Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770213-41228S4

Date of Document: 1998-05-03

اشتباه سازمان انتقال خون داشت كار دستم مي داد! پدري هستم چهل و شش ساله داراي همسر و دو فرزند كه تا چندي پيش در آرامش كامل زندگي متوسطي را مي گذراندم و سالهاست كه دو الي سه بار در سال جهت انجام عمل خداپسندانه و كمك به همنوع و نيز حفظ سلامتي شخصي به سازمان انتقال خون مراجعه و اهداء خون سال مي نمايم گذشته نيز در /6/75 2تاريخ به سازمان مراجعه و خون اهداء كردم. در همين زمان بنابه توصيه پزشك خانوادگي آزمايش كاملي هم از خون من در يكي از آزمايشگاهها به عمل آمد، برحسب اتفاق اختلالاتي خوني و كبدي در من مشاهده شد كه موجب تجديد آزمايشات گرديد. دريافت جواب نوبت دوم آزمايش من همزمان با دريافت كارت انتقال خون بود و در كمال تعجب متوجه شدم كه در اين كارت نيز بر خلاف هميشه يكي از عوامل آزمايش شده مثبت است و با پيگيري قضيه متوجه شدم كه اين سازمان بنده را مبتلا به ايدز تشخيص داده است. دردسرتان ندهم شايد حالات روحي من و خانواده من كه در جريان امر قرار گرفته بودند تا حدي برايتان قابل درك باشد. هجوم افكار گوناگون و سوءظنهاي بي مورد، فكرهاي بيهوده و خطرناك، مشكلات روحي و عصبي وبرهم زدن آرامش خانواده، مختل كردن آسايش فكري زن و فرزند ودرگيريهاي كاري و... تا بالاخره با آزمايشات مكرر و مراجعات گوناگون به پزشكان متخصص و دريافت جواب آزمايش مكرر از همان سازمان انتقال خون كه نفي مطلب ذكر شده در كارت اهداء خون را مي كرد، اوضاع تاحدي آرام شد. هنگام دريافت جواب آزمايش دوم در سازمان انتقال خون با پيگيري و سماجت موفق شدم با رئيس سازمان يا مسئول سازمان در خيابان وصال شيرازي صحبتي تلفني داشته باشم، تنها جواب ايشان عذرخواهي ساده از اتفاق به اين بزرگي بود و توضيح اينكه در تايپ و جواب كامپيوتر اشتباهي رخ داده كه متاسفانه تعداد زيادي از كارتها داراي چنين اشتباهي مي شد! از ايشان سوال كردم كه آيا زير برگه را هم كامپيوتر امضاء مي كند و آيا تنها عذرخواهي شفاهي يا كتبي شما جوابگوي تمام ناراحتي ها و ازهم پاشيدگي هاي زندگي من و امثال من خواهدبود و يا درصورت بروز اتفاقات تلخ ديگر از قبيل جدايي زن و شوهر و ازهم گسيختگي شيرازه يك زندگي آرام، سوءظن شوهر به زن و زن به شوهر و بروز اتفاقات بدي همچون قتل به دنبال اين سوءظن و هزاران مورد از اين قبيل را مي توانيد فقط با يك عذرخواهي ساده پاسخگو باشيد وآيا اين موارد و وجود چون شمائي در يكي از رئوس اين سازمان باعث ازبين رفتن حس اعتماد به چنين سازمان بزرگ وپرسنل فداكارش نخواهد؟ شد! كل ماوقع را ازطريق مسئولين خود سازمان به عرض مديرعامل محترم هم رساندم اما نتيجه اي عايد نگشت حتي دريغ از همان نامه ساده جهت رفع شبهه ومشكل. بنابراين دست به دامان شما مي شوم تا شايد پاسخ سوال باقيمانده مرا شما بدهيد. مي پرسم، آيا به همين سادگي وبدون احساس مسئوليت مي توان با زندگي و آرامش خاطر ديگران بازي كرد و آيا ديگر چگونه مي توان با چنين سازمان ناهماهنگ و سهل انگار همكاري داشت درحالي كه اين سازمان وظيفه خطير اجتماعي و انساني برعهده؟ دارد!. كپي مدارك ضميمه است يادرددلم را چاپ كنيد. امضا محفوظ