Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770303-41425S1

Date of Document: 1998-05-24

عشق در سالهاي ديكتاتوري زوئي بالدس درباره كتاب جديدزوئي بالدس نويسنده كوبايي زوئي - بالدس نويسنده مهاجر كوبائي است كه درفرانسه (پاريس ) زندكي مي كند. وي در رمان جديد خودزندگي من به تو تعلق دارد از عشق در سالهاي ديكتاتوري سخن مي گويد. به نوشته مجله اشپيگل اين نويسنده زن در در 1959سال كشور كوبا زاده شد. وي تا سال 1995 كه با همسر ودخترش از آن كشور گريخت، در هاوانا به نوشتن فيلمنامه براي صنعت سينماي ملي اشتغال داشت. ازبالدس در زادگاهش، دو ديوان شعر و پنج رمان منتشر شده است ولي هم اكنون انتشار آثار وي ممنوع مي باشد. اولين كتابي كه اززوئي بالدس در اروپا، ترجمه ومنتشره شد، كتابي است كه در سالهاي قبل از مهاجرت به كشور فرانسه در هاوانا به نام پوچي روزانه نوشته است. اين كتاب كه باعث شهرت وي در اروپا گرديد، از عشق انساني فهيم و فكور در شرايط عجيب سياسي سخن مي گويد. رمان جديد وي (زندگي من به تو تعلق دارد ) در خارج از كشور كوبا ولي درباره زندگي مردم قهرمان آنجاست كتاب، زني است به نام كوكامارتينز متولد 1934 كه در نوجواني و در نهايت زيبايي به هاوانا فرستاده مي شود تا از راه زندگي خدمتكاري، خويش را اداره كند. وي در همان بدو ورود بامرد زندگيش روبرو مي شود، اين خوان مرد، پرز باموهاي روغن زده، دهاني بدبو در محيط خوشگذران آن زمان هاوانا، اهل دادوستد بود. كوكاي شيفته به خانه مي گريزد و هشت سال در حالي كه به شدت كارمي كند، به انتظار بازگشت خوان مي نشيند و بالاخره خوان در سال انقلاب برمي گردد، پس از به ثمر خوان رسيدن انقلاب، كه ضدانقلاب است، از كشور مي گريزد ودوباره انتظاركوكا شروع مي شود كه اين بار 30 سال به طول مي انجامد. خانم بالدس، گذشت اين همه سال را بسيار ساده ولي موفق مانند محتويات ديگ آشپزي ترسيم مي كند. وي كم كم به جايي مي رسد كه فرا مي گيردچگونه مي توان بدترين چيزها را پخت و خورد. نويسنده بطور كلي سوژه محبوبش را كه روابط خصوصي انسانهاست، با قلمي بي ارزش ترسيم مي كند ولي درشرح تنش و اختلاف ميان افسردگي ظاهري و نشئه خصوصي انسانها، چيرگي به خرج مي دهد. پس از گذشت 30 سال در اواسط كوكاسالخورده 90دهه بيمار و بيچاره شده كه از سطل خاكروبه تعذيه مي كند. بالدس كوچكترين شك و شبهه اي براي خوانندگان باقي نمي گذارد كه دليل فقر شديدكوكا شكست رژيم حاكم بر كشور است كه شعارش، يكدلي و اشتراك منافع با هركسي بود، جز با ملت خويش. قسمت دوم داستان، با ملاقات كوكا وخوان در شبي افسانه اي و در يك قبرستان ادامه پيدا مي كند. اصلاعجيب نيست كه خوان در نيويورك در خدمت مافيابوده و براي ماموريتي به هاوانا فرستاده شده و به يادكوكا افتاده است. ماموريت خوان به دست آوردن اسكناس يك دلاري است كه 30 سال پيش قبل ازخروج از جزيره به كوكا سپرده است و از او خواهش كرده تا مواظب آن چون باشد در نخ اين ارقامي اسكناس، وجود دارد كه كد شماره حساب بانكي مخصوصي است. كوكا كه نمي داندخوان از وي چه مي خواهد وفقط از بوي وي دوباره او را مي شناسد، اصلا اسكناس يك دلاري را فراموش كرده وخوان را با هم اطاقي هايش آشنا مي كند، زندگي مشترك آنها دوباره ازسرگرفته مي شود وخوان بالاخره موفق به ديدار دخترحامي انقلابش مي شود كه مشغول تحصيل در رشته خبرنگاري است. در ضمن، اسكناس يك دلاري در تمام اين سالهادرون گلداني فراموش شده و پوسيده است. قسمت نويسنده، اول رمان را احساسي و قسمت دوم آن راملودرامي سطحي و بي ارزش ناميده است. ولي در انتهاكه معلوم مي شود تمام قسمت دوم، اوهامات كوكاي پيرو ديوانه در يك تيمارستان بالدس است، پيچ داستان را چنان پيچانده كه هرز شده و به نظر مي رسدطرح اين قسمت لزومي نداشته است. نوشتن كتابي واقعي از عهده بالدس برنمي آيد. هم اكنون بنگاه نشرامان در سوئيس مشغول ترجمه سومين رمان زوئي بالدس از زبان اسپانيايي است. نوشته: بودو - مورشويزر ترجمه: لادن گل - آراسته