Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770224-41335S2

Date of Document: 1998-05-14

قرآن معجزه جاويد تحريف ناپذيري قرآن كريم ( ) 2 دكتر بهاء الدين خرمشاهي چنانكه از روايت بخاري برمي آيد كه زمان آن را تا دامنه قيامت پس نمي توان مي داند با اين روايات به وقوع تحريف در صدر اول اسلام و زمان خلفا استشهاد كرد ( البيان، - 241 ) 239 استاد سيد جعفر مرتضي عاملي براين دلايل اين نكته را هم مي افزايد كه از دلايل وجوب مصونيت قرآن از تحريف اين است كه قرآن معجزه جاودانه است و ] پديده ادبي و هنري است كه در آن لفظ و عين الفاظ و تعابير و تماميت متن آن كمال اهميت را [دارد پس، قرآن بعد از اثبات دو صفت معجزه بودن و جاودانه بودن، لامحاله بايد محفوظ از تحريف مانده باشد، تا اعجازش برقرار بماند. ولي كتب آسماني پيشين اصولا معجزه انبياء نبوده است، تا چه رسد كه معجزه جاودانه باشد، لذا تكفل حفظ آنها بر خداوند واجب نبوده است (حقائق هامه ). 395 ) 2 محدث نوري به روايات اهل سنت درباره جمع قرآن استناد كرده و گفته است كه جمع آن بر محور شهادت دو شاهد بوده است كه اين مساله حاكي از عدم تواتر نقل قرآن است، ولذا امكان و احتمال تحريف در آن راه دارد. در پاسخ بايد گفت كه قرآن در زمان خود رسول اكرم ( ص ) و به اشراف و اهتمام اكيد ايشان به دست كاتبان وحي نوشته شده بود و فقط مدون و مجموع بين الدفتين نبوده است كه شرح اين مساله خواهد آمد، و جمع زمان ابوبكر يك سال پس از وفات پيامبر (ص ) و جمع نهايي زمان عثمان در حدود 1718 سال پس از وفات پيامبر ( ص ) در واقع جمع دوباره و مكرر و براي احتياط بوده مصحف جمع آوري شده زمان عثمان ) بودند بر حافظه صدها حافظ قرآن و چندين و چند مصحف نوشته شده كامل ولي غير مدون بين الدفتين، متكي بودند، لذا نيازي به شهادت دو شاهد براي هر آيه نبود. ازآن گذشته مساله شهادت شاهدين هم به فرض صحت به اين سادگيها نبوده است. ) 3 محدث نوري در فصل سوم به روايات اهل سنت درباره آياتي كه ادعاي نسخ تلاوت آنها شده است، استناد كرده است، و مساله نسخ التلاوه را رد كرده است. ولي اين روايات را دال بر تحريف قرآن گرفته است. پاسخش اين است كه ما در مساله بي اعتبار بودن و واهي بودن نسخ التلاوه (شرحش خواهد آمد ) با او موافقيم و امثله اي كه ياد كرده است يا دعا بوده است يا كلام تفسيري پيامبر ( ص ) يا كلام بعضي از صحابه يا اخبار آحاد و جعلي است. به اين مساله در طي اين مقاله باز خواهيم گشت. ) 4 محدث نوري دليل چهارم خود را چنين بيان مي كند: اميرالمومنين عليه السلام قرآن مخصوص داشته كه بعد از وفات رسول الله، صلي الله عليه و اله، براي خود جمع كرده بود و آن را بر قوم عرضه داشت. ولي از آن روي برتافتند. لذا [حضرت ] آن را از ديدگان آنان پنهان داشتند و اين مصحف نزد حضرت عليه السلام باقي بود، و امامي بعد از امام پيشين آن را همانند ساير خصايص امامت و خزائن نبوت به ارث مي برد; و آن نزد حضرت حجه، عجل الله فرجه، است و بعد از ظهورش آن را برمردم ظاهر خواهد كرد و آنان را به قرائت آن دستور خواهد داد: و آن مخالف اين قرآن بوده هم از حيث تاليف و ترتيب سوره ها و آيات و هم از حيث كلمات و از جهت زياده و نقصان.. (فصل الخطاب، نسخه عكسي از نسخه محفوظ دركتابخانه مرحوم آقا بزرگ تهراني در نجف ). آيت الله 76 خويي در پاسخ اين شبهه مي نويسد: چنين مصحفي موجود بوده جمع آوري شده زمان عثمان ) داشته است، اما دليلي در دست نيست كه نشان بدهد آن زيادات جزو قرآن بوده است. واقعيت آن است كه اين زيادات تفسيري بوده است (البيان - 241 ). مساله 242 مصحف علي بن ابي طالب ( ع ). در اينكه حضرت علي (ع ) مصحفي از قرآن براي خود و به قولي به املاي رسول الله (ص ) و دستخط خود نوشته بوده است، بين مورخان و قرآن پژوهان شيعه و اهل سنت اتفاق نظر است (حقائق هامه ). 154 ابن سعد (م ق ) 230در طبقات ( /137 ) 1و ابن واضح يعقوبي (م ح ق )در 292تاريخ يعقوبي (ترجمه /15 2 فارسي ) به مصحف اختصاصي حضرت ( ع ) تصريح كرده اند. يعقوبي تقسيم 7 جزئي مصحف حضرت علي (ع ) را به تفصيل بيان كرده است. ابن نديم (م ق ) 380 اشاره دارد اين مصحف را كه چند صفحه افتادگي داشته است، ديده است و سپس مي گويد ترتيب سوره ها در اين مصحف از اين قرار است. و سپس به دنبال آن، رشته مطلب قطع شده است. يعني ترتيب سوره ها نيامده است ( الفهرست طبع تجدد). 30 يكي از مدارك مهم و نويافته اي كه شرح قابل توجهي درباره مصحف حضرت علي ( ع ) دارد. تفسيرمفاتيح الاسرار و مصابيح الابرار اثر محمد بن عبدالكريم شهرستاني (ق 548 م ) صاحب ملل و نحل معروف است كه خود را در كلام اشعري و در فقه پيرو مذهب شافعي فرا مي نموده، و با كشف و سپس چاپ عكس اين كتاب ( تهران مركز انتشار نسخ خطي 1368 ش ) معلوم و مسلم شده است كه گرايش جدي شيعي (احتمالا اسماعيلي ) او دارد در فصل دوم مقدمه كه در كيفيت جمع قرآن است از اهميت مصحفي كه در دست اميرالمومنين علي ( ع ) بوده است سخن مي گويد و مي نويسد كه آن حضرت در آن نسخه اسراري به اشارت پيامبر ( ص ) - يعني تفسيروار - افزوده بود و صحابه را كه جمع قرآن را برعهده داشتند ملامت مي كند كه چرا نسخه حضرت (ع ) را رها كردند ونپذيرفتند; و سپس مي نويسد: و او عليه السلام چون از كفن و دفن پيامبر ( ص )فارغ شد سوگند خورد كه ردايي بر دوش نگيرد جز براي نماز جمعه، تا آنكه قرآن را جمع كند چرا كه به اين امر به نحوجازمي مامور بود. سپس آن را چنانكه نازل شده بود بدون تحريف و زياده و نقصان جمع كرد: و پيامبر (ص ) از پيش به مواضع ترتيب و وضع و تقديم و تاخير آيات ] و سوره ها [ اشاره كرده بود. (مفاتيح الاسرار چاپ عكسي )سپس 150 نكته بي سابقه اي كه شايد در هيچ منبعي اشاره نشده باشد، به ميان مي آورد و مي نويسد: و گفته اند مصحف او داراي متن و حواشي بوده است. ( همانجا ) و به دنبال آن توضيحي دارد كه متاسفانه به علت ناخواني خط، نمي توان معنايي صريح از آن مستفاد كرد. اهميت ديگر مفاتيح الاسرار در اين است كه ترتيب مصحف حضرت علي (ع ) را به نقل از مقاتل بن سليمان، نقل مي كند. ديگر از اختصاصات مصحف حضرت علي (ع ) اين بوده است كه به گفته شيخ مفيد (م 413 ق ) و بعضي ديگر از محققان در آن تاويل معاني آيات قرآن نيز وجود داشته است. (اوايل المقالات ). ديگر 94 اينكه در آن منسوخ بر ناسخ مقدم بوده است (تاريخ القرآن، زنجاني ).به 54 احتمال بسيار علت اينكه هيات جمع و تدوين مصحف امام، در عصر عثمان، نسخه مصحف حضرت علي ( ع ) را نپذيرفته اند تفاوتهاي تدويني و اضافات تفسيري آن بوده است. چنانكه به گفته بعضي از محققان حتي نام بسياري از منافقان در آن ياد شده بوده است. لذا چون اين مصحف با ساير مصاحف و نيز منابع پراكنده يا مجموع آنها تفاوت داشته، آن را نپذيرفته اند: و حضرت اميرالمومنين (ع )، دروهله اول از اين برخورد غيردوستانه آنان آزرده شده اند و گفته اند كه ديگر هرگز آن را نخواهيد ديد (تاريخ قرآن، راميار)علي رغم 367 افسانه هايي كه هر يك سراغ از نسخه اي از مصحفي به خط كوفي و با رقم كتبه علي بن ابو يا ] [ابي طالب در كتابخانه هاي مختلف ايران و جهان مي دهد، اطلاع تاريخي روشني از سرنوشت اين مصحف در دست نيست و بعضي از اخبار دلالت براين دارد كه اين مصحف نزد حضرت حجت (عج ) محفوظ است (براي تفضيل - حقايق هامه ).نكته 1600 مهم اين است كه حضرت اميرالمومنين (ع ) از صحت و روشمندي كارهيات تهيه و تدوين مصحف امام در عصرعثمان اطمينان يافته اند و مصحف عثماني را به تعابير گوناگون تاييدفرموده اند، واز همين روي اصرار در ظاهرساختن مصحف خويش را بيش از آن روا نداشته اند. سخن آخرآنكه، با آنكه جمع و نسخه قرآني حضرت (ع ) واقعيت تاريخي داشته است، ولي موجوديت پايدار تاريخي نداشته است و در منابع كهن انعكاس روشن و متقني از محتويات آن در دست نيست، تا بر مبناي آن بتوان آن را مصحف اصلي و وحي نامه كامل، و مصحف عثماني را نسبت به آن تحريف شده و داراي زياده و نقصان دانست. ) 5 محدث نوري در دليل پنجم از مصحف عبدالله بن مسعود كه مخالف مصحف موجود بوده [عثماني ] است سخن مي گويد (فصل الخطاب 86 به بعد ).محققان و قرآن پژوهان در اينكه عبدالله بن مسعود، صحابي و قرآن شناس بزرگ و حافظ قرآن، نسخه اي از قرآن براي خويش نوشته بوده است، همسخن اند. او يكي از نخستين كساني بوده است كه از اختلاف قراآت شهرهاي مختلف اسلامي نگران بوده است و آن را سرمنشاءفساد مي دانسته است; و هموبوده است كه به عثمان اشارتي براي توحيد مصاحف كرده است. ولي وقتي كه عثمان اين امر را جدي گرفت، و سايرمصاحف و نوشته هاي پراكنده رابه آب و سركه جوشانيد ياسوزانيد، ابن مسعود تكان خورد و گفت منظور او تا اين حد نبوده است. و لذا تا مدتها از دادن مصحف خاص خود براي آن كه محوش كنند ابا مي كرد و حتي كار به مشاجره و شكستن دنده هاي او كشيده بود. يك انگيزه عمده اصرار ابن مسعود براي حفظ مصحف خود و نيز انتقادهايي كه از مصحف عثماني مي كرد اين امر بود كه از گماشته شدن زيدبن ثابت - كه جوان ترين حافظان و جامعان قرآن بود - به سرپرستي تهيه و تدوين مصحف امام، ناراضي بود و خود را - شايد به حق - براي اين كار سزاوارتر از او مي دانست ( المصاحف، سجستاني (م 316 ق );تاريخ 1415 قرآن راميار). 356 تفاوت اصلي مصحف ابن مسعود با ديگر مصحف هادر اين بود كه سوره فاتحه ومعوذتين (دو سوره آخر قرآن )را دربرنداشت و او آنهارا دعا مي انگاشت. تفاوتهاي ديگر اختلافات لهجه اي يا مترادفات وبه اصطلاح اختلاف قراآت بود (براي فهرست نسبتا كاملي ازآنها المصاحف سجستاني ) 5473 و ديگر زوايد تفسيري همانند مصحف علي ( ع ). درميان همه مصاحف متفاوت بامصحف عثماني آنچه مسلم تراست اين است كه مصحف علي ( ع ) و ابن مسعود، نهايتا در عصر عثمان و به فرمان او از بين نرفته است. مصحف ابن مسعود بعداز رواج مصحف امام ( عثماني ) تا حدي مورد توجه مردم و قراء و ائمه قرائت بوده است. و به نوشته مرحوم راميار در سال 398 ق فتنه اي بر سر همين مصحف (يا بازنويسي از آن ) ميان شيعه و اهل سنت، در زمان شيخ مفيد در بغداد درمي گيرد و سرانجام محكمه اي تشكيل مي شود و حكم به امحاي آن مصحف مي دهد. ) 6 محدث نوري در دليل ششم مانند دو دليل پيشين كه به مصحف هاي مستقل تمسك مي كرد به وجود مصحف ابي بن كعب و تفاوت آن با مصحف موجود ( عثماني ) استناد مي كند. ابي بن كعب ملقب به سيدالقراء، مانند عبدالله بن مسعود و عبدالله بن عباس از كبار صحابه و قرآن شناسان بزرگ بوده است. الفهرست ترتيب سوره ها در مصحف او را ياد كرده است ( ).تفاوت 30 مهم مصحف او با مصحف عثماني اين بوده است كه دو سوره اضافي به نامهاي خلع وحفد دربرداشته است. اين امر برخلاف آرزو و انتظار محدث نوري نه فقطباعث اعتبار مصحف او نمي شود. بلكه چون هم با مصحف عثماني و هم مصاحف معتبر ديگر چون مصحف حضرت علي ( ع ) و مصحف عبدالله بن مسعود، اختلاف داشته، لذا اعتبار قابل استنادي ندارد (براي تفصيل دراين باره سجستاني 53 المصاحف; تاريخ قرآن راميار 340353 كه متن سوره هاي ادعايي خلع و حفد را هم دربردارد ). ) 7 محدث نوري در دليل هفتم راجع به جمع قرآن و مصحف عثماني مي نويسد: چون ابن عفان [عثمان ] بر امت استيلا يافت. مصاحف متفرقه را جمع كرد و از آنها به ياري زيدبن ثابت و كتابت و قرائت او و خودش، نسخه اي فراهم كرد و آن را امام ناميد، و ساير مصاحف را سوزانيد يا پاره كرد و اين كار را از آن روي كرد كه باقي مانده اي را كه در دست مردم مانده بود واز آن غافل شده بود، از بين ببرد... (فصل الخطاب).در 99 پاسخ بايد گفت همه قرآن پژوهان اعم از اهل سنت و شيعه در دو نكته اتفاق نظر دارند. الف ) اينكه قرآن در عهد پيامبر (ص ) و با اهتمام و اشراف همه جانبه ايشان به دست كاتبان وحي كه تعداد آنان را بيش از چهل نفر هم گفته اند، كتابت شده بود. بزرگاني هم چون حضرت علي ( ع ) و زيدبن ثابت و ابي بن كعب و عبدالله بن مسعود و عبدالله بن عباس و بعضي ديگر براي خود نسخه اي از تمامت وحي قرآني نوشته بودند. منتهي اين كتابت بركاغذ نبود بلكه با نوشت افزارهاي ابتدايي و بر ليف خرما و پوست تنه نخل و سنگهاي صاف و صيقلي و نازك، و استخوانهاي پهن كتف حيوانات و رقعه هاي پوستي و نظاير آن بوده است و اعتماد فراواني هم بر حفظ حافظان بيشمار داشته اند (درباره جمع و كتابت تمامت قرآن در زمان پيامبر (ص ) /202 1 الاتقان به بعد; مناهل العرفان /255256 1 زرقاني; البيان آيت الله خويي ; 255278 حقائق هامه حول القرآن الكريم سيد جعفر مرتضي عاملي 63104 و اغلب تاريخهاي قرآن ). ب ) يك سال پس از درگذشت پيامبر (ص ) و با كشته شدن عده كثيري از حافظان و قراء قرآن در نبرد يمامه كه ابوبكر مسلمه كذاب - پيامبر دروغين - و يارانش را سركوب كرد، به نظارت مستقيم خود ابوبكر و پيگيري و مشاوره عمر و مباشرت زيدبن ثابت يك نسخه كامل از قرآن نوشته شده و حتي به صورت مجموع بين الدفتين درآمده بود. اين نسخه پس از درگذشت ابوبكر و عمر نزد حفصه دختر عمر به ارث يا وديعه مانده بود و عثمان آن را براي توحيد مصاحف و تدوين نسخه نهايي موسوم به مصحف امام، از اوامانت گرفت و آن و مصاحف ديگر ازجمله مصحف خود زيد ونوشته هاي كامل اما پراكنده رامبناي كار كرد و با دقت بي نظيري به همت و سرپرستي زيدبن ثابت و هيات همكاراو، در زير نظر و انتقادآزادانه كبار صحابه از مجموع آنها و نيز باتوجه به حفظ حافظان و شهادت شاهدان - كه شرحش گذشت - آن نسخه نهايي را فراهم كرد. پس كار عثمان بيشتر توحيد نص و تكيه بر يك قرائت، يا دو يا چند قرائت تا آنجا كه كتابت كلمه اي بدون نقطه، احتمال چند قرائت را مي داد و اعتماد و بر لهجه قريش، به هنگام اختلاف تلفظها و قراآت، بوده است و كار او با آنكه اساسي بود، تاسيسي نبود. يعني چنانكه اشاره شد قرآن پيش از آن، هم در زمان حيات پيامبر ( ص ) و، هم در عهد ابوبكر جمع و بازنويسي شده بود. لذا كار عثمان و اعتبارش دربردارنده اعتبار كار عصر نبوي و عصر ابوبكر در جمع قرآن هم هست و اگر خود حضرت رسول (ص ) اهتمام به جمع و تدوين نهايي قرآن نكردند از آن بود كه به گفته همه قرآن پژوهان اهل سنت و شيعه، هنوز باب وحي باز بود و همواره احتمال آمدن آيه اي كه در ضمن وحي به آن حضرت (ص ) گفته مي شده آن را در كجا و كدام سوره و بين كدام آيات قرار دهد، مي رفت و در واقع هم وحي قرآني در طي مدت 23 سال تا اندك زماني پيش از وفات آن حضرت ( ص ) جريان داشت. لذا پيامبر (ص ) ماذون و مايل به جمع نهايي نبوده اند. و در فرهنگي چون فرهنگ صدر اسلام كه آن همه شفاهي و فاقد رسم و سنت كتابت بود، و تعداد باسواداني كه خواندن و نوشتن بدانند در كل آن جامعه به يكصد نفر نمي رسيد. اين اهتمام عظيم به شان قرآن و حفظ و كتابت و جمع و تدوين آن جزو شگفتيهاي تمدن و فرهنگ بشري و از افتخارات اسلام است. از مصحف امام شش يا هفت نسخه تكثير شده كه همه ارزش واحد داشت، يكي را در مكه و يكي را در مدينه نگه داشتند و باقي را به كوفه و بصره و شام و يمن و بحرين فرستادند ( الاتقان، /211 ). استاد 1سيد علي كمالي دزفولي قرآن پژوه معاصر مميزات دهگانه اي براي جمع عثماني ياد مي كند. ازجمله اينكه: الف ) عثمان ] دستور داده [بود هر كس هر چه را از پيغمبر (ص ) شنيده بياورد تا همه در اين كار شريك باشند و از اين جمع چيزي غايب نماند، تا هيچ كس در ذخيره اين مصحف شك نياورد و همه بدانند كه آشكارا در مرآي و مسمع صحابيان بزرگ، انجام يافته است. ب ) اعتماد بر عمل گروه اول در جمع چاره نشد لغت و لهجه قريش را انتخاب كنند. د ) براي جلوگيري از شبهه و تطرق فساد موارد زير را نمي نوشتند: منسوخ التلاوه ها (كه عنواني مخترع است ) آنچه، در عرضه اخير بر ] پيامبر ( ص )[ نبود، آنچه قرائتش ثابت نبود، قراآت شاذ، قراآت آحاد و الحاقات تفسيري. ه - ) ترتيب آيات هر سوره بر طبق توقيف مستند پيغمبر (ص ) در عرضه اخيره بوده است. (قانون تفسير). جمع 152153 عثماني از همان آغاز و پس از فروكش كردن مخالفتهاي عاطفي و احساساتي و حميتي، مورد قبول بزرگان صحابه و در راس آنان حضرت اميرالمومنين (ع ) قرار گرفته است و روايات متعددي به تعابير مختلف از حضرت (ع ) در تائيد عملكرد عثمان و حاصل كار هيات منصوب او در تدوين مصحف امام، نقل شده است. ادامه دارد