Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770209-41183S1

Date of Document: 1998-04-29

از كنار اين ظلم مضاعف چگونه مي توان؟ گذشت! عمرم را جهت تحصيل و كسب آبرو سپري كرده ام حيثيت و آبروي خانوادگي را در زندگي برهمه چيز مقدم داشته ام و تاكنون بااستعانت از درگاه پروردگار كوچكترين لغزش و خطائي را مرتكبنشده ام و بخاطر موقعيت شغليم بيش از نيمي از روسا، مديران وكارمندان دوائر وادارات دولتي در سطح بوشهر مرا مي شناسند. در /3/1376 12تاريخ در محيط كارم در بوشهر مشغول بودم كه دو نفر وارد و يكي از آقايان كه خود را افسر آگاهي اهواز معرفي كرد بنده را مخاطب قرار داده اظهار داشت كه شما بنا به حكم قاضي دادگستري 22شعبه اهواز بازداشت هستيد در كمال ناباوري از وي خواستم كه موضوع را برايم شرح دهد. ايشان گفتند در دادگستري بوشهر قضيه روشن مي شود. تسليم قضاوقدر شدم و از بلاي ناگهاني كه برمن نازل شده بود به خداوند پناه بردم، در معيت مامور به دادگستري بوشهرمراجعه و روشن شد كه خودروئي در سال ( ) 1375 در اهواز ربوده شده وپسر بچه 10 ساله اي كه شاهد صحنه بوده به مال باخته اظهار نموده كه دونفر در سواري پيكان سفيد رنگي محيط را شناسائي و سپس اقدام به سرقت خودرو ياد شده كرده اند. پسربچه شماره ماشين پيكان قم كه 1134952 شماره مذكور متعلق به خودروي شخصي اينجانب مي باشد را اعلام نموده است و به استناد اين مدرك مضحك شعبه 22 دادگستري اهواز حكم بازداشت موقت مالك خودرو را صادر نموده است. قاضي دادگستري بوشهر پس از رويت پرونده گفت بنا به نيابتي كه شعبه 22 اهواز صادر نموده شما بازداشت موقت هستيد و پس از شور با معاونت دادگستري بوشهر اظهار داشت كه در اين زمينه از دست ما كاري ساخته نيست و مي بايستي به اهواز برويد. جهت تاييد حكم ماموريت افسر اعزامي از اهواز، به آگاهي بوشهر مراجعه كرديم. رئيس و تقريبا كليه پرسنل آگاهي بوشهر از ديدن حكم قاضي مبهوت ماندند و با ذكر سابقه بنده از مامور اعزامي خواستند باتوجه به اشتباهي كه صورت گرفته نسبت به تسريع در روند پرونده اينجانب اقدام نمايند. صبح /3/76 13روز در معيت مامور به شعبه يكم آگاهي اهواز مراجعه نمودم، مالباخته كه همان ابتدا با ديدن محيط كار و شرايط بنده و توضيحات پرسنل آگاهي و دادگستري بوشهر كاملا توجيه شده بود در محل حاضر و اعلام داشت كه هيچگونه شكايتي در اين زمينه از بنده ندارد. از طرفي مواجهه حضوري اينجانب با پسربچه اي كه شاهد صحنه سرقت ماشين بوده آشكار نمود كه او تاكنون بنده را نديده است و تنها راي قاضي بود كه مي بايستي حكم بازداشت موقت را فك نمايد. در كمال تاسف قاضي در تاريخ يادشده در محل كار خود حاضر نگرديد و با عنايت به اينكه از آن تاريخ به مدت سه روز تعطيلات مربوط 15 16 به 14 خرداد در پيش روبودبنده را بناچار راهي بازداشتگاه نمودند، چهارروز دردياري غريب در ميان سارقان و قاتلان براي شخصي كه در عمرش حتي دود سيگار راهم استشمام نكرده، عمري طولاني است! اي كاش قاضي اين قدرت را داشت كه چهار سال از عمر من را بگيرد ولي متولي اين حادثه ناگوار نگردد، بيگناه در جمعي از گنهكاران زيستن شرمندگي است بس عظيم، كه در محيط خانه و فاميل نمي توان آن را توجيه كرد. چهار شبانه روز را سپري كردم كه هيچ زماني درباورم نمي گنجيد. با توجه به رضايت شاكي و مواجهه حضوري با شاهد پشت درب دادگاه منتظر راي و نظر قاضي ماندم ولي بدون احضار بنده حكم بازداشت را منوط به داشتن ضامن معتبر كرد و دستور داد هويت بنده را ازاداره تشخيص هويت اهواز استعلام نمايند. پس از گذشت 48 ساعت نتيجه استعلام را به رويت قاضي شعبه رساندند و مجددا وي دستورداد كه از تشخيص هويت فارس (محل صدور شناسنامه ) و ازندامتگاه كارون اهواز هم در اين زمينه استعلام گردد. از تعجب انگشت به دهان مانده بودم چطور مي شود كسي كه در اداره تشخيص هويت خوزستان سابقه ندارد در ندامتگاه كارون پرونده داشته باشد، احساس كردم پرونده دارد از سير طبيعي خود خارج مي شود پرونده اي كه نه شاكي دارد و نه شاهد چطور از اين اتاق به آن اتاق و از اين اداره به آن اداره مي رود! تقاضا كردم به حضور ايشان برسم پس از ورود به اتاق وي دوبار با صداي بلند سلام كردم. وي در كمال تكبر و نخوت از دادن جواب خودداري كرد، با لحن ملتمسانه اي از محضر ايشان خواستم با توجه به اينكه بيگناه 4 روز در بازداشت بوده ام 4 دقيقه به من فرصت بدهد تا حرفهايم را بزنم ولي دريغ وي با لحن تند اظهار داشت كه من فرصت ندارم، كلي پرونده دارم كه بايد رسيدگي بكنم برويد آيا بيرون اين است رافت و عطوفت اسلامي كه پيشواي بزرگ ما امام علي (ع ) قضات را ملزم به رعايت آن؟ مي دانند قاضي شعبه 22 دادگستري اهواز پس از رويت پاسخ نامه هاي ارسالي به فارس و ندامتگاه كارون كه بيش از ده روزطول كشيده پرونده را بجاي آنكه مختومه كند مجددا در كانال ديگري انداخته و تعيين اصالت خود روي بنده را كه در آگاهي اهواز توقيف بود از مركز كامپيوتر استعلام و تحويل وسيله فوق را به بنده مستلزم اظهار نظر كارشناس دادگستري در زمينه اصالت خودرو دانسته است! اما اين يك روي سكه است و روي ديگر سكه كش دادن پرونده اي است كه هيچگونه ادعائي از ناحيه هيچكس برروي آن نيست، قريب يكماه اين قضيه گريبانگيربنده شده و چند مرتبه مجبور به طي مسير بوشهر - اهواز شده ام. آيا نمي شد در همان جلسه اول كليه اسناد و مدارك و استعلامها را يكجا طلب ؟ مي كردند يابايستي اين كار در چندين مرحله انجام ؟ مي پذيرفت اينجاست كه بايد پرسيد نفس قضيه در سير مراحل اين پرونده؟ چيست و در دادگستري كه تنها مامن و پناهگاه ستمديدگان است از كنار اين ظلم مضاعف چگونه مي توان؟ گذشت قاسم عباسي