Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770215-41257S2

Date of Document: 1998-05-05

تضادهاي مذهبي و غير مذهبي در اسرائيل اشاره: با فرارسيدن پانزدهم ماه مي سال جاري ميلادي، پنجاه سال از تاسيس دولت اشغالگر فلسطين توسط صهيونيستها و با كمك استعمارگران خواهد گذشت. گفتار حاضر كه توسط كميته حمايت از انقلاب اسلامي مردم فلسطين تهيه و تدوين شده، برخي از تضادهاي مذهبي و غير مذهبي و نيز ساختار و ريشه اين اختلافات را مورد تامل و بازنگري قرار داده است كه از نظرتان مي گذرد. سرويس مقالات درگيري و تضاد ميان مذهبي ها و غير مذهبي هاي يهودي گرچه در محدوده مسائل اجتماعي چشم انداز جداگانه اي را به تصوير مي كشاند در عين حال در زمينه هاي سياسي بعضا علايمي از وحدت را مي توان ملاحظه نمود. در بين انواع تضاد در جامعه اسرائيل مثل تضاد ميان يهوديان شرقي و غربي و تضاد عربي يهودي، شكاف ميان مذهبي ها و غير مذهبي ها از همه ريشه دارتر و عميق تر است. اين اختلاف از اواسط قرن 18 شروع شد. هنگاميكه بخشي از يهوديان حصارهاي بسته زندگي حاشيه اي خود را رها كرده و در فرهنگ غير مذهبي و سرمايه اي اروپا وارد شدند و بخشي ديگر همچنان در محدوده فرهنگي اجتماعي خود باقي ماندند، جرقه اين جدايي زده شده. از داخل اين دو گرايش گروهها و جريانات ديگري زاده شد كه در طول زمان با يكديگر برخوردهايي نيز داشته اند. اختلاف ميان آنان نه برسر هويت مشترك بلكه در رابطه با عوامل تعيين كننده اين هويت بود. به دنبال تلاش جنبش صهيونيسم جهت ايجاد ارتباط ميان گرايشات مختلف يك سري موسسات يهودي در جامعه ايجاد شد كه در چهارچوب آن وظايف ديني مردم حفظ و در عين حال در سبك زندگي خصوصي افراد و تعليم و تربيت آن دخالت نشود. به مرور زمان در داخل جبهه مذهبي هاي يهودي گرايشهايي بوجود آمد كه گرچه در شيوه ها مختلف بودند اما به عنوان تقويت كننده يكديگر نيز عمل مي كردند. يك گرايش معتقد به انفصال و انزواي اجتماعي بود و براين اساس محله ها و تجمعات مسكوني و موسسات آموزشي و فعاليتهاي فرهنگي مستقلي را براي خود در نظر داشت. جريان ديگر معتقد بود براي تاثير گذاري بر جامعه غير مذهبي اسرائيل بايد مراكز قدرت سياسي را در اختيار گرفت و پس از آن ارزشهاي مذهبي را حاكم نمود. عده اي از تحليلگران معتقد به قدرتمندشدن جناحهاي مذهبي اسرائيل پس از جنگ ژوئن سال 1967 هستند چرا كه آنان پيروزي در اين جنگ را تحقق وعده الهي مبني بر اعاده سرزمين يهوديان تلقي مي كردند اما اعتقاد عمومي براين است كه دهه هشتاد مرحله ظهور قدرت مذهبيون است. از اواسط دهه هشتاد مذهبيها جهت تحميل عقايد خود شروع به ايجاد درگيري و زد وخورد نمودند و حريدي ها (دانشجويان و طلاب علوم ديني ) با شعار نابودي آگهي هاي تبليغاتي فاسد و مبتذل شروع به نابودي اين گونه آگهي نمودند. ادامه اين حركات در نيمه دوم سال 1996 به ايجاد جنگهاي خياباني منجر گرديد. از بعد از انتخابات دوره يازدهم كنيست اسرائيل به اين طرف همواره قدرت مذهبيون رو به افزايش بوده است. به طوريكه در انتخابات سال 1996 احزاب مذهبي به 23 كرسي دست يافتند. نقاط اختلاف بين مذهبي ها و غيرمذهبي ها - ماهيت و شاخصه اصلي دولت اسرائيل اختلاف نظر پيرامون نقش دين دراسرائيل يك اختلاف پيچيده و داراي ابعاد مختلف است. طبق نظرسنجي هاي انجام شده 52 درصد مردم اسرائيل خودرا غير مذهبي دانسته انددرصد 310 معتقدبه انجام آداب مذهبي %بوده اند 10 خودرا يهوديان مذهبي مي دانند %و 7 درصد نيز يهوديان ارتدوكس افراطي به نام حريديم هستند. بخش غير مذهبي جامعه نيز از نظرسياسي اجتماعي خود به چند دسته مذهبي ها تقسيم مي شود نيز به خاطر عواملي چون ايدئولوژي، نژاد و برنامه سياسي داراي تقسيمات قابل ملاحظه اي در داخل خودشان هستند از نظر ايدئولوژي افراطيون متعصب ( حريديم ) و انجام دهندگان فرائض يهودي و مذهبي هاي اسمي و ظاهري در جامعه وجود دارند. ريشه اختلاف نظرهاي يهوديان مذهبي وغير مذهبي به ماهيت دولت برمي گردد. و اينكه آيا دولت اسرائيل مي بايد يك دولت مبتني بر شريعت يهودي باشد يا يك دولت مبتني بر قوانين حقوقي و؟ غيره اين اختلاف اساسي شامل اختلافات جزئي تر مي گردد كه از آن جمله مي توان موارد ذيل را برشمرد: - قانون بازگشت و اينكه يهودي؟ كيست - قوانين مربوط به احوال شخصيه مثل ازدواج، يهودي شدن، طلاق و... - اختيارات دادگاه عالي كشور اسرائيل - آداب و مقررات مربوط به غذاهاي پاك و حلال - معاف كردن دختران و فارغ التحصيلان علوم ديني مدارس - حرام بودن كار و فعاليت در روزهاي عيد و شنبه - نوع آموزش در مدارس كشور (ديني ياغير ديني ) اين اختلافات باعث كاهش ارتباطاجتماعي ميان اين دو گروه شده در سال دانشگاه 1990 بار ايلان با انجام يك سري تحقيقات پيرامون اين مسئله به نتايج زير دست يافت. الف ) زندگي اجتماعي مذهبي ها و غيرمذهبي ها به صورت تقريبا جدا ازيكديگر جريان دارد. مثلا ممكن است در محيطي با يكديگر كار كنند اما به ندرت به منازل همديگر مي روند يا برخي محله هامذهبي نشين و برخي غير مذهبي نشين شده اند. ب ) جوانان مذهبي و غير مذهبي علاقمندبه ايجاد پيوند زناشويي با يكديگرنيستند و معمولا همسران خود را از هم تيپ هاي خود انتخاب مي كنند. به طوركلي هر گروه دوستان خود را از داخل گروه خود انتخاب مي كنند بويژه غير مذهبي ها. هر از چندي ظهور يك مسئله باعث تشديداختلافات ميان اين دو گروه شده و تضادبالا گرفته سپس پس از مدتي به خاموشي مي گرايد. مثلا افزايش نفوذ و قدرت اقليت مذهبي حريدي و افزايش نگراني گروه غير مذهبي از اين مسئله يكي از اين اختلافات است. و از طرفي تعداد اين طلاب مذهبي در حال افزايش است. و مسئله تنها درخواستهاي مردم (مبني بر اجبار اداي وظيفه ملي حريديم يعني سربازي ) نيست بلكه اصل مطلب در اين است كه اگر اين افراد وارد خدمت سربازي شوند و به سبك زندگي غيرمذهبي كه در ارتش است عادت كنند قطعا افسانه ها و خرافات رايج در ميان اين افراد پيرامون مسائل مختلف اجتماعي و از جمله دختر و پسرهاي غير مذهبي و مادي (كه در ارتش زياد هستند )نابود شده و در آنان تغييرات فرهنگي صورت مي پذيرد. همين افسانه ها وخرافات است كه به روساي حريديم خدمت مي كند و قداست مي بخشد. واضح است كه ايمان مذهبي در قلب حريديم ضعيف است كه مي ترسند در صورت اختلاطبا شيوه زندگي و مردم غير مذهبي جذب آن ارزشهاي غير مذهبي شده و تغيير فكر بدهند و به سمت تشكلهاي ديگر گرايش پيدا كنند و گرنه اگر غير از اين است چرا اين همه ترس و نگراني و چرا اين همه مخالفت؟ شديد به نفع حريديم است كه يك انزواي داوطلبانه در تمام زمينه ها ميان دنياي آنها با محيط پيرامون وجود داشته باشد چرا كه اين انزوا موجب يك كنترل و تسلط كامل بر منابع معلومات و اطلاعات اين گروه توسط رهبرانشان مي شود و نظرات و افكار و خيالات آنها بهتر تبلور مي يابد و كاناليزه مي شوند. جدايي كامل ميان بخش مذهبي و غير مذهبي جامعه سوءظن ها و بدبيني ها را رشد داده و اخيرا به صورت پرتاب سنگ به پليس رژيم صهيونيستي و عدم احترام به قربانيان ارتش و نهايتا تحقير و آتش زدن پرچم اسرائيل از جانب حريديم جلوه كرده است. نبرد بر سربيت المقدس و تل آويو از سال 1996 در بيت المقدس غربي ميان مذهبي ها و غير مذهبي ها نبردي در جريان است كه نام سمبليك آن درگيرهاي خيابان بار - ايلان مي باشد و هدف از اين نبرد سلطه يافتن يكي از دو طرف براين شهر مي باشد. گرچه در ابتدا حريدي ها نبرد را آغاز كردند. اما اين نبرد پيامدهاي منفي و مختلفي را در اقشار مذهبي و غير مذهبي اين شهر و خارج آن برجاي گذاشت و صحنه نبرد را بر همگان آشكار نمود و يكي از اين درگيريها در روز 12 نوامبر 1996 اتفاق افتاد و محوطه كنار ديوار توبه را به ميدان جنگ تبديل نمود. در اين روز 77 زن يهودي وابسته به گروه نشوت هكوتل به اين مكان آمده و به اداي نيايش پرداختند. اما چون صداي آنان در هنگام نيايش شنيده مي شد. خشم نمازگزاران حريدي را كه معتقد بودند صداي زن به منزله عورت است برانگيخت و شروع به ناسزا گفتن و زدن زنان كردند. معروفترين نبرد ميان مذهبي ها وغيرمذهبي ها در بيت المقدس به جريان خيابان بار - ايلان مربوط قضيه مي شود بدين صورت بود كه در روزهاي شنبه و اعياد مذهبي حريدي ها به صورت مكرر اين خيابان را به طوري كه مي بستند براثر شكايت شهروندان دادگاه عالي كشور كميته اي جهت اختلاف تشكيل داد، در زماني كه نبرد بر سر تسلط بيت المقدس (قسمت غربي شهر ) ادامه داشت، چشمان يهودي هاي افراطي متوجه تل آويو گرديد و در يك اقدام بي سابقه روز 4 دسامبر 1996 حدود 10 هزار حريدي به سمت تل آويو سرازير شدند و به منظور حفظ حرمت روزهاي شنبه در تل آويو و شهرهاي ديگر گردهمايي انبوهي را در اين شهر تشكيل داده و خواهان اخراج هر كسي كه حرمت اين روز را حفظ نمي كند ازكل سرزمين اسرائيل شدند. در هنگام برپايي گردهمايي صدها تظاهركننده از حزب ميرتص و شهروندان تل آويو در مقابل محل برگزاري گردهمايي تجمع نموده و خواهان جلوگيري از تبديل تل آويو به شهر كاملا مذهبي بني براك شده و فرياد مي زدند ما آمده ايم ابرهاي تيره را كنار بزنيم. حتي خود اعضاي پليس نيز هركدام در يك نقطه از اين طيف قرار دارند كه در يك سر آن مذهبيون افراطي و در سمت ديگر غير مذهبي هاي خالص مي باشند. يكي از مشكلات اساسي جامعه اسرائيل ناشي از تفاسير متعددي است كه يهوديان ارتدوكس و متعصب از طرفي و يهوديان غيرمذهبي ازطرف ديگر نسبت به دولت يهود قائل هستند. درحالي كه غيرمذهبي هاو معتدلين دولت يهود را در يك چهارچوب جهاني مي نگرند و آن را همچون دولت فرانسه براي فرانسوي ها و دولت ايتاليا براي ايتاليائيها برمي شمرند، يهوديان ارتدوكس معتقدند كه دولت يهود بايد تجسم و تبلور خواسته ها و اعتقاداتي باشد كه از شريعت يهود يا هالاخاه برمي خيزد و به همين علت يهوديان ارتدوكس در يك مبارزه مستمر براي سوق دادن اسرائيل و دولت آن به پيروي و انقياد هرچه بيشتر نسبت به هالاخاه قرار گرفته اند، اما غيرمذهبي هابازگشتن عرصه براي پيروي آزادانه ازمذهب آن هم در قالب يك نظام چندحزبي و خالي از سخت گيري را توصيه مي كنند. در ابتداي تشكيل دولت اسرائيل و با ميانجيگري جنبش صهيونيزم پيماني جهت تلفيق و آشتي 2 گروه به امضاء رسيد به نام الاتفاق الوضع الراهن كه براي يهوديان ارتدوكس افراطي پنج امتياز دربرداشت: الف: اعتراف به روز شنبه به عنوان روز تعطيل رسمي ب: طبخ غذاي حلال و مطابقت شريعت در موسسات دولتي و ارتش ج: ارتدوكس ها اجازه داشته باشند كه نظام آموزشي مستقل و جدا براي خود داشته و دولت از آن حمايت كند. د: دادگاههاي مذهبي متعلق به خاخامهاي ارتدوكس تمام مسائل مربوط به ازدواج را زيرنظرداشته و حل و فصل كنند. ه - - به رسميت شناختن دستگاه خاخامي ارتدوكس به عنوان تنها نهاد مذهبي مسئول و رسمي درجامعه. هر كدام از اين امتيازات به منزله يك بذر نفاق و اختلاف ميان مذهبي ها و غيرمذهبي هاگرديد. هرچه گروه مذهبي سعي درگسترش قلمرو 5 امتياز فوق داشتند برعكس گروه مقابل ( غيرمذهبي ) تلاش در جهت محدود كردن آنها داشتند. ادامه دارد