Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770227-41353S1

Date of Document: 1998-05-17

استقلال حرفه اي و آزادي مطبوعات ميزگردي با حضور علي ربيعي دكتر كاظم معتمدنژاد و عباس عبدي (بخش پاياني ) . اشاره: استقلال حرفه اي، سطح آزادي و نظام حاكم بر مطبوعات بحثهايي است كه در آخرين بخش ميزگردآزادي مطبوعات مطرح شده، اين ميزگردبا حضور عباس عبدي عضو شوراي سردبيري روزنامه سلام، دكتر كاظم معتمدنژاد استاد دانشگاه و علي ربيعي مدير مسئول روزنامه كار و كارگر برگزارشد كه قسمت نخست و دوم آن از نظرتان گذشت بخش پاياني اين ميزگرد تقديم حضورتان مي شود. در شرايط كنوني استقلال حرفه اي روزنامه نگاران چه جايگاهي؟ دارد معتمدنژاد: اولين شرط استقلال روزنامه نگاري داشتن تشكلهاي حرفه اي است، كه خوشبختانه احياء شده است. سنگ اول بنا را گذاشتيم كه بايد آن را تكميل كنيم، دومين اقدام، تصويب قانون به رسميت شناخته شدن حرفه روزنامه نگاري مي باشد، مثل حرفه پزشكي و حرفه وكالت دادگستري، در اين قانوني كه ان شاءا.. با كمك وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، لايحه اش تهيه خواهد شد، درمجلس تعريف خواهد شد روزنامه نگار كيست، حوزه شمول آن تعيين خواهد وبا شد تصويب شرط اول، شرط دوم كه صدور كارت هويت روزنامه نگاري است بايد انجام گيرد. همان طوري كه نظام پزشكي، كارت پزشكي صادر مي كند، كانون وكلا، پروانه دادگستري، وكالت دادگستري صادر مي كند، يك كميسيون مستقل صدور كارت حرفه اي روزنامه نگاران ايجاد خواهد شد، به موجب اين قانون، كساني كه كميسيون تشخيص مي دهد با روزنامه نگارند، طي مراحلي; كارت صادر مي شود. بر اين مبنا همكاران روزنامه نگاران مثل وكلا و پزشكان از اين كارت استفاده خواهند كرد. نكات بعدي كه در قانون تصويب خواهد شد پيش بيني امتيازات مادي و معنوي روزنامه نگاران است، شرايط كار، حقوق، بيمه بازنشستگي طبق قانون كار، مثل ساير كاركنان مشمول بيمه تامين اجتماعي با روزنامه نگاران رفتار شود كه يك مزاياي بيشتري در نظر گرفته شود كه قيد وجداني در قوانين مطبوعاتي كشورهاي ديگر است در نظر گرفته خواهد شد. روزنامه نگار بر خلاف همه كسان ديگري كه در مشاغل آزاد يا دولتي، اگر استعفاكردند، ديگر نمي توانند غرامت بگيرند، در موارد خاصي كه قانون پيش بيني مي كند، اگر روش يك روزنامه اي عوض شد و يا روزنامه به شخص ديگري فروخته شد، به فرد سرمايه دار يا موسسه ديگري، يا تعطيل شد، در اين موارد روزنامه نگار مي تواند استعفا كند وخسارت هم بگيرد. در كنار اين اصول، اصول ديگري هم پيش بيني خواهد شد كه بعضي از اينها به اخلاق حرفه اي مربوط مي شود كه جداگانه خود انجمن آنها را مي تواند طرح كند. سطح آزادي كجاست، سقف آزادي؟ كجاست آيا اين يك بحث انتزاعي و نيست، آيا اين منجر به محافظه كاري؟ نمي شود عبدي: من قصدم اين نبود كه سقف يا كف را مشخص كنم. چنين چيزي به اين راحتي امكان پذير نيست. اصل بر اين است كه ما بپذيريم، اگر پذيرفتيم بحث مي كنيم. در ابتدا بايد ببينيم هدفمان از آزادي؟ چيست اولين هدف استفاده از آزادي خلع سلاح كردن مخالفش است، ولي اين خلع سلاح كردن به معني طرد آن نيست. شما اگر كسي مخالف آزادي صحبت كند، فكر مي كنيد دشمن است، ولي من چنين عقيده اي ندارم. اگر چنين احساسي داشته باشم، دقيقا به او حق مي دهم كه او هم من را دشمن خودش بداند. ما همه شهروند يك مملكتيم. بايد اين اصل را بپذيريم كه به يك شكلي همديگر را قانع كنيم به صرف اينكه يك كسي عليه آزادي حرف مي زند، و من عليه او به هر مشكلي برخورد كنم. اين مشكل را حل نمي كند. ابزار من قلم است، ابزار او هم سلاح است. بايد سعي كنيم ما به يك تفاهم برسيم، اين تفاهم كار سختي است. قبول كنيم در يك چهارچوب ملي، در يك واحد آن ملي طور نيست كه ما خطكش بگذاريم روي عده اي و بگوئيم عده اي ضد آزاديند، و عده اي طرفدار اساسا آزادي اينطور نيست. چه بساآنهايي كه امروزاين طرف خط قرارگرفته اند، هنگامي كه رفتند آن طرف، خودشان مخالف آزادي اصلا بشوند من نمي خواهم به اين دليل هم كسي را محكوم كنم. مي خواهم بگويم، آزادي بيشتر يك فرهنگ است كه بايد آن را بسازيم. و ساختن هم پيچيدگي هاي خاص خودش را دارد. مثلا كسي كه در يك مقامي عليه آزادي عمل مي كند، اين را بايد خلع سلاح كرد نه اينكه از قدرت منتزعش كرد. شما ببينيد كه اگر من در اينجا غير دموكراتيك عمل مي كنم اين راحت ترين راهش هست كه دست بنده را بگيرند، از اينجا بياندازند بيرون. ولي اين هيچ مشكلي را حل نمي كند. بهترين راه اين است كه كسي بتواند با من جوري رفتار كند كه جمع عمل غير دموكراتيك را رد كند و من خلع سلاح شوم و مجبور شوم، بفهمم كه مصلحتم اين است كه دموكراتيك عمل كنم. ولي خيلي كار پيچيده اي است. توجه كنيد بيشتر مواقع ما راحت ترين راه ها را انتخاب مي كنيم نه بهترين راه را، اما درست اين است كه ما بهترين راه را انتخاب كنيم. كف قضيه جايي است كه قانون تعيين مي كند، حداقلها است. حتي در عرصه بين المللي هم چنين است، دو كشوربا اينكه با هم جنگ دارند، سعي مي كنند در افكار بين المللي همديگر را خلع سلاح كنند، از طريقهايي، از شگردهايي. در عرصه داخلي ما در فكر نابودي يكديگر نباشيم. يعني بايد بدانيم هيچ كس، هيچ گروهي را، حتي مجرمين را نمي شود نابود كرد چه برسد به آدمهاي عادي. تنها راهش اصلاح است، اصلاح هم شايد منجر به محافظه كاري شود. و از محافظه كاري جلو رفتن عوارض زيادي دارد. محافظه كاري دو نوع است: يك وقت محافظه كاري است كه بر اصول معتقداست و براي آن جانفشاني مي كند و مي ايستد، يك وقت محافظه كاري براين مبتني نيست. ما كه با آن كاري نداريم. آن اصلا كنش و فعاليتي ندارد. و راه تندروي را باز نكنيم. مملكتي 2500 سال است يكي دو تا مشكل اساسي اش حل نشده فكر نكنيم اين يكساله حل مي شود، بپذيريم، كه راه رسيدن به راه حل يك شبه، دو شبه نيست. ولي اين به معناي انفعال نيست، همه بايد سعي كنيم يكديگر را قانع كنيم، حتي آن كسي كه شديدا رفتار ضد آزادي را انجام مي دهد. مابايد به مصلحت و منفعت آزادي ايمان پيدا كنيم و عمل كنيم. نظام حاكم بر مطبوعات ما با كداميك از نظريه ها و تئوريهاي ارتباطات ومطبوعات هم خواني؟ دارد معتمدنژاد: ما نبايد نظام حاكم برمطبوعات مان را با كشورهاي صنعتي مقايسه كنيم. چون آنها دويست سال تجربه گذرانده اند. در فرانسه از زمان 1789 اعلاميه حقوق بشر و شهروند در ماده آزادي 11 مطبوعات اعلام شد تا سال 1881 قانون مطبوعات معروف منشور آزادي تصويب شد 92 سال گذشت و آزادي مطبوعات تحقق پيدا كرد. البته ما اين زمان را دارا شديم از سال ه -. ق 1324 قانون اساسي مشروطيت تصويب شد. آنجا در ماده اشاره 13 شد به آزادي مطبوعات و در اصل بيستم قانون اساسي تاكيدگذاشته بر آزادي مطبوعات و عناصرش بيان شد، تا حالا تحولات زيادي داشتيم ما در اولين قانون مطبوعات در سال 1326 ه -.ق با اقتباس ازقانون فرانسه شيوه ارسال اعلامنامه به وزارت اطلاعات آن موقع را پيش بيني كرديم. كافي بود آنچه را كه در انگلستان و هندوستان، و بسياري از كشورهاي دنيا و تمام كشورهاي آسيايي سيستم ثبت نام مطبوعات است، قبل از انتشار مطبوعات، مطبوعات در دفتري ثبت مي شوند يا اينكه مثل فرانسه و مثل دوران مشروطيت ما اعلامنامه فرستاده مي شود. ما از زمان حكومت قوام السلطنه در شمسي 1321سال كه بلواي معروف به نان پديد آمد. آنجاقوام السلطنه تمام روزنامه ها را تعطيل امتياز كرد، را براي اولين بار در قوانين پس از مشروطيت وارد كردو عملا در دوره رضاشاه امتياز صادر مي شد بدون اينكه قانون 1326 ه -. ق نقض شده باشد. قوام السلطنه ضرورت كسب امتياز را براي اولين بار وارد مطبوعات كرد. متاسفانه در دوران دكتر مصدق در آن جنجالها و هياهوها فرصت مطالعه كافي در اين زمينه نبود، آنها با تقليد از قوام السلطنه در قانون مطبوعات بهمن 1331 صدور امتياز را حفظكردند، پس از آن قانون بعد اززمان انقلاب اسلامي هم كه مادرباره قانون 1358 بحث مي كرديم وسخنراني مي كرديم يادآوري مي كرديم كه ضرورتي ندارد چنين چيزي را پيش بيني كنيم ولي در قانون مطبوعات 1358 كسبامتياز را پيش بيني كردند و در قانون بعدي كه در سال 1364 هم هست اين امر پيش بيني شده است. بنابر اين از لحاظ قوانين، نظام مطبوعاتي ما بدليل اينكه ضرورت كسب امتياز در آن پيش بيني شده است، يك نظام قدرت گراست منتهاواقعيت را در نظر بگيريم، در حال حاضر همان طور كه جناب آقاي بورقاني فرمودند در حال حاضر حدود 700 نشريه به چاپ مي رسد، تعداد روزنامه هاي كنوني هم در تهران از 30 گذشته و در تمام مملكت 50 تا روزنامه داريم. تاكنون ما اين تعداد روزنامه نداشتيم. در شرايط كنوني ما داراي مطبوعات آزادي هستيم، ضمنا اين نكته را هم اضافه كنم در دوران پس از جنگ هم بارها مقاله نوشتند، تاكيد كردم در مقايسه با سوريه و عراق و كشورهاي همسايه ديگر، در ايران نظام مطبوعاتي آزادتر است نسبت به بعضي از كشورهاي ديگر. به اين ترتيب ما مي توانيم بگوييم كه قانونمان، يك قانون قدرت گراست ولي عملكردمان يك عملكرد آزادي گراست. مي توانيم بين اين دو به زودي تعادل برقرار كنيم و قانون هم از اين ظاهر نامطلوب رها و شود، حتي بتوانيم در سطح بين المللي در يونسكو هم يك شرايط مثبت صدور اجازه نامه را فراهم كنيم، همان طوري كه كره جنوبي اين كار را كرد. در سال 1987 قانون مطبوعاتي كه مثل ما بوده عوض كردند و تبديل كردند به گواهي روزنامه ها ثبت نام، در آنجا ثبت مي شوند مثل انگلستان و كشورهاي ديگر. از نظر اينكه دولتها بخواهندبررسي كنند، در مرحله ثبت نام هم اين كار را انجام يعني بدهند، در سطح بين المللي ماآبرويمان حفظ مي شود، اگر چنين كاري بكنيم، يك زمان باتوجه است، به اينكه چه دولتي سركار چه باشد وزيري، چه سليقه اي باشد، صدور همان گواهيها را طول بدهند، بدين گونه و يك بررسيها شود ولي اين ديگر هيچ جايي ديگر قابل استناد نيست، در كميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد، ديگرنمي آيند به ما ايراد بگيرند كه شما اين گواهيهاي ثبت نام را دير صادر مي كنيد. اما وقتي ما امتياز پيش بيني كرديم، اين حرفها را مي گويند. در سال 1695 ميلادي; در انگلستان در اولين بار اجازه چاپ براي كتاب و مطبوعات ازبين رفته و 303 سال از اين تجربه رفته، و ما در دوره مشروطيت اعلامنامه را داشتيم، پس صحيح نيست كه امروز چنين باشد. اين يك جنبه از نظام مطبوعاتي بود كه در اينباره مطرح مي شد. آقاي عبدي شعار امسال جشنواره مطبوعات، مطبوعات ناظران ؟ آزاداست اما آيا به واقع مطبوعات ناظران؟ آزادند يا تمام وقايع را با خطمشي سياسي خودتعيين مي كنند آيااين جريان مخاطبان را نسبت به مسئولين مطبوعات؟ بي اعتمادنمي كند عبدي: بعضي ها فكر مي كنند واقعيت لخت وعريان است. و هر كسي مي تواند آن راصريح ببيند. در صورتي كه ماچنين چيزي در عالم واقع نداريم. اين طور نيست كه مطبوعات، واقعيت را آن طور كه هست كه اين طور بود يك نشريه براي تمام عالم بس بود. مثلا در همين جا يك اتفاق بيفتد، چه كسي مي تواندواقعيت را بنويسد، هيچ اصلاواقعيت كس، دست يافتني نيست. ما فقط مي توانيم نزديك بشويم. ولي بهترين تعريف از واقعيت; زماني است كه ما استنباط خودمان را از واقعيت عرضه كنيم. و مشاهده خودمان را بگوييم و ديگران هم، اين امكان را داشته باشند كه از اين استنباطها استفاده كنند. اين بيشترين راه، موثرترين راه براي رسيدن به واقعيت مطبوعات است نه اينكه هر كسي مدعي باشد براي رسيدن به مطبوعات واقعي و آزاد باشد. اين بيشترين راه و موثرترين راه است، بنابر اين مطبوعات سياسي، بايد همه افراد سياسي بتوانند اين كار را بكنند. ولي شما نمي توانيد بگوييد مطبوعات سياسي نباشد. شما در فرانسه مطبوعات گوناگون داريد، ولي نمي توانيد مدعي باشيد كه واقعيت را مي گوييد. نشريات گرايشهاي گوناگون دارند، همه گرايشها مي توانند چنين ارتباطي داشته باشند، با واقعيت ارتباط برقرار كنند. براي دسترسي به واقعيت انطباق پيدا كرده است، آن موقع اين مطبوعات در يك بازار آزادفرهنگي مي توانند خودشان راواقعيت را به مردم عرضه كنند. آنجاست كه يك عده اي حذف مي شوند، و يك عده ايي بقا پيدا مي كنند و مي روند جلو. بنابر اين مطبوعات مطبوعاتي آرماني، است كه تا حداكثر ممكن باعث مي شوند همه مردم جامعه از خلال آن استنباطهاي خودشان را از حقيقت بيان كنندو نه اين كه فقط يك واقعيتي وجود دارد و واقعيت به خصوصي را بيان كنند.