Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770220-41276S1

Date of Document: 1998-05-10

روايت تاريخ در نقش هاي عاشورا به مناسبت برپايي نمايشگاه نقاشي در نگارخانه فجر اشاره: نمايشگاهي از آثارنقاشي هاي رنگ روغن علي محمد شيخي با عنوان سالار شهيدان حسين بن علي (ع ) از 12 تا 25 ارديبهشت در نگارخانه فجر برپاشده است. اين هنرمند متولدو 1333 فارغ التحصيل در رشته نقاشي از دانشكده هنر مي باشد. وي تاكنون در نمايشگاههاي متعددي آثار خود را كه مبتني برموضوعات مذهبي و حماسي است به نمايش گذاشته و جوايزي نيزدريافت كرده است. به مناسبت برپايي نمايشگاه اخير گفتگويي با وي انجام داده ايم كه درپي مي آيد: در نقاشي وقايع تاريخي وموضوعات حماسي، چنانچه هنرمند بخواهد فقط نقطه عطف واقعه رانشان دهد، ممكن است تنها حس خود را انتقال دهد وبه اين ترتيب به ثبت واقعه اما مي پردازد اگر قرار باشد نقاش به طورموضوعي و نه حسي نقاشي كند به روايت واقعه و يا بيان آن پرداخته است. با توجه به اين موضوع آيا شما در آثارتان خواسته ايد نقطه عطف واقعه عاشورا را نشان دهيد يامفاهيم اين واقعه مورد نظرتان بوده؟ است پس از يك دوره 15تا 16 تحقيقات ساله كار بر روي موضوعات مذهبي را با سبكهاي مختلف آغاز كردم. تا اينكه بالاخره اكنون مي خواهم بر روي سبكي كه به آن علاقه دارم، كاركنم. يعني سبكي كه رنگ و بوي فرهنگ شرقي و اسلامي ايران بدهد ومخاطب بتواند با آن ارتباط برقرار كند. قاعدتازماني كه بعد از تصميم تحقيقاتم، به تصوير اينگونه موضوعات گرفتم، سرآمد واقعه تاريخي در اسلام را كه قيام كربلا بود، انتخاب كردم. بنابراين حوادث اين قيام را در 40 تابلو به تصوير كشيدم. در ابتدا يكساعت ظهر عاشورا يا اوج كار را در نظر گرفتم تا شروعي باشد براي وقايع بعدي. البته در آثارم بتدريج به گذشته بازمي گردم. براي مثال، قصد دارم موضوعات مربوط به حر و وقايعي كه طي ده روز براي اهل بيت امام حسين پيش مي آيد به تصوير بكشم. مي توانم بگويم تحقيق و كار در اطراف اين وقايع مانند دريايي عميق است كه هر قدر در اين باره انجام شود، باز هم جا براي كار و ارائه اثر وجود ائمه دارد اطهار در جاهاي ديگر نيزحماسه آفريدند ولي واقعه قيام عاشورا، نگين اين وقايع تاريخي محسوب مي شود. در واقع در آثار اخير خود مانندآنونس فيلم كار كرده ام كه پيش از نمايش فيلم نشان داده مي شود و سپس آن را همراه فيلم مي بينيم. بنابراين در ابتدا نقطه عطف واقعه و سپس روايت آن را در نظر گرفته ام. با توجه به اينكه شما درآثارتان از سطح، حجم و فرم كه از عناصر هنر آبستره بيشترين هستند، استفاده را كرده ايد، آيا با شيوه آبستره وانتزاعي مي توان به بيان مفاهيم؟ عاشوراپرداخت ما در همه آثاري كه ارائه مي دهيم، نبايد فراموش كنيم كه كار نقاشي و آكادميك مقرارت خود، و دستورالعمل هايي دارد. نبايد فراموش كنيم اولين چيزي كه توازن تابلو را برقرارمي كند، تركيببندي وكمپوزيسيون است. تركيببندي وكمپوزيسيون هر كدام يك اصل محسوب هر مي شوند، چند امكان دارد با يكديگر درارتباط باشند. نقاش اگر از اين دو اصل در اثرش عدول كند، هرچند هم كاري زيبا باشد، اثر درستي ارائه نكرده است. در نگاه كار آكادميك، اصول تركيببندي، نور و رنگ بايد رعايت شوند. در غير اين صورت، اثر نقاش، ثبات و تعريفي نخواهد داشت وبه كارهاي قهوه خانه اي شباهت پيدا مي كند كه نقال وقتي مي خواست قصه اي را تعريف كند به طرف آن نقاشي ها مي رفت و در كنار آنها صحبت مي كرد. در اين آثار، اينكه اصلا آناتومي رعايت شود يا نه، مهم نبود. من در اين آثار سعي كرده ام، تلفيقي از كار مدرن و سنتي انجام دهم تا هم به بيان قصه بپردازم و هم رنگ و فرم و ديگر عناصر را نشان دهم. در آثارتان استفاده از نمادهايي كه مكرر به كار گرفته شده اند و رايج هستند ديده مي شود. علت آن؟ چيست من فكر مي كنم اين نمادها چنانچه واقعيت هم نداشته باشند، بايد در اثر رعايت و استفاده شوند. اينها چيزهايي است كه گاهي آدم بايد به آنها حتي برسد بعضي ازاين نمادها كه ممكن است نوعي خشونت داشته باشند، لطافتي هم در آنها ديده مي شود كه من سعي كرده ام با استفاده از برخي رنگها، اين لطافت را نشان دهم. قصدم از بكارگيري اين نمادها، تاثيرگذاري بر روي بيننده است. فكر مي كنم مانند تذكر دادن است وبايد آن را در چند نوبت اعلام كرد. از طرفي هدف از ارائه اينگونه آثار، فروش و يا خوشايند مشتري نيست، بلكه منظور اين است كه تاريخ را ورق علاوه بزنيم بر اين نيز، كار نقاشي با كار گرافيك متفاوت همانطور است كه مي دانيم كار گرافيك، سفارشي است و مشتري خاص خود را طلب مي كند. در حالي كه نقاش، وقايع نگار نيز مي تواند باشد و سعي دارد جلوتر از جامعه حركت كرده وپيام مي دهد. بطور كلي براي نشان دادن فلسفه شهادت در هنر تجسمي، هنرمند چه نكاتي را در نظر؟ مي گيرد هر كدام از شاخه هاي هنر اعم از سينما، موسيقي، تئاتر و بقيه هنرها، براي توصيف موضوع شهادت، از موادو ابزار ويژه خود استفاده مي كنند. در نقاشي، فضا متفاوت است و بستگي دارد به وقايعي كه با تاريخ هماهنگ است. شايد اگر موضوع شهادت مطرح شود، با ترسيم قطره اي در كوير، حس تماشاچي مذهبي شيعه را به سمت عاشورا و شهادت امام حسين (ع ) بكشاند. حتي بيننده با ديدن چنين نقشي ممكن است لب خود را تر كند و يا با دعايي از اعماق دل بر اباعبدالله سلام بفرستد، در نقاشي، كنتراست رنگها و فرم، حس شهادت طلبي را نشان مي دهد و براي نشان دادن هيجان كه اوج كار براي تصوير اينگونه موضوعات است، رنگ قرمز نقش عمده اي چنانچه دارد در آثاررافائل وداوينچي نيز نگاه كنيم، در مي يابيم كه آنها نيز رنگ قرمز را براي نشان دادن مسئله قيام بكار برده اند، هر چند كه فرهنگ هايمان متفاوت است ولي براي رساندن مفهوم حق طلبي و حق جويي درا ين زمينه اشتراك نظر وجود دارد. چرا در آثارتان، به نوعي موضوع جنگ تحميلي را نيز بيان؟ كرده ايد جنگي كه بر ما تحميل شد، جنگ ميان حق و باطل بود و سالار شهيدان به ما آموخت كه بايد ازحق دفاع چه كرد بسا كشته شويم كه آن نيز افتخاري است براي مامسلمانان كه شهيد ناميده مي شويم. وظيفه همه هنرمندان مسلمان است كه در همه زمينه هاچه شعر، موسيقي، تئاتر، سينمااجازه ندهند كه آن جان فشاني هافراموش شود. من نيز سعي بر آن داشته ام كه همواره رابطه عاشوراو جبهه دفاع مقدس را ازموضوعات اصلي كار خود بدانم وبه نوعي در تابلوهايم آن رانشان دهم. ناگفته هاي جنگ بسيارند كه به عقيده من بايد بعد از جنگ به آن پرداخت. اين نوع حماسه ها نيز بايد به نوعي بازگو و به نسل آينده خاطرنشان شوند.