Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770303-41425S2

Date of Document: 1998-05-24

در رساي گوناگوني زندگي نگاهي به نمايشگاه مجسمه هاي قدرت الله عاقلي و نقاشي هاي نسيم مژده نگارخانه تهران ارديبهشت 19از تا چهارم خردادشاهد برپايي نمايشگاهي ازآثار مجسمه قدرت الله عاقلي و آثار نقاشي نسيم مژده بود. در حال حاضر هنر ايران و بخصوص عرصه هنرهاي تجسمي فاقد مسيري تكامل يافته، همه جانبه و تعريف شده به شكل مستقل مي باشد و درواقع كساني كه قدم در اين راه مي گذارند براي آنكه در دنياي هنرامروز حرفي براي گفتن و قدرتي براي عرض اندام داشته باشند; چاره اي ندارند جز جستجوي در هر گوشه از دانش، تاريخ، فرهنگ و تمدن و هنر و... و در اين راه، حتي اگر بسياري هم به روش آزمون و خطا بزرگ شوند و جاي خود را بيابند، بازهم از درجازدن و تكرار ديگران بودن، جلوتر و باارزش تر مي باشند. در اين نمايشگاه - قدرت الله عاقلي - ضمن مرور بر تعدادي از مجسمه هاي آهني خود به قالبي نو از كار با آهن پرداخته كه در آن ظاهرا آهن رام نشدني و سركش به عنوان يك ماده نه چندان سخت به شكلي اطاعت پذير ازاو خواسته هاي فرمي اش راجواب داده. و اگر چه در اين ميان آهن از هويت خاص خودش دورافتاده ولي بازيهايي كه با ايجاد بافت در آنها ايجاد شده و نهايتااتفاقهايي كه در مجموعه مجسمه هاي رقص پرواز اومي افتد، به نظر مي آيد كه مي تواند قالبي ارزشمند براي خود داشته باشد. در كنار اينها; تجربه هاي پرتعداد عاقلي در ريخته گري مجموعه تنديس هاي پرنده بهشتي وغزال تاريخ نيز دامنه تلاش و توانايي هاي هنرمند خود را به نمايش گذاشته است. اما نقاشي هاي نسيم مژده در اين نمايشگاه فضاي متفاوتي را در خود جاي داده; آنها هويت و شكل خاص خودشان را دارند ونشان مي دهند كه هنرمندنقاش در اين سالها توانسته به يك ارتباط نسبتا حرفه اي و متناسب با زاويه نگاه خاص خودش در آنها برسد و شايد اينك بتوان با تاكيد بيشتري سير حركت و نمودار تغييرات زواياي ديد اين دو را ترسيم و تجسم نمود. مهمترين نكته اي كه در آثار خانم مژده در اين نمايشگاه متبلور شده; جستجو و تلاش او براي برقراري يك ارتباط ذهني قوي بين مخاطبين آثارش از يك طرف و نقاشي هايش ازطرف ديگر مي باشد. نيمه اي محو از سوژه نقاشي و اتفاقي كه در آن افتاده در فضايي پر از انواع رنگهاي تيره و اتفاقا متناسب با موضوع. اما نكته خاص اين نمايشگاه; نه در تك تك آثار آن است و نه در هريك از هنرمندان يادشده به تنهايي. در اينجا نبايد فقط به دوتجربه هنرمندان نگاه كرد و رفت، چرا كه تك بودن هر اثر نمي تواند تاثيري بيش از يك تجربه را به مخاطب حتي علاقه مند خود بدهد. نكته خاص در زواياي ارتباط و جهت هاي پاسخگويي خود هر يك از نقاشي ها و مجسمه ها به يكديگر است. وقتي شما در فضاي نمايشگاه سرازير شويد، ناخودآگاه درگفتگوي ميان آثار به حركت درآمده و چه بسا خود نيز جزئي از فضاي نمايش و زندگي شويد. وقتي از آهن خشن عاقلي; حركت پر از لطافت پروازبيرون مي آيد; از رنگهاي تيره و سياه مژده، بوي حس زندگي جوابش را مي دهد و وقتي مژده، جنگ را ملامت مي كند، مجسمه اي از عاقلي به پيشواز چشمان شما مي آيد كه يك سيني پراز پرواز صلح دارد. يا آنجا كه نسيم، گمگشته را نشان شما مي دهد; پرنده اي روي شانه ني نواز عاقلي مي نشيند و آنجا كه مژده به مظلوميت كودكان بوسني قسم مي خورد; عاقلي سادگي يك چوپان را به رخ مامي كشد و... در اين نمايشگاه، فقط تعدادي اثر هنري نبود، بلكه خود مجموعه اثري است در رساي گوناگوني زندگي. هومن اخوين