Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770213-41228S1

Date of Document: 1998-05-03

چاله هاي شهرمان تربت حيدريه! سال پيش بود كه در آستانه حلول سال نو سيلابهاي جاري در خيابانهاي شهرمان تربت حيدريه تكاني خورد و كودكي را كه به شوق خريد كفش عيد دست در دست مادر داشت بلعيد و به كام فاضلابهاي شهر فرستاد. روزگار عجيبي بود، شهر غرق در اندوه و ماتم گرديده بود، انگار همه خودشان را در اين مصيبت مقصر مي دانستند، شهرداري شهرمان هم تكان عجيبي خورد، تا آنجا كه نسبت به جوشكاري ميله اي در جلوي دريچه فاضلاباقدامات لازم را معمول فرمود، تا بدينوسيله مصونيت جان مردم را تضمين نمايد! و چون سيلابها فروكش كرد، آب هم از آسياب افتاد و همه چيز به حالت عادي و هميشگي برگشت، البته اگر چه شهر ما هم بيدي نيست كه با اين بادها بلرزد و ناديده اينگونه صحنه ها هم نيست، زيرا طي چند سال گذشته تاكنون چندين نفر شبانه در چاله هاي حفاري شده آب و برق و فاضلاب و... سرنگون شده و جان باخته اند كه در همه اين وقايع تاسف بار، تاريكي كوچه ها هم نقش عمده اي داشته است و اگر جاي تعريف نباشد، شهر ما از نظر داشتن حفره و چاله و تاريكي در همه فصول سال از جمله شهرهاي غني و پربار است و صد البته كه چاره اي هم نيست، چون كندن اين حفره ها و چاله هاي ترس خود نويد تمدن و تجدد است و گراني برق هم امري است اجتنابناپذير. ولي تنها يك مشكل وجود دارد كه از وقتي كلمه تصاعد در فرهنگ برق مصرفي معنا پيدا كرده است، ديگر كسي جرات نمي كند روي چاله هاي حفاري شده توي كوچه ها لامپ برقي را تا صبح روشن نگه دارد تا هم ثوابي ببرد و هم جان مردم را از خطر حفظ نمايد! تربت حيدريه - محمد خاني