Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770221-41291S2

Date of Document: 1998-05-11

ديدار رهبر انقلاب اسلامي با گروهي از جوانان به مناسبت روز جوان (بخش ششم ) جوان چگونه مي تواند حس نياز به هيجان را در خود ارضاء كند و از آن؟ استفاده نمايد سئوال خوبي است، البته دشوار هم هست، يعني از آن سئوالهاي آسان نيست. ببينيد، هيجان در منطقه خاصي است. چيزهايي هست كه هيجان در آن آشكار است. مثلا ورزش - بخصوص بعضي از ورزشها مثل فوتبال -يك حادثه هيجاني است طبيعت فوتبال اين طوري است، و با نوع بازي واليبال و تنيس فرق دارد، از جهت اين كه اصلا بافت بازي، بافتي است كه در آن، مبارزه و هيجان و امثال اينها زياد است. ورزش به طور كلي يك چيز هيجاني است. كارهاي هنري هم هيجان انگيز است اما، اينها آن چيزهايي است كه هيجانشان آشكار است. فقط هيجان، مخصوص اين منطقه ها نيست. اگر جوان بتواند منطقه مورد علاقه خودش را - هرچه كه هست - پيدا كند، به راحتي مي تواند آن هيجان را در خود ارضاء مثلا كند آن هنگامي كه من جوان بودم و لباس طلبگي تنم بود، و محدوديتهاي لباس و محدوديتهاي محيط هم وجود داشت، امادر عين حال ما هم هيجان داشتيم و آن هيجان ارضاء هم مي شد. چگونه! من به شعر علاقه داشتم. ممكن است باور اين براي شما خيلي سخت جلسه شعري باشد بود كه چهار، پنج نفر دوستي كه به شعر علاقه مند بودند، دو سه ساعت، ساعت مي نشستند و راجع به شعر حرف مي زدند و شعر مي خواندند. اين براي كسي كه به اين مقوله علاقه مند است، روحيه هيجانش را به همان اندازه ارضاء ميكند، كه يك فوتباليست در ميدان فوتبال، يا يك علاقه مندبه فوتبال در حين تماشاي فوتبال بنابر اين، ميدانها محدود نيستند. مثال ديگر، مربوط به همان دانشجوي مهندسي است كه شما مثال زديد. شما مي گوييد او درس مي خواند و هيجان ندارد. آدم وقتي اسم درس را مي آورد، فكر مي كند درس كه هيجاني ندارد. درست است كه كلاس درس هيجان ندارد، اما اگر فرض كنيم يك كارگاه مجهز در كنار كلاس درس، در دانشگاه يا بيرون دانشگاه باشد - مثل اين كه معمول شده كه جوانان در دوره يي از تحصيل مهندسي مي روند با كارخانجات ارتباطبرقرار مي كنند - اين جوان احساس مي كند كه در اين كارگاه امكاني وجود دارد، كه او مي تواند ابتكار مورد نظر خودش را، و آن فكري كه به ذهنش رسيده، در اين فضاابداع و دنبال كند آيا فكر مي كنيد كه او هيجان كمتري خواهد داشت! خيلي هيجان دارد. اين كه به برادرمان مي گفتم كارتحقيقي بكنند، كار تحقيقي بايد ازروي عشق و شوق آن باشد كار تحقيقي كه آدم را مجبور كنند و بگويندتحقيق كن، البته چيز خشك و بي هيجاني خواهد بود، فايده يي هم ندارد. اما در همان رشته يي كه شما آن را دوست داريد و به آن علاقه منديد، براي آن در كنكور شركت كرده ايد در، دانشگاه داريد درسش را مي خوانيد، واستاد خوبي هم داريد، حالا كارگاه مجهزي هم در كناردستتان هست كه مي توانيد نتيجه آن فكر و نوآوريهايي كه داريد، آن جا ببريد و تحقق خيلي ببخشيد، خوب است. من مي خواهم اين طوري بگويم كه نبايد اين را به عنوان يك سئوال و يك نگراني در ذهنمان بياوريم كه هيجان جوانان را چگونه ارضاء كنيم، اگر نه، در بخشهاي مختلف، ميدان زندگي باز باشد، جوان خودش به آن جايي مي رود، كه علاقه دارد هيجان خودش را ارضاء كند. كاري كه ما بايد به عنوان مسوولان كشور بكنيم، ونيز همه كساني كه مي توانند و به كشور علاقه مندند - اعم از دولت و غير دولت وبخشهاي مخصوص جوانان - اين است كه ميدان را براي فعاليت صحيح و سالم جوانان باز كنند، حالا مثلا جواني به مقوله ادبيات علاقه مند است، يا جواني به مقوله اقتصاد علاقه مند است. طبيعتا اقتصاد آزمايشگاه ندارد، اما ناگهان اعلام مي شود كه فلان اقتصاددان كشور يا خارج از كشور، در فلان جا جلسه درس يا سمينار دارد و مي خواهد سخنراني ايراد اين كند براي جواني كه به اين مقوله علاقه دارد، خيلي معنا دارد. بليط بگيرد، فورا برود خودش را برساند و از استاد سئوال كند. اينها همه اش هيجان است. يعني اگر به توفيق الهي، با همين روندي كه از اول انقلاب هم پيش رفته، ميدان كار و فعاليت در مقابل جوانان گشوده بشود، جوانان خواهند توانست آن هيجان جواني را كه جزو بركات جواني است، ارضاء كنند. ادامه دارد