Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770215-41253S3

Date of Document: 1998-05-05

روزهايي كه مردم به شهر خود بازمي گردند... فرهنگ مردم گذري بر مراسم عزاداري ماه محرم در ماسوله در غروب روز نهم محرم، درچند مرحله دسته هاي عزاداري درماسوله به راه مي افتد دسته ها به نوبت به مزار شهدا رفته و در آنجا با شور و شوقي بي نظير، سينه زني مي كنند اشاره: ماسوله در غربجنوبغربي فومن يكي ازشهرستان هاي استان گيلان واقع شده كه ازطرف شمال غرب به ماسال، از طرف غرب به از خلخال، جنوب به پشتكوه خمسه زنجان و از مشرق به فومن محدود مي شود. ميرظهيرالدين در كتاب تاريخ گيلان و ديلمستان چهاربار از موسله ياد مي كند. كه همين ماسوله امروز است و نام قديمي آن خورتاب بيشه البقر خاني، و ماسالار بوده است. ماسوله با عرض درجه 37جغرافيايي و 09 دقيقه و طول جغرافيايي 48 درجه و 59 دقيقه با ارتفاع 1080 متر از سطح دريا در شيبي تند بنا شده و سه طرف آن را كوه فرا گرفته است. بيشتر اهالي ماسوله درگذشته چموش دوز و يا آهنگربوده اند كه اوائل پائيز به نواحي شفت و فومن رفته و هفت ماه از سال را در آنجامي گذراندند و عده اي نيز قاطرداشته و در راه گيلان به زنجان بار حمل مي كرده اند. آنچه در پي مي آيد مطلبي است كه پيرامون چگونگي برپايي آئين هاي مردمي عزاداري سالار شهيدان حسين بن علي ( ع ) در شهرستان ماسوله تهيه شده است. ماسوله امروز ديگر آن ماسوله روزگار گذشته نيست. اهالي به مرور زمان به شهرهاي اطراف و تهران مهاجرت كرده اند. زناني كه شال يا پارچه پشمين براي چادرهاي ييلاق مي بافتند، دخترانشان امروز بابافتن وساختن عروسك هاي كاموايي كوچك و فروختن آن به مسافراني كه براي ديدار از ماسوله روزگار مي آيند، مي گذرانند. زبان مردم ماسوله، تالشي است و لهجه مردم، با اطراف كمي اختلاف دارد، ساكنان اين ناحيه شيعي مذهبند. ماسوله داراي چهار محله است; كش سر، ريحان خانه بر بر، و اسدمحله و هر محله مسجد و هيات عزاداري خاص خود را دارد. در كتاب گيلان رابينو آمده است: اهالي ماسوله روز دوم محرم را مسلما در دهكده خودهستند. اين درحالي است كه خودنگارنده اين نوشتار، در ايام محرم و يا زمان هاي ديگري از سال به جهت عكاسي و تحقيق مردم شناسي در ماسوله بوده ام، بارها اززبان اهالي شنيده ام كه مردم ماسوله هركجا كه باشند، حتماخود را به ماسوله رسانده و ده روز اول ماه محرم در ماسوله هستند و شخصا شاهد مراجعه اهالي در اين ايام بوده ام. باآمدن مردمان ماسوله كه به نقاطمختلف مهاجرت كرده اند، شوروشوقي در اهالي ايجاد همه مي شود آماده مي شوند تا مراسم محرم و عاشوراي حسيني را برپا دارند. روز پنجم محرم طشت گرداني انجام مي شود و آن اين است كه در سالها قبل شخصي به منظور كمك به افراد كم درامد و بي بضاعت اين كار راانجام مي داده كه به صورت يك رسم خانوادگي درآمده و توسطنوادگان وي ادامه يافته است. يك طشت معمولي بدون مشخصه خاصي كه تكه پارچه سياهي را بر كف آن گسترده اند، را برداشته و از محله كش سر به راه مي افتند. افراد و اهالي ماسوله هركدام باتوجه به درامدي كه دارند، براي رفع نياز مستمندان داخل طشت پول مي اندازند و در پايان بعداز عبور طشت از محله هاي ماسوله، طشت در حضور چند تن از معتمدين محله ها روي زمين گذاشته شده و پول ها شمرده مي شوند. سپس با توجه به نياز محرومين بين آنها تقسيم مي شود. در غروب روز ششم محرم (شبهفتم ) دسته هاي عزاداري هر محله به مسجد محله خود مي روند. در داخل مسجد جاي خاصي براي نگهداري علم وجود دارد. علم عبارتست از چوبي بلند به ارتفاع 4 الي 5 متر كه در قسمت بالاي آن پنجه اي فلزي تعبيه شده است. دسته هاي عزاداري، علم ها را برداشته و از چهار طرف ماسوله به سوي بقعه متبرك عون بن محمد حنفيه به راه مي افتند. عون بن محمدبن حنيفه بن علي عليه السلام، طبق شجره نامه موجود پسر محمد حنفيه پسر حضرت علي ( ع ) است. بناي بقعه قديمي و هشت ضلعي است و ديواره هاي داخل آن از سنگ مرمر و سقف به صورت طاق مدور است كه با گچ سفيدكاري شده است. وسط اتاق، ضريح چوبي مشبكي قرار دارد. قديمي ترين تاريخي كه از بقعه برمي آيد مربوط به سنگ قبري است به تاريخ 969 ه -. ق. كه بر بدنه ديوار بنا نصب است. (كتاب گيلان جلد اول ص 573 ابراهيم اصلاح عرباني ) مردم ضمن خواندن نوحه و عزاداري به كنار بقعه مي رسند، علم ها با پارچه هاي سياه و سبزرنگ درميان صلوات هاي پي درپي اهالي و فضايي سرشار از روحانيت پوشانده مي شوند، كه دراصطلاح علم بندي گفته مي شود. دسته هاي عزاداري بعد از علم بندي، علم ها را مجددا به مساجد برمي گردانند، و هر بار كه دسته اي از مسجد محله بيرون مي آيد علم مسجد خود را به همراه دارد. علم در جلوي دسته به وسيله عزاداري، افراد مختلف و به نوبت حمل مي شود. زماني كه علم از مقابل خانه اي مي گذرد، اهالي از روي پشت بام و يا پنجره خانه دست دراز كرده و به قسمت بالاي علم نذورات خود را مي بندند كه اغلب وجه نقد است، و بعدا به صندوق مسجد ريخته در مي شود روز هشتم، دسته هاي عزاداري به صورت پراكنده از محله هاي خود خارج شده و در كوچه ها و محله هاي ديگر ماسوله عزاداري مي كنند. بعداز مراجعه دسته عزاداري هر محله به مسجد محل خود رفته و دسته محله ديگر بيرون مي آيد و اين درحالي است كه در بقعه متبرك عون بن محمد حنفيه همچنان عزاداري برپاست. در غروب روز نهم محرم، در چند مرحله دسته هاي عزاداري در ماسوله به راه مي افتد. ابتدا هر كدام از دسته ها، به طور جداگانه در محله ها عزاداري كرده و در نهايت همه به طرف بقعه مي آيند. اين بار به نوبت، به مزار شهدا رفته و در آنجا با شور و شوقي بي نظير و با محبت تمام به اهل بيت، سينه زني مي كنند و بعداز سينه زني، به محله خود برگشته و همانجا مي مانند. در اين فاصله، هر كدام از اهالي كه شام نذري آماده كرده اند، پذيراي سينه زنان و زنجيرزنان مي شوند و تا ساعت دوازده شب، هيچ دسته اي بيرون نمي آيد. بعد از ساعت دوازده شب، در حالي كه تمام اهالي ماسوله بيدار هستند، مجددا عزاداري شروع شده و دسته هاي هر بدون محله، اينكه در ديگر دسته ها ادغام شوند، به طور جداگانه و دريك مرحله بيرون مي آيند، ومجددا به مساجد محله هاي خودبرگشته و آنجا عزاداري مي كنند. همزمان با اين مراسم، در نقاطمختلف ماسوله اهالي در تدارك آش نذري، شيربرنج، پختن نان و شيريني و آماده كردن دارچين براي صبح روز عاشورا هستند. مواد آش را قبلا آماده كرده و در محوطه جلوي منزل اجاق ها را برپا مي كنند. ديگ هاي بزرگ، برروي اجاق ها گذاشته شده و زن و مرد و پير و جوان همه جمع شده و هركدام به نيتي و نذري، آش رابه هم مي زنند. پختن آش از غروبروز تاسوعا شروع شده و تا صبح روز عاشورا ادامه مي يابد. اهالي در كنار ديگ ها ايستاده و پي درپي صلوات مي فرستند. ساعت دو نيمه شب، مجددا دسته هاي عزاداري از مساجد بيرون مي آيندو اين بار هر كدام، شمعي به دست گرفته و نوحه سرايي مي كنند. با بيرون آمدن دسته هاي عزاداري، اهالي كه در كنار ديگ هاي آش نذري هستند، جمع شده و دعاي آش را مي خوانند. بعداز خواندن دعا، در ديگ ها گذاشته شده وهر كدام از حاضرين يك شمع روشن كرده و روي در ديگ مي گذارند. دسته هاي عزاداري مجددا به محله هاي خود برگشته و شمع هايي را كه در دست دارند، به رديف روي لبه پشت بام ها مي چينند. شمع هاي روشن بر لبه پشت بام ها و نوحه خواني حال و هواي خاصي به مجلس مي دهد. عزاداران بعداز اين مرحله، به مساجد رفته و تا ساعت پنج صبح در آنجا مي مانند. ساعت پنج صبح دوباره دسته ها بيرون مي آيند و اين بار برخلاف دفعات قبل دسته هاي تمام محله ها با هم بيرون مي آيند. عزاداران بعداز مدتي سينه و زنجيرزني، به جايي كه در محله آش نذري پخته شده، مي رسند. در كاسه هاي كوچكي به آنان آش نذري، شيربرنج و يا شربت داده مي شود. ساعت هشت صبح در ماسوله عزاداري به پايان مي رسد، و ديگر هيچ دسته عزاداري ديده نمي شود. ماسوله حركت و آرام مي ماند با غمي بر تمام فضاي آن. عصر روز عاشورا (ساعت 4 بعدازظهر ) تعزيه برگزار دسته هاي مي شود عزاداري، اين بار به طرف بازار ماسوله به راه مي افتند و بعد از رسيدن به محوطه جلوي بازار همه مي ايستند. در مقابل بازار خيمه هايي برپا مي شود. تعزيه شروع شده و تعزيه گردان هامصيبت كربلاي خونين حسين (ع ) را به نمايش مي گذارند. اهالي بر بام خانه ها ناظر هستند. زنان مي گريند و مردان با دل هاي غمگين در ايستاده اند پايان تعزيه، خيمه ها به آتش كشيده مي شود. با آتش گرفتن دسته هاي خيمه ها، عزاداري با شور و حالي وصف ناپذير بر سر و روي خودمي زنند و فرياد وامصيبتاسرمي دهند. بعد از مدتي، هر دسته پارچه هاي سياه و سبزرنگ دور علم ها را باز كرده و آن ها را به مساجد محله هاي خود مي برند، تا سالي ديگر و محرمي ديگر... ابراهيم جواهري