Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770214-41244S2

Date of Document: 1998-05-04

نقش مادران در حفظ محيط زيست... آموزش حفظ محيط زيست را از خانواده شروع كنيم اشاره: هميشه تاكيد شده است التزام به حفظمحيط زيست بيش از هر چيز يك رفتاراخلاقي است. به همين رو طبيعت دوستي و پرهيز از ريخت و پاش و تخريب وآلودگي، قبل از آنكه به ميزان سواد واطلاعات فرد ارتباط داشته باشد، ناشي از پيشينه تربيتي و اخلاقي او نوشتاري است كه در پي مي خوانيد با اشاره براين نكته، تاكيد كرده است براي فراگير ساختن فرهنگ حفاظت محيط زيست بايد كار را از خانواده ها شروع كرد و در اين ميان مادران نقش بسيار اساسي تر را به عهده دارند. آغاز انقلاب صنعتي در قرن 19 هر چندبراي بشريت خيرات و بركات و منافع بسياري دربرداشته، اما نبايد فراموش كرد كه معضلات و مشكلاتي را نيز به دنبال داشته است. انقلاب صنعتي دستاوردهاي بزرگي را به همراه داشت، اما رفته رفته به غولي مهار نشدني تبديل شد و تهديدي جدي براي ادامه طبيعي حيات بشر به شمار آمد. اين تهديد ابعاد گوناگوني دارد: بشر صنعتي در طبيعت دست مي برد، رودخانه ها و محيط زيست آبزيان را آلوده مي كند، كوهها را تخريب مي كند و از معادن بي رويه بهره برداري مي نمايد، و از همه مهم تر در آلودگي هوا مي كوشد! از طرفي صنعتي شدن دنيا و نياز به كاغذ و توسعه صنايع چوب جنگل ها را به شدت مورد تهديد قرار داده است. يكي ديگر از پيامدهاي ناگوار صنعتي شدن جهان اين است كه انسان را روز به روز به طرف مصرف گرايي و استفاده از مواد غذايي شيميايي سوق مي دهد و با وجود چنين پيامدهاي ناخوشايندي انسان عصر حاضردر نوعي از خواب غفلت بسر مي برد وچنان از كنار اين مسائل مي گذرد كه گويي چنين چيزهايي لازم نمي بيند است هر چه زود بشر از اين خواب بيدارشده و به اين فكر بيفتد كه با اين آلودگي ها حيات خود را به خطر مي اندازد. اگر محيط زيست خود را به درختي تشبيه كنيم كه سهم هر انسان تنها فقط يك شاخه از آن باشد كه برروي آن زندگي كند توجه نكردن به مسايل بهداشت محيط زيست به منزله قطع هر شاخه توسط صاحب آن است و سقوط و هلاك هر فرد بدست خود اوست. متاسفانه هر روزه شاهد هستيم كه اغلب براي سقوط به اين ورطه از يكديگر سبقت گرفته و پيشي و مي جوئيم اين مساله خود به علت عدم درك صحيح از محيط زيست و آشنا نبودن مردم با اين پديده است. از آنجا كه انسان هاي بالغ قدرت فهم و درك بيشتري دارند. آموزش را بايد از آنها آغاز كرد. هرگاه آنان به اهميت مسئله پي ببرند، فرزندان شان نيز به صورت مستقيم و غير مستقيم با اين مقوله آشنا مي شوند. از آنجا كه انسان به طور فطري از نابودي و زوال وحشت دارد و اين آلودگي به شدت نسل آينده را مورد تهديد قرار مي دهد پس بايد تمام نيروي خود را براي نجات آيندگان بكاربريم. كه البته رسالت آگاه كردن جامعه بر عهده رسانه هاي گروهي از قبيل راديو، مطبوعات، تلويزيون، كتابهاي داستاني مدارس كودكان، و كتب آموزشي است. اما جداي از تمام اين موارد اصلي ترين و مهم ترين و تاثيرگذارترين عامل درايجاد اين فرهنگ در نسل آينده ونجات محيط زيست مادران هستند. زيرا عملكرد تمامي رسانه ها فقط در حد پيام است. اما آموزشي كه كودكان از والدين، خصوصا مادران خود دريافت مي كنند همه جنبه عملي دارد. بايد بدانيم كه كودكان طبعي بسيار تاثيرپذير دارند و از بزرگترها تقليد مي كنند و پيوسته نياز به الگوهاي شايسته اي دارند. كودكان آينه تمام عيار بزرگسالانند و هر آنچه با نگاه جستجوگر خود درمي يابند به عرصه نمايش مي گذارند. كودكان نيز در جمع دوستان خود اين آموخته ها را چه خوب و چه بد در اختيار يكديگر قرار داده و از هم تاثير بنابراين مي پذيرند هر چه تعداد مادران مطلع و آگاه از منافع محيط زيست سالم در يك جامعه بيشتر باشد به همان نسبت نقش تربيتي آنان وسعت مي يابد. شايد امروزه چنين مادراني در اكثريت نباشند. اما بايد سعي شود كه اين اقليت به اكثريتي فراگير مبدل در شود اين ميان نقش كودكان الگو گرفته از والدين آگاه و مطلع را در آموزش به ديگران نبايد دست كم گرفت. كودكاني كه الگوهاي عملي شايسته اي در ميان هم بازي هاي خود داشته اند در ميان خانواده خود نقش به سزايي را ايفامي كنند و چه بسا در اين قسمت كودكان باعث مطلع و آگاه شدن خانواده خويش مي شوند. دوستي تعريف مي كرد: در يكي از كشورهاي بيگانه دوره دكترا رامي گذراندم. روزي در پاركي نشسته بودم و سيگار مي كشيدم و در عالم خود بسرمي بردم. ته سيگار خود را روي زمين انداختم و با ته كفش خود خاموش كردم. چند پسربچه كه در نزديكي من مشغول بازي بودند با ديدن اين عمل چنان با تعجب به من نگاه كردند كه من شرمگين شدم و پيش خودم گفتم: اين نگاه نگه كردن عاقل اندر سفيه است. يكي از بچه ها از گروه جدا شد و آمد ته سيگار مرا از زمين برداشت و داخل سطل زباله اي كه در چند قدمي من بود انداخت و دوباره به جمع دوستانش پيوست و مشغول بازي شد. كار اين پسر بچه آنچنان در من تاثير عميقي گذاشت كه گمان نمي كنم هزاران خطابه غرا در اين مورد در من چنين اثري مي گذاشت تا جايي كه بعد از گذشت ساليان متمادي هنوز قوطي خالي كبريت را درون جيبم مي گذارم تا اگر جايي دسترسي به سطل زباله نداشتم از آن استفاده كنم. مي بينيم كه اگر مادران نقش تربيتي خويش را به نحو احسن اجرا كنند كودكان مي توانند در جامعه تحولي عظيم ايجاد كنند. اين تاثيرپذيري دوجانبه است. مسلما كودكاني كه در خانواده هاي بي تفاوت به محيط زيست و زندگي خود به دنيا آمده و زندگي مي كنند به طور ناخودآگاه نسبت به محيط اطراف خود بي تفاوت مي شوند و آلوده كردن اطراف را يك امر عادي و خالي از اشكال مي دانند. مادري كه زباله هاي خانه خود را به راحتي داخل جوي آب يا در اطراف خانه مي اندازد، مادري كه در رفع نواقص وسائل سوختي خانه خود اقدام نمي كند، مادري كه پاكت يا كاغذ خوراكي خورده شده در خارج از خانه را به راحتي به كناري پرتاب مي كند، مادري كه در پارك ها و اماكن تفريحي عمومي به گلها و گياهان صدمه مي زند و.. به طور غير مستقيم كودك همراه خود و يا ديگر كودكان شاهد صحنه را آموزش مي دهد كه نسبت به محيط زيست خود بي تفاوت باشند و در تخريب محيط اطراف و بكوشند برعكس مادراني كه بهداشت محيط را از خانه شروع و به كوچه و محله و شهر انتقال مي دهند مسلما كودكاني را با همين ويژگيها تربيت كرده و تحويل جامعه مي دهند. جاي بسي تاسف كه بسياري از پدران و مادران به شدت به آينده مالي فرزندان خود فكر مي كنند و براي تامين آتيه آنان بسيار مي كوشند، اما به محيط زيست و زندگي آنان توجهي ندارند. آنها نمي دانند كه ابتدا بايد محيط زيستي سالم براي آينده كودكان دلبند خود فراهم كنند و بعد به فكر بقيه مسائل باشند. يا به تعبير ديگر بايد اول نفس كشيد تا بتوان زنده بود و از زندگي لذت برد. متاسفانه نسل جديد لازمه زندگي را كه همان نجات محيط زيست مي باشد به فراموشي سپرده است. مادران بايد بدانند كه رسالتي بس عظيم بردوش دارند و بايد از سردمداران مبارزه با آلودگي هاي زيستي باشند و با مدد از عشق مادرانه براي نجات فرداي كودكان خود بكوشند و آگاه باشند كه تربيت صحيح كودكان و توجيه آنان كمك شايان توجهي به كم كردن آلودگيهاي محيط زيست و دست يابي به محيط زيستي سالم و پر از شور و نشاط خواهد بود. ايران حاجي نبي