Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770230-41389S1

Date of Document: 1998-05-20

سياستهاي حمايتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، واقعيت؟ يارويا گفتگو با مديران موسسات انتشاراتي كشور در ارتباط باچرايي و چگونگي برنامه هاي حمايتي وزارت فرهنگ و ارشاداسلامي از ناشران اشاره; كتاب از جمله محصولات فرهنگي است كه از تاليف تا توزيع مراحل مختلفي را پشت سر مي گذارد. انجام اين مراحل، به تمامي برعهده ناشر است و در واقع ناشر، ماراتن چاپ كتاب را از زمان كسب مجوز از ارشاد وعقد قرار داد با مولف - يا مترجم - آغاز مي كند و پس از ويراستاري، حروف چيني، ليتوگرافي، چاپ و صحافي، آن را به پخش مي رساند. پخش كتاب، خود به تنهايي آزمون ديگري با روند به مراتب مشكل تر است; زيرا جريان مشخصي نداشته و اكنون هركس بسته به امكانات و ابتكارات خود، راهي براي عملي ساختن آن در پيش گرفته است. در اين فرآيند، ناشران با سه طيف مختلف از مشكلات مواجهند: مسايل مميزي وزارت ارشاد، مسايل مالي مشاغل مرتبط با جريان توليد كتاب و بالاخره توزيع كتاب. ناشران براي حفظ و افزايش و جهه فرهنگي جامعه، از جمله افزايش كمي و كيفي انتشار كتاب، مجبور به تحمل اين مسايل هستند و البته حفظ اين وجهه، براي بسياري از ناشران به بهاي درجازدن و يا عقبماندگي اقتصادي بوده و همواره چشم ناشران به حمايتهاي وزارت ارشاد نگران مانده از است زمان انجام تغيير و تحولات در سطح مديريت وزارت ارشاد اسلامي، قولهايي از طرف مسئولان اين وزارتخانه در زمينه حمايت از وضعيت نشر داده شده كه حذف ماليات بر نشر وخريدهزار جلد از هر عنوان كتابتازه به جاي پنجاه جلد، از جمله اين قولهاست; اگر چه تاكنون اين قولها عملي نشده است. ذكراين نكته ضروري است كه درحال حاضر، كشور از لحاظ اشتغال، وضعيت مناسبي ندارد و هرگونه حمايت از وضعيت نشر در در كشور، واقع افزايش فعاليت اقتصادي در مشاغل مرتبط و جذبعده كثيري دراين رشته ها را درپي خواهد داشت. برگزاري نمايشگاه بين المللي كتاب تهران، مناسبتي شد تا نظريات هفت تن از ناشران كشور را در مورد سياستهاي حمايتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي از وضعيت نشر كتاب تقديم خوانندگان سرويس علمي فرهنگي همشهري كنيم. دكتر سيامك رضامهجور، مدير انتشارات ساسان شيراز يكي از مباحث ويژه اي كه هرچند مدت يكبار مورد توجه قرار گرفته و به زودي از خاطره هامحو مي شود، مساله نقش حمايتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در زمينه حمايتهاي مادي و معنوي از ناشران كشور است. اگر چه درمورد اهميت نقش حمايتي وزارت ارشاد از سوي ناشران، توافق همگاني موجود است، اما در موردچگونگي ايفاي اين نقش تضادافكار بسياري به چشم مي خورد. اين تضاد افكار تا حدي است كه برخي، اعتقاد به حذف نقش حمايتي وزارت ارشاد از ناشران دارند. اين گروه بر اين عقيده اند كه حمايت ارشاد از ناشران، باعث مي شود تا گستره بزرگي از ناشران، توان بالقوه خود را براي مشاركت در امر نشركتاب حذف و در نتيجه جلب قشركتابخوان به كتابها را دست كم گرفته و به جاي كوشش درافزايش مسايل كيفي و كمي كتابها، براي ادامه بقاء درجامعه ناشران كشور، دل به حمايتهاي اندك وزارت ارشادخوش كنند. در مقابل، گستره ديگري از ناشران بر اين عقيده اند كه حمايتهاي ارشاد ازناشران با توجه به كوشش بزرگ ناشران و مشكلات بي نهايت زياد امر نشر، در مقايسه با ديگر صنايع وخدمات بسيار نازل است ولذا ارشاد بايد كوششي مضاعف در اين زمينه به عمل آورد. اما نكته جالب اين كه اين گروه، چندان به نوع حمايت ارشاد از ناشران اشاره نمي كنند. از نظر من تركيب و تلفيقي ازاين دو ديدگاه مي تواند تا حدي به معضل نشر پاسخ بدين صورت دهد كه وزارت ارشاد بار حمايت از ناشران را بر دوش گرفته وتا حد امكان اين حمايت را گسترش دهد واز طرف ديگر اين حمايت به صورتي انجام گيرد كه مانع رشد كمي و كيفي كار ناشران و درنتيجه تضاد با اهداف حمايتي وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي نداشته باشد. از نظر من، نقش حمايتي وزارت ارشاد، اينك بيشتر متمركز برحمايت مادي از ناشران باارائه كاغذ، فيلم، زينك و اين قبيل موارد است. اگرچه اين مساله در سابق، مي توانست كمكي محسوب اما شود، با نزديكي قيمت بازار آزاد و كيفيت مطلوبتر موادارائه شده از طرف ساير فروشندگان، اين امر چندان كارايي لذا ندارد نقش حمايتي ارشاد بايد ابعادمعنوي تر و سازمان يافته تري به خود بگيرد، بدين صورت كه هزينه هاي حمايتي بايد صرف ترويج فرهنگ كتابخواني در ميان خانواده ها شود. البته اين امربا ارزان كردن كتاب براي خريدهيچگونه هماهنگي ندارد، زيرااگر مردم طالب متاعي حتي نباشند، رايگان دادن آن متاع، تاثيرچنداني نخواهد داشت. براي نيل به اين هدف، راههاي گوناگوني موجود است از جمله اينكه، با اندكي تعمق مي توان دريافت كه تعداد زيادي از خوانندگان كتاب با تازه هاي كتاب و چگونگي تهيه آن آشنايي ندارند، لذا وزارت ارشادمي تواند، با تبليغات گسترده به اين مهم دست يابد. تهيه چندويترين و نصب آن در نقاطمختلف به خصوص آن كه معلوم نيست معيار انتخاب كتاب براي نمايش در آنها چيست، نمي تواندبه اين معضل جواب دهد. مساله ديگر حمايت وزارت فرهنگ وارشاد اسلامي از كتابهاي ارزشمند از لحاظ اما علمي، كم خواننده از نظر همگاني است. به طور مثال اگر چه برخي ازكتابهاي اين جانب به علت تدريس در مراكز آموزش عالي و دانشگاهها به چاپهاي هفتم و هشتم رسيده، اما كتابي كه اخيرا بعد از هفت سال زحمت و مرارت تهيه كرده ام، به علت آن كه ساليانه فقط تعداد اندكي در دوره هاي كارشناسي ارشد و دكترا به آن نياز دارند، به آهستگي به فروش مي رسد. آيا نبايد درحمايت ميان اين گونه كتابها و كتابهاي عاميانه كه به اتكاء به ساده نگري قشر وسيعي از مردم به راحتي بازار فروش پيدا مي كند، تفاوتي موجود؟ باشد آيا كتابخانه هاي عمومي نمي توانند با تهيه اين كتاب و امثال آن مقداري به ترويج دانشهاي تخصصي كه نهايتاترويج فرهنگ غني علمي است، به اين مهم پاسخ ؟ دهند علاوه بر اين بايد معلوم شود اصولا متولي تهيه كتاب براي كتابخانه هاي كشور ومعيار گزينش اين كتابهامشخص است يا ؟ خير عباس ثابت، مدير انتشارات چاپار فرزانگان كتاب مقوله اي است كه درجامعه ما هنوز به عنوان يك ضرورت اجتماعي و يا كالاي اساسي جزء سبد خريد مردم تلقي نشده و مردم كمتر گرايش به خريد آن به عنوان يك نياز، نشان مي دهند و ميزان درصد كتابخواني كه از جرايد و وسايل ارتباط جمعي گزارش شده، مويد اين امر است. اين مسئله نياز به حمايت اساسي از كتاب را به خوبي نشان مي دهد تا ناشر بتواند در اين امر فرهنگي سرمايه گذاري كند و به كارش ادامه البته دهد سياستهاي حمايتي وزارت ارشاد اسلامي در اين زمينه راهگشا بوده است. با توجه به اينكه آگاهي مردم از طريق مطالعه وكتاب رشد مي يابد، دادن يارانه و توجه بيشتر به اين كار از طرف مسئولان را مي طلبد. در نظر گرفتن كاغذ، مقوا، زينك به قيمت پايين تر از نرخ روز از طرف ارشاد براي ناشران مفيد و موثر است. اختصاص وام به كتاب نيز يكي از سياستهاي حمايتي خوب ارشاد است، ولي لازم است در زمان بازپرداخت آن تجديد نظر شود، زيرابازپرداخت وام سه ماه پس ازدريافت به صورت يكساله براي ناشر مشكل است، چون كتاب كالايي نيست كه به راحتي و سريع در بازار به فروش برسد و تبديل به پول كتاب نقدشود پس از چاپ، مدتها در انبار ناشر مي ماند تا به مرور زمان توزيع و بعد از آن چكهاي طولاني مدت دريافت كند. لذا چنانچه بازپرداخت وام رابه صورت اقساط سه ساله از ناشردريافت كنند، هم ناشران درپرداخت اقساط خودكمتر بامشكل روبرو خواهند شد و هم اقدام به چاپ كتابهاي بيشتري خواهند دادن كرد بن هاي كتابهم، علاوه بر حمايت از كمك ناشر، موثري به روند توسعه ورواج كتابخواني و پيوند مردم با كتاب است كه بهتر است وزارت ارشاد با اختصاص بودجه بيشتر بن هاي بيشتري در اختيار مردم ياارگانهاي مختلف قرار دهد ويا طرحي ارائه كند تا هروزارتخانه يا ارگاني، مبلغي ازبودجه خود را به صورت بن دراختيار پرسنل خود قرار دهد تا آنها با خريد كتاب و آشتي باآن، كتاب را نيز به عنوان كالايي كه جايش در زندگي آنهاخالي است، وارد كنند. همچنين از اين طريق، افراد خانواده اونيز به مطالعه روي آورده و به اين امر مقدس عادت كند. يكي ديگر از حمايتهاي اساسي ازصنعت نشر و ناشر، حذف ماليات از نشر است. زيرا نشر يك كارتجارتي سودآور به حساب نمي آيدتا بتوان از آن مالياتي مانندديگر مشاغل تجاري گرفت وجودماليات از يك كار فرهنگي بامشكلات خاص خودش، انگيزه رابراي سرمايه گذاري جدي در اين امر كاهش داده و افراد وگروههاي فرهنگي نيز به جاي سرمايه گذاري در صنعت نشر، به سرمايه گذاري در مشاغل ديگرمخصوصا مشاغل كاذب درحالي روي مي آورند كه اگر ماليات ناشران حذف شود، مطمئنا بهبودكلي در روند افزايش تيراژ وچاپ كتاب حاصل خواهد شد. شايدبتوان گفت كه مهمترين سياست حمايتي از ناشران و نشر، سرمايه گذاري براي ايجاد عادت به مطالعه در بين مردم است كه اين كار را مي توان از مدارس به طور جدي شروع كرد و همچنين از برنامه ها و تبليغات تلويزيون و ساير وسايل ارتباط جمعي نيز مي توان ميزان انگيزه و رغبت به مطالعه در بين مردم را بالا برد. البته ناگفته نماند كه وجودنمايشگاههاي استاني مانند گذشته كه طي آن ناشر جهت ارايه كتابهايش شركت مي كرد، مي تواند جو خوبي را براي مانوس كردن مردم با كتاب در شهرهاي مختلف بوجودبياورد. اگر وزارت ارشاد، بتواند با تلويزيون طرحي را به تصويب برساند تا ناشران بدون هزينه و ياكمترين هزينه بتوانندكتابهاي خود را از طريق اين رسانه فراگير به مردم معرفي كنند، براي توسعه صنعت نشر بسيار سودمند خواهد بود. چراكه تبليغ تلويزيوني در موردكتابهاي تجاري و كمك درسي، اين امر را ثابت كرده است و اين درحالي است كه ناشران با وجودمحدوديت سرمايه، نمي توانند ازعهده هزينه تبليغات تلويزيوني برآيند. ادامه دارد