Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770213-41226S2

Date of Document: 1998-05-03

فرايند اجتماعي شدن اجتماعي شدن فرايندي است كه به انسان، راه هاي زندگي كردن در جامعه را مي آموزد، شخصيت مي دهد و ظرفيتهاي او را در جهت انجام وظايف فردي و به عنوان عضو جامعه توسعه مي بخشد. اشاره: اجتماعي شدن يا آموختن چگونه زيستن در رشد و تعالي فرد و بالطبع جامعه نقش محوري دارد و از اهميت به سزايي برخوردار است. بقاء يك جامعه مستلزم تداوم ميراث فرهنگي آن است كه تنها از طريق اجتماعي شدن اعضاي آن جامعه امكان پذير مي باشد. در اين دروني فرآيند، شدن ارزش ها موجب يگانگي فرهنگ و نظام اجتماعي با شخصيت هر يك از اعضاء جامعه و همنوايي در شيوه هاي عمل، فكر و احساس شده، همبستگي، دوام، بقاء و توازن جامعه را در پي خواهد داشت. اما اگر اين فرايند در مراحل مختلف دچار اختلال گرديد، آسيبهاي بسيار اساسي و جدي به جامعه وارد خواهد شد، اما آگاهي از اين مسايل اين امكان را فراهم مي آورد تا با كنترل عوامل موثر بر اجتماعي شدن و برآورد صحيح از امكانات و راه هاي مناسب براي وصول به آن با آسيبهاي كمتري مواجه شويم. براين اساس مقاله زير درصدد است تا با رجوع به آراء و نظريه هاي انديشمندان و صاحبنظران و بحث و بررسي پيرامون ساز و كارها، ادوار، سطوح، انواع، عوامل موثر و پي آمدهاي حاصل از اجتماعي شدن، تصويري روشن ارائه كرده و به راه كارهايي اساسي رهنمون سازد. سرويس مقالات علي اصغر مقصودي تعاريف آلن بيرو در فرهنگ علوم اجتماعي اجتماعي، شدن را فرايندي كه بر پايه مجموعه آن، حيات و فعاليتهاي انساني در شبكه وابستگيهاي متقابل اجتماعي جاي مي يابند ( ) 1 تعريف مي كند و در ادامه مي نويسد: اجتماعي شدن فرايندي است رواني - اجتماعي كه بر پايه آن شخصيت اساسي تحت تاثير محيط خصوصا نهادهاي تربيتي خانوادگي و ديني تشكل مي يابد. ( ) 2 گي روشه در كتاب كنش اجتماعي از آن به عنوان يك جريان ياد مي كند كه به بركت آن شخص انساني در طول حيات خويش تمامي عناصر اجتماعي - فرهنگي محيط خود را فراگرفته، دروني مي كند وتحت تاثير تجارب و عوامل اجتماعي معنادار با ساخت شخصيت خود يگانه مي سازد، تا خود را با محيطاجتماعي كه بايد در آن زيست نمايد تطبيق دهد. ( ) 3 هانري مندراس و ژرژ گورويچ آن را مكانيزم اخذ هنجارها، ارزشها و اعتقادات اجتماعي مي دانند ( ) 4 ژان استونزل نيز اجتماعي شدن را سازگاري اجتماعي كاملا انگيزه دار مي داند ( ). بروس 5 كوئن در كتاب مباني جامعه شناسي تعريفي مختصر و جامع از آن ارائه مي دهد: اجتماعي شدن فرايندي است كه به انسان، راه هاي زندگي كردن در جامعه را مي آموزد، شخصيت مي دهد و ظرفيتهاي او را در جهت انجام وظايف فردي و به عنوان عضو جامعه توسعه مي بخشد. ( ) 6 در نهايت و باتوجه به نكات مشترك اين تعاريف مي توان گفت كه اجتماعي شدن يك فرايند، يعني يك پديده درحال شدن و سازمان يافته در بستر زمان است كه در بطن ساخت اجتماعي تحقق مي يابد و يك مجموعه ديالكتيكي دوبعدي پديد مي آورد كه درآن علاوه بر اينكه ساخت تحت تاثير فرآيند دگرگون مي شود، فرايند نيز تحت تاثير ساخت قرار مي گيرد. در اين فرآيند آموزشي، فرد متاثر از محيط اجتماعي با اخذ عناصر فرهنگي ( معارف، مدل ها، ارزش ها، نهادها، هنجارها، و اعتقادات اجتماعي ) و دروني كردن آنها به شخصيت خود شكل مي دهد، استعدادهايش را شكوفا مي سازد، ظرفيت هايش را در جهت انجام وظايف فردي و جمعي توسعه مي بخشد و مهارتهاي ضروري براي زيستن، چگونگي برقراري ارتباط موثر با ديگران و توانايي خواندن، نوشتن و سخن گفتن، و به طور كلي رفع نيازها (در سطوح مختلف ) به شيوه هاي مورد قبول جامعه را فرا مي گيرد. ساز و كارهاي اجتماعي شدن اجتماعي شدن حاصل سازوكارهاي رواني -اجتماعي تكوين شخصيت است. دوساز وكار اصلي اين فرايند عبارتند از- 1 يادگيري - 2 دروني كردن. در سازوكار يادگيري از طريق چهار عمل اصلي: تكرار، تقليد، پاداش وتنبيه و آزمايش و خطا، بازتابها، عادت ها، ارزش ها، طرز رفتارها و.. با گذر از مراحل شرطي شدن، رهيابي و تثبيت در ارگانيسم انساني و روان شخص جاي مي گيرند. چارلز هورتون كولي براين باور است كه شخص با ديدن تصوير خود از نگاه ديگران و بنا به تصوري كه از قضاوتهاي ديگران نسبت به خود دارد، خود خويشتن را مي سازد (شخصيت سازي ) به عبارتي داوري هاي افراد در مورد خود را كه برخاسته از هنجارها و ارزش هاست را شناخته، پس از تحليل و ارزيابي، رفتار مناسب را انتخاب مي كند. جرج هربرت ميد نيز براين باور است كه فرد با بازي كردن نقش ديگران ( والدين، همبازي ها، قهرمانان ) و دروني كردن رفتارشان از نظر فكري رشد مي يابد و اجتماعي مي شود. به عبارتي كودك با همانند سازي خود با اشخاص ديگر درنقش هايي كه ايفا مي كند و بخصوص تاثيرپذيري از دگري تعميم يافته (تركيبي است از انتظاراتي كه فرد گمان مي كند ديگران از او دارند ) به اخذ فرهنگ نائل آمده، پس از دخل و تصرف در آن (جدال من فردي و من اجتماعي ) آن را دروني كرده موفق به ساخت كنش مي شود. ادوار اجتماعي شدن اجتماعي شدن از كودكي آغازمي شود و تالحظه مرگ ادامه مي يابد. به طور معمول انسان در خلال گذر از مراحل مختلف زندگي در برخورد با شرايط جديد كه ضرورت تطابق با واقعيت هاي تازه را به همراه دارد، دوره هاي متفاوتي از اجتماعي شدن را تجربه مي كند. تفكيك عملي اين ادوار بسيار دشوار است، اما به لحاظ تحليلي مي توان ادوار مختلفي كه اجتماعي شدن در آنها عينيت مي يابد را بدين صورت برشمرد: ) 1 شيرخوارگي تا كودكي ) 2 نوجواني تا بلوغ ) 3 بلوغ تا جواني و بزرگسالي ) 4 تكميل تحصيلات رسمي ) 5 زناشويي ) 6 زندگي خانوادگي (در مقام پدر يا مادر ) ) 7 جدايي از پدر و مادر) 8 طلاق ) 9 تغييرات شغلي ) 10 ترك خانه ) 11 جدايي از خانواده ) 12 بازنشستگي ) 13 مرگ همسر) 14 زندگي در كشورهاي ديگر ( ) 7 هر يك از اين ادوار شرايط و ويژگي هاي خاص خود را دارد كه پرداختن به آنهااز حوصله اين بحث خارج است. سطوح اجتماعي شدن به اعتقاد مازلو آدمي پنج نوع نيازدارد) 1 نيازهاي جسماني ) 2 نياز به صيانت ) 3 نياز تعلق خاطر و عشق ) 4 نياز به ارزش و منزلت ) 5 نياز به پرورش و رشد شخصي (از طريق رشد امكانات، ظرفيتها و استعدادها ) كه در سه سطح حياتي و زيستي، ارتباطي و رشد و شكوفايي جاي مي گيرند. اريك فروم نيز نياز به ايجاد ارتباط، اعتماد و يگانگي با طبيعت، خود و ديگر انسانها، نياز به خلاق بودن، نياز به تعلق و وابستگي، خوديابي و خودشناسي و بالاخره نياز به داشتن عقيده، مرام و مسلك را عنوان مي كند. انسان براي رفع اين نيازها كه در سطوح مختلف جاي دارند، ملزم به گذر از مراحل اجتماعي شدن در سه سطح زيستي، عاطفي و تفكر است. در سطح زيستي شخص در فرهنگ و جامعه اي خاص چگونگي رفع احتياجات فيزيولوژيك را فرا مي گيرد كه اين امر مستلزم شرطي شدن ارگانيسم عصبي، فيزيولوژيكي و دستگاه حسي حركتي است. در سطح عاطفي بيان احساسات توسط پاداش ها، محدوديتها و مجازاتهاي يك فرهنگ هدايت مي شود. در سطح تفكر، انسان مقولات فكري، تصاوير دروني، تصورات، دانش ها، پيش قالبهاي داوري ها، ذهني و خلاصه شيوه هاي تفكري را فراهم مي آورد كه بدون آنها هوش، حافظه و تخيل نمي توانند شكوفا گردند، رشد يابند و حاصلي به بار آورند. نقص يا اختلال در گذر از هر يك از اين سطوح آسيبهاي رواني - اجتماعي و گذرمطلوب از آنها همنوايي در شيوه هاي عمل، فكر و احساس با اعضاي جامعه را به دنبال خواهد داشت. انواع اجتماعي شدن اجتماعي شدن ممكن است به دو صورت رسمي و غير رسمي از طريق نهادهاي رسمي و غيررسمي صورت پذيرد. هر گاه عوامل مهم يا آن اشخاصي كه مسئول اجتماعي شدن افراد جامعه هستند، براساس ضابطه انتخاب شوند و طبق مقررات عمل كنند، مروجين آموزش و پرورش رسمي و يا به طور كلي مروجين اجتماعي شدن نرمال ناميده مي شوند. مدرسه و دانشگاه در اين حيطه اما مي گنجند اگر آن گروه و يا آن عوامل مبتني بر قوانين و ضوابط و مقررات شكل نگرفته باشند و بر اساس باورهاي جمعي كه توافق ها و قراردادهاي جمعي آن را ايجاب مي كند عمل نمايند، آن را اجتماعي شدن غير رسمي مي گوييم، مثل آنچه كه در خانواده، كوچه، بازار، سينما و پارك مي آموزيم. ( ) 8 اجتماعي شدن غير رسمي به دو جهت ازاهميت بيشتري برخوردار است. يكي اينكه مدت زمان آن طولاني است يعني از تولد تا مرگ ادامه دارد. ديگر آنكه بارشد كودك رشد كرده با شخصيت او پيوند خورده و از ابتدا با تجربه هاي فردي كسب مي شود. بروس كوئن نيز اجتماعي شدن را به دونوع خودآگاه و ناخودآگاه تقسيم مي كند. اجتماعي شدن خودآگاه از طريق آموزش رسمي والدين، معلمان يا همبازي ها تحقق مي پذيرد. اين نوع اجتماعي شدن هدفمند و انديشيده است. اجتماعي شدن ناخودآگاه هنگامي است كه فرد مهارت ها و هنجارها و الگوهاي رفتار را از طريق مشاهده رفتارها و شيوه برخورد با ديگران فرا مي گيرد. ( ) 9 ادامه دارد