Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770215-41258S1

Date of Document: 1998-05-05

تعزيه، نمادي از ذوق و هنر ايراني گفت وگو با دكتر عنايت الله شهيدي استاد فلسفه وپژوهشگر تعزيه و نمايش هاي مذهبي (بخش نخست ) تعزيه هنر مركبي است كه به تمايلات گوناگون آدمي پاسخ مي دهد جستارگشايي: وجوه عام و فراگير نمايش تعزيه و تكيه و تاكيد آن بر عظيم ترين حادثه تاريخ شيعه و اسلام - شهادت حضرت امام حسين (ع )- موجب شده است تا از يك سو آميختگي قريبي بين تعزيه و علاقه مندان به اهل بيت عصمت و طهارت برقرار شود و از سوي ديگر به ظهور و بروز گونه اي نمايش بينجامد كه برخلاف ساير نمايشها، تماشاگر نيز از اركان اصلي آن به شمار آيد. تعزيه به گفته اكثر كارشناسان بنام و صاحبآوازه تئاتر غرب حاصل هوش فراوان و سرشار ايرانيان درتلفيق آيين ها و مراسم با معتقدات مذهبي است كه درآن ضمن حفظ جنبه سرگرم كنندگي و نمايشي، آموزه هاي اخلاقي ديني فراواني به چشم مي خورد. درباره تعزيه با توجه به اهميت و گستردگي آن، گرچه كتابها و مقالات زيادي نوشته شده است اما جاي يك تحقيق جدي و قابل اعتنا كه بر مستندات و برداشتهاي تاريخي و عقلي متكي باشد همچنان خالي است، تاسف آورتر از اين امر فقدان يك نسخه اصل و انتقادي از مجلس هاي مختلف تعزيه است، كه سبب شده تا نسخه هاي پيراسته اي كه اوج ادبيات تعزيه است و تاثيري عظيم بر رشد ادبيات دوره مشروطه داشته، اندك اندك به فراموشي سپرده شود. دكتر عنايت الله شهيدي استاد فلسفه دانشگاه تهران كه در زمره تعزيه شناسان بنام اين مرزوبوم قرار از دارد حدود 7 سال قبل دست به كار گردآوري و تنظيم يادداشتهاي پراكنده حاصل از 50 سال تحقيق و تتبع خود در اين امر شد كه نتيجه آن كتابي است در دو جلد و با بيش از 1000 صفحه كه به شكلي اصولي و علمي تمامي مباحث مربوط به تعزيه را از زواياي گوناگون تاريخي، فرهنگي، هنري، اجتماعي و... مورد بازكاوي ژرف و عميق قرار داده است و مي تواند به عنوان منبعي تاثيرگذار در توجه جدي به اين هنر مظلوم مورد استفاده قرار بگيرد. اين كتابپژوهشي در تعزيه وتعزيه خواني تهران نام دارد كه مراحل پاياني چاپ خودرا مي گذراند و تا چندي ديگر از سوي دفتر پژوهشهاي فرهنگي منتشر خواهد شد. ضمن سپاس از استاد كه فرصت اين گفت وگوي طولاني را به سرويس معارف روزنامه همشهري دادند، توجه شما خوانندگان عالي مقام را به بخش نخست اين مصاحبه جلب مي نماييم. سرويس معارف همشهري: قبل از ورود به بحث اصلي بهتر است براي خوانندگان بيان كنيد كه با توجه به تخصص شما در فلسفه و تدريس در دانشگاه تهران چگونه به كار و پژوهش در زمينه تعزيه علاقه مند؟ شديد استاد شهيدي: قبل از انقلاب در شيرازهمايشي درباره تعزيه برگزار شد كه عده زيادي ازفرهنگ شناسان ايراني و غيرايراني در آن حاضر شدند و به ارائه مقاله و سخنراني پرداختند. بنده نيز گرچه اهل نمايش نبودم، اما اطلاعات و مشهوداتي گسترده درباره تعزيه داشتم و به صورت داوطلبانه مقاله اي با عنوان دگرگوني و تحول در ادبيات و موسيقي تعزيه به آنجا دادم كه با استقبال روبه رو شد. مقاله بنده، همراه ديگر نوشته ها، بعدها توسط آقاي چالكوفسكي (كه از تعزيه شناسان بزرگ غرب به شمارمي رود ) به انگليسي برگردانده شد. كه بعدها هم فردي اين كتاب را ترجمه كرد!! كه متاسفانه ترجمه چندان مناسبي هم نبود. رفتن من به اين گردهمايي يك كار ذوقي بود و قصدادامه آن را نداشتم. زيرا، از دوران كودكي درمناطقي كه تعزيه هاي خوب اجرا مي شد، حضور مي يافتم. تعزيه اساسا هنر مركبي است كه به تمايلات گوناگون آدمي پاسخ مي دهد. ما بچه بوديم و بازيهاي گوناگون، تمايلات ما راارضاء تعزيه مي كرد چنين خصلتي داشت; شما درتعزيه بازي، خنده، گريه، نمايش، زد و خورد و انواع واقسام كارهايي كه موجب جلب توجه و نگه داشتن بچه هابراي تماشا مي شود را شاهد هستيد. اين امر سبب شد كه از بچگي به اين سمت كشيده شوم. اين توجه چنان بود كه حتي بعضي از اشعار مجالس تعزيه را يادداشت مي كردم. بالاخره همين علاقه و شوق باعث شد تا بسياري از ملوديهاي اصيل و اشعار فخيم و درست كه از سوي بهترين تعزيه خوانان اجرا مي شد، به تدريج در ذهنم نقش ببندد. بعد از شركت در اين گردهمايي مي خواستم دنبال كارهاي تخصصي خودم - فلسفه - بروم. همشهري: باني و برگزاركننده اين گردهمايي چه سازماني ؟ بود استاد شهيدي: سازمان راديو تلويزيون آن زمان شعبه اي داشت به نام تحقيق در هنرهاي سنتي كه از تمامي افراد دعوت شده بود و از جمله همين آقاي چالكوفسكي هم حضور پس داشتند از ارائه مقاله، دوستان و حاضران بنده را تشويق و ترغيب كردند و گفتند اين كار را ادامه بدهيد، چون در آن سخنراني نكته هاي مجهول زيادي باقي ماند. يادم مي آيد كه اغلب سوالاتي كه حاضران مطرح مي كردند بدون پاسخ ماند. مثلا بين مرحوم دكتر محجوب كه چندي پيش درگذشتندو آقاي دكتر ممنون كه استاد تئاتر بودند بحثي درباره پيشينه تعزيه درگرفته بود كه آقاي محجوب به وارداتي بودن تعزيه معتقد بودند ولي آقاي ممنون عكس اين نظر را داشتند. شب بعد از سمينار هم به نزد بنده آمدند و سوالاتي در اين باره كردند و يادداشت برداشتند. در آن بحث و مناظره معلوم نشد كه نظر كدام درست است. من همه اين موارد را يادداشت كردم كه بعدها روي آن تحقيق كنم. متاسفانه بعد از چاپ كتاب كه توسط آقاي فرخ غفاري و آقاي چالكوفسكي به انجام رسيد، مباحث و پرسش و پاسخها، در آن كتاب آورده نشد طبعا همين امر از جامعيت كتاب كم كرد. در همين زمان علاوه بر آقاي چالكوفسكي، دوستاني چون دكتر جلال ستاري و ديگران، پيشنهاد كردند كه: اين موارد كه شما در سينه و خاطرتان ثبت شده اگر از بين برود حيف است، در حالي كه نوشته ها و مطالب درباره فلان مسئله فلسفي بسيار است و هر زمان مي توان به سراغ آنها رفت. در ضمن يكي از آنها گفت كه: من چند سال قبل لحن يك شعر در تعزيه را از شما پرسيده بودم كه هم اكنون در يادتان نيست و نشان مي دهد كه هرچه زمان به جلو برود اين سرمايه ها بيشتر از بين مي روند و حيف مسلما است بهتر است شما به جاي فلسفه به اين كار بپردازيد. بنده از همان زمان از داشته ها، شنيده ها و خوانده ها يادداشتهايي تهيه كردم تا اينكه چند سال قبل يكي از دوستان در دفتر پژوهشهاي فرهنگي كه ظاهرا وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي است، گفتند كه در حال تهيه كتابي درباره تعزيه هستند و از بنده دعوت كردند تا اين مسئوليت را برعهده بگيرم. ابتداقراردادي نوشتيم و قرار شد كه بنده كتابي در 250 صفحه با موضوع تعزيه خواني در دوره قاجار بنويسم و يك سال هم وقت براي انجام اين كار اختصاص دهند. بعد از مدتي طرح عوض شد. در طرح جديد تمام ابعاد تعزيه از جنبه هاي ادبي و موسيقي و تاريخ و نمايش و... مورد توجه قرار گرفته بود. بنده گفتم كه اين كاري نيست كه بتوان يك ساله انجام داد. اگر بخواهيم كاري ماندگار درباره تعزيه انجام بشود، نيازمند كاري عميقتر و فرصتي فراتر ازاين است. همشهري، كارهاي نوشتاري درباره تعزيه كه تاكنون انجام گرفته را چگونه؟ مي بينيد استاد شهيدي: البته كتاب زيادي درباره تعزيه نوشته شده و بنده هم قصد ندارم كار دوستاني را كه در اين راه پيشگام شدند كوچك بشمارم. فضل تقدم آنها مقبول است و بايد اذعان كرد كه اين گروه، (يعني آقاي بيضايي و ديگران ) پيشگام بوده اند. اما اگر بخواهيم كاري كنيم كه مرجع و ماخذي براي نسل آينده باشد، پژوهشي همه جانبه تر در پرتو زماني طولاني تر را مي طلبد. متاسفانه بنده به جاي آنكه، قرارداد تازه اي بنويسم و حدود كار خودم و نيز ويرايشگر را معين كنم، سهل انگاري كردم و با توجه به اعتماد و حسن نيتي كه به دوستان داشتم اين كار را نكردم. به هر حال، اين كتاب به دليل بيماري و نيز تغييرات گريزناپذير و كاست و افزودي كه برسر آن آمد هنوز چاپ نشده - البته ظاهرا اخيرا مراحل چاپ را مي گذراند - اما كتاب به دو جلد رسيد و نزديك به 1000 صفحه شد كه 13 بخش دارد و تمامي فصول برحسب موضوع و محورهاي خاصي دسته بندي، تنظيم و تبويب شدند. بخشهاي مختلف اين اثر عبارتند از بخش اول: پيشينه تعزيه، بخش دوم: روند كلي تعزيه در ايران، بخش سوم: تعزيه در دوره قاجار كه تا همين اواخر را دربرمي گيرد. تك تك اين نوشته ها به همراه يادداشت و با ارجاع به اسناد معتبر است، تاكساني كه مي خواهند مطالعات بيشتري بكنند، راحت تر بتوانند به اسناد دسترسي بيابند. بخش چهارم به گونه ها و شكلهاي مختلف تعزيه، پرداخته و بخش پنجم: به منابع ادبي و نمايشي تعزيه اختصاص دارد و بخش ششم: آنگونه كه در حافظه ام است، مجالس مشهور تعزيه با توضيح مختصر درباره موضوع و داستان و شكل اجرايي آن، و بخش هفتم: رخت و لباس، بخش هشتم: شيوه هاي اجرايي تعزيه، بخشهاي نهم تا سيزدهم نيز به منابع ادبي و موسيقي و ضربالمثلها و شرح حال تعزيه خوانهاي معروف اختصاص دارد. البته در فكر تهيه بخش چهاردهم با عنوان مباني فلسفي و اجتماعي تعزيه بودم كه به نظر من مهمترين بخش كتاب مي توانست باشد كه به علت بيماري قادر به تدوين اين بخش نشدم. اميدوارم كه خداوند توفيق بدهد تا در چاپهاي بعدي اين بخش را به كتاب اضافه كنم. همشهري: بحث مباني فلسفي - اجتماعي تعزيه بر چه محورهايي استوار؟ بود استاد شهيدي: در تعزيه چه به لحاظنمايشي و چه به جهت استفاده از متن بعضي از مفاهيم فلسفي و اجتماعي وجود دارد. به طور مثال، در تعزيه هم زمان عيني است هم زمان ذهني و هم زمان بين اين مكان دو نيز چنين وضعيتي دارد. شما در تعزيه شهادت امام ملاحظه مي فرماييد كه امام در عين اينكه در ميدان جنگ مشغول نبرد است، سلطان قيس هندي در جنگلهاي هند گرفتار شير مي شود و نام امام را بر زبان مي آورد. شما مي دانيد كه در فلسفه شيعه - به خصوص بعد از ملاصدرا - سه مادي زمان عيني، و زمان مثل ياعالم عقل مطرح بود. گرچه به لحاظ فرهنگ عامه اين مسائل در سطح علمي وجود نداشت و آن تعزيه خوان به لحاظ علمي ازاين مسائل آگاهي نداشت، اما چون اعتقاد شيعي داشتند، در تفكر و نهايت نوشتن وپرداخت صحنه هاي تعزيه تاثير غير مستقيم گذاشت. مسائلي از اين دست در تعزيه بسيار زياد است كه اميدوارم بتوانم در فرصتي مناسب آنها را تدوين كنم. همشهري: اجازه بدهيد كه به سراغ مبحث اصلي رفته و از شما بپرسيم كه تعزيه چه تاثيري در ارتقاء فرهنگ شيعه و به خصوص ايرانيان داشته؟ است استاد شهيدي: تعزيه با تمامي عيب و نقصهايي كه برايش شمرده اند، در فرهنگ و اعتقادات شيعه جايگاه والايي داشته البته است سازمان معيني مثل مركز كنوني نمايش كشور آن را اداره بلكه نمي كرد هم نمايش بوده، هم آيين و هم با گرايشات مذهبي مردم پيوند خورده بود. بنابراين از يك روستايي ساده گرفته تا تعزيه گردانان تكيه دولت ناصرالدين شاه، تعزيه مي خواندند. چون سازماني نبوده كه اينها را مطابق با قواعد اداره بكند، به صورت خودجوش و از ميان مردم پيدا شدند. لذا نبايد انتظارداشت كه همه بي عيب و نقص باشند. بلكه بايد معايب و محاسن را در كنارهم ديد. در يك تقسيم بندي كلي مي توان به چند حسن و خدمتي كه تعزيه به فرهنگ اين جامعه ارائه كرده است اشاره كرد. اول اينكه; در ميان نمايشهايي كه سابقه آن به ايران قبل از اسلام نيز برمي گردد، تعزيه جاافتاده و سامان يافته ترين نوع نمايش ايراني است. همين مسئله نشان مي دهد كه ما از يك سابقه نمايشي منظم كه قدمت آن به اواخر دوران صفويه برمي گردد بهره مند بوده ايم. مي توانيم با استناد و استفاده از آن در غني سازي نمايش هايي با پيشينه و سنت خودمان بكوشيم. خدمت دوم; تاثيري است كه تعزيه برموسيقي ايراني داشته است. همان گونه كه استاد ابوالحسن صبا نيز در يكي از نوشته هايش گفت: اگر تعزيه نبودموسيقي ما از ياد مي رفت. همشهري: چرا موسيقي از ياد؟ مي رفت وچرا خود موسيقي نمي توانست خودش رانجات بدهد كه تعزيه به دادش رسيد وبه قول مرحوم صبا باعث حفظ موسيقي؟ شد استاد شهيدي: در زمان خلفاي عباسي موسيقي به دربار راه يافت و رواج و رونق نوعي موسيقي فرودين و نحيف را باعث شد كه همين امر علماي ديني را براي جلوگيري از انحراف و براي دفع ابتذال آن برانگيخت تا راي به حرمت آن دادند; كه در اين ميان نوع خاصي از موسيقي كه بنده از آن به موسيقي سالم و روح فزا ياد مي كنم نيز به خلوت رفت و بخصوص با روي كار آمدن صفويه، اين سخت گيري سرعت بيشتري به خود گرفت و از همان زمان بود كه موسيقي دانها براي حفظ ملودي موسيقي و نغمه ها و گوشه هاي مختلف ايراني، آن را وارد تعزيه كردند. اين موسيقي سنگين در دو جا حضور داشت. اول; در مكانهايي چون خانقاه و در ميان صوفيان و ديگر; در ميادين و تكاياي تعزيه. آهنگها سينه به سينه حفظ شدند و حتي بعضي از نغمه ها به واسطه تكامل تعزيه، از اين طريق به رديف موسيقي كشور راه يافت. مثل گوشه راك عبدالله كه مي گويند اول بار زماني كه عبدالله فرزند امام حسن (ع ) در دامان عمويش سيدالشهداء شهيد مي شود، خوانده مي شود. همشهري: همچنانكه مي گويند حضرت عباس چهارگاه وحضرت علي اكبر سه گاه مي خواند... استاد شهيدي: نه، اينها كلي گويي است و اصولا درتعزيه، دستگاه و مقام چندان كاربردي ندارد، بلكه اين گوشه ها هستند كه زياد به كار مي روند. به طورمثال در زمان فرياد و پرخاش و ندا، گوشه هاي نهيب عراق، و.. خوانده مي شود كه در موسيقي دستگاهي ايران، از جمله گوشه هاي اوج هر دستگاه به شمار مي رود. و يادر سوال و جوابها، از جملات و اشعار كوتاه استفاده مي شود. گفت وگو از: سيدابوالحسن مختاباد ادامه دارد