Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770219-41270S1

Date of Document: 1998-05-09

جرس فرياد مي دارد كه بربنديد محمل ها مرا در منزل جانان چه امن عيش چون هردم جرس فرياد مي دارد كه بربنديدمحملها روي سخنم با شماست، با شما كه ايراني هستيد و به مليت و ملت خود مباهات مي كنيد، و من نيز به جوانان مرز و بوم خود افتخار مي كنم. هم آناني كه با تيزبيني، درايت وحسن انتخاب خود ثابت كردند كه درعرصه سياست مي توان مانند ديگرعرصه ها ( هنر، علم، ورزش... ) همچنان پرتلاش و فهيم بود. جواناني كه درس هاي دوران كودكي و نوجواني را به شوق ورود به دانشگاه پشت سرگذارده اند و البته گذراندن سطوح مختلف دانشگاهي را به شوق ورود به بازار و جامعه كار. آناني كه شبهاي بيداري و امتحان را به اميد ساختن فردايي بهتر وعاملي موثرتر در جامعه به صبح رساندند، و گاه و بيگاه در ذهن خلاق و پوياي خود مديري لايق و كارآمد شدن را به تصوير كشيده اند و بازهم شايد براي رسيدن به اين آرزو، مديري مدبر را الگوسازي ولي كرده اند آيا بهتر نيست در اين مورد (يعني آرزوي بعضي از جوانان براي احراز مقام شامخ مديريت ) بيشتر تامل و انديشه؟ نمود! چون ممكن است آرزوي اين عزيزان واميدهاي آينده كشور و عاملان سازنده فردايي روشن تر براي ايران، خداي ناكرده از نوع اميال شيطاني باشد! جوانان كه بايد همواره پند پيران را حلقه گوش خود نمايند و به آن تاسي جويند لازم است اقوال قدما را كه فرموده اند: كسي فردا را نديده است فراموش نفرمايند. چون امكان دارد زماني فرا رسد (ياشايد اكنون هم فرا رسيده است ) كه به علت آشفتگي جامعه سياسي ناگهان مديري دلسوز را واقعا دل سوز كنندو او را بدون بزه، بزهكار نامند وبدون جرم، مجرم. در اينصورت بعيدنيست كه مديريت نزد جوانان عزيزمنزلت خود را از دست بدهد چرا كه: دست در حلقه آن زلف دو تانتوان كرد تكيه بر عهد تو و باد صبا نتوان كرد در اين شرايط اگر به اصطلاح تهاجم فرهنگي بيش از پيش شديدتر شده و جوانان ما درس و كتاب را رها كرده و غبطه سالهايي را بخورند كه درپشت ميز و نيمكت در آرزوي تصدي شغل مديريت گذرانده اند و ازدرس هايي كه خوانده اند و زحمت هايي كه در اين راه كشيده اند نمي توان استفاده غير سوء كرد!! نبايد تعجبنمود چرا كه شايد او معتقد است: شب تاريك و بيم موج و گردابي چنين هايل كجا دانند حال ما سبكباران ساحل ها كتايون دبيري - شيراز