Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770226-41344S4

Date of Document: 1998-05-16

ماليات دريافتي از سهامداران شركتهاي پذيرفته شده در بورس مانع تقويت بازار سرمايه است . گروه اقتصادي: به اعتقاد كارشناسان ماليات بر سود سهامداران شركتهاي پذيرفته شده در بورس، مانعي براي تقويت و گسترش بازار سرمايه است و با دلسرد كردن و ايجاد نارضايتي در حدود يك ميليون نفر از سهامداران كوچك و متوسط، رونق اين بازار را با مشكل مواجه كرده است. قندريز رئيس اداره نظارت بر شركت هاي سازمان بورس و اوراق بهادار تهران در اين زمينه به خبرنگار ما گفت: در سال گذشته و پس از تغيير وزير دارايي پرسشنامه اي از طرف وزارتخانه امور اقتصادي و دارايي ارائه داده شد و نظر كارشناسان را نسبت به ماليات هاي موجود جويا شدند. نظر مديريت بورس تهران اين است كه براي فعال شدن بازار سرمايه و افزايش انگيزه مردم براي حضور فعالانه در اين بازار، بايد تخفيف ها و تشويق هاي ويژه اي وجود داشته باشد. هرچند در قانون فعلي ماليات ها، معافيت هايي درنظر گرفته شده است و براساس آنها شركت هاي پذيرفته شده در بورس از امتياز 10 درصد معافيت مالياتي برخوردارند و همچنين سهامداراني كه كمتر درصد 5از سهام يك شركت را دارند تا 15 درصد معافيت مالياتي براي آنها در نظر گرفته شده است ولي اين امتيازها كافي نيست. وي افزود: اگر از يك سهامدار براساس رقم ثابتي ماليات گرفته شود و ماليات بر سود سهامداران به طور تصاعدي افزايش پيدا نكند، تحول مهمي در بازار سرمايه كشور بوجود خواهد آمد. براي جذب سهامداران بهتر است رقم ماليات بر سود ثابت باشد. جمشيدي مديرعامل يك شركت سرمايه گذاري توسعه كه سهامداران زيادي دارد ولي هنوز در بورس پذيرفته نشده نيز معتقد است: قوانين مالياتي موجود مانع سرمايه گذاري هاي صنعتي است و به هيچ وجه به نفع سهامداران و سرمايه گذاران نيست. لذا براي افزايش سرمايه گذاري هاي صنعتي كه در حال حاضر دچار ركود است، بايد در قوانين مالياتي تجديدنظر شود. زال پور مدير امور مطالعات و بررسي هاي سازمان بورس و اوراق بهادار تهران دراين زمينه گفت: بايد ديد كه هدف يك سيستم مالياتي كسب درآمد براي دولت است يا ايجاد انگيزه براي سرمايه گذاري و حمايت از توليدات صنعتي. با توجه به اين كه بازار سرمايه كشور گسترده نيست و حجم فعاليت آن نسبت به توليد ناخالص ملي بسيار ناچيز است، تقويت بازار مالي و ايجاد انگيزه بسيار مهم تر است و كسب درآمد مالياتي براي دولت بايد در درجه دوم اهميت قرار گيرد. (حجم فعاليت بورس تهران نسبت به توليد ناخالص ملي در سال 75 حدود 2 درصد بود و در همين سال نسبت ارزش جاري سهام بازار بورس به توليد ناخالص /80 3ملي درصد و حجم معاملات بورس نسبت به تشكيل سرمايه ناخالص /7 4ملي درصد بوده است ). باتوجه به اين ارقام و محدود بودن بازار سرمايه، ماليات دريافتي دولت از سودسهامداران كوچك و متوسط آن قدر ناچيز است كه دولت به راحتي مي تواند از آن چشم پوشي كند. از ماليات و مسائل مربوط به آن كه بگذريم عوارض 3 درصدي شهرداري /3 5و در هزار سهم اتاق بازرگاني كه معلوم نيست به چه دليلي از سهامدار گرفته مي شود، انگيزه مردم را براي مشاركت در بازار سرمايه و توسعه آن به شدت كاهش داده است.