Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770226-41343S1

Date of Document: 1998-05-16

استقلال دانشگاهها; تا؟ كجا تا؟ چند يك موضوع، هفت ديدگاه روساي دانشگاهها و مراكز پژوهشي به پرسش همشهري پاسخ مي دهند اشاره; در جريان سي و سومين نشست روساي دانشگاهها و مراكز آموزش عالي و پژوهش كشور، وزير فرهنگ و آموزش عالي از تلاش وزارتخانه خود در تدوين طرحي براي تحول ساختار آموزش عالي كشور سخن گفت. خبرنگاران همشهري از تعدادي از روساي دانشگاهها پرسيدند: جايگاه استقلال دانشگاه در طرح تحول ساختاري آموزش عالي؟ چيست روساي دانشگاهها و مراكز پژوهشي اين گونه پاسخ گفتند: دكتر سيدجواد ازهري، رئيس دانشگاه علم و صنعت الان توجهي كه در اين ساختار شده در بخش ستادي متمركز شده و كلان آموزش عالي در سطح كشور. حتي الامكان به رسالتي كه از آموزش عالي انتظار مي رود در بخش ملي و فراملي توجه شده است. در آموزش عالي بايد به اين نكته توجه داشت كه مجموعه آموزش عالي، نيروهايي هستند شامل نيروهاي متفكر جامعه و نيز نيروهاي پرجوش و خروش و پرتوان دانشجويي كه هم طالب علم هستند، هم پرتحرك. واقعيت اين است كه اين نيروها نخبگان جامعه هستند. هم دانشجو برگزيده است و هم موقعي كه اين دانشجويان مدرك خود را مي گيرند و به تدريس يا تحقيق مشغول مي شوند، جزو برگزيدگان هستند، بنابراين مديريت بر چنين جمعي هم، اختيارات و ابزار خاص خودش را مي طلبد. اگر مسائل آموزش عالي در كلان حل شود و آموزش عالي قوت و قدرت كافي داشته باشد، آن وقت مي توان به مسائل درون مجموعه و جزء آموزش عالي هم پرداخت. البته با اقتداري كه الحمدالله هيات امنا گرفته است اميدواريم اين مسائل حل شود. دكتر نديمي، رئيس دانشگاه شهيد بهشتي دانشگاهها به اعتقاد من، بايد استقلال لازم و مكفي براي فعاليت هاي علمي، آموزشي و رقابت سالم را بين خودشان در جهت برنامه ريزي و اعمال سياست هاي درازمدت و كوتاه مدت داشته باشند، و اين مهم بايدبه تدريج حاصل شود و در طول زمان با سياست گذاريي كه وزارت فرهنگ و آموزش عالي به انجام البته مي رساند، در زماني نه چندان دور، اين امر متحقق شود. خوشبختانه در سال هاي اخير اين سياست ها از طرف وزارت فرهنگ و آموزش عالي با طرح هيات هاي امنا و با اقدامي كه در بودجه امسال پيش بيني شد، در بازگذاشتن دست هيات امنا در استفاده از بودجه و مسماپيدا كردن هيات امنا در سياست گذاري، اعمال شده است. با تصحيح كمي و كاستي هايي كه الان در قانون وجوددارد، اميدواريم در سال هاي آينده شاهد استقلال مكفي دانشگاهها باشيم. دانشگاهها، نهادهاي بسيار مهمي هستند براي پيشرفت و حل معضلات كشور و اگر استقلال دانشگاهها در چارچوب نظام براي مديران ارشد كشور به رسميت شناخته شود، قطعا بركات بسيار زيادي براي كشور خواهد داشت و حد استقلال را نظام مشخص مي كند، و خارج از آن هرچه هست، بايد معناي استقلالي پيدا كند، اعم از برنامه ريزي، سياست گذاري و مسائل درازمدت و كوتاه مدت. مهمترين مشكلي كه در راه استقلال دانشگاهها وجوددارد، ذهنيت عمومي جامعه است كه بايد به تدريج تغيير كند. مشكل ديگر در راه استقلال، آن است كه دانشگاهها بايد به نهادهايي تبديل شوند كه بتوانند احتياجات مالي خود را خودشان تامين كنند و وابستگي آنها به كمك دولت و بودجه هاي عمومي تا حد ممكن كاهش يابد و بتوانند با پيكره توليدي كشور، ارتباط برقرار كنند و اگر اين ارتباط، برقرار شود كه اكنون بسيار ضعيف است، اميدواريم بسياري از معضلات كشور حل شود و بسياري از سرمايه ها كه اكنون بدون دقت نظر هدر مي شود، صرفه جويي شود و براي پيشرفت علمي كشور استفاده شود. اگر ما اين فرض را درست بدانيم كه فرهيختگان و درد آشنايان هر كشور در دانشگاههاي آن كشور مجتمع هستند، بايد پرسيد كدام نهاد، بهتر از دانشگاه براي تكفل امور خودش و كسب درامد براي هزينه هايش وجود؟ دارد اگر ما كشوري مي خواهيم كه مردم آن مستقل باشندو در زندگي اجتماعي مشاركت فعال داشته باشند، اول بايد استقلال فردي را به رسميت بشناسيم، و اين استقلال فردي و گروهي در چه جايي شايسته تر از دانشگاه ممكن است كه فرهيختگان كشور؟ هستند پس استقلال دانشگاهها، ناشي از بينش عمومي است كه يك دولت ويك ملت نسبت به هويت انسان در جامعه دارد. ما باتوجه به تلقي اسلامي خود از انسان و شرافت وي، بهترين جايي را كه مي توانيم از استقلال فردي و اجتماعي صحبت كنيم، دانشگاه به است اين ترتيب استقلال دانشگاهها، بازتاب آن كيفيتي است از حضور انسان درجامعه، كه ما در متن تفكرات اسلامي مي بينيم. دكتر رحيم حبنقي، سرپرست دانشگاه اروميه بايستي وزارتخانه در سياستگذاري متمركز عمل كند و دانشگاهها در اجرا استقلال داشته باشند. اگر قرار باشد كه دانشگاهها هم سياستگذار باشند و هم آشفتگي مجري، به وجود مي آيد كه با وضعيت كنوني كشورمناسب نيست. تجربياتي كه ساير دانشگاهها براي دارندنيز، وزارتخانه ملاك قرار گيرد. به هر دانشگاهها حال، بايد در اجرا استقلال داشته باشند. محيط دانشگاه محيط خاصي است كه با ادارات ديگر متفاوت است. مديران دانشگاهها هم از متن خوددانشگاه برخاسته اند. بنابراين به نظر من، مديران دانشگاهها اگر استقلال عمل داشته باشند، مي توانند باكيفيت خوبي، دانشگاهها را اداره كنند. آنچه باعث ضعف عملكرد مديريت دانشگاهها شده است، اكثرامربوط به خود آنها نيست، بلكه مربوط به عواملي مي شود كه در مديريت آنها دخالت مي كنند. دكتر منصور غلامي، رئيس دانشگاه بوعلي سينا بحث تحول ساختار آموزش عالي، پس از سالها حضور دانشگاه در كشور، يك بحث ضروري است. ما افقهاي جديدي را در آموزش عالي جهان مي بينيم. عملكرد دانشگاهها نسبت به آنچه در دهه هاي گذشته داشته اند، تغيير بسياري پيدا كرده است. هم به لحاظتنوع رشته ها و هم به لحاظ مباحثي كه در دانشگاهها مطرح است. مجموعه اين عوامل ايجاب مي كند كه در تغيير ساختار، در مورد آنچه از دانشگاهها مي خواهيم، فكر و بررسي شود و بحث ديگري هم كه مطرح است و در كشور ما بيشتر نمود دارد، مساله تكه پاره شدن آموزش عالي است. نهادهاي مختلف در وزارتخانه هاي خود مختلف، را متولي اين امر مي دانند. در حالي كه ما يك وزارتخانه مستقل هم در اين موضوع داريم. در حال حاضر، تعيين حد و حدود و مرزهاي آموزش عالي و آنچه به عهده متولي اصلي آن است، يك موضوع اساسي است. آوردن بحث هاي جديد در مجموعه آموزش عالي و برنامه ريزي براي آن، يك موضوع ديگر است. ما بايد براي سال هاي آينده يك استراتژي پايه داشته دانشگاههادر باشيم حال حاضر، به طور نسبي و از نظر مسائل علمي و آموزشي استقلال نسبي دارند. گرچه اعتقاد دارم كه هماهنگي بين مراكز آموزش عالي كشور هم ضروري است، يعني كاري كه وزارتخانه و شوراي عالي انقلاب فرهنگي انجام گاهي مي دهند استنباط مي شود كه استقلال دانشگاه، يعني اين كه هر كسي دنبال كار خودش برود كه اين امر در مجموع حاصل خوبي ندارد. يعني برخلاف آنچه تصور مي شود كه استقلال دانشگاهها ممكن است به افزايش كيفيت علمي بينجامد، به نظر مي رسد عكس آن بيشتر متصور يعني باشد اگر ما ستادي براي كنترل نداشته باشيم، ممكن است افت كيفي هم داشته باشيم. به هر حال اعتقاد من برآن است كه در سياست هاي كلان و كنترل كيفيت، بايد ستادي عمل شود و در بقيه مسائل، دانشگاهها بايد مستقل باشند كه هم اكنون هم اين استقلال را دارند و بستگي به توان مديريت ها دارد. مسائل مالي الان مبتلا به كليه دانشگاهها است و اگراين قضيه حل شود، شايد بحث استقلال تا حد زيادي حل شود. الان بزرگترين مشكل دانشگاهها امور مالي است وحساسيت اين موضوع سبب شده كه بحث استقلال اهميت بيشتري بيابد. دكتر جليل شاهي، دبيركل كميسيون ملي يونسكو در ايران البته قطعا بررسي حد و مرز آزادي واستقلال دانشگاهها در چارچوب قوانين كشوري و ملي معنا پيدا مي كند. دانشگاهها در همه كشورها و از جمله ايران مراكز تعليم و تربيت، علم و فكرو پتانسيل هاي اجرايي هستند. ما در هيچ سازمان و ارگاني، مجموعه اي مشابه نيروهاي متخصص و خلاق نظير دانشگاهها را سراغ نداريم، مجموعه اي از نيروهاي انساني با قابليت هاي بالا در زمينه هاي متفاوت. حال اگر به وجود اين پتانسيل بالا در دانشگاهها اعتقاد داشته باشيم، بايد بپذيريم كه تعيين تكليف براي اين نيروها از محيط بيرون دانشگاه به هيچ وجه منطقي به نظر نمي رسد. خلاصه كلام آن كه، استقلال دانشگاهها درچارچوب قوانين و مقررات موجود وكشوري، در حقيقت برابر است با انجام وظايف و يافتن راه كارهايي براي اداره هرچه بهتر و موفق تر دانشگاهها، از طريق و بوسيله خود دانشگاهيان. دانشگاهها نه فقط قادرند خيلي بهتر و مطلوبتر از ديگران، اداره امور خود را برعهده بگيرند، بلكه مي توانند بسياري از نيازهاي جامعه را در زمينه هاي فكري، اجرايي و تخصصي رفع كنند و اصولا دانشگاه همانطور كه حضرت امام ( ره ) فرمودند، كارخانه آدم سازي است و اهميت آن، همين بس كه همه اصلاحات به اصلاح دانشگاه بستگي دارد. به نظر من با يك تعمق و تفحص ساده، اين حقيقت روشن مي شود كه دانشگاهها پيش از هر سازمان ديگري، داراي پتانسيل هاي علمي، تحقيقاتي، تخصصي و اجرايي هستند و بالطبع اداره خودشان در اولويت قرار دارد و اميدواريم روزي برسد كه دانشگاههاي ما روي پاي خودشان قرار بگيرند و با امكاناتي كه در اختيار دارند به نحومطلوبتري خودشان را اداره كنند. البته بايد اذعان داشت كه ما تا وضعيت مطلوب فاصله نسبتا زيادي داريم. در پاره اي موارد، مثل امور مالي تا حدودي از استقلال خوبي برخورداريم ولي در بسياري ازموارد ديگر، هنوز محدوديتهاي زيادي داريم. هنوز برنامه هاي درسي دانشگاهها تا حدزيادي به طور متمركز تدوين مي شود واين، متاسفانه در مدت زمان طولاني سال 20اصلا قابل توجيه نيست و به دور از منطق است. اين مسايل، تا حد زيادي ناشي از همان فرهنگ به ارث مانده از گذشته است كه همواره مردم و دولتمردان ما، خود را از يكديگر جدا مي دانستند و اين طرز فكر هنوز هم از جامعه ما بخوبي زدوده نشده است. امروز كه جو نسبتا مساعدي در كشور حاكم است و حكومت مردمي و اسلامي است، جا دارد كه اين اعتماد به نيروهاي خلاق و بخصوص دانشگاهيان صورت بگيرد و دانشگاهيان بتوانند حداقل درزمينه هاي مرتبط با خودشان تصميم گيري كنند، البته با نظارت و راهنمائيهاي مسئولين رده بالاي دولتي. دكتر حبيبالله پيروي رئيس دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي امروزه دانشگاهها به عنوان يك نظام كه در نظامهاي كلان اقتصادي، اجتماعي، سياسي فرهنگي، جامعه محاط است، در نظر گرفته مي شود و با نظامهايي كه آن را احاطه كرده اند به طور مستمر در تعامل مي باشند. اگر نگوئيم رفتار نظام دانشگاه را نظام فرهنگي و اقتصادي اجتماعي و سياسي تعيين مي كنند، به طور يقين مي توان گفت كه تحت تاثير و كنترل خود در مي آورند. از اين رو، دانشگاهها هميشه در بستر يا در چهارچوبنظام فراتري كه برآن محيط هستند، حركت مي كنند، حاصل آن كه دانشگاهها، هرگز آزاد و مستقل و جدا از محيط خود نبوده و بدون حمايت همه جانبه نظامهاي كلان نيز، نتوانسته است توسعه يابند. اگر امروز دانشگاهها را از يك سو، محل پرورش نيروي انساني متخصص مورد نياز جامعه و از سوي ديگر محل توليد و توزيع انديشه علم و يا به اصطلاح اردوگاه علم جديد در نظر بگيريم، دانشگاهها بايد بتوانند به عنوان يك نهاد اجتماعي به نيازها و ضروريات و الزامات جامعه پاسخگو باشند و در تعيين خطمشي ها، برنامه ريزيها سياستگذاريها، در سطح كلان كشور شركت كنند. به نظر من، مساله اساسي ما اين است كه اساسا دانشگاه در كشور ما تعريف شده نيست و تمامي امور سليقه اي است و چارچوب خاصي براي فعاليتها وجودندارد. حتي خود تشكيلات دانشگاهي هم، از ضابطه مشخصي برخوردار نيست. مثلا در مورد بحث جداسازي دانشگاههاي علوم پزشكي، حرف ما اين است كه همان قدري كه ادغام غير كارشناسانه بوده، بحث جدا سازي هم غير كارشناسانه است. متاسفانه در حال حاضر، ارتباط دانشگاه با جامعه قطع است. ما براي رفع نيازهاي موجود در جامعه، مي بايست دردرجه اول از نيازهاي موجود مطلع شويم وبعد دانشگاه براي رفع آنها نيرو تربيت كند. ما بايد بدانيم كه استقلال و آزادي را براي چه مي خواهيم. هدف اصلي ما برآورده ساختن نيازهاي موجوددر جامعه است و حالا اگر هم برنامه ريزي درسي به صورت مركزي انجام مي شود، چون از طريق همان نيروهاي دانشگاهي (در شوراي عالي انقلاب فرهنگي ) انجام مي شود، مشكلي ايجاد نمي كند. به هر حال هم هماهنگي خوب است وهم استقلال. مشكلات دانشگاهها را اگر بخواهيم ريشه يابي كنيم، مي بينيم مشكلات الان فرق كرده استاد ما دانشگاه را خانه خود حساب نمي كند، كه البته به عوامل مختلف اجتماعي، سياسي، فرهنگي و.. باز مي گردد. من در شرايط فعلي مطلوبيت را درقانونمندي دانشگاهها و برگشتن وجاهت دانشگاهها مي بينم. دانشگاههاي ما بايد سرتا پا علمي باشند و روابط حاكم برآنها كاملا علمي باشد، در حالي كه الان ما احساس مي كنيم كه فلسفه ساختن دانشگاه هم يك انگيزه سياسي است. البته برخي وضعيت فعلي دانشگاه را به دانشگاه بخشنامه اي تعبير مي كنند، ولي به نظر من مشكل ما اينها نيست. مشكلات خيلي كلان تر از اينهاست. شرح عكس: دانشكده ادبيات دانشگاه تهران