Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770230-41386S3

Date of Document: 1998-05-20

حركت در تصاوير تخت جمشيد نگاهي به نمايشگاه عكس هاي صادق تيرافكن فارغ التحصيلان دانشكده هاي عكاسي ما 2 نوع كار دارند يا مدرس مي شوندو يا داورمسابقات و از عكاسي كردن خبري نيست! مجموعه اي از عكس هاي صادق تيرافكن فارغ التحصيل عكاسي دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران از 19 تا 24 ارديبهشت در گالري سيحون به نمايش درآمد. وي تاكنون 3 نمايشگاه انفرادي ارامنه جلفاي اصفهان ( ) 1369 قبرستان جنگ جهاني دوم ( )سلف 1370 پرتره در كنار ديوارهاي خالي ( ) 1374 را برگزار كرده ودر چندين نمايشگاه گروهي داخلي و خارجي شركت كرده است. قاب 10 عكس به نمايش درآمده سلف پرتره هايي است كه در تخت جمشيد گرفته شده است و دربعضي از آنها 6 يا 3 قطعه عكس با هم در يك قاب در تركيبي جالب و ديدني قرار گرفته اند. و اما ويژگي خاصي كه اين نمايشگاه دارد، و براي اولين بار در ايران به نمايش درآمده، وجود فيلم هايي است كه درخود تخت جمشيد از عكاس گرفته شده و در سه تلويزيون هم اندازه دركنار هم پخش شود. تيرافكن فقط عكاسي هنري. (Photography Art) مي كند و البته پروژه هايي مانند عاشوراومحرم را هم براي مطبوعات كارمي كند. پروژه سلف پرتره در تخت جمشيد 3 سال كار كرده تااينكه سري آخر در اسفند گذشته به گرفتن فيلمي از تخت جمشيدهم مبادرت كرده است. او درموردعكس هاي نمايشگاهش مي گويد: اكثر كساني كه قبلا عكس هاي من را ديده اند مي دانند كه عكس هاي من معمولا چند لته اي است. يعني 3 يا 4 عكس معمولا تكرار مي شوندو يا در كنار هم قرار مي گيرند. خيلي ها وقتي عكس هايم را ديدندمي گفتند عكسهايت نشانه هاي سينمايي دارد. من هم خيلي دلم مي خواست به نوعي حركت در آنها ايجاد كنم. پس تصاويري از تخت جمشيد را در 3 تلويزيون در كنار هم به نمايش گذاشتم. البته در ابتدا فكر تصوير 3كردم ويديو پروجكت با اندازه هاي بزرگ xمثلا 32 متر روي ديوار نمايش بدهم كه عملا امكانش نبود چرا كه هم خيلي گران مي شد و هم كيفيت تصوير زياد خوب نيست. خوب شما اگر به تصاوير تلويزيون نگاه كنيد مي بينيد كه در تصويرشماره 1 آدمي در تخت جمشيد (كه البته خودم هستم ) از سمت چپ به راست در يك سوم كادر راه مي رود و با حركت آن دوربين حركت مي كند و در يك سوم مي ماند و تصوير شماره 3 همان آدم مسير را در يك سوم كادربرمي گردد از راست به چپ ودوربين با آن دوباره حركت مي كند و حالت عكس قبلي تداعي مي شود. و تصوير وسط آدم ايستاده است. در واقع شما 3 فريم عكس را مي بينيدكه در آن فقطيك چيز اضافه شده است: حركت. ضمن اينكه تصاوير فيلم ها با عكس هايم يك هارموني و هماهنگي دارند. شما بعد از ديدن يكسري از عكس ها در ميانه نمايشگاه در تلويزيون ها فريم ها را مي بينيد كه دارند حركت مي كنند و دوباره نمايشگاه ادامه پيدا مي كند: با اين كار بيشتر مي خواستم به درك عكس ها كمك كنم و مي خواستم آن حسي را كه موقع راه رفتن در تخت جمشيد داشتم به بيننده القا دركارهاي كنم من شايد يك حس نزديك بين مونتاژ سينما وكار عكاسي وجود دارد. نمي خواهم بگويم كاملا سينما است، ببينيد مايه اصلي عكس است ولي حالا از تكنيك ياقالب ديگري هم مي خواهيداستفاده كنيد. اينجا آدم حس مي كند كه تنها عكاسي كردن جوابگو نيست و به چيزهاي ديگر هم مثل سينما، نقاشي يا حتي گرافيك احتياج داردومي خواهد آنها را با هم تركيب كند. وي درمورد تك عكس هايش مي گويد: فكر كردم بعد از عكس هاي 3 لته اي كه نمايشگاه با آنها شروع شده احتياج به عكس هايي هست كه ديگر خودم در آنها نباشم، ولي مي خواستم عامل انساني در آنها باشد، براي همين يك تكه پارچه يا لباس آدم و يا يك دستي دوباره در كادر آمده. در واقع مثل اينكه آدم در يك چرخش 180 درجه اي خودش و چيزهاي ديگر را در تخت جمشيدنگاه مي كند. چيزهايي را كه اصلا منتظرش نيست. صادق تيرافكن در مورد مقوله عكاسي هنري مي گويد: در ارتباط با اين موضوع مشكل اين است كه وقتي با اين مسئله برخورد مي شود هر كس مي خواهد آن را از ديدگاه خودش بيان كند. در دانشگاه هاي عكاسي و مراكز آموزشي ما به اين قضيه خيلي كم اهميت داده مي شود. يك بخش مهم اين نوع عكاسي خلاقيت است و اساتيد بايد سعي كنند دانشجويان خلاقيت خود را نشان دهند. در واقع دانشگاه جاي شكوفايي استعدادها و ظهور خلاقيت هاست. ولي متاسفانه ما مي بينيم اين مسئله در دانشگاه هاي ما خيلي كم اتفاق مي افتد. چرا كه خيلي از كساني كه عكاسي را در دانشگاه هاي ما تدريس مي كنند، اصلا برخوردي با عكاسي هنري نداشته اند و شايد فقط آن را در كتابها ومجلات ديده باشند. يا يكسري از اساتيدي كه در ايران بوده اندبه آنها درس داده اند يعني آنهاهيچ وقت پايشان را از اين مملكت بيرون نگذاشته اند كه ببينند يك گالري خوب با يك نور خوب يعني؟ چه به همين دليل اينها هيچوقت نمي توانندعكاسي هنري را براي دانشجويان تدريس و به آنها منتقل كنند. ضمن اينكه حرفهاي اساتيد همه متعلق به دهه است 80 و اصلاحرفي از دهه 90 گفته خوب نمي شود عكاسي مسئله اي امروزي است وبه نظر من عكاسي و سينما با هنرهاي ديگر خيلي فرق دارد. عكاس بايد خيلي اطلاعاتش به روز و جديد باشد، من وقتي حتي در زمينه مطبوعات نگاه مي كنم مي بينم كه عكس ها به جاي سير پيشرفت، پسرفت كرده اند. شايد يك دليلش اين است كه دانشجويان عكاسي از دانشكده كه بيرون مي آيند براي تامين زندگي بايد كار كنند واغلب مشغول تجارت مي شوند. و اصلا يادشان مي رود كه اينها قرار بود عكاسي كنند. و عكاسي اي بكنند كه با 20 سال پيش تفاوت دارد. درحالي كه خيلي از عكاسان خارجي وقتي به ايران مي آيند عكس هايي را مي گيرند كه خيلي بهتر از ما كه ايراني هستيم، ايران را معرفي نمي دانم مي كند كجا بايد اين مسائل رامطرح ؟ كرد ظاهرا فارغ التحصيلان دانشكده هاي عكاسي ما فقط 2 نوع كار دارند: يا مدرس مي شوند ويا داور مسابقات و از عكاسي كردن خبري نيست! زهره سليماني