Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770219-41264S2

Date of Document: 1998-05-09

ديدار رهبر انقلاب اسلامي با گروهي از جوانان به مناسبت روز جوان (بخش چهارم ) o ما در مسايل اجتماعي و سياسي، بعضا موضع گيري هايي افراطي وتفريطي مشاهده مي كنيم كه ضررهايي را هم درپي دارد. رهنمود جنابعالي براي جوانان در اين خصوص؟ چيست از اختلاف سليقه خيلي نبايد ترسيد. اختلاف سليقه چيز بدي نيست و اشكالي هم ندارد كه حالا كه مثلا دو سليقه سياسي وجود دارد، يك جوان به اين سليقه معتقد باشد، ديگري به آن آن سليقه چيزي كه مضر است، اقدام بي فكر و بي مطالعه و تصميم گيري هاي سريع و جوشي شدن و بي مطالعه كاركردن است. من جوانان عزيز را از اين حالت بر حذر مي دارم. لزوما جواني، به معناي سرعت تصميم گيري نيست. البته جواني، به معناي بي باكي در اقدام هست، به معناي اين هست كه انسان خيلي دچار پيچ و خم هاي كاري كه مي خواهد انجام گردد نشود، اما به معناي جوشي شدن، اقدام بي رويه كردن و اقدام نسنجيده كردن نيست. جوان مي تواند نسنجيده كاري مي تواند كند، هم سنجيده كاري كند، يعني كاملا با فكر و با تامل كار كند اگراين خصوصيت يعني خصوصيت تامل وانديشمندي و مطالعه و حق جويي وجود داشته باشد - كه همه اينها خصوصياتي است كه كاملا در جوان مي تواند باشد، بعضيش هم مثل حق جويي اصلا جزو خصوصيات جوانان است - اختلاف سليقه هيچ مانعي ندارد و موجب گمراهي نخواهد شد حداقل ضررهاي عمده پيدا نخواهد شد. حالت نفي غير - اين كه انسان در مسايل اجتماعي، موضعي را اتخاذ كند و بگويد صد درصد اين است و جز اين نيست - درست نيست اين حالت خوبي نيست البته در بعضي از اصول عقايد بايد همين گونه بود يعني بايستي با فكردنبالش رفت و در يك نقطه ثابت و مستحكم ايستاد و قاطع گفت اين است وجز اين نيست در اين جااين است و جز اين نيست بد نيست خوب است امادر مسايل اجتماعي در مسايل سياسي در برخوردهاي گوناگون اجتماعي اين است و جز اين نيست درست نيست به نظر من، انسان بايستي نظرات طرف مقابل راتحمل كند، و در مورد ترتيب اثر بر فكر و نظر خودش سنجيده كاري رامعيار و ملاك كار خويش قرار بدهد اگر اين باشد به نظر من هيچ مشكلي وجودنخواهد داشت. o در طول فعاليت هايي كه تاكنون داشته ايد تا چه اندازه به جوانان مسئوليت داده ايد و چه تجربه اي از اين كار داريد! به نظر شما مسئوليت جوانان نسبت به اعتلاي علمي كشور چيست! از اوايل انقلاب، در كارهايي كه دراختيار من بوده به جوانان مسئوليت مي دادم هم در نيروهاي مسلح هم در كارهاي دولتي هم در دوران رياست جمهوري و تجربه من اين است كه اگر ما به جوان اعتماد كنيم - آن جواني كه شايسته دانستيم به او مسئوليت بدهيم و صلاحيتش را داشت نه هر جواني و هرمسئوليتي - از غير جوان هم بهتر و مسئولانه تر كار را انجام مي دهد هم سريعتر پيش مي برد هم كار را تازه تر و همراه با ابتكار بيشتري به ماتحويل خواهد داد يعني روند پيشرفت در كار حفظ مي شود برخلاف غير جوان كه ممكن است كار را بالفعل خوب انجام بدهد اما روند پيشرفت در آن متوقف خواهد شد غالبا اين گونه است. آن وقت كه ما در شوراي انقلاب بوديم نسبت به همين موضوع به ما و دوستان ديگري كه در آن شورا بوديم اعتراض مي شد افراد مسني - عمدتا شصت ساله، هفتاد ساله هفتاد و پنج ساله - هم در آن شورا بودند كه خيلي عقيده به جوانان نداشتند و مي گفتند چرا شما به جوانان رو مي دهيد و اينها رابي خود وارد كارهاي عمده مي كنيد!! اينها دوست نمي داشتند كه به جوانان خيلي ميدان داده بشود البته دوست مي داشتند كه جوانان از آنها اطاعت كنند ودنبالشان راه بروند مي گفتند آنها جوانند ما پيريم بايد دنبال ما بيايندخيلي حاضر نبودند به جوانان اعتماد بكنند ولي ما اعتماد مي كرديم و جوابآنها را هم در واقع با تجربه عملي اي كه مي ديدند خوب كار انجام مي گيردو پيشرفت مي كند مي داديم و داده مي شد. در بخش ديگري از سئوالتان به اعتلاي علمي كشور اشاره كرديد ببينيد دوره جواني دوره توانايي است. اين توانايي در چه چيزهايي بايد به؟ كاربرود به اعتقاد من بايد عمدتا درتحصيل علم در ايجاد صفاي نفس و روحيه تقوا در خود و ايجاد نيروي جسماني در خود - كه ورزش باشد - به كار رود. اين سه مورد عمده است يعني اگر در يك جمله كوتاه از من بپرسند كه شمااز جوان چه مي خواهيد به او خواهم گفت تحصيل، تهذيب و ورزش. من فكر مي كنم كه جوانان بايد اين سه خصوصيت را دنبال كنند. تحصيل اعم از تحقيق و كارهاي علمي هم است چون اين نيرو در جوانان هست بايستي در كار تحصيل علم خيلي تلاش كنند امروزه آن طور كه شنيده ام در دانشگاه ها جوانان خيلي گرده زير بار كار علمي سخت نمي دهند اين چيزخيلي خوبي نيست چه طور ما به جواني كه تحصيل علم نمي كند دوره دبيرستان را متوقف گذاشته و به دانشكده نمي رود توصيه مي كنيم كه برو درس بخوان اما به آن دانشجويي كه در دانشگاه كار علمي سخت نمي كند توصيه نكنيم كه كار علمي بكن! واقعا بيايد دانشگاه چه بكند! بايد به دانشگاه بيايد كه علم پيشرفت بكند به نظرم مي رسد كه جوانان بايستي در كار تحصيل علم حقيقتا از نيروي جوانيشان مايه بگذارند. آن سوالي كه شما مطرح كرديد: آيا فاصله ما و كشورهاي پيشرفته پرشدني است يا نه! من اعتقادم اين است كه بله كاملا پرشدني است البته ممكن است از همان راهي كه آنها رفته اند ما نتوانيم برويم پركنيم اما راه هاي ميان بر در دنيا الي ماشاالله وجود دارد اين طبيعت آفرينش را كه خدا به وجود آورده ما درست نشناخته ايم هزاران راه وجود دارد يك راه همان راهي است كه اين تمدن صنعتي كنوني دنبالش رفته و پس از هر قدمي قدم بعدي را به دنبال آورده است ما چرا نااميد باشيم از اين كه دريچه جديدي بازگردد و يك كشف تازه در دنيا بشود! يك روز الكتريسيته كشف نشده بود يعني در دنيا وجود داشت اما آن را نمي شناختند ناگهان شناختند و به دست آمد. بله نيروي بخار را شناختند قبل از آن آتش را نمي شناختند اما بعد شناختندچرا ما نااميد باشيم از اين كه مي توان در اين دنيا چيز ناشناخته اي رامجددا شناخت كما اين كه هر روز چيزهاي ناشناخته اي دارد شناخته مي شود مابايد در اين قسمت كار بكنيم و به راهي برسيم كه آن راه ما را به پيشرفت هاي علمي سريع كاملا مجهز كند علاجش هم فقط به اين است كه جوانان بخصوص جواناني كه اهل علم و تحصيل و تحقيق هستند به كار سخت بپردازند. هر كاري هم بخواهيد بكنيد در دوران جواني مي شود كرد يعني در هر سه زمينه - هم در زمينه علمي هم در زمينه تهذيب نفس هم در زمينه ورزش -بايد در جواني كار كنيد البته همه مي دانند كه در دوره پيري ورزش اين قدر تاثيري كه در دوره جواني دارد ندارد اما غالبا تهذيب نفس را نمي دانند خيال مي كنند انسان بايد بماند پير كه شد عبادت و تهذيب نفس درحالي كند، كه آن وقت تهذيب نفس مشكل است و گاهي محال است در دوره پيري تهذيبنفس سخت است اما در دوره شما - در دوره جواني - تهذيب نفس خيلي آسان است به هر حال جوانان اين سه كار را بايد جدي بگيرند. ادامه دارد