Hamshahri corpus document

DOC ID : H-770209-41178S1

Date of Document: 1998-04-29

حرمت عشق را نگاه داريم... گزارشي به مناسبت برپايي هفته بزرگداشت مقام معلم درمدارس سراسر كشور معلمان بيشتر از اين كه احتياج به جشن و تجليل داشته باشند، احتياج به يك سنديكا دارند. تشكلي كه از حق وحقوقشان دفاع كند، حرفهايشان را بزند و مشكلاتشان را مطرح كند در كره شمالي، معلم ها از حقوق بالاتري از صاحبان ساير مشاغل برخوردارند، در گرفتن مسكن نسبت به ديگران حق تقدم دارند، مردم به شدت معلمان را دوست دارند و با ايشان خوشرفتاري مي كنند و از طرف دولت هم، به معلمان عناوين و نشانهاي مختلفي اعطا مي شود در حالي كه در روز و هفته معلم، همه به الگو بودن و الگودهي معلم تاكيد دارند، در ساير مواقع، به راحتي آن را به فراموشي مي سپرند شور و شوق بچه ها در اين هفته خيلي ديدني است. مسابقات مختلفي كه برايشان برپا مي شود، باعث تحرك بچه هاست كسب عنوان نمونه، تغيير خاصي در زندگي معلم نمي گذارد و فقط تقديرنامه و جايزه داده مي شود، جوايزي كه مصرف و تقديرنامه هايي كه كهنه مي شوند اشاره: هفته معلم، روز پرستار، روز ارتش، هفته بهزيستي، روز كارگر، روز كارمند، هفته نيروي انتظامي و... عناوين اين روزها و هفته ها براي ما آشنا هستند. هراز گاهي با يكي از اين عناوين برخورد مي كنيم كه مطبوعات و راديو و تلويزيون در اين خصوص اقدام به تهيه برنامه و مطلبي مي كنند و بعد هم مي رودتا سال بعد، همان روزو همان هفته و دوباره سخنراني ها وانتخاب نمونه هاو مصاحبه ها و اين دور همچنان ادامه دارد. ولي.. راستي چرا ما روز تاجر؟ نداريم روز طلافروش، كارخانه دار، بنگاه دار، مديركل يا؟ رئيس چه كسي مي تواندبگويد كه اين افراد شغلشان زحمت ندارد يا خدمت ؟ نيست! اگرتجارت و تاجر نباشد، مشكلات اقتصادي گريبانگير پس خيلي هامي شود چرا از اين افراد تجليل؟ نمي شود يا خيلي شغلهاي پردرآمد ديگر كه هيچ موقع نه كسي با ايشان مصاحبه مي كند ونه كسي يادي از آنها مي كند. وقتي به اسامي قشرهايي كه روز وهفته اي به نامشان هست دقت مي كنيم، مي بينيم هر يك از اين اقشار اعتبار خاصي در جامعه دارند كه آنان را از ديگر اقشار متمايز مي سازد و به همان اعتبار برايشان روز يا هفته خاصي در نظر گرفته مي شود به ويژه قشر معلم كه جايگاه خاصي در فرهنگ و تعليم و تربيت جامعه دارد. اما مراسم بزرگداشت اين اقشار از محتوي و كيفيت لازم برخوردار نيست. هرسال ازدوازدهم ارديبهشت (سالروز شهادت استاد مطهري ) تا هجدهم همين ماه به عنوان هفته معلم نامگذاري شده و مراسمي هم درسراسر كشور برگزار مي شود. به بهانه نزديك شدن به هفته معلم در سال جاري، پاي صحبت تعدادي از فرهنگيان مي نشينيم و نظراتشان را در خصوص برگزاري مراسم اين هفته و انتظاراتشان از جامعه، جويا مي شويم. حسين سرمت كه ليسانس زيست شناسي دارد، در پاسخ به سوال ما مي گويد: برگزاري مراسم هفته معلم اشكالي ندارد، ولي شايد تاثيري هم نداشته باشد. سالي يك هفته، حرفهايي زده مي شود درمورد مردان و زناني كه نبض آموزش فرزندان يك مملكت دردست ايشان است، ولي خيلي سطحي و ظاهري. در عمل اتفاق خاصي نمي افتد و حتي صحنه هاي ناراحت كننده اي به وقوع مي پيوندد. مثلا در سالهاي قبل، در بعضي مدارس ديده مي شد روز شهادت استاد مطهري جشن گرفته مي شود، در حالي كه اين روز، روزگراميداشت است نه جشن. يا مي شنيديم كه در مراسمي كه ازطرف مناطق يا اداره كل برگزار مي شود، نمايشهاي سطحي و تقليدصدا و كارهايي از اين قبيل انجام شده كه نشان از عدم شناخت از روحيات معلم است. البته معلم ها، خود را تافته جدا بافته از مردم معلم ها نمي دانند هم روحياتي مثل بقيه مردم دارند. براي مثال مي دانند در يك جشن عروسي چگونه بايد ابرازاحساسات كرد، ولي وقتي صحبت از گراميداشت از مقام معلم وشغل معلمي است، انتظارات كاملا متفاوت مي شود. رسانه هامي توانند در مورد شناخت روحيات و شغل معلمان فعالانه تر عمل كنند و به نوعي فرهنگ سازي كنند. سيدحميد آهي، در مورد وضعيت معلمان در ساير كشورها براي ما توضيح مي دهد: من كشورهاي اروپايي و امريكايي را نمي گويم، در يك كشور آسيايي نه چندان پيشرفته مثل كره شمالي، معلم ها از حقوق بالاتري از صاحبان ساير مشاغل برخوردارند، در گرفتن مسكن نسبت به ديگران حق تقدم دارند، مردم به شدت معلمها را دوست دارند و با ايشان خوشرفتاري مي كنند و از طرف دولت هم، به معلمان برتر عناوين دكترا، استاد، استاديار و سايرعناوين و نشانها اعطا مي شود. باور كنيد اگر مسلمان نبودم و در يك كشوراسلامي زندگي نمي كردم، آرزو مي كردم در كره شمالي معلم باشم تا در ايران. تعداد معلماني كه در جامعه ما، نسبت به شغل خود متعهد و در عين حال حساس هستند، كم نيست، با اين وجود، هرازگاهي مي بينيم، مانندساير شغلها، در جرايد يا صدا و سيما مورد شوخي و استهزا واقع مي شويم. در حالي كه درروز و هفته معلم، همه به الگو بودن و الگو دهي معلم تاكيددارند، درساير مواقع، به راحتي آن را به فراموشي مي سپرند. حتي وقتي مي خواهند از ما تعريف كنند، مي گويند: قشر زحمتكش. اگر به يك نفركه پشت دستگاه خاصي هر روز كاري را تكرار مي كند بگويند زحمتكش، درست است، چون زحمت همان كلمه انگليسي Labour به معني تكراري و ماشيني و نقطه مقابل Work به معناي كارخلاقانه و غيرتكراري است، ولي در مورد معلم، استفاده ازآن، فقط نوعي توهين حالا است چند نسل ديگر بايد منتظر باشيم تا برخورد جامعه با معلمان فرزندان خودشان اصلاح شود، خدامي داند. معلمها فكر نمي كنند انسانهاي خارق العاده اي ولي هستند، انتظار حرمت و احترام هم، انتظار فوق العاده اي نيست. سليمان سليمي، در حالي كه با شنيدن صحبتهاي ما در موردعلت عدم تجليل از مشاغل پردرآمد در رسانه ها به خنده مي گويد افتاده: گرفتن، اين همه تقديرنامه به چه درد مي خورد. من احتياج به سرپناهي دارم تا از مستاجري راحت شوم برخي از تعاوني هاي مسكن به راحتي قادر هستند دست به كلاهبرداري بزنندو نمي دانيم چرا و چه كسي؟ جوابگوست تعاوني مسكن ما دراسلامشهر، چند سال بود براي دادن زمين در شهرك انديشه از ماثبت نام كرده بود، كه بهاي آن، فروش هست و نيست مان بود وتازه فهميده ايم كه همه اش كلاهبرداري بوده و بايد به دنبال اصل پولمان مرتبا دادگاه برويم و بياييم. حالا شما هرچقدردوست داريد، در وصف معلم شعر بنويسيد و جشن و جشنواره راه بياندازيد، درد ما چيز ديگري است. ميترا عباسي، فوق ديپلم آموزش ابتدايي است و ده سال سابقه كار دارد وي، برگزاري جشنهاي هفته معلم را بيشتر به نفع كسبه مي داند و عنوان مي كند: اتفاقا در اين هفته اين مغازه داران هستند كه به شدت خوشحال مي شوندو آن تجليلي كه ديگران حرفش را در مورد معلم مي زنند، غيرمستقيم شامل در كسبه مي شود مناطق محروم و پايين شهر، اغلب ديده مي شودمغازه داران اشيايي را كه مدتها به فروش نرفته و روي دستشان مانده، كادو مي كنند و روي آن را با يك جمله تبريك به مناسبت هفته معلم تزيين مي كنند، و بچه ها هم با سادگي و معصوميتي كه دارند، چون ترجيح مي دهند خود هديه اي براي معلمانشان تهيه كنند، مورد سوء استفاده اين افراد قرار مي گيرند و اين اجناس از رده خارج به اين ترتيب، به فروش مي رسد. من به اجراي طرح هفته معلم احترام مي گذارم، ولي فكر مي كنم چون معلمان مدارس دولتي حقوق خود را از دولت مي گيرند، اگر قرار است هديه اي برايشان تهيه شود بايد توسط نماينده دولت يعني مدرسه تهيه و به طور يكسان به تمام كاركنان اهداء شود، تا ديگر شاهد اجحاف در حق دانش آموزان نباشيم و از طرفي دانش آموزي از نداري خود خجالت نكشد. من در بين دانش آموزانمان كه در واقع نمونه كوچك شده يك جامعه در محيط مدرسه هستند، آنقدر اختلاف سطح مي بينم، كه حاضر نيستم از يك بچه مرفه هديه اي بگيرم كه بهاي آن تحقير يك كودك فقيرباشد. مشكلات ماهمواره وجود دارد، ولي مي خواهيم مشكلاتمان توسط مجلس و دولت حل شود، نه مستقيما توسطاولياي دانش آموزان. مطمئنا رجوع مستقيم معلمان به اولياي دانش آموزان كه صاحب حرف و مشاغل كليدي هستند، تبعات منفي زيادي براي نظام آموزشي و اخلاقي جامعه ما درپي خواهد داشت. راضيه سردهايي. مديردبيرستان، يكي از مناطق شمالي تهران است. وي قبلا مدير يك دبستان و مدرسه راهنمايي در جنوب شهر تهران بوده و به گفته خودش اختلاف طبقاتي را از لحاظ جغرافيايي نيز لمس وي كرده است در مورد جشنهاي هفته معلم مي گويد: همانطوري كه همه مي دانند در مورد مشاغل پرزحمت و كم درامد مثل پرستاري، پاسداري، بهياري، معلمي و ديگر مشاغل سخت هم، روز يا هفته بزرگداشت به داريم نظر من، نامگذاري روزها يا هفته هايي با چنين عناويني، قرار نيست مشكلات ما را حل كند. بلكه بيشتر، بيان كننده اهميت و ارزش اين مفاهيم و دست اندركاران اين مشاغل است. ولي، از طرفي از آنجا كه در چنين روزهايي اغراق در سخنراني ها و خبرها و گزارش ها ديده مي شود و همچنين انسان به ياد انواع وعده هاي به فراموشي سپرده شده مي افتد، خود به خود حالت دافعه در آدم به وجود مي آيد. اگر در كنار شعارها، يك مقدار هم به وضعيت معيشتي معلم توجه شود، همه شاهد استقبال فرهنگيان به عنوان هفته تحقق وعده ها و ارزش گذاري عملي به مقام معلم خواهيم بود، در سالهاي گذشته آموزش و پرورش سعي كرده براي جلوگيري از ناراحتي دانش آموزان مستضعف در مورد تهيه هديه، طرحهاي فرهنگي و معنوي را به كار ببندد كه بي تاثير نبوده است. مدرسه مي تواند اين مشكل رابا گرفتن كمكهاي داوطلبانه اولياء حل كند، به شرطي كه محملي كاملا قانوني داشته باشد. صادق عليزاده. آزاده اي، باهفت سال سابقه اسارت و برادرشهيدي از شهداي جنگ تحميلي است. او كه چند درصد جانبازي خود را نيز يادگاري از دوران جنگ تحميلي مي داند، در حال حاضر مسئول آزمايشگاه يك مدرسه راهنمايي است، در مورد جشنهاي هفته معلم كه نظرش را مي پرسيم، مي گويد: شور و شوق بچه ها در اين هفته خيلي ديدني است. مسابقات مختلفي كه برايشان برپا مي شود، باعث تحرك بچه هاست و در مورد معلمان هم، منطقه از هر مدرسه يكي دو نفر را انتخاب مي كند و تقديرنامه و هديه به ايشان مي دهد. از شغل ما هميشه تعريف و تمجيد مي شود، ولي تقريبا تمام كاري كه برايمان انجام مي دهند، همين است كه گفتم، ولي به دنبالش سيل خواسته ها و بايدها و نبايدهاست كه در مورد معلم وجود دارد. ما هميشه بايد سيل فشارها را تحمل كنيم و شاهد تبعيض بين كارمندان وزارتخانه هاي يك دولت، در مورد خودمان باشيم. وقتي صحبت از اجراي نظام هماهنگ پرداخت شد، ما نسبت به اين قضيه خيلي خوش باور بوديم، ولي حالا مي بينم باز هم اوضاع به نفع ما نيست. وزارتخانه هاي ديگر هميشه از محل توليداتشان راحت تر به كارمندانشان كمك مي كنند، ولي آموزش و پرورش چنين امكاني ندارد. به عنوان مثال در مورد همين عيدي امسال، من از كارمندان چند ارگان و وزارتخانه پرسيدم. همه لااقل دو برابر مبلغ مصوب را گرفته بودند، ولي ما همان تومان 28500 را. زيبا دبير اصلاني، هنر در مورد شيوه هاي انتخاب معلم نمونه مي گويد: هفته معلم و انتخاب معلم نمونه مي توانست خوب باشد، به شرطي كه ضوابط انتخاب و انتخاب كننده كاملا مدون مي شد. در حالي كه الان بعضي از مديراني كه معلم نمونه انتخاب مي كنند، خود در رده پائين ترين افراد حائز شرايط براي هرگونه انتخابي هستند، ولي طبق دستورالعمل، به عنوان رئيس ستاد تربيتي و مدير مدرسه، انتخاب كننده معلم نمونه يا معاون نمونه از هستند طرفي، كسب عنوان نمونه تغيير خاصي در زندگي فرد معلم نمي گذارد و فقط تقدير نامه وجايزه داده مي شود. جوايزي كه مصرف و تقديرنامه هايي كه كهنه مي شوند. در حالي كه شيوه انتخاب، بايد كاملا غيرقابل خدشه و از روي عدالت كامل و از يك محل مستقل باشد، نه مثل الان كه خيلي از مديران فقط رفقاي خود را معرفي مي كنند. جوايز هم بايد ماندني باشند، تا ايجاد انگيزه كنند و نمونه شدن آرزوي هر معلمي شود تا براي آن زحمت بكشد. محسن ساوالان پور، فوق ديپلم علوم تجربي، از انتظارات خود از جامعه چنين مي گويد: معلمان بيشتر ازاينكه احتياج به جشن و تجليل داشته باشند، احتياج به يك سنديكا دارند. سنديكا يا تشكلي كه از حق و حقوقشان دفاع كند، حرفهايشان را بزند و مشكلاتشان را مطرح كند. آموزش و پرورش به علت داشتن پرسنل زياد، حضورش هم درهمه جا گسترده بوده، در انقلاب، در الان جنگ هم هر موقع كارهايي مثل انتخابات رياست جمهوري و مجلس باشد، اولين جا براي همكاري مدارس است. ولي در مواقع ديگر، كسي به فكر مانيست، مي گويند اينها تا ظهر كار مي كنند روز 4هفته اي كار مي كنند تابستان تعطيل به هستند قول معروف آواز دهل شنيدن از دور خوش است. كومعلمي كه به 4روز 6 جاي روز هفته را كار نكند. آن هم 7 صبح تا 6 بعد ازظهر تازه اگر اضافه كار گيرش بيايد كه معلم خوشبختي است. چون هر سال شاهد آمدن عده اي معلم جديد هستيم كه باعث كم شدن غير موظف ماست و گويا دولت قصد دارد در نهايت كلاسها را با ساعت موظف افراد پر كند. قانونگذاري كه هفته اي 4 روز را براي تدريس و كار در نظر گرفته، معتقد بوده كه معلم دو روز ديگررا به تحصيل و آمادگي علمي و فني بپردازد تا هميشه براي دانش آموز يك منبع علمي واقعي به شمار رود ولي الان بعضي معلمها تا 12 شب هم، وقت تدريس خصوصي تكليف مي دهند كساني كه هم به ساير مشاغل روي آورده اند، كاملامشخص است. در پايان، ذكر اين نكته ضروري است كه مراجعه به نظريات معلماني كه در تحقيقات دانشجويي، در مورد نحوه و شيوه هاي قدرداني جامعه از شغل و مقام معلم، ابراز عقيده كرده اند نشان مي دهد كه معلمان معتقدند شناخت معلم و تكريم از او در جامعه ضعيف است و اغلب فرهنگيان رسيدگي به وضعيت مسكن و رفاهي ايشان را در ارتقاء شخصيت مثبت وروحي خود كاملا موثر مي دانند وبا توجه به روند گسترش ماديگري در جامعه، برآورده شدن حداقل امكانات معيشتي رفاهي لااقل در حد كارمندان ساير وزارتخانه ها وارگانهاو نهادها را حق مسلم خود مي دانند. همچنين معلمان معتقدندبرخورد محترمانه از سوي مردم، رسانه ها، مقامات و اصناف و مشاغل به شرطي كه به معني بازي با كلمات و پخش اطلاعيه و سخنراني نباشد، برايشان در حد برآورده شدن نيازهاي اقتصادي مهم است. محرم حيدري