Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770215-41257S1

Date of Document: 1998-05-05

فرآيند اجتماعي شدن بخش پاياني مراحلي كه شرح داده شد در اكثر قريب به اتفاق اعضاي يك جامعه مشترك است. اما اين اعضا پس از مدرسه راه هاي مختلف را پيش مي گيرند. يا براي انجام خدمت سربازي وارد محيطهاي نظامي مي شوند، يا وارد عرصه كار وفعاليت مي شوند، يا به دانشگاه مي روند. محيطهاي دانشگاهها نظامي، و عرصه هاي كار از جمله محيطهايي هستند كه قابليت اعمال سياستهاي خاص در اين زمينه را دارند. محيطهاي نظامي كه اكثريت اعضاي ذكور يك جامعه بايدمدتي را در آن سپري كنند، دراين فرايند از اهميت خاصي برخوردارند. از آنجا كه اين قبيل محيطها شكل يك جامعه آرماني را به خود برنامه ريزي مي گيرند، در اين مورد نيز بايد بر پايه مطالعات روانشناختي و جامعه شناختي انجام گيرد. هر گونه قصور در اين مهم و اتخاذ سياست هاي نابجا مثلا گماردن افراد فاقد صلاحيت، سخت گيريهاي بي مورد و اعمال ديسيپلين هاي خشك و عدم توجه به ويژگي هاي روانشناختي انسان ها، افرادي منضبط و معتقد به آرمان هاي اجتماعي را تحويل اجتماع نمي دهد، بلكه نگرشي را در آنها تقويت مي كند كه به انحراف، جامعه ستيزي و فردگرايي و خودپرستي مفرط خواهد انجاميد. در اين مورد اقدامات فرهنگي - آموزشي در اين محيط حائز اهميت بسيار است. دانشگاه نيز به لحاظ جو فرهنگي غالب نقش عمده اي در اجتماعي شدن افراد بر عهده دارد، چراكه يكي از ويژگيهاي اصلي دانشجويان در بدو ورود اشتياق به آموختن است و در صورت عملكرد درست مسئولان، اجتماعي شدن نيز مي تواند در رديف مهمترين دانسته ها جاي گيرد و دانشجو به خوبي آن را پذيرا شود. علاوه بر برنامه هاي آموزشي معمول دانشگاه، فعاليتهاي فوق برنامه نيز مي تواند سهم بسزايي در اين مهم داشته باشد و اين جز با وجود يك بينش و نگرش جامع و صحيح در بين برنامه ريزان، كارگزاران و مسئولان دانشگاه ها و موسسات آموزش عالي ميسر نيست. محيط كار كه افراد بخشي از عمرخويش را در آن سپري مي كنندنيز در اين فرايند نقش برجسته اي بر عهده دارد. اهميت دادن به منابع انساني، فراهم آوردن شرايط رواني - اجتماعي مناسب و توجه به نيازهاي كاركنان در سطوح مختلف از سوي برنامه ريزان، كارگزاران، مديران و كارفرمايان آگاه و دلسوزمي تواند كمك موثري در تحقق مطلوب اين فرآيند باشد. سهم مجامع مذهبي، اتحاديه ها انجمن ها، و احزاب را در اين فرآيند نبايد از نظر دورداشت. اين نهادها قادرند با تكيه بر انديشه و ذهن آدمي بينش هاي سياسي، مذهبي و اجتماعي فرد را پرورش انسان هايي داده، اجتماعي كه با هدفي مشترك بنيان جامعه اي آرماني را مي گذارند را به جامعه عرضه كنند. رسانه هاي جمعي نيز كه امروزه جاي نديم و همدم انسان را گرفته اند، نيز مي توانندبه عنوان ابزاري كارا و موثردر بهسازي اين فرايند به خدمت گرفته اين شوند وسايل ارتباطي مي توانند با آموزش و هنجارها و ارزشهاي جامعه و جنبه هاي مختلف فرهنگ و ارائه الگوهاي متفاوت ايفاي نقش، ايفاگر نقش مهمي در اجتماعي شدن اعضاي جامعه در سطوح مختلف سني باشند. رسانه ها به لحاظ خصيصه ابزاري بودنشان بايد مورد توجه خاص صاحبنظران، برنامه ريزان و كارگزاران قرار گيرد. با مراجعه به بيوگرافي افراد مختلف مشاهده مي كنيم كه اكثريت آنها در مقاطع مختلف زندگي به درجات مختلف، به نوعي از انسان يا انسانهاي ديگر (دگري موثر ) متاثر بوده و خودآگاه يا ناخودآگاه از آنها الگو گرفته اند. قبل از گسترش رسانه ها اين الگو به افرادي كه در تماس مستقيم و مداوم با فرد بودند (افرادي همچون اعضاي خانواده، دوستان و مربيان ) محدود مي شد، اما امروزه رسانه ها با نفوذ در عميق ترين زواياي زندگي انسان مسئوليت مهمي بر دوش دارند كه گونه اي از آن در معرفي دگري يا به تعبيري الگو به مخاطب تجلي مي يابد. توجه به اين امر به لحاظ اهميتش در فرايند اجتماعي شدن نيز بايستي مورد توجه خاص برنامه ريزان و كارگزاران فرهنگي باشد. البته همه آنچه كه گفته شد به معناي تدارك ديگي همجوش كه در نهايت انسانهايي داراي آرزوها، نيازها، نگرش ها و حتي خيال هاي يكسان تحويل دهدنيست، بلكه هدف آن است كه با نظر صاحبنظران، انديشمندان و برنامه ريزان و همكاري كارگزاران و مسئولان بستري مناسب براي آموزش مهارت هاي زندگي فراهم آيد تا فرد بتواندنيازهاي خود را در سطوح مختلف به شيوه هاي معقول و مبتني برارزشها و هنجارهاي حاكم برجامعه بر طرف سازد كه البته نياز به رشد و شكوفايي و خلاقيت از اهم آنهاست. راه كارها در نهايت راه كارهايي را كه مي توان جهت بهسازي فرايند اجتماعي شدن در دو سطح كلان وخرد ارائه داد بدين قرارند: - در سطح كلان: - 1 توجه به مقوله فرهنگ به عنوان نظام مسلط كنش از طريق پژوهش، برنامه ريزي و كارگزاري فرهنگي. - 2 توجه به مقوله خصوصا آموزش فلسفه تربيتي به آموزش ويژه تربيت فرهنگي. - 3 توجه به امر كنترل به اجتماعي ويژه كنترل اجتماعي از طريق اقناع ( ). 13 - 4 تلاش در جهت فراهم آوردن شرايط يك جامعه آرماني در هر يك از محيطهاي اجتماعي كننده. - 5 ارتقاء دانش روانشناختي اعضاي جامعه (در رده هاي مختلف سني، تحصيلي و شغلي ). - در سطح خرد: - 1 توجيه مسئولين نهادهاي رسمي اي كه اجتماعي كردن افراد از وظايف اصلي آنهاست، نسبت به اهميت روند شكل گيري شخصيت فرد و نقش مهم اجتماعي شدن در آن و همچنين نقش مهم آنها در اين فرايند. - 2 توجيه مربيان ( اعضاي خانواده پرستاران معلمان اساتيد، فرماندهان نظامي، مديران، كارفرمايان و.. ) نسبت به اهميت روند شكل گيري شخصيت و نقش مهم اجتماعي شدن و همچنين نقش مهم آنها در اين فرايند (از طريق رسانه هاي گروهي، كتابها، جزوات آموزشي و همچنين برگزاري همايش ها، سخنراني ها و دوره هاي خاص و... ) - 3 معرفي الگوهاي مقبول ومناسب براي اعضاي جامعه خصوصا كودكان، نوجوانان وجوانان به شيوه هاي مختلف خصوصا از طريق رسانه هاي گروهي. پي نوشت ها: - 1 ساروخاني باقر ( مترجم )آلن بيرو (نويسنده ) فرهنگ علوم اجتماعي تهران: انتشارات كيهان 1370 ص. 363 - 2 همانجا ص. 363 - 3 زنجاني هما (مترجم )گي روشه ( نويسنده ) كنش اجتماعي مشهد: انتشارات آستان قدس رضوي 1367 ص. 57 - 4 پرهام باقر (مترجم ) هنري مندراس وژرژ گورويچ مباني جامعه شناسي تهران: انتشارات سيمرغ 1354 ص. 83 - 5 عليمحمد كاردان ( مترجم ) ژان استونزل ( نويسنده ) روانشناسي اجتماعي تهران: انتشارات دانشگاه تهران 1372 ص. 71 - 6 غلامعباس توسلي و رضا فاضل ( مترجمان ) بروس كوئن ( نويسنده ) مباني جامعه شناسي تهران: انتشارات ص سمت 1371 . 103 - 7 همانجا ص. 115 - 8 تنهايي ح. ا درآمدي بر نظريه هاي جامعه شناسي تهران: انتشارات مرنديز 1371 ص. 156 ـ 9رجوع شود به ماخذ شماره 5 ص - 100121 لازم به توضيح است كه اجتماعي شدن به معناي محدوديت فرد در قالبها و محدوديت هاي اجتماعي از پيش تعيين شده ونفي هرگونه عمل خودبخودي ونوآوري و خلاقيت بلكه اين نيست باصطلاح تطابق متضمن استفاده از حاشيه آزادي (بسته به نوع جوامع ) يا خودمختاري كه محيطقبول مي كند است. - 11 ثلاثي محسن ( مترجم ) جورج ريتزر ( نويسنده ) نظريه جامعه شناسي در دوران معاصرتهران: انتشارات علمي 1374 ص. 138 - 12 البته بايستي توجه داشت كه دچار جبرگرايي فرهنگي (Determinism Cultural) نشويم. - 13 بنا به تعريف آلن بيروكنترل اجتماعي مجموع وسايل و شيوه هايي است كه با استفاده از آنان يك گروه يا يك واحد اعضاي خود را به پذيرش رفتارها، هنجارها، قواعدي در سلوك و حتي آداب و رسومي منطبق با آنچه گروه مطلوب طلقي مي كند، سوق مي دهد. كنترل اجتماعي يكي از اشكال فشار اجتماعي است و به دو وجه متفاوت صورت پذير است: الف - از طريق اعمال اجبار اجتماعي ب - از طريق اقناع كنترل اجتماعي. از طريق اقناع بدين صورت است كه بر اساس آن افراد را به انجام رفتارهايي يكسان مجبور مي سازند و آنان را به پذيرش هنجارهاي رفتاري با تكيه بر آزادي و يا دست كم رعايت آن وادار مي سازند. وسايل مختلف اقناع عبارتند از: تبليغ، اعطاي پاداش و اعتبار و مناسب و مقامات، تمجاد واستعانت از ارزشهاي اخلاقي. (آلن بيرو). 348