Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770214-41238S2

Date of Document: 1998-05-04

واقعه اي سخت؟ نامنتظر! به انگيزه چهلمين روز حادثه ناگوار درگذشت نخبگان رياضي دانشگاه صنعتي شريف مجال اندك بود و واقعه سخت نامنتظر. ايستاده روي پلكان سه و چهار خشكت مي زند. با پيراهن چارخانه رنگي و شلوار عينك آبي رنگ، زده كيف در دست بالا بي خيال، مي آيد، خيره نگاهش مي كني: o سلام، پس اين شايعه ما چيه علي، تو مردي مگه؟ نه o مثل اينكه خيلي دلت مي خواست مرده؟ باشم برو بابا! راهروها و خيابانها، گاه صورت شستن، وقتي كه سرت را مي چرخاني و به در ما زل مي زني، به ديدن يكي كه لباسي چون او پوشيده خنده به لب مي آوري، گامي به پيش ناگاه خبر و، از رفتن بازت مي دارد، او نمي تواند باشد. او را باز هم با پيراهنش دستها بر كمربند، كنار كيوسكهاي تازه تلفن مي بيني: o بازم بدقولي كردي، مگه قرارنبود بريم؟ كوه o رفته بودم جايي، باشه دفعه بعد. و اين دفعه بعد، به قدر ابديتي طولاني شد و اين دفعه بعد آنقدركش آمد كه خبر رسيد و تو را كشاند و طرف تنها يادگارهايي همراهت ويادت به يكتاپيرهن وبه كجا مي برد اين اميد را. خبر را ما در پچپچه هاي تلفنها شنيديم، يا كه شنيدن صداي يك دوست كه رفتن يك دوست راگريه مي كند و يا روبه روي تصويرهاي موحش تلويزيون خشكمان زد. پدري سركارش از راديومي شنود كه عزيزش رفته است وديگري در خيال خريد عيد سوارماشينش خبري را مي شنود كه پتك وار به سرش فرود مي آيد. فرود چنين موحش اين پتك را به حساب قصور كه بايد گذاشت كه بي رحمانه مرگ را در گزارشها و خبرها جار زد. نمي دانيم رجحان با كدام يك است، اين كه سرعت خبر رساني ها را به رخ بكشيم، يا به چشمهاي مادري بينديشيم كه چشم به راه كسي؟ است ارقام قنداق نوزادان است تابوت شهرها است كساني كه آدمها را با انگشتهاي دستهاشان مي شمارند كه انسانهارا صاحب رقم مي دانند و به رفتن يكي به جبران اين ارقام مي انديشند و نه بيش. براي ليكن ما، از آن بيشتر كه رضا يك طلا و يك نقره جهاني رياضي داشت، انسان بودن او مهم است و اين كه آرمان زبانشناسي هم مي دانست به قدر فرزند يك مادر بودن اهميت ندارد. براي مني كه سالها با رضا زيسته بوده ام طبيعي بود كه وقتي دستهاي سرد او را كاغذ مي گشايند، حل مسئله ناتمامي را دردستانش بيابند كه فروتنانه حل كامل آن را به آيندگان بگذار واگذاشته است همين تكه كاغذ براي صاحبان ارقام، سندي باشد كه بدانند چه كساني از دست رفته اند. ليكن ما برادراني كف داده ايم كه نيم نگاهي به حجم پنهانشان زير پتوها، كافي است تا تمام زندگيمان را تلخ كند. نامها از ياد مي روند، چه بسيار نامها كه خوانده ايم و از ياد برده ايم. خاطرات رنگ چه مي بازند، بسيار روزها و يادها كه ازخاطر رفته اند، دوستان اما، ازياد چرا نمي روند كه تنها نام وخاطره نيستند، تصوير نيستند. وجود دارند، وجود گوشتي، زنده قابل لمس. من هنوز دستهايم درد وقتي مي گيرد، علي دستهايم را فشار مي دهد و مي دانم كه مقاومت بي فايده است و بايد داد بزني. من هنوز در گوشه اي از رختخوابم ردپاهاي كسي را مي جويم كه دراز از رختخوابها و تا خوابهامان سردرمي آورد. عليرضا هنوز كنار ما نشسته است و دستهايمان مي خندد به معني نام دست و تصوير چند انگشت در حال فشردن تبرها يا نوشتن نيست، وقتي دستهاي كسي بريده مي شود و او سربرمي گرداند و جاي خالي آن را مي بيند، هنوز آنها را دراز مي كند تا دري را باز كند يا حجم خودكاري را بردارد يا دستهاي ديگري را بفشارد. او حضور زنده و گوشتي آن را باور دارد، مثل ما كه وجود پررنگ مرتضي را، فريد را و مجتبي را... تناقض! با وجود هماهنگي با وزارت كشور در مورد عدم اعلام خبر در روزنامه ها، خبر سانحه همان روز در راديو و تلويزيون پخش شد و معاون نيروي انتظامي در مصاحبه اي، علت سانحه را خواب بودن راننده، ناآشنايي او با مسير و بياباني نبودن راننده عنوان كرد. چند روز پس از سانحه كميته اي فني به سرپرستي دكتر طباطبايي رئيس دانشكده عمران از طرف دانشگاه مامور بررسي علت سانحه شد و سوابق كاري رانندگان نيز جمع آوري گرديد. در جلسه اي كه پس از كار كميته فني باحضور ماموراني از بازرسي كل كشور تشكيل شد، گزارش كميته فني ارائه گرديد. در قسمت پاياني گزارش كميته فني آمده است: در كل وضعيت راه از 500 متري محل سانحه كه وارد دره مي شود تا فاصله متري 400بعد از آن از نظر ايمني در زمان حادثه داراي اشكالاتي به شرح زير بوده است: o طرح هندسي نامناسب o عدم وجود علائم هدايت كننده وهشداردهنده o لغزندگي رويه راه o عدم وجود حفاظ نكته تكان دهنده اي كه در جلسه مطرح شد، اين بود كه در مدت پس از سانحه اتوبوس دانشگاه تاكنون، در اين قسمت جاده چند وسيله نقليه ديگر نيز تصادف كرده اند و اتفاقا در زمان كاركميته فني، يك اتوبوس ديگر درست در همان پلي كه اتوبوس دانشگاه سقوط كرده است، سقوط كرد و فيلم هاي مربوط به آن نيز نمايش داده شد. همچنين فيلمهاي مربوط به كار گروه نصبكننده علائم راهنما كه جديدا به محل اعزام شده بود، ارائه شد. در گزارش مربوط به سوابق رانندگان، تعداد ماموريت هاي برون شهري نوري زاده 52 ماموريت به مدت 151 روز و قدمگاهي ماموريت 19 به مدت 84 روز در سال 76 ذكر شده است. همچنين در اين گزارش آمده كه هر دو اين رانندگان از سال 55 تاكنون به عنوان راننده پايه يك در خدمت دانشگاه بوده اند. يكي از سرنشينان اتوبوس كه مي گويد موقع تصادف بيدار بوده ادعا مي كند كه تا آخرين لحظات قبل از سانحه، صداي تخمه شكستن راننده را مي شنيده و راننده بيدار بوده است. جالب توجه است در بيمه نامه امسال، اتوبوس هاي دانشگاه به دليل عدم وجود هر گونه سانحه رانندگي در سال هاي اخير، مشمول درصد 10 تخفيف ويژه شده اند. ما نشانه هاي خود را در راه رفتن ها، حرف زدنها و نگاه كردنها و سلامهاي يكديگربجا مي گذاريم. لحن كلماتمان، صداهامان، خنده هامان و شكل نگاههامان درهم آميخته شده است. ديگر آن آدم افتاده درگوشه ما نيستيم، با هم راه رفته ايم و قدمهامان با هم توام شده است. ديگران توان آمدن با ما را ندارند; تند مي رويم، اين راه رفتنها و آوازها را از هم آموخته ايم. در هم حضور داريم، علي و مرتضي و ديگران در ما ممزوج شده اند و پيكره قابل شناسايي نداريم. آنها در حرفهامان در كلمات و نگاههامان حضور دارند. جايي در گوشه خنده هامان فريد است كه مي خندديا رضاست كه از كوه برگشته خسته دراز كشيده جايي درنگاههامان اتوبوس از جاده دور مي شود و تخته سنگها و پتوها كه چهره درهمشان را مي پوشانند. آنها با زندگي و مرگشان در ما حاضرند. دكتر سهرابپور رئيس دانشگاه: من با آقاي وزير هم در ميان گذاشتم كه در هيات دولت طرح شود كه حداقل براي برنامه هاي رسمي بليت نيم بهاي هواپيماتهيه شود، ولي اميد چنداني نيست، چون اگر بودجه اي براي اين مورد تصويب شود، بايد براي تمام دانشگاه ها تصويب شود كه بودجه سرسام آوري خواهد بود. در حال حاضر، حركت در شببراي تمام اتوبوس هاي دانشگاه ممنوع اعلام شده است، درمناطقي كه خط آهن وجود دارد، حتي الامكان از قطار استفاده شود و براي رفت و آمد در مقصد هم اتوبوس از اين جا فرستاده مي شود. در حال حاضر، جو به گونه اي است كه هر اتوبوسي از دانشگاه براي اردوي چند روزه بيرون برود، نگران كننده است. چون عده اي منتظر هستند كه حتي اگر اتوبوسي توي جاده پنچر شد، بلوا راه بيندازند. سيدشريف هفت تن