Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770213-41221S3

Date of Document: 1998-05-03

فرهنگ مردم مكتبخانه و آيين دانش آموزي درآن به مناسبت هفته معلم از بس كه در مشق جنون رسوا شدم پيرانه سر خندند بر من نوخطان، طفلان مكتبخانه هم محتشم كاشاني آموزش و پرورش پيش از اسلام، مخصوص شاهزادگان و نجبا بود. افلاطون درباره تعليم شاهزادگان شرح مي دهد كه به محض آن كه كودك متولد مي شد، او را به فردي لايق مي سپردند كه علاوه بر تربيت وي، به چگونگي رشد جسم او نيز توجه و نظارت داشته باشد. گزنفون نيز در كتاب سيروس نامه ( كوروش نامه )مي گويد: اطفال پارس را براي آموختن عدالت و انصاف به مكتبمي فرستند، همان گونه كه مافرزندانمان را براي تعليم ادبيات به مكتب مي فرستيم. اما با اين حال، بنابه منابع و ماخذ، تا پيش از ظهور اسلام، مكتب و مدرسه به آن صورت كه در دوران اسلامي تصورمي كنيم، وجود نداشت. چرا كه همان گونه كه گفته شد، آموزش علوم امري مخصوص طبقات شاهزادگان و نجبا بود. در زمان ظهور اسلام و رسالت حضرت محمد (ص ) آموزش، همگاني اهميت ويژه يافت. عبدالله بن سعيدبن اميه را نخستين كسي دانسته اند كه از طرف پيامبر اكرم در مدينه، مامور تعليم خواندن و نوشتن به ديگران شد. در جنگ بدر، حدود هفتاد نفر به وسيله مسلمانان اسير شدند كه درباره تعدادي از اسيران كه سواد خواندن و نوشتن مقرر داشتند، شد كه هر يك از آنها، درازاي باسواد كردن ده كودك مسلمان آزاد شوند. تا هنگام حيات پيامبر ( ص ) قرآن تنهامتن آموزشي و ديني بود كه آن رابر روي قطعات مختلف تدوين كردند. در اين دوره، مسجد تنها جايگاه آموزش و ساير فعاليت هاي اجتماعي و ديني بود و اين كه در هرمحله اي و كوي و برزني، چند مسجدساخته شود و در هر مسجدي، چندمدرس درس دهند، و چند محدث حديث گويند. اين ها، همه ره آورداسلام وجود بود مكتب و مكتبخانه در آثار شعراي فراواني ديده شده است ازجمله دراشعار حافظ و سعدي به آنها اشاره حافظ مي شود دراين باره مي سرايد: نگارمن كه به مكتبنرفت و خطننوشت به غمزه مساله آموز صد مدرس شد مكتب و مكتبخانه در فرهنگ معين درباره واژه مكتب آمده است - 1 محل كتابت جاي نوشتن - 2 مدرسه دبستان دادبه گفت شنيدم كه مردي در مكتب علمنا منطق الطير زبان مرغان آموخته بود. ( مرزبان نامه، ص ) 3ـ 11 پيروي ازنظريه اي در فلسفه هنر و غيره - 4 مجموعه معتقدات يك استاد راكه شايع شده، مكتب آن استادگويند. جمع مكتب مكاتب است. درباره واژه ملا و ملاباجي نيز آمده است، كه ملا به آدم درس خوانده و تحصيل كرده و باسواد گويند. در نزد عامه مردم، هركسي كه سواد خواندن و نوشتن داشته باشد، ملا خوانند و مردم باسواد نيز، فردي را كه تحصيلات عميق داشته باشد ملا گويند. ملاباجي نيز به فردي مي گويند كه تدريس دختران در مكتب را برعهده داشته باشد. در ابرقو، مكتب به محلي اطلاق مي شد كه داراي ملاي زن باشد و مكتبخانه محلي بود كه داراي ملاي مرد باشد. روش تعليم در مكتبخانه ها نحوه آموزش در بدين شكل مكتبخانه، بود كه اطفال، اطراف ملا يا ملاباجي حلقه مي زدند و طفل براي شگون درس، مطلب را باجمله هوالفتاح العليم آغازمي كرد و مدرس حروف را به ترتيب، به طفل ياد شاگردان مي داد هم با صداي بلند حروف را با هم تكرار مي كردند و سپس براي امتحان، معلم چندبار حروف و حركات را سوال مي كرد و وقتي كه برايش مسلم مي شد كه طفل به خوبي درسش را ياد گرفته است، به او حروف ابجد را مي آموخت. سپس طفل عم جزء، قرآن و رساله احكام را روخواني مي كرد و معلم، مراقب بود كه شاگرد ازلحاظ قرائت و تجويد اشتباهي نكند. در مكتبخانه ها، براي حفظ نظم وترتيب و تنبيه شاگردان چوب وفلكي نيز در كار بود كه در موارد مقتضي به كار مي رفت. در مورد روش تربيت در مكتبخانه ها، سعدي مي آورد: پادشاهي پسر به مكتب داد لوح سيمينش بر كنار نهاد بر سر لوح او نوشته به زر جور استاد به ز مهر پدر. ( سعدي، گلستان سعدي، باب هفتم ) مولوي نيز در اين باره مي گويد: كودكان مكتبي از اوستاد رنج ديدند از ملال و اجتهاد چون درآيي از در مكتب بگو خير باشد اوستا احوال تو. انواع مكتبخانه در تهران پنجاه شصت سال مكتبخانه ها پيش، بر دو نوع بودند: خصوصي كه در منزل طبقات اعيان داير مي شد و مخصوص فرزندان يك يا چند خانواده بود ومكتبخانه هاي عمومي كه تمام طبقات و خانواده ها مي توانستندكودكان خود را به آنجا بفرستند. شهريه اين مكتبخانه ها مبلغ ده قران براي مكتبخانه هاي اعياني و 2 تا 5 قران هم براي مكتبخانه هاي عمومي بود. در علاوه مكتبخانه ها، بر معلم يا ملا، خليفه هم انجام وظيفه مي كرد كه از ميان شاگردان محبوب انتخاب مي شد و درموارد گوناگون، به كمك نظم معلم، مكتبخانه را برقرار مي ساخت. محل قرار گرفتن آخوند يا بالاي معلم، مكتبخانه بود. در اين مكتبخانه ها، معلم مكلف بودشاگردان را با معارف ديني و مذهبي آشنا كرده و در امر نماز بچه ها نظارت كند. سن بچه هايي كه به مكتبخانه مي رفتند، شش سال بود كه تا هيجده سالگي به درس خواندن مي پرداختند. كتابهايي كه در مكتبخانه تدريس مي شد از كتبي كه در مكتبخانه هاتدريس مي شد مي توان به: شرح سيوطي، الفيه، شرح نظام، شرح جامي در نحو و صرف، حاشيه ملاعبدالله و شرح شمسيه در منطق و بالاخره مغني و مطول در معاني بيان، گلستان سعدي، و كتب تاريخي ازجمله ناسخ التواريخ و دواوين شعر سعدي و نظامي اشاره كرد. شيريني ها در شاهرود، شاگرد مكتب درشروع هر درس به مناسبتهايي موظف بود، هدايا و شيريني هايي كه در اصطلاح شاهرودآزادي نام دارد، به ملاباجي بدهد، والا ملاباجي از آموزش درس تازه خودداري مي كرد. هدايا عبارت بودنداز: كله قند، پلاس، پول و جارو، و ملاباجي خوشحال از دريافت هدايا، به زبان حال مي گفت: اول سرمشق شيريني خوش است كله هاي قند، در سيني خوش است اين هدايا، به مناسبت آغاز درس براي ملاباجي برده مي شد و درادامه درس بردن هداياي گوناگون ازجمله قالب صابون و حنا براي ملاباجي ادامه وقتي نيمي مي يافت از آموزش قرآن مي گذشت، و به سوره كاف مي رسيدند، پدر شاگرد به ملاباجي يك چارقد سفيد و كله قند و مقداري پول هديه مي داد. ضمنا روز چهارده نوروز هر شاگرد مكتبي براي معلم خلعت و تخم مرغ رنگ كرده، يك جعبه شيريني، نيم كيلو نخود و كشمش هديه مي برد و علاوه بر اينها، والدين موظف بودند مقرري ماهيانه معلم را نيز سرموقع بپردازند. در پايان اشاره مي شود كه درپايان نماز، دعايي به جماعت توسط شاگردان خوانده مي شد كه بدين سان بود: شكرالله، شكر شكرالله، مي كنم خدا را، محمد مصطفي را، علي شير خدا را، فاطمه زهرا را، حسن و حسين شهيد كربلا را، هرچه كند خدا،، كند حاجت ما را روا كند، حاجت روا كننده، بده مراد بنده، به حق عرش كرسي، سه چيز به ما فرستي، عقل و ادب و تندرستي. فريده مجيدي خامنه