Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770213-41227S2

Date of Document: 1998-05-03

ريشه هاي تاريخي قيام امام حسين (ع ) جستارگشايي: به مناسبت فرارسيدن محرم; ماه خون و شهادت، جستار زير را كه بخشي از مقاله بلند شادروانان استاد دكتر محمدحسين مشايخ فريدني و استاد دكتر زرياب خويي، ويژه زندگاني امام حسين ( ع ) است وبراي نخستين بار در دايره المعارف تشيع به چاپ رسيده، تقديم دوستداران سيدالشهداء مي نماييم. سرويس معارف ابوعبدالله حسين بن علي بن ابي طالب ( ع ) امام سوم، از ائمه اثني عشر ( ع ) و پنجمين معصوم ازچهارده معصوم ( ع ). فرزند دوم علي بن ابي طالب (ع ) ازحضرت فاطمه ( س ) در سوم يا پنجم شعبان سال چهارم هجري در مدينه به دنيا مدت آمد حملش را شش ماه و ده روز نوشته اند. تفاوت سن او با برادر بزرگترش امام حسن ( ع )كمتر از يك سال بود. پس از تولدش بشارت به رسول اكرم ( ص ) بردند و حضرت شادمانه به ديدار فرزند و فرزند زاده خود شتافت، درگوش راست نوزاد اذان و در گوش چپش اقامه گفت و نام او را با اشتقاق ازنام حسن (ع ) حسين (يعني حسن كوچك ) - كه تا آنزمان در عرف عرب سابقه نداشت - نهاد. روز هفتم ولادتش گوسفندي عقيقه كرد و فرمود موي سرش را برچينند و هم وزن آن نقره صدقه دهند. پيامبراكرم (ص ) او را پسر و پاره تن خود، گل خوش بوي خويش و سيد جوانان اهل بهشت خواند. او را بردوش خود سوار مي كرد و به سينه خود مي چسباند و دهان و گلوي او را مي بوسيد و محبوبترين انسانها نزد اهل آسمانهايش معرفي مي كرد. ائمه اهل سنت به اسناد متعدد روايت كرده اندكه رسول الله ( ص ) از شهادت و مشهد امام حسين (ع ) خبر داد ونصرت او راواجب و قاتلانش را لعنت كرد (123 349 اسدالغابه ) حسين را از خود و خود را از حسين دانسته و فرموده است خدايا دوست بدار هر كه حسين را دوست بدارد (صحيح /307 2 ترمذي )عمر شريفش 57 يا 58 سال بود كه 7 سال آن درآغوش رسول الله (ص )سال 37 با پدر و بقيه را در صحبت برادر يا در مقام امامت بود. كنيه اش ابوعبدالله و مشهورترين لقب پس از شهادتش سيدالشهداء سجع مي باشد خاتمهاي شريفش لكل اجل كتاب و حسبي الله وان الله بالغ امره بود. از او شش پسر و سه دختر به وجود آمدند كه سه پسرش در كربلا شهيد شدند و يكي از پسرانش علي اوسط زين العابدين (ع ) امام چهارم شيعيان حسين است ( ع ) چراغ هدايت و كشتي نجات و سالار شهيدان و ثارالله (كسي كه خونخواه او خدا است ) مي باشد، در تربت پاكش شفا و در زير قبه اش استجابت دعا و در زيارت قبر مطهرش ثواب بسيار روزي امام مي شود احمد بن حنبل روايت كرده است كه حسين (ع ) فرمود: هر كس در مصيبت من حتي يك بار اشك بريزد خداي عز وجل بهشت را روزي او خواهد فرمود. قيام آن حضرت برضد يزيد بن معاويه و امتناع از بيعت با يزيد، كه او را بهيچوجه شايسته خلافت مسلمين نمي دانست و مقاومت بيمانند او و يارانش در برابر سپاه يزيد و سر فرود نياوردن او به ننگ تسليم و استقبال او از شهادت در راه عقيده خود و در راه اسلام، برنامه حكومت آل ابي سفيان را كه انقراض اسلام و باز گردانيدن آثار جاهليت بود نابود كرد و او را از برجسته ترين چهره هاي ديني و سياسي تاريخ اسلام نمود. شيعيان قدر فداكاري بي نظير او را در راه آرمانهاي اسلام بخوبي شناخته اند و ياد او را چنان گرامي مي دارند كه در هيچيك از اديان و مذاهب عالم سابقه ندارد; حتي يادي كه مسيحيان جهان از رنجها و آلام مسيح (ع ) مي كنند هرگز به پاي آنچه شيعيان در ذكر مصائب و آلام آن حضرت و ياران و اهل بيتش و در اقامه سوگواري براي او بعمل مي آورند نمي رسد. عزاداري امام حسين (ع ) و شهداي كربلا كه در سرتاسر سال بطور عموم و در ايام محرم بطور خاص در ميان شيعيان مرسوم است، به صورت رمزي براي اقامه شعائر دين و زنده نگاهداشتن شور و شوق عميق مذهبي و تمثل و مقاومت در برابر ظلم ظالمان و سرپيچي از حكم حكام جور زمان درآمده است. اگر چه بسياري از مخالفان و معاندان مذهب تشيع گريه و عزاداري همه ساله را برحسين (ع ) و يارانش امري غير طبيعي و نامعقول جلوه مي دهند و اشك ريختن بر كساني را كه قرنها از شهادتشان گذشته است ناشي از جهل و تعصب كور مي دانند، ولي از اين حقيقت غافلند كه شيعيان با اقامه مراسم سوگواري بر سيدالشهداء (ع ) در حقيقت از بي عدالتي و زورگوئي نفرت مي جويند و انزجار خود را از گردنكشان زمانه اظهار مي دارند و اشكشان بر فضيلت وتقوا و فداكاري درراه اعتقاد و لعنتشان بر رذيلت و فسق و پايمال ساختن حقوق ضعيفان است و اين تولي و تبري را به صورت قالبي ديني و عبادي درآورده اند و با اين مراسم و با اين اشكها در حقيقت درخت تقوا را آبياري مي كنند و آن را باردار مي سازند و مهمتر از همه آنكه دين را به صورت نهادي سياسي كه سر فرود نياوردن به متغلبان جهان و سرفرود آوردن دربرابر حكومت عدل الهي باشد در مي آورند. اگر مسيحيان جهان با باز شمردن رنجها و الام مسيح ( ع ) بر نجات روح انساني تكيه مي كنند، شيعيان علاوه بر آنكه حسين ( ع ) رارحمت واسعه الهي وباب نجات امت مي دانند حكومتهاي جابر جهان را به مبارزه مي طلبند و عمل حسين ( ع ) و يارانش را سرمشق كوشش در راه عدالت و آزادي و استقلال واباي از ضيم مي شمارند. شهادت امام حسين (ع ) حماسه شرف و فضيلت و درس ايمان و استقامت و مثل اعلاي فداكاري و حميت درراه كسب خشنودي خداوند است. به قول ماربين فيلسوف آلماني دركتاب سياست اسلامي حركت امام حسين از مكه به كربلا با زنان و فرزندان و استقبال از مرگ تذكاري خونين براي شيعيان بود تا از بني اميه انتقام بگيرند. هم او گويد: تاريخ كسي را سراغ ندارد كه خود و عزيزترين كسان خود را براي احقاق حق (سلب شده ) به كام مرگ فرستد جز حسين كبير آن يگانه مردي كه دانست چگونه دولت عظيم و وسيع بني اميه را متلاشي كند و اركان سلطنت ايشان را فرو ريزد. حادثه طف سر بقاء اسلام و موجب درخشندگي و تداوم تاريخ اين شريعت مقدس گرديده است، شيخ محسن حويزي ال ابي الحب در قصيده غراي حائريه خود به همين مفهوم اديبانه (از قول امام ) اشاره مي كند كه: ان كان دين محمد لم يستقم الا بقتلي يا سيوف خذيني اگر دين محمد جز با كشته شدن من استقامت خودرا نمي يابد اي شمشيرها مرا فرو گيريد. از بعضي اخبار و روايات برمي آيدكه امام حسين (ع ) از صلح برادر خودامام حسن (ع ) با معاويه راضي نبودو با احترام اينكه او برادر بزرگتراست اعتراضي نكرد. اما اين معني از نظر مساله امامت در اعتقادات شيعه درست نمي آيد، زيرا بنابه اعتقاد شيعه امام مفترض الطاعه است و اقوال و افعال او بر حسب مصالح امت و خواست الهي صورت مي گيرد و به عبارت مستوجب اعتراض نيست. اما بنا به اخبار و روايات موجود امام حسين ( ع ) پس از وفات برادرش تا زماني كه معاويه زنده بود، در ظاهر مخالفتي با معاويه نكرد زيرا بر حسب ظاهر و بنابر مصلحت با معاويه بيعت كرده بود و اين بيعت اگرچه به معني شناختن او به عنوان خليفه مسلمين نبود اما به اين معني بود كه امام در ظاهر مخالفتي با او ندارد و نمي خواهد بر ضد او قيام كند. امام اين بيعت ظاهري و صوري را نمي خواست نقض كند و آن را به صلاح امت ولي نمي دانست اين امر به معني موافقت و رضايت آن حضرت با اعمال خلاف حق و خلاف اسلام معاويه نبود، ازقبيل استلحاق او زيادبن ابيه و كشتن او حجرابن عدي را كه مردي مسلمان و متقي بود و ناسزاگوئي و جسارت او به مقام حضرت امير (ع ) و بيعت گرفتن براي پسرش يزيد و صرف بي محابا و بي حساب اموال مسلمين در راه مقاصد سياسي خود. ادامه دارد