Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770213-41234S1

Date of Document: 1998-05-03

چرا زنان گرايشي به اشغال پستهاي مديريتي؟ ندارند! مسئولين فكر مي كنند براي ارتقاء جايگاه زنان كلمات زيبا كافي است، ولي متوجه نيستند كه مردان براي عملي ساختن اين كلمات بايد مسئوليت زيادي را برعهده گيرند تاكنون نيز تمايل مردان در انتصاب زنان به پستهاي اجرايي از حد حرف تجاوز نكرده است. اشاره: عليرغم آنكه در قوانين استخدامي هيچ تفاوتي در استخدام زن و مرد وجود ندارد اما متاسفانه نگرش و تفوق مردسالاري در جامعه مانع از آن مي شود كه زنان در شرايطبرابر به پستهاي مديريتي دست پيدا كنند. مطلب ذيل قسمت پاياني مقاله خانم دكتر ژاله شادي طلب مي باشد كه بخش نخست آن را در صفحه زنان شماره 1527 روزنامه مطالعه كرديد. دلايل نابرابري در ارتقاي شغلي زنان در بازار كار در موارد زير با نابرابري مواجه هستند. - معيارهاي استخدامي نابرابر - دستمزد نابرابر براي كار يكسان - تمركز در تعداد محدودي از شغل ها - شانس بيشتر براي بيكاري - فرصتهاي نابرابر براي آموزش حرفه اي و بازآموزي - دسترسي نابرابر به منابع توليدي - مشاركت نابرابر در تصميم گيري ها و از همه اين موارد مهمتر، امكان نابرابر در ارتقاءشغلي مي باشد كه تفاوتهاي ميان زنان و مردان و آنچه كه مديريت منابع انساني بر شناخت آن تاكيد مي ورزد مي تواند روشنگر اين باشد كه چرا زنان به پايگاه هاي مديريتي دست نمي يابند: زنان همزمان دو پيام متفاوت از جامعه دريافت مي كنند: جامعه به زنان تحصيلكرده، عاقل، بالغ و انديشمندنياز دارد تا بار مسئوليتي را به دوش گيرند. نقش هاي جنسيتي دختران با صفت هاي مهربان، وفادار، مطيع، صديق، عاطفي، خوش اخلاق و نقش هاي جنسيتي پسران با صفت هاي قوي، سلطه جو، فعال، رك پرخاشگر، گو، تعريف مي شود. طبق كليشه هاي موجود يك مديرستيزه جويي است كه بايد بزرگ، قابل رويت، قوي و از نظر احساسي مستقل باشد و اين همان كيفيت هايي است كه پسران مي آموزند. در واقع انتظار مي رود كه زن در زندگي كاري به جاي زن بودن مثل پدرش باشد و در خانه مانند مادرش. اين ناهمخواني زنان را دچاراحساس گناه مي كند. در نتيجه زنان گرايشي به رقابت اجتماعي براي اشغال پست هاي مديريت از خود نشان نمي دهند. اجراي وعده ها مسئولين فكر مي كنند براي ارتقاء جايگاه زنان كلمات زيبا كافي است، اما متوجه نيستند كه مردان براي عملي ساختن اين كلمات بايد مسئوليت زيادي را برعهده گيرند. مردان افراد با قدرتي هستند كه مي توانند مجريان آينده را منصوب كنند ولي تاكنون تمايل مردان در انتصاب زنان به پستهاي اجرايي از حد حرف تجاوز نكرده است. احساس امنيت مردان براي آنكه مقام و جايگاه زنان را بالا بايد ببرند، ياد بگيرند كه زنان را متفاوت ببينند. مردان مدير براي اينكه اين تفاوت را ببينند به احساس امنيت در نقش هاي خود نياز دارند. در حالي كه بسياري از مردان مدير كه تصوري قوي از خود ندارند، در پي گرفتن تاييد از مردان ديگر هستند و از زنان قوي و با اعتماد به نفس مي هراسند. شجاعت مردان بايد شهامت زندگي در وراي مرزهاي خاص راداشته باشند، گسترده تر نگاه كنند و به راه هاي تازه بيانديشند. پذيرش مديريت زنان به معناي جرات داشتن در مواجهه با نظرهاي نو و نوع خاصي از سوالات است كه تنها مربوط به زنان مي شود. اگر مردان جرات داشته باشند كه در برابر روش هاي زنان در انجام كارها و طرز فكر آنها راحت باشند، مديران خوبي خواهند بود. زبان گويا زنان به دشواري مي توانند مثل همكاران مرد خود از هر مديري پيروي كنند. در مقابل مديران ضعيف، زنان آشكارا انتقاد مي كنند و هيچ مديري در دنيا نمي خواهدبه كسي كه درباره او فكر مي كند - كه او مدير خوبي نيست - اجازه ارتقاء بدهد. تفاوت ديگري كه زنان با مردان دارند اين است كه زنان دوست ندارند تضادها ناگفته باقي بماند و مردان دوست ندارند كه آنها را بيان زنان كنند تضادها را به كلام در مي آورند و بسياري از مردان چنين كاري نمي توانند بكنند. در نتيجه زنان شانس تحرك شغلي را از دست مي دهند. توانايي بسياري از زناني كه بهتر مي دانند و ازهوش و توانايي هاي بيشتري برخوردارندوقتي از قابليت هاي آنها درست استفاده نمي شود، به افرادي ناراضي در محيط كار تبديل مي شوند. شناخت و تجربه زنان وقتي با حساسيت آنها پيوند مي خورد به آنها توانايي مي دهد تا از نقايص و كمبودهاي بيشتري آگاه شوند و اين باعث مي شود كه مديران مرد در مورد آنها بگويند كه زنان سخت كار مي كنند، اما كاركردن با آنها دشوار است به اين ترتيب شانس ارتقاي شغلي از زنان گرفته مي شود. مثل مردان مديران مرد زيادي مي گويند: ما واقعادلمان مي خواهد كه زنان بيشتري واردجامعه شوند، اما خود زنها تمايلي به ملحق شدن به جمع مردان ندارند. اما واقعيت اين است كه آنها علاقه مندند كه زنان مانند مردان وارد جرگه مديران شوند. پيام آنها اين است: شما همان تحصيلات را كرده ايد. همان نوع كارداريد، بنابراين مثل ما باشيد. از زنان خواسته مي شود وارد بازي شوند به شرط آنكه مثل مردان باشند و هيچ زني اين را نمي خواهد. و اگر زنان مدير شوندو نردبان ترقي راپيمودند، آن گاه مسايل ديگري مطرح مي شود: انتظارات مديران مرد بايد درك كنند كه مديران زن رفتاري كاملا متفاوت با آنها دارند. آنها متفاوت مي بينند، بيشتر از مردها مي فهمند كه در زير ظاهر جريانات چه مي گذرد و نسبت به واقعيت دورنماي متفاوتي دارند، ولي مديران مرد بدون توجه به اين نكات مهم، از زنان مدير، انتظارات مردانه دارند. در نتيجه بسياري از زنان مدير احساس مي كنند كه در جريان يك باد مخالف كار مي كنند. بازي مردانه مديران مرد مي توانندبا جريانات پيش روند. اگر هم متوجه اشكالاتي بشوندآنها را مي بلعند و باز به كار ادامه مي دهند. آنها بازي مي كنند در حالي كه وانمود مي كنند كه بازي اما نمي كنند زنها اين بازي را مشكل تر از آن مي دانند كه به جمع بازيگران بپيوندند. در نتيجه روش كاري متفاوت از مردان مدير انتخاب مي كنند و اين خود، آنها را ناسازگار معرفي مي كند. نتيجه گيري در آستانه قرن بيست و يكم، زنان متوجه شده اند كه به منظور نشان دادن دانش وتوان كاري خود لزومي ندارد بيش از حدكار كنند و از اينكه مانند مردان نيستند، خود را مقصر بدانند. زنان امروز درك كرده اند كه هم مي توانند حرفه خود را داشته باشند و هم ويژگي هاي خود را حفظ كنند و نه تنها خود را با دنياي مردان وفق ندهند، بلكه شيوه هاي خاص خود را به جامعه بشناسانند. زنان، تلاش را آغاز كرده اند تا خود را تعريف كنند و ساختارهايي براي زندگي كاري كه مناسب آنها باشد، بيابند. زنان موقعيت مساوي را جستجو مي كنند نه موقعيت مشابه با مردان را. گرچه به نظر مي رسد در شرايط كنوني مردان آمادگي كافي براي درك تغييرات در سيستم ها، عرف ها، الگوها و ساختارها را ندارند، ولي بطور يقين تنها مديران مرد بالغ و رشد يافته مي توانند به آگاهي كامل درباره شخصيت و شايستگي هاي زنان برسند. اين فرآيند اكنون آغاز شده است. بنابراين، درك تفاوت ها و اصلاح در رفتارهاي نقش مديريت ضروري به نظر مي رسد. مردان مدير بايد بياموزند كه: آمادگي ذهني براي تغيير كسب كنند هر فرد بايد جدي گرفته شود به اهميت رقابت اجتماعي پي ببرند انتقاد سازنده را بشنوند احساس خطر نكنند توانايي آزمايش كردن ايده هاي نورا بيابند ميدان را براي مشاركت زنان خالي كنند مديريت براي زنان به اندازه آنها لذت بخش است صداقت زنان را قدر بدانند انتظار بازي مردانه را از زنان نداشته باشند پشتكار و اعتماد به نفس زنان را ارج نهند.