Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770231-41400S1

Date of Document: 1998-05-21

تخيل قوي در افسانه گفتگو با كارگردان نمايش كي مي تونه با ديو بجنگه اشاره: نمايش عروسي كي مي تونه با ديو بجنگه هم اكنون در محل تئاتر عروسكي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان درحال اجراست. با سهيلا احمدي فر كارگردان اين نمايش گفتگويي انجام شده است كه در پي مي آيد. لطفا انگيزه تان را از اجراي مجدد نمايش بندانگشتي ؟ بفرماييد وجه مشترك دو اجراي نمايش عروسكي بندانگشتي وكي مي تونه با ديو بجنگه تنها قصه نمايش است كه درآن نيز كاراكتر مشترك بندانگشتي وجود دارد. اين بندانگشتي به نوعي همان نخودي يا نيم وجبي قصه هاي عاميانه است. به غيراز شخصيت بندانگشتي، همه چيز در دو نمايش بندانگشتي وكي مي تونه با ديوبجنگه با يكديگر متفاوتند ازجمله: تنظيم نمايش، تكنيك، اجرا، موسيقي دكور، و... كه حاصل تجارب گروهي است. ضرورت طرح افسانه در قالب نمايش عروسكي براي كودكان تا چه حد؟ است افسانه ويژگيهايي دارد كه آن را داراي محبوبيت خاصي مي كند. ازجمله تاثير افسانه بر ضمير ناخودآگاه مخاطب بخصوص كودك است كه باعث مي شود به طور غيرمستقيم با دنياي اطراف ارتباط گرفته و به تدريج با آن آشنا شود، با خوبيها، سختيها، آرزوها و مشكلات بشري. به طور كلي افسانه در كودكان آرامشي ايجاد مي كند كه ويژگي خاص آنست و در قصه هاي جديد به ندرت به چشم مي خورد. وجه ديگر، تخيل قوي است كه در افسانه جريان دارد و همين مخيل بودن افسانه، آنرا با گونه نمايش عروسكي همساز استفاده مي كند از متن افسانه اي براي نمايش عروسكي، قدرت و امكان انگيزش تخيلات را در اثر و بالطبع كودكان ايجاد مي كند. ظاهرا به نظر مي رسد اكثربخشهاي اجرايي اين نمايش حاصل همفكري گروهي است. آيا عمدي در ميان؟ بود و آيا در آينده اين شيوه را ادامه خواهيد؟ داد مسئله اي كه در اين كار از ديدمن و گروه و حتي تماشاگران مثبت ارزيابي شده همين تيمي كار كردن ما بوده است. از ابتدا تيم بازيگران، تيم عروسك سازان، تيم صحنه آرايان همراه با آهنگساز و كارگردان و نمايشنامه نويس در كنار يكديگرمي نشستيم و با تبادل آرا و شور ومشورت اتودهايي تهيه مي كرديم و پس از آن به نتيجه دلخواه مي رسيديم. به همين دليل عروسك، دكور موسيقي وكليه اجزاء نمايشي به صورت بافتي يكدست به نظر مي آيند. من فكر مي كنم براي كار نمايش عروسكي، يك تيم خلاق و آشنا باكار گروهي خيلي بهتر مي توانند در به ثمر رساندن يك اجراموفق باشند. بنابراين در مورد كارهاي آينده نيز اين مسئله را رعايت خواهم كرد. نكته بارز كار شما ارائه طراحي نو در شيوه ساخت عروسكهاست. گاهي بدن عروسكها از يكديگر جدا شده و مجددا مستقل مي شوند كه كاملا ويژگي يك كار عروسكي را داراست. چرا در طول كار از اين شگرد شيرين استفاده؟ نمي كنيد استفاده از تكنيك عروسك با توجه به نوع كار ارائه شده و منظوري كه براي رساندن موضوع داشتيم استفاده شد. يعني جايي كه مي طلبيد بخش فانتزي كار را بيشتر كنيم اين كار را كرده ايم و بيش از آن نه. به قولي نخواستيم تكنيك عروسك را به رخ تماشاگر بكشانيم. بلكه لحظاتي براي خلق تصوير و رسيدن به افسانه موردنظر از شگردهاي خاصي استفاده كرديم. چرا در طول نمايش حضوربازيگردانهاي عروسكها در صحنه حس؟ مي شد آيا عمدي در اين كار؟ داشتيد بازيگران در صحنه علاوه بر آنكه عروسك گرداني مي كنند نقش راوي را نيز به عهده دارند و گاهي خود نيز در كنار عروسكها بازي مي كنند. تانمايش را از نظر زماني و مكاني پيش ببرند. در قصه هاي عاميانه بارهاشنيده ايم كه مي گويند: خواهر و برادررفتند و رفتند تا رسيدند به جنگل بزرگي و يا سالها گذشت و بچه ها بزرگتر شدند و يا روزي روزگاري دردهي كوچك.. تمام اينها فاصله زمان را در يك جمله براي مخاطب ما كم مي كند نمي خواهيم اين جنبه افسانه را در نمايش حذف و يا به نوعي مصوركنيم. بنابراين بازيگران در نقش راوي با گفتن جملاتي، زمان و مكان رادر پيش چشم تماشاگر تغيير مي دهند. به همين دليل بازيگران بدون روبنده تعمدي در پنهان سازي خود، در طول نمايش به ايفاي نقش و عروسك گرداني مي پردازند.