Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770214-41243S1

Date of Document: 1998-05-04

فلسفه سياسي عاشورا جستارگشايي: جريان عاشورا، تاثير بسيار شگفت و دوران سازي بر رويدادهاي اجتماعي و سياسي پس از خود گذارد، بي گمان يكي از آموزه هاي سياسي اين رخداد غمبار، توجه دادن مردم به شركت در سرنوشت سياسي خود و گسترش و بسط نقد نظام حاكم بوده است. چنانكه در سخنان امام حسين (ع ) بارها و بارها از سكوت و درنگ بر ظلم ستمگران، نهي شده و آن را گناه شمرده اند. در جستاري كه از پي مي آيد، تاثيرات اجتماعي و سياسي حادثه كربلا پژوهيده شده است. توجه خوانندگان ارجمند را به اين مطلب جلبمي نماييم. سرويس معارف نوشته: محمد نصر جريان عاشورا را همچون ديگر تجربيات تلخ زندگي مي توان مورد بي توجهي، فراموشي و غفلت قرار داد، يا در مقاطعي از سال همچون يك داستان غم انگيز كه در دوره هايي از تاريخ اتفاق افتاده و به اتمام رسيده است ياد كرد. يا يك جريان حماسي تلقي نمود كه در عصر نياز به حماسه و شور و انقلاب در مواجهه و مبارزه با سلطه گري و سلطه گران از آن بهره گرفت، يا شور عشق بي پايان يك انسان كامل را در آن جستجو كرد كه الگوي تدين و پرستش و عبوديت همگان باشند و... از تابلوي كربلا مي توان چهره جامع و زيباي ديگري ترسيم نمود، كه يك مكتب سياسي با پشتوانه ارزشهاي ديني را بنماياند و راهنماي زندگي سياسي همه پيروان سالار شهيدان باشد، به طوري كه خود فرموده است: من الگوي شما هستم. ( ) 1 در اين بررسي اجمالي به اصول اساسي اين انديشه مي پردازيم. حاكميت ارزشها و قانون سيدالشهداء در مناجاتي كه با خدا دارد، رويه خود و سنت مطلوب خويش را اينگونه مطرح مي كند: خدايا تو مي داني كه من شيفته خوبي ها و دشمن بدي ها هستم.. و از تو درخواست مي كنم به من همان چيزي را عطا كني كه خود و رسول تو به آن راضي هستي. ( ) 2 معروف و منكر امام برخلاف آنچه برخي مطرح مي كنند سطحي و جزيي نيست، بلكه بسيار عميق و كلان است كه در پناه آن امور سطحي و جزيي نيز خود به خود اصلاح مي گردد. معروف و منكر امام همان چيزي بود كه ايشان در عمل نشان داد و مبارزات سياسي خويش را در همان راستا قرار داد، خود ايشان مي فرمايد: قيام من براي اصلاح حال مردمي است، كه پيرو جد من هستند، اراده من امر به معروف و مبارزه با منكر است. همان شيوه اي كه جد و پدرم دنبال كردند. ( ) 3 اصل فوق يكي از اصول معروف مكتب سياسي عاشورا است كه در مقابل آن و حاكميت نفسانيات و بي قانوني قرار دارد. امام در سخنراني خود در مقابل لشكر حر به آن اصل توجه مي دهد: اين حكومت ملتزم به طاعت شيطان است و اطاعات خداي رحمان را ترك نمود فساد را گسترش داده و قوانين الهي و حدود را تعطيل كرده است. بيت المال را بناحق چپاول مي كند، حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام ساخته است. ( ) 4 حكومت صالحان جامعه ايماني و ديني نمي تواند سرنوشت خويش را بدست بي ايمانان و كساني كه براي باورها و مقبولات آنها ارزشي قايل نيستند بدهد. اين يك پديده طبيعي در صحنه سياسي چنين جامعه اي است كه راي آنها به چنين اشخاصي تعلق نگيرد و چنين سيستمي را مشروع ندانند. سيدالشهدا در نامه به مردم كوفه مشخصه قدرت سياسي در چنين نظامي را اينگونه توصيف مي نمايد: به جان خودم، امام و رهبركسي نيست جز آنكه براساس كتاب خدا حكم كند و سوداي عدالت داشته باشد و ملتزم به دين حق باشد و خود را فدايي خدا داند. ( )نه 5 فداي قدرت و ثروت و طبقه و جريان خاص. پس كسي كه مسئوليت مديريت جامعه ديني رامي پذيرد بايد پايبند به لوازم چنين نظامي باشد. حكومت همچون يزيدي كه نه نماينده مردم است و معاويه با زر و زور و تزويربراي او بيعت گرفته است، نه صلاحيت مديريتي و قانوني رهبري سياسي جامعه را دارد و نه ملتزم به قانون جامعه اسلامي است جز فلاكت و بدبختي و ظلم و بي عدالتي و نژادپرستي و حق ستيزي چه ارمغاني مي تواند براي جامعه ببار آورد. به قول امام در آن صورت فاتحه چنين ملتي خوانده است، انالله و انااليه راجعون و علي الاسلام السلام اگر جامعه گرفتار رهبري چون يزيد شود. ( ) 6 ابي عبدالله حكومت را حق خويش مي داند ومي فرمايد: نسبت به ديگران بر حكومت احق هستم. ( ) 7 چرا تنها كسي كه صلاحيت برقراري نظام عادلانه را دارد ما هستيم: ما اهل بيت محمد ( ص ) برداشتن، حكومت نسبت به اين كساني كه مدعي حكومت هستند و با ظلــم وجـور حكـ -م مي رانند و حقــي نسبت به آن ندارند اولــي تر هستيـ -م. ( ) 8 دفاع از حق خويش، نه تنها مذموم نيست همانگونه كه مولاعلي ( ع ) بارها در نهج البلاغه به آن تصريح فرموده است ممدوح نيز هست. قدرت طلبي مذموم هنگامي است كه، فرد انگيزه فساد و آشوب و ستم داشته باشد. براي رفع همين شبهه نيز امام حسين دروصيت نامه خويش به برادرش اين انگيزه را نفـي مـي كنند، قيـام من به جهت خـ - ودخواهي، خـوشگذرانــي فساد و ستمگـ -ري نيست. ( ) 9 عزت انسان يكي از اصول مهم فلسفه سياسي عزت جويي عاشورا، و احترام به كرامت انسان است وتحقير و به هيچ شمردن كرامت و عظمت شخصيتي انسان از مهمترين منكرات سياسي و اجتماعي است. اجبار انسانها در پذيرش يك نظام سياسي ناشايست چيزي بجز تحقير انسانها و به هيچ شمردن حق تعيين سرنوشت و كمالات انساني نيست. حضرت در پاسخ به توصيه يكي از برادران خويش به بيعت با يزيد براي جلوگيري از كشته شدن اشاره به اين اصل كرده و مي فرمايد: به خدا قسم هيچگاه زير بار ذلت نخواهم رفت. ( ) 10 حضرت اين تحقير را نه براي خود بلكه براي هيچكس نمي پسندد و حتي راهي كه انتخابكرده و آن را نيز حق مي داند، ديگران را تحت فشار قرار نمي دهد تا او را همراهي كنند. حضرت حتي خانواده و پيروان همراه خويش دركربلا را نيز آزاد مي گذارد كه در صورت تمايل صحنه كربلا را ترك كنند. اين سيره اميرالمومنين نيز بود و كساني كه حاضر نشدند با او بيعت كنند را مجبور به بيعت نكرد، لذا امام حسين (ع ) مي فرمايد: هركس راه حق من را پذيرفت، پذيرفت و هركس نپذيرفت من صبر مي كنم و خدا را قاضي قرار مي دهم كه خود بين ما و او حكم نمايد. ( ) 11 عزت و كرامت انساني براي حسين ( ع ) چنان اهميت دارد كه مرگ را بر پذيرش ذلت ترجيح مي دهد. ( ) 12 و مي فرمود: انسان پست فرزند پست مرا مخير كرده است بين مرگ يا ذلت، چه دور است از ما پذيرش ذلت، خدا و رسول و مومنين و دامان پاك و عزت انساني از پذيرش ذلت و اطاعت و پيروي از افرادلئيم و پست ابا دارد. ( ) 13 بر همين اساس حضرت تا آخرين لحظه بر اين اصل پايداري فرمود، مقاومت كرد و خون خويش را براي آبياري جوانه اين ارزش فدا نمود. لذا فرموده است: من دست ذلت به كسي نخواهم داد و چون بردگان نيز فرار نخواهم كرد. ( ) 14 حساسيت سياسي امام با عمل خويش نشان داد در مكتب حسين بي توجهي به نظام سياسي حاكم نه مقبول است و نه مطلوب، انسانها مسئول نظام حاكمي هستند كه در آن زيست مي كنند و بايد نسبت به سرنوشت سياسي خود حساسيت نشان دهند. مشاركت سياسي نه تنها تكليف است كه حق هر انساني است، انتقاد از عملكرد نظام سياسي و آزادي در اعمال آن تضمين كننده سلامت نظام و جامعه اسلامي است. فشارهاي سياسي در جهت منع اين مشاركت و اظهارنظر آزادانه، مخالفت با اصل امر به معروف و نهي از منكري است كه حق مسلم هر انسان است. امام از قول رسول خدا ( ص ) مي فرمايند: هركس كه ظلم حاكميتي را ببيند، كه حرام خدا را حلال كرده، پيمان شكني مي كند، مخالف سنت رسول الله است، با بندگان خدا به گناه و دشمني برخورد مي كند و اقدام عملي يا سخنـ -ي در مخالفت با آن نگويـد حــق خ -داست كه او را با همان ظالميـن در يك جـا قـ -رار دهد. ( ) 15 امام در شرايط مختلف سعي در برانگيختن اين حساسيت دارد. در نامه به مردم بصره مي نويسد: سنت و قانون اسلامي از بين رفته است و سنت هاي قومي شخصي مناسب با منابع عده اي خاص جاي آن را گرفته و زنده شده است. ( ) 16 يا خطاب به ياران خويش مي فرمايد: آيا نمي بينيد به حق عمل نمي شود و از باطل دوري نمي گردد، بطوري كه در اين وضع انسان آرزوي مرگ مي كند، من مرگ را در اين حال سعادت و زندگي با ظالمين را ننگ مي دانم. ( ) 17 اين گفته امام بيان اميرالمومنين (ع ) درزمان حاكميت خويش را بياد مي آورد، كه حضرت هنگام شنيدن ظلم به يك پيرزن يهودي فرمودند: اگر انسان در اين قضيه چنان حساسيت نشان دهد كه در اثر آن از غصه بميرد بجاست. آزادگي اگر چه آزادگي در كاربرد آن عصر، با آزادي سياسي امروز برابر نيست و بيشتر با آزادي از هواي نفس سازگار است، ولي جنبه سياسي آن نيز كم نيست. امام حسين آزادگي را مي ستايد ولو اينكه ناشي از دين نباشد، لذا به هنگام حمله لشكر ابن سعد به خيمه ها مي فرمايد: اي ياران و پيروان ابي سفيان، اگردين نداريد و از قيامت نمي ترسيد لااقل در دنيا آزاده باشيد و به مردانگي اجداد خود برگرديد. ( ) 18 امام انتخاب عاقلانه و آزادانه حر را مي ستايد و مي گويد: همانگونه كه مادرت تو را نام نهاد آزاده هستي هم آزاده دنيا وهم آزاده آخرت. ( ) 19 نظام فاسد هميشه سفله پرور و تملق دوست است، هنگامي كه امام با فرزدق شاعر از اوضاع عراق و وضع مردم آنجا مي پرسد: وي مي گويد از فرد خبره و آگاهي سئوال كردي: قلبهاي مردم با تو ولي شمشيرهاي آنها عليه توست. ( ) 20 مردم قلباحق طلب و شايسته سالاري را دوست دارند ولي چون دنياي آنها در پناه نظام سلطه تامين مي شود در كنار سلطه گران قرار مي گيرند. از عموم مردم نبايد انتظار داشت كه همه قهرمان شوند و همه چيز خود را فداي حق و حقيقت و دين كنند. به قول امام: مردم بندگان دنيا هستند و دين فقط بر زبان آنها جاري است و تا هنگامي كه معيشت آنها با آن تامين شود در كنار دين هنگامي هستند، كه گرفتاري پيش آيد دينداران واقعي اندك خواهند بود. ( ) 21 زماني كه جوي آزاد وجود داشته باشد مردم سرنوشت خويش را آنگونه كه واقعا دوست دارند مي سازند ولي در صورتي كه خطر و زور و گرفتاري باشد حتي براي تامين آن ممكن است دست به شمشير و سلاح نيز براي نابودي حق ببرند. هر چند از روي قلب آن را نخواهند. هر چه رسوخ فساد در جامعه زيادتر باشد اين شدت مخالفت با حق بيشتر است. پرورش ديني جامعه ديني از نظام سياسي خود مي خواهد كه امكانات لازم براي پرورش دين مردم را در اولويت كار خويش قرار دهد. بگونه اي كه هر چه مي گذرد ارتباطبين آنها و خدا و مردان خدا بيشتر در گردد حالي كه يك جامعه فاسد چون بر مبناي ارزش ها ايجاد نشده است، بقاء خويش را نيز نمي تواند در كنار ارزشها ببيند به همين جهت نظارت و فعاليت آزاد خيرخواهان را نيز نمي تواند تحمل كند. به همين جهت با خشونت و زورو سب و سرزنش با مخالفين خويش برخورد مي كند. با ريا و فريب، مقدسين و قشريون را مي فريبد و با رها كردن بيت المال دردست و صاحبان نفوذ اجتماعي تلاش مي كند تا آنها نظام وي را توجيه و تحكيم نمايند. اين شيوه دقيقا هماني است كه معاويه و يزيد عمل كردند. نظام اينچنيني احمق پرور و متملق دوست است. چگونه مي شود كه جامعه اي به اينجا مي رسد كه صبح عاشورا هنگامي كه دشمن آتش را در پشت خيمه هاي حسين مي بيند مي گويد: يا حسين آيا مي خواهي زودتر ازقيامت در آتش روي. ( ) 22 عبدالله بن حوزه تميمي جلو لشكر امام آمده مي پرسد: كدام يك از شماحسين است و هنگامي كه يكي از ياران ابي عبدالله را معرفي مي كند، مي گويد: اي حسين تو را به آتش بشارت مي دهم. ( ) 23 يا محمدبن اشعث خطاب به امام حسين مي گويد: چه نسبتي بين تو و محمد وجود دارد. ( ) 24 و هنگامي كه ابي عبدالله ( ع ) سخنراني مي كند: هو و جنجال مي كنند و نمي گذارند او سخن بگويد به طوري كه امام مي فرمايند هداياي حرامي كه به شما رسيده است، شكم هاي شما را پر كرده و خدا بر دلهاي شما مهرزده است، چرا ساكت نمي شويد. ( ) 25 چگونه مي شود مسلماني به اينجا مي رسد كه پس از كشتن فرزند پيامبر كه كارگزار حكومت اسلامي است فرياد مي زند: چه كسي داوطلب مي شود بر جنازه حسين اسب بتازد و ده نفر داوطلب مي شوند. ( ) 26 اين چگونه نظام سياسي، ديني است كه در آن ابن زياد بر منبر مي رود ومي گويد: سپاس خدايي را سزاست كه حق و طرفداران آن را پيروز كرد واميرمومنان يزيد و ياران او را ياري نمود و دروغگوي پسر دروغگو و طرفداران آن را به قتل رسانيد. ( ) 27 و جامعه ساكت بر اين سخنان گوش مي سپارد. پانوشتها: - 1 ولكم في اسوه (نامه امام حسين (ع ) به مردم كوفه كامل ابن اثير ج 3 ص ) 280 - 2 اللهم اني احبالمعروف و انكر المنكر واسئلك... ماهولك رضي و لرسولك رض (مقتل خوارزمي ص ) 186 -انما 3 خرجت لطلب الصلاح في امه جدي (ص )اريد ان امر بالمعروف و انهي عن المنكر واسير بسيره جدي و ابي علي بي ابيطالب (وصيت نامه حضرت به محمدبن حنفيه - همان ص ) 188 - 4 ان هولاء قدلزموا طاعه الشيطان و تركوا طاعه الرحمان و اظهروالفسادوعطلواالحدودواستاثروابالفيي ء و احلواحرام الله وحرمواحلاله (طبري 7 ج ص ) 700 - 5 فلعمرمي ماالامام الااحكام بالكتاب القائم بالقسط الداين بدين الحابس نفسه الحق، علي ذات الله (ارشادمفيدج . 36 2 ص ) - 6 علي الاسلام السلام اذابليت الامه براع مثل يزيد. (مقتل خوارزمي ج 1 ص ) 185 - 7 انااحق حق ممن غير ( طبري ج 7 ص ) 700 - 8 نحن اهل بيت محمد واولي بولايه هذاالامر من هولاء والمدعين، ماليس لهم والسائرين فيكم بالجور والعدوان (ارشاد مفيد ج 2 ص ) 81 - 9 اني لم اخرج اشرا ولابطرا و لامفسدا ولاظالما (مقتل خوارزمي ج 1 ص ) 188 - 10 والله لااعطي الدينه من نفسي ابدا (لهوف - ) 23 - 11 فمن قبلني بقبول الحق فالله اولي بالحق و من رد علي هذااصبر حتي يقضي الله بيني و بين القوم و هو خيرالحاكمين (مقتل خوارزمي ص ) 188 - 12 اني لااري الموت الاسعاده والحياه مع الضالمين الابرما (طبري ج 7 ص ) 300 الموت اولي من ركوب العاد والعااولي من دخول النار (سخنان حسين بن علي. محمدصادق نجفي ص ) 328 - 13 الاان الدعي ابن الدعي قدركزبين اثنتين بين السله و الذله و هيهات مناالذله يابي الله لنا ذالك و رسوله والمومنين و حجور طابت و طهرت وانوف حميه و نفوس ابيه من ان نوثر طاعه اللئام علي مصارع الكرام (تحف العقول ص ) 171 - 14 الاعطيهم بيدي اعطا الذليل ولاافرمنهم فرارالعبيد (ارشاد مفيد ج 2 ص ) 102 - 15 ان رسول الله (ص ) قال من راي سلطانا جائرا مستحلا لحرام الله ناكثا عهده مخالفا لسنه رسول الله يعمل في عبادالله بالاثم و العدوان فلم بغير عليه بفعل و لاقول كان حقا علي الله ان يدخله مدخله. (طبري ج 7 ص ) 300 - 16 فان السنه قداميتت والبدعه قداجبيت (طبري 7 ص ) 240 - 17 الاترون الي احق لايعمل به والي الباطل لايتناهي عنه ليرغب المومن في لقاءالله. فاني لااري الموت الاسعاده والحياه مع الظالمين الابرما (طبري ج 7 ص ) 300 - 18 يا شيعه ال ابي سفيان ان لم يكن لكم دين و كنتم لاتخافون المعاد فكونواحرارا في دنياكم وارجعو الي احسابكم (سخنان حسين بن علي ص ) 331 - 19 انت الحركما سمعتك امك وانت الحرفي الدنيا والاخره ( طبري ج 3وص ) 355 - 20 قلوبالناس معك و اسيافهم عليك (سخنان حسين بن علي (ع )- محمد صادق نجفي ص ) 106 - 21 الناس عبيدالدنيا والدين لعق علي السنتهم يحوطونه ما درت معايشهم فاذامحصوا بالبلا، قل اديانون (تحف العقول ص ) 174 - 22 يا حسين اتعجلت النار قبل يوم؟ القيامه (ارشاد مفيد ج 99 2 ص ) - 23 افيكم حسين هذاالحسين فماتريدفيه قال: ابشر بالنار - 24 اي قرابه بينك و بين محمد (مقتل خوارزمي ج 1 ص ) 249 - 25 قد انخزلت عطياتكم من الحرام و ملئت بطونكم من الحرام فطبع الله علي قلوبكم و يلكم الا تنصتون الا تسمعون (همان منبع ) - 26 من ينتدب للحسين فيوطئه؟ فرسه فانتدب عشره منهم (ارشاد مفيد ج 2 ص ) 118 - 27 الحمدلله الذي اظهر الحق واهله و نصرالمومنين يزيد و حزبه و قتل اكذابابن الكذاب و شيعته (همان منبع ) 121