگاه هم رفتند. گروه ديگري نيز بودند كه عكاسان آزاد بودند كه درواقع براي خودشان عكاسي مي كردند و عكس هايشان را به مطبوعات مي دادند و در واقع تعدادي ازعكاسان مستند اجتماعي موفق ما ازاين گروهند. چرا كه هنوز هم كار مي كنند و عكس هايشان در جايي چاپ مي شود و از راه عكاسي زندگي را وي مي گذرانند در مورد عكاسي مستند اجتماعي و وضعيت فعلي آن در كشورمان مي گويد: در ابتدا بايد تعريفي از اجتماع داشته باشيم. تعريف اجتماع به طور كلي براي عكاسي مستند اجتماعي آدم هايي هستند كه در كوچه و خيابان مي بينيم. آدم هايي كه روزنامه مي خوانند و عكسها را مي بينند (مخصوصا آنها كه بي سوادند و فقط عكس مي بينند ). عكاسي مستند اجتماعي بايد كاربرد داشته باشد. كاربرد نه به اين معني كه عكس بگيرم، در نمايشگاه شركت كنم، دوستانم به به و چه چه كنند، برنده جايزه شود و ديگر هيچ! پس موضوعي كه از آن عكاسي كردم، آن مسائل اجتماعي چه؟ مي شود آيا كسي هست كه پيگير اين مسائل و معضلات باشد و براي بهبود وضعيت كاري؟ كند! ما عكاسان هم معمولا جايزه را كه گرفتيم مي رويم تا سال بعد، شايد هم اين مسئوليت ما عكاسان نمي باشد، بلكه مسئوليت كساني است كه هيچ وقت در نمايشگاه هاي عكس، خبري از آنها نيست. اگرهم پيدايشان شود به عنوان يك بازديدكننده از نمايشگاه ديدن مي كنند نه به عنوان پيام گيرنده. عكاسان ما اگر به عكاسي بلاياي طبيعي مانند سيل، زلزله و غيره مي روند يكي از اهدافشان تهيه عكس براي نشريه خود و هدف اصلي تر تهيه عكس براي آرشيو شخصي شان است. خوب اگر نشريه از عكاسش پشتيباني كامل مالي كند، به او امكانات بدهد، به موقع او را بفرستد، به موقع حمايت كند و به موقع عكس هايش را چاپ كند شايد او نيازي نداشته باشد كه با دو دوربين كار كند و تمام انرژي اش را صرف گرفتن عكس براي نشريه اش ازطرف كند ديگر شما اگر با مسئولان مطبوعات صحبت كنيد مي گويند امكانات مالي نداريم. ضمن اينكه شما به غيرازچند نشريه محدود هيچ وقت زيرعكس ها اسم عكاس را نمي بينيد كه به آن اعتبار بدهد. معني عكاسي مستند اجتماعي به نظر من اين است كه اول ياد بگيريم به درستي از عكس استفاده كنيم و كاربرد واقعي آن را بدانيم تا آنجايي كه من به ياد دارم، كاربردي بودن عكس از اول انقلاب شروع شد. زماني كه عكس شهداي گمنام گرفته مي شد و جلوي مساجد و دانشگاه و در خيابان ها نصب مي شد تا خانواده هايشان آنها را پيدا كنند. اين عكاسي كاربردي بود گرچه ممكن بود ازنظر تكنيك ضعيف باشد. اگر ما به عكس در جنبه كاربردي آن بيشتر توجه مي كرديم، امروز مطبوعات ما به عكس اهميت بيشتري اگر مي دادند ما با وقايع مختلف اجتماعي برخورد درستي داشته باشيم و از آنهاگزارش و يا حتي فقط عكس با زيرنويس چاپ كنيم و مردم را به ديدن عكس عادت دهيم مسلما در مطبوعات عكس خوب خواهيم داشت و تا زماني كه مطبوعات با قيچي به جان كتابهاي عكس و آرشيوخارجي مي افتند هيچ نتيجه اي دستگيرمان نمي شود. حال كه عكس در مطبوعات هنوز جايگاه جدي اي ندارد عكس مستنداجتماعي را بايد در نمايشگاه هاديد و عكس هايي كه به دلايل مختلف به نمايشگاه هاي عكس نمي آيند را بايد در آرشيوهاي خصوصي مشاهده كرد. خوب در اين خصوص هم چقدر مي توانيم عكس بگيريم و فقط به اطرافيان نشان دهيم. عكاس هم بعدازچند سال وقتي از عكاسي مستند اجتماعي سرخورده شدبه دنبال عكاسي تبليغات ياپرتره مي رود. بنابراين، يا بايد از يك جايي شروع كرد، يا به عكاسي مستند پايان داد. در دانشگاه ها واحد عكاسي مستند نداشته باشيم و درمطبوعات هم ديگر از اين عكس هااستفاده نكنيم و يا اگر نمي خواهيم تعطيلش كنيم، بياييم برايش كاري انجام دهيم. كاري كه راهگشا باشد. زهره سليماني