Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770302-41413S2

Date of Document: 1998-05-23

دوم خرداد; تجلي اراده مردم دكتر علي محمد حق شناس (زبانشناس و شاعر ) اگر انقلاب را تجلي اراده مردم يك سرزمين تعريف كنيم بايد بپذيريم كه در طي يكسال گذشته ما شاهد سه انقلاب در ايران بوده ايم: يكي انقلاب سياسي كه با انتخاب رئيس جمهور جديد با اكثريتي شگفت انگيز صورت گرفت. در اين انقلاب نظاره گر ( شاهد ) اين واقعيت بوده ايم كه مردم با زباني كه صرفا زبان سياست بود (حضور در كنار صندوق هاي راي گيري ) تعيين كردند كه در اين عرصه خواهان چه نوع هستي و حياتي هستند و مايل اند چه اعمال و اقداماتي ديگر ادامه پيدا نكند. ديگري انقلابي كه پس از پيروزي تيم ملي فوتبال ايران تحقق يافت. در اين انقلاب ما ديديم كه مردم ايران خواهان چه نوع حيات فرهنگي و اجتماعي اند و از تداوم چه نوع فعاليتهائي دراين دو عرصه بيزار. سوم، انقلاب اداري كه در درگيري هاي ميان شهردار و مخالفانش جلوه گر شد. در اين انقلاب ما آشكارا ديديم كه مردم ديگر تاب تحمل چه نوع كژروي هاي اداري را ندارند وخواهان چه تغييراتي در اين زمينه هستند. به گمان من، ناديده گرفتن هريك از اين سه انقلاب و بي توجهي به پيامي كه در آن سه نهفته است مي تواند براي كساني كه مرتكب چنين بي توجهي مي شوند پيامدهائي بس سنگين، بلكه جبران ناپذير به همراه داشته باشد. عباس مخبر (داستان نويس ) نمي دانم چرا حادثه يا واقعه دوم خرداد به نظرم خيلي به مسابقه فوتبال ايران و استراليا در دور برگشت شباهت يعني دارد در حالي كه كانديداي آن روز و رئيس جمهور امروز تادقايق آخر بازي زيرفشار بي امان شليك توپ هاي رقيب قرار داشت، نتيجه بازي به نحو غيرمنتظره اي عوض شد و شخصيتي از كتابخانه ملي، با سوابق عمدتا فرهنگي و استعفا نامه اي كه نقد درخشاني برروندهاي فرهنگي آن روز و روزهاي آينده بود بر كرسي رياست جمهوري تكيه زد. بديهي است كه با توجه به سوابق آقاي خاتمي و شعارهاي انتخاباتي ايشان، انتظار مي رفت كه بيشترين تغيير و تحولات در حوزه هاي فرهنگي و بسط آزادي هاي سياسي اتفاق بيفتد، و همين طور هم شد. هنگام گرفتن راي اعتماد براي كابينه وزاري فرهنگ و ارشاداسلامي و كشور با سنگين ترين مخالفت هاي جناح رقيب روبروشدند و پس از كسب راي اعتماد تا به امروز نيز آماج شديدترين حملات بي انصافي بوده اند است اگر اعتراف نكنم كه ديدگاه ها و سياست هاي فرهنگي سياستگذاران جديد به قول بازاري ها تومني هفت صنار با پيشينيان شان فرق دارد و در ميان دست اندركاران نشر و قلم موجي از اميد و خوشبيني ايجاد كرده است. شايد ذكر يكي دومثال گوياي شمايي از اين تحول ناشري باشد را مي شناسم كه در وزارت ارشاد قديم 51 عنوان كتاب در اداره بررسي كتاب داشت كه به دنبال اخذ مجوز چاپ آنها شبانه روز دوندگي مي كرد. در دوره جديد آخرين باري كه از ايشان در اين مورد سوال كردم (دوره جديد ) اين تعداد به سه عنوان تقليل يافته بود. بسياري از آن كتابها چاپ و وارد بازار شدند و هيچ كدام هم مخل به مباني اسلام يا حاوي توهين به مقدسات نبود خوانندگان، بسياري از اين كتابها را خريدندو خواندند و بهره بردند و بر وجهه و اعتبار نظام در زمينه گسترش آزادي هاي مدني افزوده شد. مثال دوم به خودم مربوط مي شود. دو كتابي كه حداقل دوسال براي چاپ دوم معطل مانده بودند اجازه چاپ گرفتند و چهار كتاب جديد هم بدون آنكه كلمه اي از آنها سانسور شود مجوز چاپ دريافت كردند و بيشتر آنها ظرف روزهاي آينده به بازار عرضه خواهند شد. به جرات مي توانم ادعا كنم هيچ يك از اين كتابها نه حاوي اهانت به مقدسات هستند و نه مصداق پديده موسوم به تهاجم فرهنگي با تعريفي كه موافقان اين اصطلاح از آن دارند. گمانم برآن است كه خوانندگان نيز از آنها استفاده خواهند برد. اين دو مثال شايد مشتي باشد نمونه خروار از تحولي كه در زير حوزه كتاباز حوزه فرهنگ اتفاق افتاده است.؟ اما نكته اي كه به نظرم بسيار اهميت دارد اين است كه اين دستاوردها هنوز نهادينه نشده اند. به نظرم آنچه در درجه اول اهميت قرار دارد تثبيت اين دستاوردها در قالبهاي محكم وقانوني است. علي باباچاهي (شاعر ) از آن وقت تا اين وقت نوشتن، گفتني هاي بسياري همچنان براي نگفتن باقي است. نمي توان گفت گاهي; گاه نيز به حرمت هوش خواننده خلاق خواننده متن، سفيد مي مانيم; نمي گوييم اما گفته مي شويم و اين از جنس پوشيده گويي هاي سياسي نيست. خودسانسوري نه اين هم نيست! سنت هاي تحكم آميز نيز فرضا كه در ميان نباشد، ارتقاء نوشتن اقتضا مي كند كه گاه ننويسيم تا نوشته باشيم. گاه نيز مي نويسيم تا نوشته باشيم، از تغيير كمي و كيفي قضايا، فرضا شعر در يكسالي كه گذشت - تا اين دوم خرداد - تغير؟ كيفي بي گمان زمان بيشتري طلب تاريخ مي كند مي خواهد، - يك؟ دهه با حوصله تاريخ اگر بسنجيم قضايا را، گاه نيم قرن هم زمان كمي است. حتي اگر هيچ كلمه اي در بند نباشد. حتي اگر تمام كلمات، از مولف مفروض، حق تعيين سرنوشت پيدا كرده باشند. زمان مي خواهد تا كلمات معصوم در مقابل خوانش هاي مقتدر و متوهم، مقاومت ورزند و در حضور مامور فرضا معذور تن به تك آوايي ندهند تا كلمات، قانون من درآوردي حاكم برخود را مورد دعوي قرار دهند تا به ستيز با مدلول هاي مدون برخيزند و بگويند ما از ابداعات و اكتشافات مدرنيته نيستيم، ما كاشف مدرنيته ايم، تازه از تك آوايي او هم به فغان آمده ايم. رهايي از تك آوايي و معناهاي ديكته شده براي ما ضرورت حياتي دارد. - تغيير كمي؟ چطور تا آنجا كه ديده يا شنيده و بيشتر ديده ام كتابهاي شعر ( ناشر - مولف ) بسياري روانه بازار كتاب شده است. از شاعران جوان به ويژه گزينه هاي شعر نيز چاپ دومي ها، چاپ چندمي هاي به ندرت (كه خوانندگان خودشان را دارند ) يكي دو اسم ممنوع (؟ ) نيز كتابهايشان تجديد چاپ شده است. كتاب شعرسازي هم رونق گرفته است: به هر صورت ظاهر قضيه كه چنين است. متوهم و مشكوك و يك دنده وحرف مرد يكي است كه نباشيم ومرغ يك پا دارد هم كه نباشيم، به ظاهر يار (شعر ) در برو چشم انتظار نه بر در. ساده انگار هم كه نباشيم خيلي گره هاست كه بايد باز شود. بعد!؟ اگر باز شود، - گره قدرت خريد كتاب، گره ارتباط عيني با خوانندگان شعر، گره بحث آزادانه در محيط دانشگاه در خصوص شعر، گره خريدهاي دولتي از كتابهاي غيردولتي، گره شبهاي شعر، گره تدريس جدي شعر و شعر جدي شعر امروز در مدارس و دانشگاه ها. - همه اين ها و گره هاي پنهان ديگري، آري!