Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770222-41305S7

Date of Document: 1998-05-12

ديدگاه شتاب زدگي، آسيبي بر نظام آموزشي ايران مشروط بر آگاهي كافي در كليه سطوح و ابعاد حيطه هاي شناختي و ارتباط آنها با منحني رشد كودكان، بي شك معلم تنها كسي است كه از روند تغييرات مطلوب و نامطلوب يادگيري دانش آموزان به خوبي آگاهي دارد. چنين معلمي با نگاهي ارزيابانه و دقيق، هر لحظه در حال ارزشيابي است. او به دنبال يافتن ارزشهايي است كه بايد در وجود دانش آموز خود شناسايي كند تا بتواند مقدمات رشد او را در كليه زمينه هاي آموزشي و پرورشي فراهم سازد. در چنين حالتي به مرور، اين توانمندي در معلم ايجاد مي شود كه بتواند باصراحت در مورد فرد فرد دانش آموزان كلاس خود قضاوتي صحيح و مبتني برعدالت انساني داشته باشد. لذا به نظر مي رسد اين حق معلم است كه در مورد دانش آموزان كلاس اش اظهار نظر كرده و صلاحيت ايشان را از نظر كيفيت آموزشي و استحقاق ارتقاء آنها به سطوح بالاتر اعلام كند. از طرفي اعطاي چنين حقي به معلم، خودمستلزم احياي صفاتي چون: عدالت آموزشي در قضاوت، جسارت آموزشي نسبت به قوانين و آيين نامه هاي امتحانات، فرهنگ صحيح آموزشي، علم توام با عمل در حيطه ارزشيابي آموزشي و بالاخره ديدگاهي خلاقانه به فراينديادهي - يادگيري كودكان در وجود معلم است كه وصف هر يك از صفات خودمجالي ديگر را مي طلبد. در اين نوشتاربخشي از پاسخ به سوال طرح حذف امتحانات هماهنگ منطقه اي دوره ابتدايي آري يا؟ نه درج شده است. متاسفانه اين چنين به نظر مي رسد كه شتابزدگي در ارائه پيشنهادها، اجرا ويا حذف و رد برخي از طرحهاي آموزشي و عدم بررسي همه جانبه معايب و محاسن يك طرح، به عنوان يك آسيب آموزشي سالهاست نظام آموزش و پرورش كشورمان را دستخوش تغيير و تحولات ناگهاني كرده كه پيامدي جز سطحي نگري و سطحي انديشي به دنبال نداشته است. سيل حذف و اضافه و تبصره و ماده هايي كه بر آيين نامه ها و بخشنامه هاي آموزشي صورت مي گيرد، پيشنهاد حذف امتحانات منطقه اي و هماهنگ در دوره ابتدايي، حذف مدارس نمونه اجراي مردمي، طرح تعطيلي يك روزه معلمان ابتدايي از سال آينده تغيير تاريخ بازگشايي مدارس از 15 شهريور به اول مهرماه، تغيير دفاتر كلاسي معلمان ابتدايي و ساير طرحها و پيشنهادهايي كه همه ساله با شروع سال تحصيلي به صورت موجهاي پراكنده در نظام آموزشي كشور طرح و اجرا نيز مي شود، از اين نمونه هاست. در اينجا اين سوال پيش مي آيد كه آيا در برخورد با مشكلات و بعضاشكست برخي از طرحهاي آموزشي، وظيفه مسئولانه چگونه حكم؟ مي كند حذف و ردطرح يا پرداختن به علت شكست طرحهاو اجراي پاره اي از اصلاحات برروي؟ طرح ها آيا به راستي وقت آن نرسيده كه به علت معلولهاي سيستم آموزش و پرورش كشورمان؟ بپردازيم علت اين شكست ها چيست و ريشه را در كجا بايد جستجو؟ كرد آيا به اندازه هزينه و بودجه هاي كلاني كه صرف طرحها و ساير مسائل و برنامه هاي آموزشي پرورشي كشور مي شود، شاهد تغييرات مطلوب دانش آموزان در حيطه هاي شناختي، عاطفي و رواني؟ هستيم پرداختن به علت معلولها، بررسي علل عدم موفقيت، نظارت و ارزشيابي پويادر فرايند اجراي يك طرح، برنامه ريزي اصلاحي براي رفع نواقص طرح، بينش علمي سيستماتيكي است كه در مراحل مختلف فرايند اجراي طرح، بايد مورد توجه قرار گيرد. بديهي است كه توجه به سه اصل نظارت پويا، ارزشيابي مستمر و برنامه ريزي اصلاحي در اجراي پوياي يك طرح، ضرورت به شمار مي آيد. حال چرا برنامه ريزان و سياستگزاران آموزشي كشور، اين گونه شتابزده و به راحتي پيرامون حذف، رد و اجراي يك طرح به اظهار نظر؟ مي پردازند سوالي است كه جاي تامل دارد. عدم ترويج روح پژوهش و مطالعه در ميان معلمان و مديران، عدم كاربست يافته هاي تحقيق محققان علوم تربيتي توسط برنامه ريزان آموزشي كشور، اين بي اعتقادي را ميان معلمان و مديران سطوح مختلف ايجاد كرده است كه در مقابل هر تغييري، انعطاف نشان داده و بي تفاوت از كنار تغييرات آني، مقطعي و شتابزده آموزش و پرورش بگذرند. با توجه به اين گفته جامعه شناسان كه ديدگاهها و باورها، بخشي از فرهنگ يك جامعه را مي سازند، ديدگاهها وباورهاي آموزشي هم بخشي از فرهنگ آموزشي ما را تشكيل مي دهند. به نظر مي رسد امروزه نظام آموزشي كشور ما، بيش از هر چيز، نيازمندتحول در ديدگاهها و باورهاي تفكرات سياستگزاران و برنامه ريزان آموزشي كشور است، تا زماني كه تغيير وتحولي نوانديشانه در ديدگاهها و باور آموزشي كليه عناصر نظام آموزشي، بويژه سياستگزاران، برنامه ريزان، مديران و بالاخره معلمان نسبت به نظام آموزشي كشور ايجاد نگردد، كليه تغيير و تحولات و نيز اجراي طرحهاي آموزشي متنوع، ضمانت اجرايي دقيق مبتني بر پشتوانه هاي صحيح علمي آموزشي كه پويايي، اصل بقاء آن مي باشد نخواهد را، داشت و تنها، زمينه حركتهاي سطحي را كه بستري مناسب براي رشدافكار سطحي است، بوجود خواهد آورد كه معمولا هم، اين گونه حركتهاي مقطعي موجي، و شتابزده، به سرعت خاموش وبه فراموشي سپرده مي شوند. چه انجام؟ داده ايم چه بايد؟ انجام دهيم چه مي خواهيم انجام؟ دهيم؟ چگونه بوده ايم چگونه؟ هستيم چگونه بايد ؟ باشيم چه؟ داشتيم چه؟ داريم چه مي خواهيم داشته؟ باشيم و بالاخره كجابوديم، كجا هستيم و كجا مي خواهيم؟ باشيم سوالاتي است كه به نظر مي رسد قبل از آغاز هر حركتي، بايد پاسخي مناسب براي آنها يافت. يادمان نرود كه: ديروز امروز و امروز، همان فرداست سارا فرزاد - آموزگار