Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770222-41310S1

Date of Document: 1998-05-12

اسلام و عقلانيت جستارگشايي: عقل و نقل در حكم دو سرچشمه برجسته شناخت، در تاريخ دين، همالان آشتي ناپذير آوردگاه شناخت بشري بوده اند ولي آيين اسلام رويكرد ويژه اي از هر دو به ما در مي نماياند جهان بيني اسلامي نقل و وحي ريشه در قدس وجود وعقل كلي ايزدي دارد و عقل جزيي نگرانساني از خود ويژگي انساني و مايه برتري او بر جانداران ديگر، بر بنيان خرد كلي شكل و استواري يافته است. براين بنياد، (عقل و نقل ) همستيز نبوده، بلكه هميار و همسو در جهت رسيدن به هستي شناسي برين و يزدان شناسي راستين هستند. در جستاري كه از پي مي آيد، نويسنده ديدگاه اسلامي را در بيان جايگاه عقل ونقل و كاركرد دوسويه آنها در شناخت دين و خداوند پژوهيده است. سرويس معارف ماخذ: نهج الاسلام نويسنده: عبدالوهاب محمود المصري مترجم: علي صباغيان فرد و جامعه را زماني كه سعي در تحقق اهداف منسجم ازطريق به كارگيري وسايل مناسب و هماهنگ با اهداف موردنظر دارند ( ) 1 توصيف به عقلانيت مي كنند و به جهت عملي كردن عقلانيت بايد وسيله معيني يعني عقل را مورد استفاده قرار داد. عقلانيت شيوه اي است كه عقل را براي توجيه رفتار انسان به كار مي گيرد و باسحر (كه بيان علت رويدادها به غيراز اسباب طبيعي آن است )( ) 2 و خرافه (كه رسوبات معتقدات ديني كهن است و مدركي دال بر آنها در معتقدات ديني موجود ياحقايق امور وجود ندارد )( ) 3 و عاطفه (كه منشاء انفعالات و مقابل عقل است )( )متناقض 4 است و به طور خلاصه عقلانيت يعني به كارگيري عقل و به طور صحيح تر عقلانيت يعني: درست به كارگرفتن عقل. در اين مقاله ضمن بررسي موضوعات مختلفي همچون ماهيت و ضرورت عقل نشان داده خواهدشد كه حفظ عقل از مقاصد عالي دين است و به كارگيري عقل نيز يك فريضه اسلامي مي باشد. در ادامه مقاله صلاحيتهاي عقل و حدود توانايي آن روشن مي شود و توضيح داده خواهدشد كه عقل چگونه - در غياب اخلاق - به مجرم تبديل مي شود. همچنين بيان خواهدشد كه تكامل عقل و نقل ضروري و ممكن است، و در پايان با بيان شهادت يك مستشرق درباره جايگاه عقل در اسلام و همچنين دعوت يك انديشمند بزرگ عرب براي استفاده ازعقل، بحث خاتمه خواهديافت. - 1 عقل؟ چيست .عقل از نظر لغوي: . گفته مي شود عقل دارنده اش را از وارد شدن به عمل زشت بازمي دارد و به اين معني عقل بازداشتن و بستن است و همچنين گفته مي شود عقل به معني محدود كردن و حفظ كردن و نگاه داشتن نيز مثلا هست وقتي به كسي گفته مي شود: آنچه به تو گفته مي شوداعقل يعني حفظ كن تا فراموش نكني. ( ) 5 . عقل ازنظر فيزيولوژي: . يكي از دانشمندان علم تشريح گفته است: هر انسان در بين دو گوش خود چيزي دارد كه معادل يك رايانه با قيمت سه ميليارددلار است 1400 اين گرم ماده الكتروشيميايي دستگاهي ساده و درعين حال بسيار پيچيده اي است. مغز انسان 10تا 100 شامل ميليارد عنصر منطقي موسوم به سلولهاي عصبي است كه با معدل 10 سيكل (يعني 10 دور در هر لحظه ) كار مي كند و دربردارنده 50 ميليارد دستگاه گيرنده است كه صدها هزار افكار به هم پيوسته از ساير سلولها را دريافت مي كند. قدرت عقل انسان بر حفظ معلومات اين موجود راقادر كرده تا درطول زندگي ميلياردهامورد از معارف و معلومات را در خودثبت كند و بر بزرگترين رايانه هاي ساخت انسان پيشي گيرد. ( ) 6 . عقل ازنظر اصطلاحي: .فيلسوف ابونصرمحمد فارابي در رساله خود درباره معاني عقل شش معني به شرح زير براي عقل ارائه مي كند: اول - معني اول همان معنايي است كه مردم مي گويند فلان كس عاقل مي باشد و مي گويند عاقل محتاج دين است و دين نزد آنها، آن چيزي است كه فكر مي كنند فضيلت است. منظور آنها از عاقل كسي است كه فاضل خوبي باشد زيرا او استنباط آنچه راكه از خير بايد رعايت شود يا آنچه راكه از شر بايد اجتناب شود، با نگرش وبينش مورد توجه قرار مي دهد. وجود نگرش و بينش در استنباط آنچه در حقيقت خيراست و بايد انجام شود و در استنباطآنچه شر است و بايد از آن اجتناب شودعين تعقل است. اين گروه را با معني كلي كه ارسطو از عقل درنظر دارد عاقل مي نامند. دوم - عقلي كه ورد زبان متكلمين است. آنها درباره امري مي گويند: اين از آن چيزهايي است كه عقل آن را واجب يا نفي كرده و يا اين كه عقل آن را مي پذيرديا رد مي كند. منظور آنها از عقل و عقلي آن چيزي است كه در ابتداي امر بين همه معروف و مشهور است. پس اولين نظرمشترك بين همه يا اكثريت را عقل مي نامند. سوم - آن چيزي كه ارسطو در كتاب برهان ذكر مي كند: منظور او از عقل نيروي فطري است كه ازطريق آن براي انسان يقين به مقدمات كلي صادقه ضروري حاصل مي شود، آن هم بدون اين كه به قياس يا تفكر و انديشه نياز باشد بلكه به طور فطري و طبيعي يا از دوران كودكي به طوري كه احساس نمي كند اين يقين از كجا و چگونه حاصل شده است. چهارم - آنچه ارسطو در مقاله ششم كتاباخلاق ذكر مي كند: و آن عقل تجربي است كه جزيي از نفس است كه با عادي شدن امر بعداز تجربه طولاني حاصل مي شود و آن همان عقل عملي است. پنجم - آن چيزي است كه ارسطو در كتابنفس ذكر مي كند و بر چهار نوع است. عقل بالقوه، عقل بالفعل، عقل مستفاد و عقل فعال. ششم - آنچه ارسطو در كتاب مابعدالطبيعه بيان مي كند و آن عقل مفارق است. ( ) 7 دكتر سعيد مراد گفته است: تعريفهاي ارائه شده از عقل هرچند با هم تفاوت داشته باشد و يا با يكديگر برخي تفاوتها و يا اشتراكها داشته باشد اما همگي با هم در يك نقطه خلاق مشترك، تلاقي پيدا مي كند و آن تلقي عقل به عنوان حامل معرفت، قدرت تجريد، مركز تفكر و ارزيابي، و ملكه متعالي اي كه باعث برتري نوعي انسان با وصفش به عنوان موجودي متفكر (Sapiens Homo) شده است. ( ) 8 و هنگامي كه در اين دوران ازعقل عربي سخن به ميان مي آورند. منظورشان ابزار توليد انديشه و فكر (و به زبان فلاسفه قديم: قوه مدركه ) و يا خود فكر و انديشه (و به زبان فلاسفه قديم معقولات ) ( ) مي باشد. منظور 9 ما از عقل در اين بحث ابزار توليد فكر و انديشه است. - 2 ضرورت عقل دستكم تاكنون، ثابت شده كه ازجمله خصايص موجب تفاوت انسان از ساير موجودات در هستي، وجود عقل است. چنانچه عده اي مدعي به وجود برخي كاركردهاي عقل در نظر برخي مخلوقات زنده يا بعضي روبوتهاي الكترونيكي شوند بازهم هيچ كس نمي تواند حداقل منكر درجه تفاوت بين عقل انسان وعقل هر موجود ديگر بشود. تفاوت بين اين دو عقل تا آن حد زياد است كه اجراي هرگونه مقايسه معني دار بين آنها كار عبث و بيهوده است. از ابتداي آفرينش هستي، خداوندبزرگ، امانت (يعني امانت اراده آزادو آزادي اختيار ) را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه داشت اما آنها از تحمل آن سرباز زدند و از ترس مسئوليت آن، از پذيرشش پرهيز كردند، اما انسان بار اين امانت را بر دوش گرفت. تنها انسان بود و نه ساير مخلوقات كه به تحمل امانت آزادي اختياري و تحمل پيامدها و تبعات آن رضايت داد. ( ) 10 در چنين شرايطي انسان نيازمند وسيله اي براي به كارگيري آن در حالت اختيار وانتخاب بود يعني انتخاب بهترين بديل ازبين بديل هاي رفتاري موجود. درهمين راستا خداوند بزرگ عقل را به انسان بخشيد و اين بخشش را تنها مختص انسان كرد زيرا ازبين مخلوقات تنها به انسان رضايت به حمل امانت اختيار داده بود. غير از اين مخلوقات غيرمختارنيز نيازي به عقل نداشتند. بنابراين تنها انسان شايسته دستيابي به اين بخشش بزرگ الهي يعني عقل عقل بود قادر به تحليل و تركيب، استقراء واستنتاج، اكتشاف روابط و تمامي اقدامات و وظايف لازم ديگر براي اجراي ارزيابيها و صدوراحكام، يعني عملي كردن انتخاب بين بديلهاي موجوداست. - 3 عقل و مقاصد دين دانشمندان اصول دين معتقدند كه تمامي اديان آسماني براي تحقق مصالح مردم دردنيا و آخرت، يعني تحقق سعادت دنيوي و اخروي ازطريق حفظ پنج امر يا مقصدبزرگ آمده اند. اين پنج موضوع به طوري كه اكثر علماي اصول دين بر آن اتفاق دارند به ترتيب اهميت عبارتنداز: دين، جان، عقل، نسل و مال. ( ) 11 به قول دكتر وهبته الزحيلي به دليل اهميت زياد عقل در راهنمايي انسان و تصحيح رفتارهاي او در زندگي است كه اديان الهي از دو جهت آن را مورد توجه جدي قرار داده اند: يكي ازجهت تحقق و ايجادآن و ديگري از جهت محافظت بر آن. تحقق و ايجاد عقل به صورت يك بخشش الهي براي انسان بوده و براي او به مثابه نعمت بزرگي است كه موجب سپاسگزاري وتقدير مي باشد. محافظت بر عقل نيز ازطريق منع كردن انسان از خوردن آنچه براي عقل زيانبار است همچون خمر و سايرمسكرات و منع از استعمال مواد مخدرهمچون حشيش و ترياك صورت گرفته است. ( ) 12 اين توجه به محافظت در عقل در اين زمينه تنها به منع اكتفا نكرده وحتي براي كساني كه حدود شرعي در اين مورد را گردن ننهند، كيفرهايي درنظرگرفته شده است. - 4 عقلانيت فريضه اسلامي علماي دين معتقدند كه عقل ستون و پايه تكليف است زيرا تكليف پيام الهي مي باشد كه خواستار پاي بندي بندگان به احكام تكليفي يعني واجب، مستحب، مكروه حرام، و مباح است و اين پيام الهي رادرك نمي كند مگر كسي كه تعقل و انديشه كند و معناي آن را درك نمايد. ( ) 13 به همين دليل از بچه هاي (غيربالغ ) وافراد مجنون رفع تكليف و رفع مسئوليت شده است. قرآن كريم نيز پيام الهي است كه سرشاراز تاكيد بر به كارگيري عقل و دعوت به استفاده از آن و حتي آمر به كاربرد عقل مي باشد. تاكيد زياد قرآن بر اين امر به آن حد است كه در صورتي كه تعبير صحيح باشد مي توان گفت: به كارگيري عقل اولين دغدغه در قرآن كريم است. در قرآن كريم فعل عقل و مشتقات آن به طور خاص حدود پنجاه بار ذكر شده و در بيش از سيصد آيه نيز به طور عام به عقل و مشتقات آن و معاني مختلف آن اشاره شده است. در تمام اين موارد واژه هايي به كار گرفته شده كه يا به طور مستقيم دلالت بر عقل و تعقل دارد و يا به نحوي ازانحاء اشاره به اين موضوع مي كند. برخي از اين واژه ها عبارتنداز: تدبر، حكمت، تذكر، لب، نظر، رشد، راي، علم و فقه وساير واژه ها و الفاظي كه به رغم اختلاف معاني و خصائصشان بر محور وظايف عقلي مي چرخند. همچنين در قرآن كريم تصريحات روشن و اشارات قوي اي نسبت به نقش عقل و اهميت آن براي انسان و ضرورت استفاده از آن در تمام امور دنيا وآخرت وجود دارد. ( ) 14 ابو وليد محمدبن احمدبن رشد از فلاسفه عرب گفته است: كل قرآن دعوت به تفكر، عبرت گرفتن و آگاه ساختن از شيوه هاي تفكر و انديشه است. ( ) 15 دكتر احمد ماضي، رئيس جمعيت عربي فلسفه گفته است: قرآن و حديث بااصرار و تاكيد خواستار به كارگيري عقل هستند. ( ) 16 دانشمند فرانسوي جان بيرك در مقدمه ترجمه خود از قرآن كريم نوشته است: كلمه عقل در قرآن چهل وچهاربار آمده است درحالي كه كلمه مقدس و مشتقات آن فقط هفت بار بيان گرديده است. ( ) 17 او در يك مصاحبه مطبوعاتي اندكي قبل از وفاتش گفته است: با بررسي عميق در قرآن من به جايگاهي كه دين شما براي عقل بشري درنظرگرفته پي بردم. ( ) 18 قرآن كريم حتي اعلام كرده كساني كه عقل را كنار مي گذارند از انسانيت خود تهي شده اند و به سطح چارپايان تنزل كرده اندو درنهايت هم مستحق جهنم و بدترين سرنوشت قرآن هستند در آيه 179 سوره اعراف در اين زمينه فرموده است: براي جهنم بسياري از جن و انس رابيافريديم. ايشان را دلهايي است كه بدان نمي فهمند و چشمهايي است كه بدان نمي بينند و گوشهايي است كه بدان نمي شنوند. اينان همانند چارپايانند، حتي گمراه تر از آنهايند. اينان خود غافلانند. شيخ محمد عبده، تقليد مبني بر اهمال عقل را حتي در عمل ديني درست نيز دوراز شان مومنين دانسته است. زيرا انسان مومن نيست مگر اين كه دينش را بفهمد و خودش آن را بشناسد تاحدي كه به آن قانع پس شود هر كس بر تسليمي بدون تفكر و به عملي هرچند صالح بدون آگاهي تربيت شود مومن نيست، زيرا هدف از ايمان آن نيست كه انسان را براي يك امر خير همچون حيوان خواركند. بلكه مقصود از آن اين است كه عقل او را رشد دهد و جان او را با علم به خدا و شناخت دين او پاك گرداند. پس انسان مومن عمل درست و كار خير را به آن دليل انجام مي دهد كه او خير سودمند مورد رضاي الهي را مي شناسد و شر را نيزبه اين دليل رها مي كند كه عاقبت سوء آن و ميزان زيانهايش را براي دين و دنياي خود مي داند. ( ) 19 در زمينه اجتهاد شرعي (كه عبارت است از سعي و تلاش استدلالي براي نيل به مقصود به طوري كه براي فقيه )( ) 20 نيزعقل راهي براي استنباط احكام تشريعي از منابع آن قرار داده شده است و اين امر نيز به دليل اعتماد به عقل در مورددرك مقاصد شريعت، شناخت مصالح ومفاسد عامه و شناخت مصلحت برتر بين مصالح و يا مفسده بدتر بين مفاسد ازطريق مقايسه آنها، و بيان حكم برتر است به طوري كه هر انساني به سلامت غايت تشريعي تكليف و احكام الهي اطمينان حاصل كند و در امتثال آن تسريع نمايد و آن اموري از زندگي اش را كه محتاج به حكم شرعي است با آن بسنجد. ( ) 21 - 5 صلاحيتهاي عقل وجود نص مقدس الهي مانع از بلندپروازي و ابتكار عقل نيست. وحي ميدانهاي زيادي براي عقل برجا گذاشته تا در آن وجود خدا را تثبيت كند و توانايي هايش را آشكار نمايد. الف - در زمينه عقيده، وحي هدايت دوحقيقت بزرگ در هستي را به عقل واگذار كرده است: ادامه دارد پانوشت ها و منابع - 1 التعريف لموريس آليس. ذكره: موريس غردولييه العقلانيه واللاعقلانيه في الاقتصاد، ترجمه عصام الحفاجي، وزاره الثقافه دمشق 1995 ص. 67 - 2 زكي نجيب محمود المعقول واللامعقول في تراثنا. الفكري دارالشروق القاهره (دون ذكر تاريخ ) ص. 437 - 3 دكتر احمد زكي بدوي معجم مصطلحات الاجتماعيه العلوم دارالعلم للملايين بيروت 1977 ص. 415 - 4 دكتر مراد وهبه المعجم الفلسفي دارالثقاه الجديده القاهره الطبعه الثالثه 1979 ص. 260 - 5 دكتر بدوي معجم مصطلحات.. المرجع ص 274 الاسبق. - 6 الدكتور محمود كامل النافه.. پنجلي في خلق العقل الانسان جريده الاهرام - القاهره /2/1995. 18 - 7 نقلا عن: الدكتور سعيد مراد العقل الفلسفي في الاسلام مكتبه الانجلوالمصريه القاهره 1993 ص - 152. 150 - 8 الدكتور مراد العقل الفلسفي.. ص 31 المرجع السابق. - 9 انظر: الدكتور محمد عابدالجابري تكوين العقل العربي مركز دراسات الوحده العربيه و جاعه الدراسات العربيه والتاريخ والمجتمع بيروت 3 1988 ط ص. 13 - 10 عبدالوهاب محمود المصري مدخل الي نظريه الامن والابيان، الدار المتحده ( دمشق ) وموسسه الرساله (بيروت )، 195 1993 ص. وانظر: القرآن الكريم الاحزاب. 33 - 11 انظر: ابواسحق الشاطي الموافضات في اصول الشريعه دارالمعرفه بيروت (دون تاريخ نشر ) الجزء الثاني ص. 10 -الدكتور 12 وهبه الزحيل الاصول العامه لوحده الدين الحق المكتبه العباسيه بدمشق الطبعه الاول 142144 1973 ص. - 13 انظر: الامام محمد ابوزهره اصول الفقه دارالفكر العربي القاهره 1958 ص. 328 - 14 انظر: مني تونجي منزله العقل في جريده الاسلام اللواء /7/1995 28بيروت. - 15 محمدبن احمدبن رشد الكشف عن مناهج الادله في عقائدالله في كتاب: فلسفه ابن رشد دارالعلم للجميع وللكتبه المحموديه النجاريه الطبعه الثانيه القاهره 1935 ص. 63 - 16 انظر دوريه فصايا فكريه - القاهره اكتوبرص 1989 . 43 - 17 ذكره: احمد عبدالعطي حجازي ببرك وعقلانيه الاسلام جريده الاهرام /8/1995 2القاهره. - 18 انظر المقابله مع جان بيرك في: جريده الاهرام /7/1995. 14 - 19 الاعمال الكامله للامام محمدعبده الجره الرابع ص. 414 ذكره الدكتور محمد عياره، الاسلام و قضاياالعصر، دارالوحده بيروت 1980 ص. 141 - 20 الدكتور محمد عياره الاسلام واشكاليه الاجتهادمع وجود النص دائما جريده /3/1995 15الحياه. - 21 الدكتور وهبه الزحيل الاصول العامه... المرجع الاسبق ص. 140