Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770214-41237S1

Date of Document: 1998-05-04

مدرسه و كودك تلويزيون فزاينده اي قرار گرفته است و بسياري از برنامه ريزان اجتماعي پيشنهاد كرده اند كه چون ارزشهاي سنتي در جامعه درحال ازميان رفتن هستند، موسسات آموزشي و پرورشي بايد بخشي از مسئوليت تقويت رشد اخلاقي كودكان را به عهده بگيرند. ازجمله عواملي كه به ازميان رفتن و يا تقويت ارزشها كمك مي كند، تلويزيون نقش چشمگيري را به عهده دارد. يافته هاي تحقيقاتي در حال تكميل اظهارنظرهايي هستند كه معتقدندحقيقتا تلويزيون مي تواند عامل مهمي در اين روند باشد. درنتيجه دست اندركاران تعليم و تربيت نياز به فهم عميق ظرفيت تاثيرتلويزيون بر روي كودكان دارند، همچنين نيازمند جستجوي راههايي براي خنثي كردن هرگونه تاثير منفي اين رسانه آنچه هستند در ادامه خواهد آمد خلاصه اي از نگرانيهاي متداول در مورد تاثير تلويزيون بر شكل گيري ارزشها در كودكان و پيامدهاي آن براي كاربرد در برنامه ريزيهاي فرهنگي است. حداقل دو دسته بندي اساسي وجوددارد كه در زيرمجموعه آن مي توانيم در مورد بسياري از تغييرات بحث و گفتگو نمائيم، تغييراتي كه مي توانند به تغيير و شكل گيري ارزشها كمك نمايند. نخستين دسته شامل تغييراتي است كه شامل تمام ويژگيهاي خود رسانه مي گردد و دومين آن مقايسه اي از جنبه هاي مختلف محتوي (مانند كلمات، صداها و تصاوير ) است كه براي انتقال پيام تركيب مي شوند. رسانه: مك لوهان تصريح نموده است: كه اين مشكل رسانه است و نه پيام آن كه عامل اساسي در درك نتايج انتشار رسانه هاست. ( ) 1 به دنبال وي ديگران نيز فرضياتي را ارائه نموده اند كه اين امر به سالهاي مشاهده و بررسي و تحقيق نياز دارد تا با اطمينان خاطردريابيم كه كداميك از ويژگيهاي مشخص شده في الواقع قادرند ارزشها را در جهت منفي يا مثبت مورد تاثير قرار دهند. در عين حال بايد توجه داشت كه لازم است دست اندركاران امور فرهنگي و تعليم و تربيت از مضامين اين احتمالات باخبر باشند. - 1 تلويزيون جريان رشد طبيعي سنتي كودكان را با گرفتن جاي بازي فعال روزانه آنان تحت تاثير قرار داده است. بازي كودكان فعاليتي جدي است كه موجب تقويت مهارتهاي اجتماعي جسماني، آنان مي گردد و به كودكان فرصتهايي را مي دهد تا به جاي اين كه گيرنده هاي منفعل تجارب باشند، بهره گيرندگان فعال از تجارب خود گردند. بازي وسايل كاهش و خروج فشارهاي رواني را فراهم مي سازد و وسيله اي براي كسب مهارتهاي اجتماعي و كنترل تحريكات آني آنان است. علاوه بر تمام اينها بازي كردن توانائي فرد را براي لذت بردن هرچه بهتر از زندگي ارتقاء مي بخشد. نتايج محروميت از بازي ؟ چيست در يك آزمايش مشهور سومي (soumi) و هارلو (harlow) دريافتند كه ميمونهاي جوان محروم از بازي به طور معناداري در رفتار اجتماعي شان پرخاشگرتر از ميمونهايي بودند كه فرصتهاي كافي براي بازي داشتند. آيا همبستگي ميان كاهش زمان بازي كودكان توسط والدين و معلمان و افزايش پرخاشگريهاي مشاهده شده معمول كودكان ؟ وجوددارد يك معناي ضمني براي نظريه اضمحلال ارزشها در جامعه از طريق تماشاي تلويزيون آن است كه باتماشاي تلويزيون و كاسته شدن فرصتهاي مربوط به تعامل اجتماعي، چه بسا كودكان كمتر بتوانند مهارتهاي اجتماعي لازم نظير مشاركت، همكاري، به سر بردن مسالمت آميز با ديگران، به دست آوردن خواسته هاي خود با مسالمت جويي با سايرين و آموزش بخشيدن را فرا گيرند. در عصري كه قابليت انهدام بشرازطريق سلاحهاي هسته اي توسعه يافته است، خشونت و پرخاشگري به عنوان ابزارهايي هستند كه مشكلات ما را حل مي كنند و ارزشهايي هستند كه زمينه دوام آنها را فراهم مي سازيم. مضمون تربيتي اين مطلب آن است كه ما فرصتهاي بيشتري را براي كودكان ايجاد كنيم تا از طريق بازي فعال، مسالمت و صلح جوئي را بياموزند. هنگامي كه مدارس در برنامه خود تربيت بدني را مي گنجانند اين كلاسها بيش از اندازه بر روي رشد مهارتهاي جسماني و رقابت تاكيد دارند تا تعامل اجتماعي همراه با اين مشاركت يك امر اساسي است كه مربيان تعليم و تربيت راههايي را براي ايجاد جذابيت فردي ( دروني ) و اجتماعي ( بيروني )در بازيها جستجو نمايند و ازطريق رسانه اي نظير تلويزيون در گسترش آن بكوشند، شايد بتوان هرچه بهتر كودكان را به فعاليتهاي جسماني علاقه مند به ساخت، اين صورت كه آنها در امريادگيريشان در تمام روز فعال باشند، به جاي آن كه تنها در طي يك دوره كوتاه يعني هنگامي كه همه بايد بازي واحدي را بازي كنند و مهارت واحدي را ياد بگيرند. شايد بتوان با تاكيد بر روي توانائيهاي هر كودك و نه نقاط ضعفش، بازيها و مهارتها را دلپذير و شادي آفرين نمود. در سطوح قبل از دبستان و دوره ابتدايي مي توانيم فرصتهاي يادگيري را ايجاد كنيم كه در طول روز با بازيهاي سازمان نيافته درگير شوند. در تمامي سطوح سني ما مي توانيم فعاليتهاي يادگيري گروهي را فراهم سازيم تا توسط آنها رشد اجتماعي به دست آيد. در اين صورت مي توان همزمان هم به اهداف تربيتي مورد نظر دست يافت و هم فرصتهايي را براي نشاط در بازي فراهم آورد و اين امر هنگامي ميسر است كه ما از روشهاي آموزشي نظير: بازيگري نقش، بازيهاي نمايشي، شبيه سازي و مسابقات كودكان را فعال سازيم. هنگامي كه به كودكان آموخته مي شود كه براي بازي ارزش قائل شوند، درواقع الگوهاي رفتاري رابه وجود مي آوريم كه منجر به خشنودشدن به طور عميق از زندگي مي گردد. - 2 ماهيت انفعالي تماشاگرتلويزيون گرايشي تماشاگرانه و اجتناب از ورود مستقيم به حيطه تجارب زندگي واقعي را به كودكان القاء مي كند. بعضي از افراد انكارمي كنند تماشاي تلويزيون تجربه اي انفعالي است و براي اثبات نظرخود به نشانه هاي آشكار، لذت بردن و محو تماشاشدني را كه در رفتار كودكان هنگام تماشاي تلويزيون مشاهده مي شود را دليل مي آورند. ولي در مقايسه با بازي فعال كه شامل حرف زدن، نوشتن، دويدن، كار كردن و بازي نمودن است بايستي نشستن، تماشا كردن و شنيدن را درنظر آوريم. متاسفانه در مدارس سنتي نيز تمايل به اين دارند كه گرايش تماشاگرانه را القاء نمايند. كودكان غالبا در سنين اوليه زندگي مجبور هستند كه براي مدت طولاني آرام بنشينند، به سخنرانيهاي طولاني گوش بسپارند و آزمايشهاي علمي را تنها بخوانند و يا به جاي آن كه واقعا با آن برخورد داشته باشند، تنها آن را تماشا كنند. اگر چنانچه مدرسه و تلويزيون حالت انفعالي داشتن را القاء كنند چه فرصتي براي رشد كودك باقي مي ماند تا بياموزد كه به برخورد فعالانه در زندگي بها؟ بدهد! بسيار اندك خواهدبود، بويژه براي كودكاني كه اغلب اوقات خارج از مدرسه را به تماشاي تلويزيون مي پردازند، كاربرد اين مفاهيم در داخل مدرسه روشن است. ما بايد براي كودكان فرصتهاي بيشتري را فراهم سازيم تا در جريان دخالت يادگيريهايشان، فعالتري داشته انتخاب باشند، نمايند، مسائل را حل كنند، آزمايشات خود را خودشان انجام دهند و از اشتباهات خوددرس بگيرند. نتايج غيرانفعالي بودن نهايتا غيرانساني شدن جامعه اي است كه در آن غالب برخوردهاي اجتماعي توسط ماشين انجام مي گيرد، اغلب تجربه هاي لذت بخش به صورت عاريتي ( مصنوعي ) انجام مي گيرد و جدايي و بيگانگي از طبيعت و ساير انسانها و ناكامي و افسردگي شديد ناشي از آگاهي سست كننده اي در مورد ناتواني خود به صورت يك هنجار و خصلت رواني رايج درآمده است. - 3 ويژگيهاي فني طرحها تلويزيون ويژگيها و تفكرات فرد راكم رنگ ساخته است به گونه اي كه پيچيدگيهاي زندگي را كمتر موردتاكيد قرار مي دهد. تقاضاهاي زماني مطابق استانداردهاي نيم ساعت و يكساعت، صفحه كوچكي كه پيچيدگيهاي بصري را مانع مي گردد و تمركزي كه برتجسم فكري نويسندگان برنامه هاي تلويزيوني بنا شده است. الف: منجر به كليشه اي شدن مي گردد; ب: مانع ارائه افكار پيچيده شفاهي مي شود; بدين ترتيب از اين طريق به طورماهرانه و غيرمستقيم به كودكان آموزش داده مي شود تا براي پاسخهاي ساده همراه با قضاوت سطحي، مفاهيم ساده سريع الجذب وتنها براي زبان متداول ارزش قائل شوند، كه اين امر مي تواند به مرور به عدم تعهد زبان به عنوان رسانه اي براي بيان افكار پيچيده كمك نمايد. البته تلويزيون تنها يك عامل در زندگي يك كودك مي باشد ولي هنگامي كه تاثير آن را با غيبت والدين (به دليل اشتغال والدين و كم بودن فرصتهاي آنان ) و تدريس برنامه ريزي شده آسان و انتظار كم از دانش آموزان تركيب و تلفيق نمائيم، دليلي براي نگراني خواهيم يافت. اگر ضرورت باشد معلمان بايستي آن قدر زمان صرف تدريس كودكان نمايند تا بتوانند امتحانات مربوط به حداقل توانائي لازم را پشت سر گذرانده و مطالعه روزمره ادبيات لطيف و صرف وقت براي بحث كردن كه لازمه فكر كردن روشن و استدلال منطقي ست را پيش گيرند و پيام را درك كنند. هنگاميكه امتحانات مدارس تنها يادآوري حقايق و درك ساده (امتحانات چهار جوابي رايج در تمامي سطوح تحصيلي ) را بخواهند، تاكيد برروي مهارتهاي تحليل عقايد پيچيده، ايجاد عقايد تازه و يا ارزيابي عقايد ديگران، كاهش خواهد يافت. كودكان بايستي تجربه هاي بيشتري در اشكال بياني زبان همچون صحبت كردن و نوشتن داشته باشند و اين بيان بيشتر مربوط به ادبيات غني شامل خصوصيات چندگانه و عميق عقايد مي گردد كه به طرق پيچيده اي بيان البته شده اند بطور كلي تنها نمي توان تلويزيون را دليل احساس حقارت جديد دانست و مقصر شناخت، اما به طرق مناسب مي توان از ادامه ارائه مطالب به كودكان به روش ساده انديشيدن اجتناب نمود، همان روشي كه معمولا تلويزيون در مورد كودكان انجام مي دهد. - 4 جنبه بصري در سطح عالي رسانه (تصاوير حيرت انگيز و متنوع ) موجب، مي شود تا شكل گيري تصورات خلاق شخصي سست گردد. نگراني در اين است كه اگر براي كودكان هميشه تصوير تهيه شود، آنان نيازي به اين كه خودشان تصويرسازي نمايند، احساس نخواهند كرد. بدين ترتيب برروي تصويرسازي ذهني خود كمتر تاكيد مي نمايد. يك ويژگي منحصر به فرد انسان، آگاهي او از وسعت محدود گسترده، احتمالات موقعيتي و همچنين قابليت تصور راههاي مختلف عكس العملهائي ست كه او مي تواند در هر موقعيتي در نظر گيرد. تلويزيون مي تواند تنها محدوده اي از راهها را فراروي تماشاگر (بيننده ) قرار دهد. بهرحال در اختيار داشتن فهرست بزرگي از راهها و موقعيتها هنگامي كمك كننده خواهد بود كه هر فرد فرصتهاي زيادي براي گزينش و تعامل خلاق محيطي داشته باشد. كودكاني كه شمار وسيعي از تصورات آماده شده توسط تلويزيون را در خانه جذب مي كنند و در مدرسه هم بطور انفعالي دستورات معلم را دنبال مي كنند، ارزش گذاري انتخابهاي شخصي يا خود جهت دهي تجربه هاي بصري را نمي آموزند و اين همان چيزي ست كه مدارس مي توانند كودكان را با موقعيتها و فرصتهايي براي انجام آزمايش تصورات بصري خودشان مهيا هنگامي سازند كه از اين ديدگاه به موضوع توجه شود، مي توان ملاحظه نمود كه تعليم و تربيت بيش از يك چيز تجملي است و در واقع مبنا و پايه اي براي رشد سالم كودكان جهان امروز مي باشد و تجارب مربوط به استعداد هنري، پيامدها و نتايجي در زمينه خلاقيت، فرصتهايي براي آزمون راههاي مختلف و برخورد مستقيم با محيط فيزيكي را فراهم مي سازد. علاوه براينها كودكان مي بايستي برمبناي سازمان يافته اي از سالهاي قبل از دبستان تا سطوح ابتدايي مورد مطالعه قرار گيرند و خود آنها نيز دائما تشويق به كاوش گردند. هنگامي كه ما كتابي را مي خوانيم يا مطلبي را مي شنويم و درباره آن تصورسازي مي نمائيم، اين تصورات از تجارب ما نشات گرفته است و به گونه اي سازماندهي شده اند كه به ما كمك مي كنند تا به جهان خويش مفهوم ادبيات بخشيم غني علاوه براين كه كودكان را در معرض ارزشها و ميراث غني فرهنگي قرار مي دهد (همان ارزشهايي كه غالبا از استاندارد تلويزيون غايب هستند ) از اين رو علاوه بر جايگزينهاي بصري، مسائل و نكات اخلاقي را نيز ارائه مي نمايد و موجبات ارتقاء ارزشهاي اخلاقي و فرهنگي رافراهم مي سازد. دكتر اكرم منتظرالظهور ادامه دارد