Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770304-41447S1

Date of Document: 1998-05-25

نامه دبير مجمع روحانيون مبارز به هيات رئيسه مجلس خبرگان حجت الاسلام والمسلمين مهدي كروبي دبير مجمع روحانيون مبارز در نامه اي به هيات رئيسه مجلس خبرگان رهبري مسئوليت تاريخي اين نهاد مهم را يادآوري كرد و خواستار جلوگيري از هرگونه غفلت در جذب و حضور مردم در جريان انتخابات آتي اين مجلس شد. از آنجا كه متن نامه اواخر ديشب به دست ما رسيد و امكان چاپ كامل آن ميسر نبود، خلاصه آن درج شد و در آينده متن كامل آن از نظر خوانندگان خواهد گذشت. هيئت رئيسه محترم مجلس خبرگان رهبري حفظهم الله تعالي با سلام و تحيت: در اين مقطع بسيار حساس از تاريخ اسلام و انقلاب عظيم اسلامي، كه خبرگان ومجتهدان عزيز، مسئوليت تاريخي و بسيار سنگيني برعهده دارند و بالاخص دراين فراز حساستر كه بخواست خداوند ملت قهرمان و مسلمان ايران در تكاپوي انتخاب مجلس سوم خبرگان رهبري هستند، لازم ديدم صميمانه مراتبي را به استحضار برسانم. روشن است كه در انجام اين مسئوليت عظيم و تاريخي، نقش آگاهان وعلماء امت بخصوص روحانيون محترمي كه در كانون هاي قدرت و تصميم گيري هستند، بسيار كارساز و در عين حال سخت و سنگين است كوچك ترين خبط و خطا در جذب و حضور مردم، و همچنين جزئي ترين حركاتي كه باعث ياس و بي تفاوتي ملت و نيروهاي مخلص و وفادار انقلاب گردد، قطعا خسارات سهمگين و جبران ناپذيري را در پي خواهد داشت. براين پايه، نكاتي را ذيلا به استحضار مي رسانم: - 1 اهميت مجلس خبرگان: حضرت امام در پيام بسيار مهمي كه به مناسبت افتتاح مجلس خبرگان اول به سال 1362 صادر فرمودند چنين اظهار مي دارند: .. و اكنون شما اي فقهاي شوراي خبرگان و اي برگزيدگان ملت ستمديده در طول تاريخ شاهنشاهي و ستم شاهي، مسئوليتي را قبول فرموديد كه در راس همه مسئوليت ها است و آغاز به كاري كرديد كه سرنوشت اسلام و ملت رنج ديده و شهيد داده و داغديده در گروي آن است، تاريخ و نسل هاي آينده، درباره شما قضاوت خواهد كرد و اولياء بزرگ خدا، ناظر آراء و اعمال شما مي باشد: والله من ورائهم محيط و رقيب كه كوچكترين سهل انگاري و مسامحه و كوچكترين اعمال نظر شخصي و خداي ناخواسته تبعيت از هواي نفساني كه ممكن است اين عمل شريف الهي را به انحراف كشاند، بزرگترين فاجعه تاريخ را بوجود خواهد آورد... امام بزرگوار در پيام ديگري (سال ) 1361 كه به قبل از برگزاري انتخابات خبرگان مربوط است مي فرمايند: مردم در دادن راي به اشخاص واجدالشرايط آزاد هستند و هيچكس را حق الزام كسي نيست و من اميدوارم كه ملت شريف ايران دراين امر مهم الهي كه منحرفان از هرچيزي بيشتر با آن مخالفت كرده و مي كنند و اين نيز از اهميت آن است، يكدل و يك جهت در روز انتخابات بسوي صندوقها هجوم برند و آراء خود را به صندوقها بريزند... آنچه مذكور افتاد، عظمت و اهميت مجلس خبرگان را در شيواترين صورت و به رساترين وجه بيان مي كند و هرگونه اعمال نظر شخصي و سطحي نگري رابزرگترين فاجعه تاريخ معرفي مي كند. بديهي است، كوچكترين خدشه درانتخابات خبرگان، و اعمال نظرشخصي يا گروهي در اين امر عظيم الهي و ملي كه بهرشكل مردم رابي علاقه و مسئله دار يا مايوس كند و سرمايه بزرگ اعتماد ملي ومردمي را بهر تقدير سست ومخدوش سازد و نتيجتا موجد عدم حضور و مشاركت مردمي گردد، آثار ويرانگر و مخربي را كه به تعبير امام عزيز راحل همان فاجعه تاريخي است بدنبال خواهد داشت - 20 حضور مردم: نتيجه پيام ثمربخش امام همراه با احساس مسئوليت الهي و ملي مردم سلحشور ايران اين بود كه: درنخستين دوره انتخابات خبرگان رهبري كه در سال 1361 برگزار گرديد در حاليكه ( /277/23 ) 871نفر از افراد واجدالشرايط وجود داشتند تعداد ( /140/18 ) 985 نفر در انتخابات شركت كردند. اين حضورمردمي و اين تعداد عظيم شركت كننده چنان شورانگيز و نقش آفرين بود كه بيگانگان و دشمنان انقلاب هم نتوانستند، كمترين شبهه و يا خدشه اي برآن وارد نمايند و در انتخابات قبل و بعد از رياست جمهوري عليرغم افزايش جمعيت و تعداد راي دهندگان تا انتخابات دور هفتم رياست جمهوري ( /3/1376 ) 2 حضور مشاركت مردم هيچگاه با آن حضور شكوهمند و حماسي نتوانست برابري كند. يعني انتخابات ادوار مختلف رياست جمهوري (قبل از انتخاب دوم خرداد ) تعداد آراء به هفده ميليون نفر نرسيد و آمار شركت كنندگان در انتخابات مجلس شوراي اسلامي در سال 1371 يعني پس از گذشت ده سال از انتخابات مجلس خبرگان مجموعا به ( /767/18 ) 042نفر رسيد كه سنجش مقايسه اي با توجه به روند سريع افزايش جمعيت در تامل بسيار است. دومين دوره انتخابات خبرگان رهبري پس از 8 سال در سال برگزار 1369 گرديد. با تاسف تمام بايد به استحضارتان برسانم كه كاهش راي دهندگان و حضور مردم، در مقايسه با تمامي انتخابات گذشته، بسيار چشمگير و تامل انگيز بود. در انتخابات خبرگان دوم تعداد شركت كنندگان تنها به ( /602/11 ) 613نفر رسيد كه نهايتا يعني با مجموع آراء 3 استان ديگر كه بعدا انتخابات در آن استانها برگزار شد، رقم راي دهندگان به ( /258/12 ) 378نفر رسيد. در حاليكه آمار واجدين شرايط در سال 1369 ( /280/31 ) 084نفر بوده است. توجه مي فرمائيد كه پس از گذشت 8 سال حدود يك سوم از تعداد آراء كاسته شد. (جداول وآمار انتخابات و آراء ادوارمجلس شوراي اسلامي، رياست وخبرگان به پيوست تقديم مي شود ).اين كاهش چشمگير و فاحش شركت كنندگان، قطعا همه ما رابه دقت و تامل در علل و عوامل آن فرا مي خواند و بار ديگر توجه همگان را به پيامها و توصيه هاي رهبر كبير انقلاب معطوف مي دارد. به زعم اينجانب، اصلي ترين وعمده ترين عامل كم توجهي و استقبال اندك مردم، در انتخابات خبرگان دوم، عملكرد و تصميمات مجلس محترم خبرگان و بخصوص مصوبه شتابزده مورخ /4/1369درخصوص 25نحوه تعيين افراد واجدالشرايط براي شركت در انتخابات خبرگان بود. با رعايت ادب و طلب پوزش بايد به عرض برسانم اين مصوبه كمتر به مصالح اصلي نظام توجه كرد و ارزش برتر را ناديده انگاشت كه نهايتا ثمرات تلخ و تبعات نامطلوبي به بار آورد كه از ورود به آن پرهيز مي كنم. - 3 نگاهي به قوانين و تغييرات شتابزده بعدي: اصل 108 قانون اساسي درخصوص مجلس خبرگان مقررمي دارد: قانون مربوط به تعداد و شرايط خبرگان، كيفيت انتخاب آنها و آئين نامه داخلي براي جلسات، نخستين دور بايد بوسيله فقهاء اولين شوراي نگهبان تهيه و با اكثريت آراء آنان تصويب شود و به تصويب نهائي رهبر انقلاب برسد، از آن پس هرگونه تغيير و تجديدنظر در قانون و تصويب ساير مقررات مربوط به وظايف در خبرگان، صلاحيت خود آنان است. برپايه اصل فوق الذكر قانوني در 21 ماده و 6 تبصره در /7/1359 10تاريخ با امضاء فقهاء محترم شوراي نگهبان از جمله آيات عظام: حاج شيخ لطف الله صافي، حاج شيخ يوسف صانعي و مبارز و مجاهد خستگي ناپذير مرحوم حاج شيخ عبدالرحيم رباني شيرازي تهيه و تدوين گرديد و نهايتا به تصويبامام بزرگوار رسيد. تبصره 1 و 2 ماده 2 قانون مذكور در مورد تاييدصلاحيت انتخاب شوندگان و مراجع ذيصلاح براي تاييد، اين گونه مقرر مي داشت: تبصره 1: تشخيص واجد بودن شرايط با گواهي سه نفر از استادان معروف درس خارج حوزه هاي علميه مي باشد. تبصره 2: كساني كه رهبر صريحا يا ضمنا اجتهاد آنان را تائيد كرده است و كساني كه در مجامع علمي يا نزد علماء بلدخويش، شهرت به اجتهاد دارند، نيازمندبه ارائه گواهي مذكور نمي باشند. همانگونه كه ملاحظه مي فرمائيد، در انتخابات نخستين دور مجلس خبرگان، اساتيد، فضلاء و مراجع حوزه هاي علمي صلاحيت تائيديه نامزدها را داشتند، و علما و اساتيد بلاد هم كه داراي شهرت علمي و اجتهادي بودند هرگز الزامي به تحصيل تاييديه نداشتند. بديهي است كه با اين شيوه نه تنها علما و دانشمندان به نحوي مشاركت در امر عظيم انتخابات داشتند، بلكه به تبع آن مردم نيز بيشتر به شركت و حضور در انتخابات ترغيب مي شدند و حداقل يكي از عمده ترين رموز شركت ميليوني مردم همين شيوه بود. ليكن و مع الاسف اين روند كه حاكي از اعتماد به علماء و امناء مردم بود در اثر فعل و انفعالات گروهي خاص، دگرگون شد و بالاخره، در اواخر عمر مجلس خبرگان اول تلاش و تكاپو براي تغيير در مقررات به اوج خود رسيد و روشن بود كه تمامي اين تلاش ها و تكاپوها براي پيشگيري از حضور گروه خاصي ازروحانيون و عناصر خودي و انقلابي صورت مي گرفت و در سطح گسترده اي اين شايعه منتشر شده بود كه هدف سلب صلاحيت از حوزه ها و اساتيد و علماء بلاد است، و غرض نهائي اين است كه تعيين صلاحيت نامزدهاي مجلس خبرگان منحصرا دراختيار شوراي نگهبان قرار گيرد. در پايان نامه آقاي كروبي دبير مجمع روحانيون مبارز پيشنهاداتي ارائه شده كه در مدت باقيمانده تا انتخابات خبرگان مساله تغيير مرجع تاييد صلاحيت نامزدهاي مجلس خبرگان در دستور كار اجلاسيه مجلس مذكور قرار گيرد. پيشنهادات مذكور بدين شرح است. الف: همان قانون مصوب /7/1359 10مورخ شوراي نگهبان كه به تاييد و توشيح امام عزيز هم رسيده است، مبناي كار و تاييد صلاحيتها قرار گيرد. شيوه و سنت حسنه اي كه موجب حضور حماسي و شكوهمند مردم در انتخابات خبرگان اول گرديد و آثار بسيار مطلوبي نيز در پي داشت. ب: احراز صلاحيت و تاييدنامزدهاي واجد شرايط، در صلاحيت و اختيار هيئت رئيسه مجلس خبرگان قرار گيرد كه باتوجه به سوابق امر و مصالح ديگر، شائبه طرفداري و حمايت از گروه و جناح خاصي را تداعي نمي كند. ج: مراجع تقليد و تعدادي از اساتيد برجسته و مبرز حوزه هاي علميه كه در عين علاقه مندي به امام و انقلاب و مقام رهبري، نماينده و مظهر گرايش خاصي نيستند و موضع گيريها و اظهارات آنان همواره فراتر از علائق خاص گروهي و جناحي است، طي مصوبه اي، مرجع تاييد صلاحيت نامزدهاي مجلس خبرگان شوند.