Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770229-41375S8

Date of Document: 1998-05-19

ديدگاه ارج و ارز معنوي ميراث فرهنگي درباره فرهنگ كشور سخن بسيار گفته شده است، بيشترين منظور از اين اصطلاح، اشاره به ارزش هاي معنوي، فكري و آثاري است كه در توالي قرون و اعصار از انديشه و هنر نياكان ماباقي مانده است و نقش هر يك، در جاي خود بخشي از افتخارات گذشته ما را تشكيل مي دهد. آثار تاريخي و كهن هر جامعه، به منزله برگي از شناسنامه و هويت ملي و ديني آن جامعه است كه ارزش هاي هنري و ظرايف دقيق فكري آن جامعه را در قالب حجاري، معماري، كاشيكاري، خطاطي، نگارگري و.. مجسم مي سازد و از اين راه، علاوه بر نشان دادن درجه پيشرفت و هنر زمانهاي آيندگان گذشته، را با كيفيت زندگي و طرز تفكرگذشتگان آشنا مي سازد. وقتي صحبت از تاريخ و فرهنگ گذشته به ميان مي آيد، مشاهده مي كنيم كه چگونه بعضي از جوامع از لابلاي تاريخ، براي خود سوابق تاريخي مي تراشند و به اصطلاح جعل شخصيت مي كنند. نوشته هاي تاريخي اگر مستند نباشد، يادداشت هايي است ذهني يا داستاني كه قابل تحريف است، اما اگر اين برداشت ها، مستند به واقعيات باشند و نوعي نشانه عيني ارايه دهند، ديگر قابل تحريف نخواهد بود و با ذكر نمونه هاي روشن، در صحنه واقعيات تجلي خواهد كرد. آثار تاريخي و هنري هر كشور، نمونه هاي واقعي و مستند تاريخ و هويت ملي آن كشور هستند كه اگر از دستبرد حوادث طبيعي و انساني، جان سالم بدر برده باشند، مي توانند زبان گوياي وضع اجتماعي، فرهنگي و هنري زمان خود باشند. امروز اگر ما در صفحات تاريخ از عظمت دوران هخامنشي صحبت مي كنيم و كاخهاي هخامنشيان را هم نشان مي دهيم و اگر از قدرت انديشه، تكنيك معماري، سازماندهي، مديريت، خلاقيت و ظرائف هنري، بحثي به ميان مي آيد نشانه هاي آن را در زواياي باقي مانده تخت جمشيد، بيشاپور، آپادانا و مساجد عظيم و باشكوهي چون مسجد جمعه، مسجد امام، تاريخانه دامغان، مسجد كبود تبريز، كاخهاي چهلستون و عالي قاپو و.. مي يابيم. بنابراين، تاريخ تمدن و فرهنگ خود را، به صورتي زنده و عيني به فرزندان خود نشان مي دهيم و ثابت مي كنيم كه افتخارات گذشته ما لاف و گزاف نيست، افسانه نيست، بلكه واقعيت است، واقعيتي كه در هرگوشه و كنار اين سرزمين، در شهر و روستا، در كنار هر سنگ نبشته و يا ديوار و حصار مخروبه خودنمايي مي كند و نكات مهم تاريخ ما را روشن مي سازد. به اين ترتيب ملاحظه مي شود كه موجوديت و ابديت يك ملت در كنار حوادث سهمگين تاريخي، تنها به اتكاء عوامل سياسي و اقتصادي مقدور نيست. تاريخ كشور ما چون رودخانه پربركت و پويايي در مسير حركت مداوم خود مجموعه اي از انديشه هاي انساني و اعتقادي را از چهار گوشه جهان به حركت درآورده و در كناره هاي خود رسوب بخشيده است. آرامگاه سلطانيه كه بزرگترين شاهكار معماري دوره ايلخاني است و هم اكنون در صحنه تاريخ معماري ايران، جلوه اي شكوهمند دارد، نشان دهنده هنر و ذوق مردماني است كه هجوم وحشيانه بعضي از اقوام را تحمل كرده و خشونت هاي آنان را در لباس معماري و هنر اسلامي، شكلي لطيف بخشيده اند. اين طرحهاي دل انگيز، اين سبك هاي بي نظير كه بعضي اوقات به معجزه اي در عالم هنري و معماري شباهت دارد، اين برجهاي سر به فلك كشيده، اين حجاريها، سنگ نبشته ها، مساجد، بقاع متبركه كه در سرتاسر كشور پهناور و حتي در كشورهاي همجوار پراكنده است، همه و همه روشنگر كيفيت تحول و دگرگوني انديشه و هنر در اين سرزمين است كه مشاهده آنها اگر توام با دقت و بصيرت باشد، شناخت هويت فرهنگي را آسان مي سازد و به ما امكان مي دهد كه با الهام از دقايق ظريف هنري نياكان خود و در راه ساختن آينده اي بهتر گام برداريم. هدف و منظور از حفظ و حراست آثار تاريخي و باستاني، تنها تعمير و مرمت و نگهداري آنها نيست، بلكه هدف نهايي آن است كه نسل معاصر و فرزندان ما كه در معرض تهاجم فرهنگي غرب هستند، با مشاهده اين آثار و شناخت آنها، با فرهنگ اجتماعي، هنري و علمي زمان گذشته آشنا شوند و با استفاده از امكانات جديد و شيوه هاي نو، در راهي گام بردارند كه بتوانيم به نوبه خود، بر غناي فرهنگي خود بيفزائيم و نمونه هايي از ذوق و انديشه معاصران را به آيندگان نشان دهيم. واحد پژوهش جهاد دانشگاهي هنر - سيامك عليزاده