Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770231-41400S2

Date of Document: 1998-05-21

كمدي و انتقاد اجتماعي بي شك صحنه و نمايشهاي كمدي، به گونه اي مطلوب، بهترين امكان تجلي اين انديشه است، چرا كه كوشش نهايي براي خير و صلاح جامعه است. امروزه ضرورت بازنگري به نمايشهاي كمدي و جايگاه آن در جامعه به عنوان گونه اي نمايشي كه در مقايسه با آثار تراژيك و شبه عرفاني، مورد بي توجهي قرار گرفته، و از ذات خود كه انتقاد اجتماعي ست، به دور مانده، بيش از هر زمان ديگري ست. زندگي در نگرش كميك، لحظات ناب و شادي بخشي ست در فاصله اي ميان تولد و مرگ. نوعي احساس زنده بودن و همراهي كردن براي دستيابي به پاياني خوش، با هدف قرار دادن جسم آدمي و امكانات بالقوه مثبتي كه در پايان عرضه مي كند. چرا كه برخلاف تراژدي كه منجر به فرجامي شوم مي شود، نمايشهاي كمدي به چشم اندازي خوشبينانه همراه با عشق به زندگي و ارزشهاي والاي انساني مي انجامد. روندي كه در جوامعي با نگرشي سنتي به معيارها و روابط اجتماعي كمتر امكان بروز مي يابد. زيرا عمده ترين موانع كمدي در اين جوامع، خودشيفتگي، عدم تحمل انتقاد و عقيده مخالف و تك محوري ست. خنده تلاشي ست آينده نگر در بدست آوردن حقيقت و رهايي از استبداد و جمود در روابطانساني. چرا كه خنده و جشن هاي مردمي، گستاخي ابداع را برمي انگيزد، به رهايي از ديدگاه مسلط در باب جهان، به رهايي ازهمه رسوم، حقايق جاري، تمام چيزهاي مبتذل، عادي و پذيرفته همگان. و سرانجام امكان مي دهدكه نگاهي تازه به جهان بيفكنيم و دريابيم كه هر آنچه وجود داردتا چه حد نسبي است و يك نظم جهاني سراپا متفاوت امكان پذيراست. ( ) 1 كمدي موقعيتي بدست مي دهد تاارزشهاي والاي عشق بيشتر نمايان شود. امكاني كه در تضاد بادروغ، ريا، حسادت و توطئه قرار مي گيرد، و به گونه اي خيره كننده در پايان برهمه آنها پرتومي افكند. جامعه بزرگترين و بهترين موقعيتي است كه كمدي مي تواند ايده هاي خود را از آن اما بگيرد، همين موقعيت بالقوه در معادله اي دوسويه هم مي تواندتعالي و اعتلاي كمدي را فراهم كند، و هم به دلايل برشمرده مي تواند مرگ آن را سبب شود. جامعه اي كه ديالوگ و تجزيه و تحليل را برنتابد، و بر اصولي جزمي پافشاري كند، قطعا راه بر اصالت كمدي خواهد بست. و اصل مسئله هم در همين جاست: شكوفايي و مرگ كمدي نه در انكار و حذف گروهها و محلهاي نمايش است و نه در توجه بي دليل و علت به آنها، بلكه در نگرشي ست كه جامعه، سياست و سيستم حكومتي بر مضامين و ايده هاي نمايش كمدي تحميل مي كند و مي كوشد آن را از ارجمندترين خصلتش يعني آزادي كه در عرصه انتقاد از هيچ چيز فروگذار نيست، تهي سازد. و مهم تر آن كه تلاش مي ورزد به هر ترتيبي شده تاثيرات كمدي را كم رنگ نمايد و آن را از هر گونه محتواي انتقادي دور سازد. يعني تلاش براي حذف تاثر اجتماعي از خنده. بنابر اين ملاك تمايز كمدي از ديگر گونه هاي نمايشي در آزادي عمل صحنه اي و موشكافي در مسائل مهم روز است، تا آينه اي باشد در برابر جامعه اي كه مي كوشد از فساد و آزادي ستيزي برهد و چشم اندازي روشنتر و آينده نگر بگشايد. كمدي به چرا و چگونگي هاي بسياري در پشت پرده مي پردازد تا مسائل به ظاهر صواب و روزمره را با بزرگ نمايي بيشتري به معرض نمايش بگذارد. اما حذف، ممانعت و ممنوعيت هاي بسياري چه از طريق سياستگذاري و چه از طريق صاحبان قدرت بر كمدي اعمال مي شود كه نتيجه آن شده است لوده گي هاي بي محتوايي كه ناآشنايان به اين هنر انجام مي دهند، و ديگري دور ماندن انديشه گراني كه با جان و دل بر تعالي اين هنر كوشيده اند و نقد جان بر سر آن نهاده اند. در سير تحول كمدي در ايران، از ريشه هاي آن يعني بقال بازي تا نمايش تخت حوضي و بعدها ترجمه آثار خارجي، هميشه با نوعي انتقاد، اگرچه نه الزاما مسائل سياسي و اجتماعي، همراه بوده اما است با كمي دقت به خوبي مي توان دريافت كه در اين آثار شيوه انتقاد به گونه اي نبوده است كه مداخله اي جدي درمسائل روز به شمار آيد. بلكه با رعايت مثلث سياه، ارباب و دخترش، بيشتر جنبه هاي سرگرم كننده آن مطمع نظر بوده است. اين روند در تلاطم هاي دهه 50 40 و به گونه اي سعي داشت كه با ايجاد تئاترهاي سيار به اين جنبه از كمدي نزديك شود، اما متاسفانه به صورتي جدي در نطفه خفه شد، به طوري كه هيچ ميراث و ادامه دهنده اي از خود باقي نگذاشت. اما امروز كه فرصتي فراهم آمده و هنرهاي نمايشي دارد جاني تازه مي گيرد، نبايد از همان اسلوبي استفاده كرد كه نمايشهاي كمدي را به انزوا كشانده است. جامعه اي كه سعي در قانونمداري دارد بايد بكوشد با مناعت طبع و آزادمنشي بيشتري به اين مقوله نگاه كند و امكان شكوفايي و بالندگي بيشتري براي استعدادهاي نهفته در اين هنر فراهم آورد. چرا كه خير و جمال و حقيقت و سعادت همگي، اعلاي مناقب معنوي و ارفع مقاصد اخلاقي بشر است و آزادي وحريت نيكوترين مطالب وغايي ترين مقاصد سياسي اوست.. تا انسان قادر بر اين شود كه افكار و تمايلات خود را بي ترس و هراس بيان كند، از پشت ميزخطابه، در وسط باغ گردشگاه عمومي، در گوشه كوچه، و هر جاكه ميلش مي كشد بايستد و براي مردم حرف بزند. ( ) 2 بي شك صحنه و نمايشهاي كمدي، به گونه اي مطلوب، بهترين امكان تجلي اين انديشه است. چرا كه كوشش نهايي براي خير و صلاح جامعه است. محمدرضا بي گناه منابع: - 1 سوداي مكالمه خنده آزادي: ميخائيل باختين - گزيده و ترجمه محمد پوينده نشر آرست - 2 آزادي و آزادفكري - مجتبي مينوي انتشارات توس