Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770220-41276S5

Date of Document: 1998-05-10

سيري در عالم تجرد و وارستگي نظري بر احوال و آثار دكتر احمدناظرزاده كرماني به مناسبت بيست و دومين سال درگذشت او در فروردين ماه 1355 اشاره: فروردين ماه گذشته مصادف بود با بيست و دومين سال درگذشت دكتر احمد ناظرزاده كرماني. به منظور بزرگداشت ياد و مقام اين هنرمند، دكتر قاسم صافي استاد ادبيات فارسي دانشگاه تهران مقاله اي نوشته است كه بخشهايي از آن را مي خوانيد. مرحوم دكتر احمدناظرزاده در سال 1292 شمسي در كرمان در ميان خانواده اي متدين و سرشناس و خوشنام ديده به جهان گشود و در سپيده دم سومين روز فروردين سال شمسي 1355 وقتي كه بانگ الله اكبر موذن مردم را به سوي محراب عبادت فرامي خواند پس از 63 سال عمر با بركت و حسن سلوكي كم نظيرو خلق كريم و ذوق سليم، جان به جان آفرين تسليم كرد. وي تحصيلات ابتدايي و دور اول متوسطه رادر كرمان و دوره دوم متوسطه را در دبيرستان دارالفنون تهران به پايان رسانيد. مدتها در مدرسه شيخ عبدالحسين تهراني (شيخ العراقين ) همجوار مسجدي به همين نام معروف به مسجد آذربايجانيها در منطقه پاچنار بازار حجره اي داشت كه درآنجا به موازات علوم جديد، علوم قديم وفقه و عربي و فلسفه مي آموخت. همچنين در دانشكده الهيات دانشگاه تهران (دانشكده معقول و منقول ) و دانشسراي عالي به تعليم علوم پرداخت و به اخذ درجه ليسانس و دو رشته الهيات و علوم تربيتي نايل شد. رساله دكتراي خود را در رشته زبان و ادبيات فارسي درباره شرح واحوال و آثار عماد فقيه كرماني به راهنمايي مرحوم بديع الزمان فروزانفر وداوري استاد عبدالعظيم قريب واستاد احمد بهمنيار و دكتر لطفعلي صورتگر ( )برگزيد 1329 و چند سال بعد در طي فرصتهاي مطالعاتي به كشور فرانسه به دريافت درجه دكتراي جامعه شناسي اديان از دانشگاه سوربن پاريس موفق گرديد و رساله محققانه درباره مذهب جعفري، زير نظر پروفسور هانري درش تدوين كرد. وي استاد جامع الاطراف بود و در برازندگي و برجستگي، شهره عصر. هم به مطالعات و تدقيقات و تتبعات در شعر و ادبيات واحوال خاندان عصمت وطهارت علاقه داشت و هم از تاليف آثار عديده براي انتقال افكار و احساسات خود، غافل نماند و هم به خدمت در مشاغل دولتي به لحاظ احساس و لرزشي كه در سرنوشت خودو هم ميهنان مسلمانش به تن و جان داشت، رويكردي مسئولانه مي داشت. در مقام پيشكاري دارايي و شهرداري كرمان و بازرس استانداري، به شهر و ديار خويش كرمان، خدمتها كرد و به ياري هموطنان خود در روزگار جنگ بين الملل دوم، همتها نمود و تا پيش از وقايع مرداد سال 1332 مصدر خدمات بازرسي وزارت كشور، كفالت استانداري تهران و نمايندگي مجلس شوراي ملي در دوره هاي شانزدهم و هفدهم، گرديدودر همه حال پاكدستي و پاكدامني را مطمح نظر و وجهه همت قرار مي داد. ساله 12 بود كه به سخن سرايي پرداخت. نويسندگي را نيز در روزنامه ايران وشفق در عنفوان جواني تمرين كرد و مدتي معاونت نويسنده نامدار محمد حجازي را در مجله ايران امروز به عهده گرفت. ايامي هم، روزنامه شهرآشوب را نوشت و قريب ده سال، سردبير مجله سلامت فكر و از اعضاي برجسته انجمن سلامت فكر شد و نيز معاونت استاد زين العابدين رهنما را در دبيري انجمن قلم عهده دار شد و به تدريج به دبيري انجمن قلم و دبيركميته سخنراني و سخنگوي انجمن جهاني قلم در ايران برگزيده شد و در بسياري از انجمنهاي ادبي، انجمن دوستي و روابط فرهنگي ايران و تركيه، ايران و پاكستان و انجمن ادبي حافظ، صدرنشين گشت و تا پايان عمر، نمايندگي ايران را در انجمن موتمر اسلامي حفظ كرد و بدين ترتيب، زمينه بهتر و بيشتر براي انتشار اشعار و مقالات او در جرايد مهيا گشت و احساس و انديشه وي در قالب شعر و داستان و مقاله و در زمينه هاي مذهبي، تربيتي، فلسفي، اجتماعي، عرفاني، ادبي، تاريخي و سياسي برصفحه مجلات و روزنامه ها نقش بست و با اقبال عامه روبه رو فتح گشت گرگاه، نفرين صوفي و نامه ساختگي از مقالات تاريخي و حجربن عدي، ميثم تمار و ابوذر غفاري از جمله داستانهاي اسلامي اوست. آوازهاي جواني، به خاطر دختر ليلي، شامگاه، قهرمانان گيلان، منظومه آفات قرن، شام شوم، رقص با خنجر، برفراز سيحون، خون و خاكستر، شيرزاد يا گرگ جاده، عصر حافظ و ديوان اشعار و... از ديگر آثار اوست. مجموعه اشعار استاد از نمونه هاي گرانبهاي آثار منظوم در ادب فارسي است كه در دو مجلد: يكي ديوان اشعارمذهبي (طبع دانشگاه تهران - ) 1369 وديگري مجموعه اي از غزليات قصايد قطعات و مثنويهاي او (چاپ موسسه روزنامه اطلاعات ) 1373 به همت فرزند دانشور ايشان دكتر فرهاد ناظرزاده استاد دانشگاه تهران انتشار يافت. از حوادث ايام اين شاعر با ذوق و بذله گو و متعهد وديندار: تبعيد وي به قلعه فلك الافلاك و همجواري با خليل ملكي مدير روزنامه نيروي سوم و ژندي مدير روزنامه بسوي آينده دو شخصيت سياسي مخالف يكديگر و نيز نابينايي او دراواخر عمر است. ژندي بنگر گردش دور فلكي را كاورده كنار تو خليل ملكي را از رويدادهاي ديگر زندگي او، حضور جنگ بين الملل دوم و همت خاص وي به تامين مايحتاج عمومي همشهريان كرمانيش و وقايع مرداد 1332 كه منجر به دست كشيدن وي از صحنه سياست شد. همچنين دريافت جايزه اي از دولت هند به مناسبت قطعه شيوايي كه در مرگ گاندي فيلسوف سيه چرده كتان پوش زمان و پيغمبر صلح و صفاي عصر سروده با مطلع: هر كه از مرگ غم انگيز توگرديد آگاه گفت: لاحول و لاقوه الابالله شرح عكس: سمت راست: زنده ياد دكتر احمدناظرزاده كرماني در كنار استادش، زنده يادسعيد نفيسي كرماني