Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770220-41281S1

Date of Document: 1998-05-10

پرداخت منظم ماليات در زير خط فقر مشكلات و نارسايي هاي نظام مالياتي كشور؟ كدامند (بخش آخر ) بحث و گفت و شنود پيرامون نظام مالياتي ايران را در بخش پاياني گزارشي كه برهمين اساس تهيه شده است پي مي گيريم. مدير يك واحد صنعتي مي گويد: همواره تجارت داخلي تقويت شده و فعاليت هاي توليدي در معرض پرداخت انواع ماليات هاي مستقيم و غير مستقيم بوده است. اكثر فعاليتهاي تجاري مشمول پرداخت ماليات نمي شود، اما فعاليتهاي توليدي در چند مرحله موظف به پرداخت مالياتهاي سنگين مي باشند. اكنون درصد قابل توجهي از درامد مالياتي كشور از طريق ماليات شركت ها تامين مي گردد. اين به آن معنا است كه ساير فعاليت ها و بويژه فعاليت هاي بازرگاني چندان مشمول پرداخت ماليات واقع نمي شود. در بخش هايي از فعاليت هاي خدماتي و بازرگاني در حوزه تجاري - دلالي درامدهاي نجومي بدست مي آيد. صاحبان و مديران اينگونه فعاليت ها اگر مالياتي هم پرداخت كنند آنقدر ناچيز است كه به هيچوجه منعكس كننده درامدهاي واقعي آنها نيست. كارشناسان در بررسي عدم موفقيت دولت در دستيابي به ماليات مناسب به 3 عامل اشاره مي كنند. عوامل رواني - نارسايي قوانين مالياتي و شيوه هاي اجرايي در ادارات ماليات. دكتر جمشيد پژويان - مي گويد: يكي ازمعضلات دريافت ماليات معافيت هاي مالياتي است. از معايبي كه اين معضل را به وجودآورده اين است كه قانونگذار گاهي از قانون مالياتي براي اهداف كوتاه مدت و يا درازمدت استفاده مي كند. همچون اعمال سياست معافيت مالياتي براي سرمايه گذاري در مناطق محروم. توسعه معنايش اين نيست كه ماافراد را واداريم بدون منابع مورد نياز وبدون نيروي انساني و فقط به صرف معافيت مالياتي، سرمايه خود را از دست بدهند. نگاهي به آمارها نشان مي دهد نسبت معافيت اعطا شده در مورد ماليات بردرامد به درامدسرانه كشور بيش از يك مي باشد كه درمقايسه با ساير كشورهاي در حال توسعه درسطح نسبتا بالايي قرار دارد. در كشورهاي پيشرفته آسيا از جمله كره جنوبي اين نسبت حدود 3 درصد و در كشورهاي پيشرفته صنعتي دنيا حدود يك درصد و كمتر مي باشد. از سوي ديگر معافيت هاي اعطاء شده در قوانين گمركي بسيار گسترده و گوناگون است و بيشتر شكل سنتي براساس دارد گزارش مجله سازمان برنامه و بودجه بخش قابل توجهي از محصول ناخالص داخلي از جمله آب و كشاورزي وآموزش از معافيت مالياتي برخوردارند كه وجود اين معافيت ها، پايه هاي بالقوه مالياتي در كشور را به شدت ضعيف نموده است. برهمين اساس يكي از دلايل عمده پايين بودن نسبت درامدهاي مالياتي به محصول ناخالص داخلي در ايران، وجود همين معافيت ها است. بخصوص كه شمار قابل توجهي از دريافت كنندگان اين قبيل تسهيلات در مناطق محروم، به جاي روي آوري به كار توليدي، با گرفتن ارز، وام بانكي و يا تنها با برپا كردن يك اسكلت فلزي ( سوله ) راه، خود را گرفته و رفته اند! آيا مي توان با وجود مشكلات و موانع درامدهاي پيش رو، مالياتي كشور را به ميزاني رساندكه روش و قاعده كلي در هر نظام مبتني بردرامدهاي مالياتي است. دكتر حسن طاهري - مي گويد: تا زماني كه درامد دولت به طور كامل متكي به درامد نفت است، اميد چنداني به موفقيت دردستيابي به درامدهاي واقعي مالياتي وجودندارد چرا كه بررسي ها نشان مي دهد هر زمان كه درامد نفتي كشور بالا رفته است، درامدمالياتي ما كاهش يافته و يا دست كم افزايش نيافته است در حالي كه نظام مالياتي بايد به گونه اي رويه سازي و رفتاركند كه بيشترين درامد دولت از طريق ماليات باشد. اقتصادهاي پيچيده و مدرن امروزي تنها بر پايه سامانه هاي منظم و كارايي مالياتي مي توانند سلامت و حيات خود را تضمين كنند. پس لازم است ذهنيت هاي گذشته را اصلاح وسامانه مالياتي را كارا كنيم. كارشناسان مي گويند براي جلب اعتماد عمومي مردم به نظام مالياتي كشور تغيير و اصلاح سامانه كنوني مالياتي نيز ضروري مي نمايد. دكتر موسايي - در اين باره مي گويد: نظام فعلي مالياتي ناعادلانه است چون نمي توانداز صاحبان درامدهاي هنگفت ماليات لازم رادريافت كند. در حالي كه ماليات كارمندان و حقوق بگيران بخش دولتي و حتي غير دولتي و كارگران كه از اقشار كم درامد جامعه هستند به راحتي و حتي بدون اينكه خودشان اطلاع داشته باشند از حقوق شان كسر مي كنند. در حالي كه مطابق تعريف خط فقر، بسياري از اين افراد زير خطفقر قرار دارند. از سوي ديگر نظام مالياتي ما، نظام پويايي نيست زيرا نرخ تورم دراين نظام در نظر گرفته نشده است. نظام مالياتي در صورتي پويا مي باشد كه براساس قدرت خريد و درامد مردم گرفته شود كه به طور طبيعي بيشتر شامل افراد ثروتمند وطبقات مرفه جامعه مي شود. همچنين دولت بايد ضمن انجام كار گسترده فرهنگي در اين باره و روشن ساختن اهداف خدماتي كه از طريق درامدهاي مالياتي انجام مي دهد، مقرراتي را برقرار كند كه اشخاص بتوانند به ميل شخصي بخشي از ماليات خودرا صرف امور خيريه و تامين اجتماعي كنند. براي مثال فرد مي تواند مدرسه بسازد وقبض آن را به جاي ماليات يا بخشي از آن را به دولت ارائه دهد. به اين ترتيب هم هزينه دريافت ماليات، كاهش مي يابد و هم افرادتشويق به پرداخت داوطلبانه بدهي مالياتي خود مي شوند. جمشيد پور اسكندر