Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770210-41192S1

Date of Document: 1998-04-30

سوگواري علم پيامبر (ص ); اتصال آئيني نبوت و امامت فرهنگ مردم نگاهي به مراسم پنجم محرم در شهرستان ميناب اشاره: سوگواره علم پيغمبر را به دليل فرم سمبوليك، مفاهيم عميق، حضورعده اي بي شمار و قدمتي قابل توجه، بايد يكي از كامل ترين و بزرگترين آيين هاي عزاداري كشورمان قلمداد كرد. اين آيين حماسي درپنجم محرم هرسال درميناب - از شهرهاي استان هرمزگان - برگزار مي شود. اين مراسم، يك سوگواره ويژه محرم نبوده، بلكه آيين بلندي است كه طول تاريخ تشيع، بلكه تاريخ بشريت را دربرمي گيرد و حماسه اسلام و كربلا را به قيام امام زمان (عج ) متصل در مي گرداند اين نوشته به چندوچون اين مراسم، نگاهي گذرا شده است. مراسم، از آغازين روزهاي محرم با برپا كردن دوازده علم به نشان دوازده معصوم يا تمام معصومين به جز پيامبر اكرم (ص ) و حضرت صاحبالزمان (عج ) در حسينيه هاي شهر كه هريك به نام اين معصومين خوانده مي شوند، آغاز مي شود تا روز پنجم محرم كه مراسم عزاداري واردمرحله تازه اي شده، و اوج آن به دو حسينيه مهم شهر يعني حسينيه پيامبر (ص ) و امام زمان (عج ) منتهي مي شود. به هنگام صبح تنه - پايه چوبي - علم هاي پيغمبر و صاحبزمان (عج ) را كه شش متر طول دارند، از درون حسينيه ها بيرون مي آورند و تا محل رودخانه شهر با احترام خاصي توسط متوليان حسينيه ها حمل مي كنند و آنگاه با آب رودخانه غسل مي دهند تا گردوغبار زمان و ناپاكي فراموشي را از تنه ها بزدايند. از اين مرحله، تنه ها ارزشي ويژه مي يابند به گونه اي كه بسياري به تجليل، گريه و بوسيدن آن مي شتابند. مرحله بعد خلعت پوشاني است. خلعت ها پارچه هاي بلندي هستند كه تمام تنه علم ها را مي پوشانند. در اين مرحله، تنها خواص كه مرداني از سادات بوده و نسل اندرنسل مفتخر به اين كار شده اند، حضوردارند و كارها در درون حسينيه و دور از نگاه ها و در خلوت محرمان انجام مي پذيرد. تعداد خلعتهاي هر علم، امروزه چهارده تا است، ولي در گذشته هاي دور تعداد اين خلعت ها به چهل مي رسيد، هر خلعت را با نخ هايي برتنه مي بندند، خلعت ها بيان كننده نذوراتي هستند كه توسط عزاداران جهت برآورده شدن حاجتهايشان و شركت در اين حماسه آييني به حسينيه آورده شده اند. با بسته شدن هر خلعت، حاجت و طلبي بر علم ها بسته مي شود و در نهايت، علم، محملي از حاجت ها و نشاني از هزاران باورپاك و صادق مي گردد، اين باورها را در بيان صلواتهايي كه همراه پوشاندن پارچه ها برتنه گفته مي شود، مي توان متجلي ديد. مرحله بعدي آماده سازي سربستن علم ها، است. در اين قسمت تيغه هايي كه هركدام شكلي ويژه دارند، بر بالاي پايه علم ها قرار داده مي شوند و برزير تيغه هاي نقره اي با كمك پارچه، حجمي گنبدگونه ايجاد مي گرددكه در علم پيغمبر، رنگ سبز اين پارچه باعث مي شود تا نشاني ازگنبد خضراء داشته باشد. اطراف گنبد را با حلقه هايي نقره اي كه درگذشته از زينت زنان جنوبي بوده وخلخال ناميده مي شوند، تزيين مي كنند. تا هنگام ظهر، علم صاحبالزمان ( عج ) نيز آماده مي شود. از آن سو درحسينيه پيامبر (ص ) بر تعداد جمعيت عزادار افزوده مي گردد وعزاداران برگرد علم ها، حلقه اي ساخته و به شيوه بومي خود سينه مي زنند. اين سينه زني، سوگواري و حاجتمندي تا آماده شدن علم پيامبر ( ص ) ادامه مي يابد. اينك همه علم هاي دوازده معصوم ديگر به ديدار علم پيامبر ( ص ) در حسينيه جمع آمده اند، در عصر آن روز، علم پيامبر ( ص ) آماده شده و از حسينيه خارج مي شود. علم هاي ديگر هم به دنبال هم حركت مي كنند و مردمان عزادار، با سينه زني و سوگواري چون كاروان كربلا راه مي گيرند، علم ها از ميان شهر مي گذرند و همراه باخورشيد، به سوي حسينيه صاحبالزمان ( عج ) مي روند. علم ها در مقابل خيابان، حسينيه به انتظار مي مانند تا علم صاحبالزمان ( عج ) از، حسينيه خارج شود و به سمت علم ها بيايد، دو علم پيامبر وصاحبالزمان پس از ديدن يكديگر به سوي هم مي شتابند و به هم مي رسند و سرعلم هارا به هم مي زنند تا به قول مردمان محل، با هم ديدار كرده وصاحبالزمان (عج ) دين، را از پيامبر تحويل گيرد. پس از اين همه قيام، علم ها به ميدانگاهي حسينيه آمده و حلقه هاي انساني برگرد سوگواران، علم ها ساخته مي شود تا سينه بزنند و عزا بگيرند، با تاريكي هوا، علم صاحبالزمان ( عج ) به درون حسينيه برده مي شود. روز عاشورابه نشان عزاي حسيني برآن پارچه سياه انداخته مي شود و علم مي ماند تاسال ديگر تا باز قيام و حماسه آزادگي تكرار شود. معناشناسي آنچه آمد، بيان پوسته آيين بود و بايد در نظر داشت كه در پس پوسته همه رسم ها، معنا و محتوايي نهفته است و براي دستيابي به محتوا، حقيقتي لازم است كه از پوسته ظاهر گذشته و با تفحص در خودآگاه و ناخودآگاه جمعي و فردي مشاركين آيين، به آن دست يافت و از سوي ديگر براي درك افراد از نگاه خود برگزار كنندگان نگريست و اعمال را باور كرد، و گرنه بدون باور و عشق، چيزي براي فهميدن نمي ماند. تكيه و مبناي مراسم علم است و علم ارتباطي ميان زمين و آسمان است; زمين تجلي ماده، و آسمان تجلي معناست و آنچه در علم ديده مي شود، عبور از ماده به معنا مي باشد و همين گونه است كه در نظر شركت كنندگان در مراسم، ديگر چوب، چوب نيست و هرچه هست از باورهاي متصل به حقيقت ايماني نشات مي گيرد. اين كه علم صاحبالزمان ( عج ) پس از آماده شدن در درون حسينيه ودور از نظرها قرار مي گيرد، خود نشاني از غيبت امام زمان ( عج ) و است، آمدن علم هاي دوازده معصوم به ديدار علم پيغمبر ( ص ) نشان، از ظهورامامت و تسلسل دين در پرتو ولايت است. سفر علم ها تمثيلي از يك هجرت تاريخي و نشان از قيامي در طول زمان و تاريخ، در طول زمانها و در همه مكانها است. خروج علم صاحبالزمان ( عج ) نشان، از پايان غيبت و ظهور و رسيدن به يك وحدت است، چنان كه در پايان مراسم، دايره اي از انسانها براي عزاداري شكل مي گيرد و اين گونه است كه ديگر هيچيك از افراد، به تنهايي معنا نمي يابند، حتي جمع هم خود را نمي يابند و هرآنچه علم هست، است و باوري ايستاده، رو به آسمان! رضا دبيري نژاد