Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770224-41329S3

Date of Document: 1998-05-14

سقف آزادي؟ كجاست ميزگردي باحضور عباس عبدي، دكتر كاظم معتمدنژاد و علي ربيعي اشاره: آزادي مطبوعات بحثي است كه سالهاذهنيت بسياري از صاحبنظران يا روزنامه نگاران و علاقه مندان مطبوعات را به خود مشغول داشته است. فضاي جديد ايجاد شده بعد از دوم خرداد به اين بحث دامن زده است تا جايي كه امسال بعد از سالها تاخير دومين سمينار بررسي مسايل مطبوعاتي ايران برگزار مي شود. يكي از بحثهاي محوري اين سمينار آزادي مطبوعات از است سوي ديگر روز جهاني آزادي مطبوعات كه سال گذشته محدود و به سردي برگزار شد امسال با استقبال گرمي مواجه شد. به همين مناسبت ميزگردي با حضور دكتر كاظم معتمدنژاد (استاد ارتباطات ) عباس عبدي (عضو هيات مديره انجمن صنفي روزنامه نگاران و شوراي سردبيري روزنامه سلام ) و علي ربيعي (صاحب امتياز و مدير مسئول روزنامه كار و كارگر ) در دانشگاه علامه طباطبائي برپا شد كه متن آن در زير از نظرتان مي گذرد. آزادي مطبوعات از كي بعنوان يك بحث اساسي در جهان مطرح شد. دكتر معتمدنژاد: روز 15 نوامبر 1989 درست يك هفته بعد از سقوط ديوار برلن ( 1989فروپاشيد 9 نوامبر) در حالي كه كنفرانس عمومي يونسكودر حال تشكيل بود در پاييز 1989 كنفرانس عمومي يونسكو تصميم گرفت به جاي نظم نوين جهاني ارتباطات و اطلاعات كه مدت حدود پانزده، شانزده سال مباحثات مختلف يونسكو را به خود مشغول كرده بود يك استراتژي نوين ارتباطات بوجود آيد. در آن اجلاسيه اين كار انجام شد و راهي را كه در آن كشورهاي جهان سوم و حمايت دولتهاي سوسياليستي دنبال مي كردند، استراتژي نوين ارتباطي يونسكو مورد تاثير قرار گرفت، قرار شد يونسكو برگردد به سياستها و برنامه هايي كه بعد از جنگ جهاني دوم از سال 1969 1946 تا دنبال 70 مي كرد: تاكيد بر آزادي مطبوعات و اطلاعات و حمايت از جريان آزاد اطلاعات. اين موقعيت كاملا مساعد بود براي بازگشت به گذشته، آزادي مطبوعات و جريان آزاد اطلاعات در شرايطي كه ديوار برلن فرو ريخت و شوروي آخرين مراحل فراز و فروپاشي را مي گذراندكشورهاي جهان سومي كه در نظم جهاني نوين ارتباطات و اطلاعات نقش مهمي داشتند دچار بحران بودند كه اين روزها گرفتار مسايل داخلي ناشي از حوادث بعد از قتل خانم گاندي و حوادث ديگر يوگسلاوي بود تيتو سقوط كرده بود، كوبا دچار بحران بود، الجزاير ديگر وجود نداشت، مكزيك در دهه اوايل 1970 موقعيت گذشته را نداشتند كشورهاي جهان سوم دچار يك نوع ركود شده بودند. در چنين شرايطي بود كه توانستند كشورهاي ديگر مخصوصا كشورهاي غربي تغيير سياست برنامه هاي يونسكو را پديد بياورند و از اين زمان است كه با توجه به استراتژي نوين ارتباطي تاكيد بر آزادي مطبوعات و اطلاعات ريشه اين اصطلاح براي توسعه بايد از راه دموكراسي جلو رفت پس آزادي مطبوعات و آزادي اطلاعات شرط اصلي دموكراسي است. و از طريق دموكراسي مي توان به توسعه رسيد، بنابراين بايد شرايطي در جامعه ايجاد بشود كه آزادي اطلاعات و ارتباطات مورد حمايت قرار بگيرد. چند هفته بعد از سقوط ديوار برلن و تصويباستراتژي نوين ارتباطي يونسكو در ماه فوريه نخستين 1990گردهمايي شرق و غرب با مشاركت روزنامه نگاران، محققان و دولتمردان جديد اروپاي شرقي تشكيل شد. آنجا به بحث راجع به آزادي مطبوعات و احياي آزادي مطبوعات تاكيد شد. بدنبال آن در سال 1990 تصميم گرفتند نخستين سمينار از يك مجموعه سمينار را راه اندازي كنند. سمينار پيشبرد مطبوعات مستقل و كثرت گرا باتاكيد بر اساسنامه قديمي يونسكو كه آزادي بيان و آزادي اطلاعات را در سرلوحه وظايف خودش قرار داده تشكيل شد. روز آخر برگزاري سمينار اعلاميه نهايي صادر شد و در آن، بر آزادي اطلاعات و ارتباط از جمله در مورد خود آزادي، ضرورت از ميان رفتن محدوديتهاي گوناگون قانوني، مالياتي، مالي، اقتصادي، سياسي، راجع به انتشار مطبوعات تاكيد شد. همچنين در بخشي از اعلاميه نهايي درخواست لغو كسب امتياز و اجازه براي انتشار مطبوعات شد. كشورهاي مختلف دنيا كساني كه هنوز اين نظامها را دارند، (نظامهاي محدود كننده را ) بايد قوانين خودشان را لغو كنند و يونسكو هم آمادگي دارد كه مشاوره حقوقي براي تهيه قوانين مطبوعاتي جديد ارائه دهد. مطبوعات بايد در مقابل فشارهاي اقتصادي مستقل باشند، نه از يك طرف تحت انحصار دولت و نه از طرف ديگر تحت انحصار موسسات سرمايه داري قرار داشته باشند. سومين اصلي كه در اين بيانيه مورد تاكيد قرارگرفت كثرت گرايي بود. مطبوعات براي اينكه بتوانند انديشه هاي گوناگون را براي گروههاي گوناگون جامعه منعكس كنند نبايد وابسته دولتها باشند ونه وابسته به سرمايه هاي خصوصي باشند، از انحصارها بايد جلوگيري شود. همچنين درخواست شد به وسايل مهم ديگر از جمله تشكيل انجمنهاي حرفه اي اولويت داده شود. يكي از شرايط اصلي پيشرفت وسايل ارتباط جمعي آزاد و مستقل، وجود سنديكاها و اتحاديه هاي مستقل روزنامه نگاران در كنار انجمنهاي مديران و صاحبان مطبوعات و ساير وسايل ارتباط جمعي است. خواسته شد كشورهايي كه در اين زمينه اقدامي انجام نداده اند يا موانعي در اين زمينه ايجادكرده اند موانع را ازميان بردارند. علاوه بر اينها در زمينه هاي ديگر براي قانونمندكردن كمكهاي دولت به مطبوعات، تاكيد شد كه همه جا بايد امكاناتي بوجود آيد تا مطبوعات و وسايل ارتباط جمعي بتوانند به طورمساوي از كمكهاي دولت بهره مند شوند تا استقلالشان تامين شود. سپس در سال 1992 سمينار دوم براي منطقه اقيانوسيه و آسيا، كه بزرگترين منطقه جغرافيايي سازمان ملل متحد است در آلماتي پايتخت قزاقستان برگزار شد، براين اصولي كه ذكر شدتاكيد شد. سومين سمينار در سال 1994 براي آمريكاي لاتين در سانتياگو پايتخت شيلي برگزار شد. چهارمين سمينار در ژانويه 1995 در منطقه كشورهاي عربي در شمال آفريقا و خاورميانه آسيايي تشكيل شد. آخرين سمينار كه پنجمين سمينار بود در صوفيه پايتخت بلغارستان برگزار شد. به موازات اين اقدامات با توجه به تاكيدي كه در اجلاسيه 1993دسامبر عمومي يونسكو براي پيشرفت آزادي مطبوعات داشت; مجمع عمومي ملل متحد روز جهاني آزادي مطبوعات را تعيين و ترسيم به كرد پيشنهاد يونسكو كه مي خواستند يك روز در سال راجشن بگيرند، مقرر شد روزي كه نخستين اعلاميه كنفرانس ويندوز صادر شده بود، به عنوان روزجهاني آزادي مطبوعات (روز سوم ماه مي ) تعيين كنند. اما در جامعه ما با توجه به تاسيس انجمن در ماههاي اخير ما گام بسياربزرگي در راه آزادي و اصلاح افكار برداشتيم. اين گام ضروري بود ولي كافي نيست، و گام بعدي بايد اصلاح قانون مطبوعات باشد. اصلاح قانون مطبوعات كه درباره اش كار شده، بنده و چند تن از همكارانم در دو سال اخير، به سفارش معاونت مطبوعاتي و تبليغاتي وزارت ارشاد مباني حقوقي قانون مطبوعات را بررسي كرده ايم تمام، قوانين ايران را از زمان مشروطيت تا حال با مقايسه حدود 20 كشور ديگر دنبال كرده ايم و به علتها و نتايجي رسيده ايم، و نتيجه گيري اين طرح توصيه شده به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مبني بر اينكه براي اصلاح قانون مطبوعات و منطبق كردن قانون مطبوعات با اصول آزادي مطبوعات در دنياي امروز اقدام كنيم، و اميدواريم كه در اصلاح آينده اين قانون بتوانيم مسائل ضرورت كسب امتياز را كه از 303 سال پيش در دنيا شروع به دفن شدن كرده و تا امروز تنها در چهار كشور در آسيا باقي مانده است ما مي توانيم اين محدوديت را از ميان ببريم. بر اين اساس اگر قانون مطبوعات مورد تجديد نظر قرار بگيرد ما در سطح بين المللي اعتماد بيشتري كسب خواهيم كرد. چرا كه جنبه هاي مثبتي كه در كشورها پديد مي آيد، از قضاوتهاي بين المللي پنهان نمي ماند، در اين اثنا در چند روز گذشته شايد مطالعه كرده باشيد در روزنامه اطلاعات كه آقاي دكتر مهرپور گزارشي از اجلاسيه جديد حقوق بشر ارائه دادند كه در آنجا عنوان شده است كميسيون حقوق بشر از تشكيل انجمن صنفي روزنامه نگاران در ايران، اظهار خرسندي كرده است. ما اگر بتوانيم خوب از خودمان دفاع كنيم واز جنبه هاي مثبت سياست روابط خودمان را در سطح ملي و بين المللي خوب استفاده كنيم، مسلما تاثير جهاني مساعدتري خواهد داشت. آزادي مطبوعات در جامعه ما چه وضعيتي؟ دارد . ربيعي: من فكر مي كنم كه در مقطع فعلي تاريخ صدساله كشورمان، امروز بيشتر از هر روز ديگري نيازمنديم كه به دو مقوله آزادي و مطبوعات بپردازيم. من به عنوان كسي كه به هر حال سابقه وتجربه روزنامه نگاري داشته ودلمشغولي ام حفظ آزاديها در سالهاي گذشته و اخير است يك نگراني و احساسي رادارم كه ما اگر در مقاطع فعلي نتوانيم يك تعريف درستي را از مقوله آزادي و نقش مطبوعات ارائه بدهيم، شايد خسارتهايي را بدهيم. شرايط، فرصت كم، موقعيتي را بوجود نياورد كه من اين بحث را باز كنم اماسعي مي كنم تاحدودي به اين مسئله بپردازم. در دهه سوم بعد از پيروزي انقلاب ما به طور جدي دچار تعارض در بعضي ازمفاهيم شديم. اين برهه هاي بسيار حساسي در تاريخ ملتهاست، و برهه هايي است كه اگر ما نتوانيم خوب تفكيك كنيم و نتوانيم تضمين بكنيم و خوب تطبيق بدهيم، ممكن است خسارتهاي قابل توجهي را بدهيم. ما الان با دو نگرش جدي روبه رو هستيم راجع به ثبات نظام، راجع به راجع به آزادي، حدودي كه مي شود حرف زد. نقد كرد، بحث كرد، دو نگرش وجود دارد هر كدام از طيف ها نگرشي دارد و چون اين نگرش ها درعرصه هاي عمل خودش را نشان مي دهد، به نظر من چون مطبوعات هم نمايانگر برخي از اين نگرشها هستند، خود به خود در مطبوعات ما منعكس ما مي شود دچار تعارضهاي جدي هستيم. يعني امروز به مقوله آزادي برخيها به طور قطع به عنوان يك تهديد نگاه بعضي ها مي كنند به عنوان آسيبپذيري مي بينند، بسياري هم اين را يك فرصت مي دانند. مقوله مطبوعات هم از همين دست است، خيليها امروز مطبوعات نو، گرايشهاي نو، سليقه هاي نو را يك نوع آسيبپذيري و تهديد قلمداد خيليها مي كنند هم آن را يك فرصت مي دانند. در اينجا موقعيت بحث عميق و مفصل نيست، اما مي خواهم قضاوت خودم رادر اين زمينه بگويم، و از اين بحث بگذرم. اگر ما اجازه ندهيم، تكثرگرايي كه امروز در دوره جديدي كه از نوعي آزادي ايجاد شده اگر اجازه ندهيم اينها بروز پيدا كنند و نهادينه بشوند، مشكل خواهيم داشت. عدم تكثر به اين مفهوم نيست كه ما ثبات داريم. برخي از دوستان فكر مي كنند ثبات يعني اينكه هيچ كس چيزي ننويسد، هيچ كس مخالف من نگويد، هيچ كس به جز آن چيزي كه من فكر مي كنم فكر نكند. اين يعني ثبات، اين يعني امنيت عالي اين يعني منافع ملي عالي، و مصلحت ملي عالي. اين نيست، پچ پچها، نجواها اينهايي كه در زير سقف اتفاق مي افتد; به موقع خودش را نشان مي دهد، به موقع بروز مي دهد، آنچنان بي ثباتي را به بار مي آوردكه قطعا آزادي هاي فعلي را هم نمي توانيد حفظ كنيد. من نگاه مي كردم به چند دوره صدساله مان، در چهار دوره كه ما توانستيم آزاديهايي در مطبوعات داشته باشيم، به علل مختلف آزاديها مدفون شده، و متاسفانه مطبوعات هم بخشي از علل بوده اند. به عنوان مثال دوره اي كه محمدعليشاه به قدرت دوره اي مي رسد، كه به علت تعارضهاي روس و انگليس آزاديهاي نسبي در مطبوعات بوجود مي آيد و شكوفايي در مطبوعات ايجاد مي شود در همان دوره، ما شاهد هستيم كه به نوعي مطبوعات ما هم دخيل مي شونددر شرايطي كه استبداد محمدعليشاه ظهور مي كند، الان هم ما متاسفانه شاهدهستيم، عده اي آن چنان فضا را تيره و تار نشان مي دهند، آنچنان تهديدهاي بي اساس نشان مي دهند، و چنان فرصتهاي ما را به آسيبپذيري تبديل مي كنند. وعده اي هم بدون اينكه از شرايط و زمان و مكان شناخت داشته باشند، آنچنان در حذف آزادي مي تازند كه اين دو به نظر من از دو سوي يك قافله دست به دست هم مي دهند، همه اش در جريان تاريخي ما به اين شكل عمل كرده است. و منجر به اين مي شود كه ما نتوانيم آزادي را نهادينه كنيم. در دوره احمدشاه، شاهد اين مورد هستيم، در دوران ظهور رضاخان هم اين اتفاق مي افتد، از طرف ديگر مشكل اصلي ما اين بود كه در جامعه نهادمند و جامعه سامان يافته اي نبوده ايم و مطبوعات عمدتا كاركردهاي گروههاي قدرت و فشاررا داشته اند. چون عمدتا كاركردهايشان براي گروههاي فشار بوده، متاسفانه اينها در مطبوعات بروزمي كرده. در دوران اميني هم مطبوعات به همين طريق كاركرد خودشان را جلو مي برند. يك دسته طوري فضا را مي سازندكه كمونيسم همه جا را مي گيرد وبر كشور مسلط شده، از سوي ديگرمطبوعات طوري برخورد مي كنندكه منجر به تصويب وحشتناك استكبار پهلوي مي شود و چهارروزنامه اي تا به آخر به آن شكل اداره شد كه حتما دوستان عنايت دارند. لذا من فكر مي كنم بايد به اين موضوع بيانديشيم، نگاهي به تاريخ گذشته مان كنيم، مامتاسفانه افرادي هستيم كه كمتر به تاريخ گذشته مان نگاه مي كنيم كه از كجاها آسيبپذيري داشتيم و دچار مشكل شده ايم، وقتي حتي در همين دوران آخر كه دوره پس از پيروزي انقلاب بود، ما شاهد رونق بسيار زياد مطبوعات هستيم كه باز در يك دوره متاسفانه، به علل همين نوع كاركردها مي بينيم كه رونق ها از بين مي رود. خيلي مفيد است كه امروز ما به يكسري راهكارهايي برسيم و مطبوعات را به مسيري ببريم كه اولا آزاديهاي فعلي را نهادينه كنند و حريمهاي آزادي را آنچنان كه با توجه به شرايط و موقعيت هست، حفظ كنند و به نحوي عمل نشود كه ما باز در دوره ها و در شرايطي به سمتي برويم كه آزاديها را نتوانيم حفظ كنيم. ما امروز متاسفانه با اين فضاروبه رو هستيم، يك ديدگاه، ديدگاهي كه اساسا هر نوآوري نوع، را بدبينانه نگاه مي كند، هر نوع نوآوري را تهديد مي داند. مثلا بحث، جامعه مدني كه مي شود مي توان به آن به عنوان يك پديده دنياي نو و ضرورت تمدن بشريت نگريست و مي توان سريعا آنرا در تقابل بااساس نظام اسلامي دانست. ما امروز در اين شرايط و اين چنين نگرشهايي روبه روييم. نگرشهايي كه انتخاب نو و خواسته هاي نو را ممنوع مي داند. ما بايد در اين مراحل بسيارصبورانه و هوشيارانه حركت كنيم و شروع كنيم و ثابت كنيم كه چند صدايي نه تنها تهديدنيست بلكه فرصتي براي ما وانقلاب ما است. بايد به سمتي برويم تا ظرفيتها را به نحوي بالا ببريم كه ما قدرت تحمل داريم و مطبوعاتي كه معتقدند كه آزادي را حفظ كنند و براي آزادي مي نويسند و براي آزادي منتشر مي شوند كارشان بسيار سخت تر از ساير مطبوعات است. اساسا نوشتن در دوران آزادي و براي آزادي بسيار سخت تر از نوشتن براي استبداد است و وظيفه اين نوع مطبوعات، امروز در اين برهه تاريخي بسيار حساس تر و پيچيده تر از ساير مقاطع است. ادامه دارد